فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

حدیث منزلت

دلیل دیگر (حدیث منزلت است که پیامبر (ص) هنگامی که با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوک (در سال نهم هجرت) بود به علی (ع) رو کرد و فرمود:
انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.
(نسبت مقام تو به من، همانند نسبت مقام هارون به موسی (ع) است، با این فرق که بعد از من، پیامبری نخواهد بود.
با این بیان، مقام وزارت و اختصاص در دوستی و برتری بر همگان و جانشینی آن حضرت در زمان حیات پیامبر (ص) و بعد از حیاتش را فرض و ثابت کرد، چنانکه قرآن به همه این ویژگیها در مورد هارون نسبت به موسی (ع) گواهی می دهد، خداوند در این باره می فرماید موسی گفت:
واجعل لی وزیراً من اهلی هارون اخی اشدد به ازری واشرکه فی امری کی نسبحک کثیراً و نذکرک کثیراً انک کنت بنا بصیراً.(55)
(خدایا! وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را، به وسیله او پشتم را محکم کن، او را در کار من شریک گردان تا تو را بسیار تسبیح گوییم و تو را بسیار یاد کنیم، چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده ای.
خداوند در پاسخ به درخواست موسی (ع) فرمود: (... قد اوتیت سؤلک یا موسی)(56)؛ (آنچه را خواسته ای به تو داده شد ای موسی.
مطابق این آیات، شرکت هارون (ع) با موسی (ع) در نبوت و وزارت برای اجرای رسالت و پشتیبانی محکم هارون از موسی (ع) ثابت شد.
و موسی در مورد خلافت و جانشینی هارون، به خدا عرض کرد:
... اخلفنی فی قومی واصلح و لا تتبع سبیل المفسدین.(57)
(جانشین من در میان قوم من باش (و آنان را) اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی منما.
به این ترتیب، خلافت هارون از جانب موسی (ع) مطابق آیات روشن قرآن، ثابت شد.
با توجه به این جریان، وقتی که پیامبر اسلام (ص) برای امیر مؤمنان علی (ع) همه ویژگیهای هارون، نسبت به موسی (ع) را قرار داد و علی (ع) را همچون هارون (جز در مقام نبوت) دانست، معنایش در حقیقت این است که بر علی (ع) عهده داری وزارت و پشتیبانی استوار از رسول خدا (ص) واجب می گردد و برتری علی (ع) بر دیگران روشن می شود و پیوند ناگسستنی پیامبر (ص) با علی (ع) آشکار می گردد، سپس خلافت و جانشینی علی (ع) از پیامبر (ص) به ثبوت می رسد؛ زیرا به استثنای خصوص نبوت نه غیر آن همه مقامات هارون نسبت به موسی (ع) برای علی (ع) نسبت به پیامبر اسلام (ص) که از جمله آن جانشینی هارون نسبت به موسی باشد، ثابت می گردد، خلافت در زمان حیات پیامبر (ص) طبق صریح گفتار پیامبر (ص) ثابت می شود و خلافت بعد از رحلت آن حضرت نیز از استثناء خصوص نبوت، استفاده می شود (زیرا پیامبر (ص)) فرمود: (بعد از من پیامبری نخواهد آمد.
مفهومش این است که علی (ع) غیر از مقام نبوت، تمام مقامات دیگر، از جمله جانشینی - حتی بعد از پیامبر (ص) - را دارد (این بود چند نمونه از دلایل روشن که بیانگر حقانیت امامت و خلافت علی (ع) بود) و امثال این دلایل بسیار است که برای رعایت اختصار، از آنها خودداری شد.

نگاهی به فراز و نشیبهای زندگی علی (ع) بعد از پیامبر (ص)

امامت علی (ع) بعد از پیامبر (ص) سی سال طول کشید، در این سی سال، 24 سال و چند ماه بر اساس تقیه و مدارا با آنان که بر سر کار بودند، بسر برد، و از دخالت در احکام و بیان حقایق، ممنوع بود و پنج سال و چند ماه که (زمام امور مسلمین را به دست گرفت) اشتغال به جهاد با منافقین از بیعت شکنان (مانند طلحه و زبیر) و منحرفین از حق (مثل معاویه و پیروانش) و خارج شدگان از دین (مانند خوارج) داشت و گرفتار آشوب گمراهان بود، چنانکه پیامبر اسلام (ص) سیزده سال در دوران نبوتش (در مکه) همواره در ترس و زندان و فرار و دوری از اجتماع بود و نمی توانست با کافران، پیکار کند و قدرت آن را نداشت که مسلمین را از آزار و شکنجه آنان محافظت نماید، سرانجام (از مکه به سوی مدینه) هجرت کرده و ده سال در مدینه به جهاد با مشرکان پرداخت و گرفتار کارشکنیهای منافقین بود تا اینکه از دنیا رحلت کرد و خداوند او را در بهشت برین ساکن نمود.

جریان شهادت علی (ع)

حضرت علی (ع) قبل از سپیده دم شب جمعه 21 ماه رمضان سال چهلم هجرت، دار دنیا را وداع کرد، و بر اثر ضربتی که بر فرقش زدند به شهادت رسید، این ضربت را (ابن ملجم مرادی - لعنت خدا بر او باد - در مسجد کوفه بر آن حضرت وارد ساخت، امام علی (ع) سحر شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، از خانه به سوی مسجد روانه شد، ابن ملجم از آغاز آن شب در کمین آن حضرت بود، آن حضرت (طبق معمول) به مسجد آمد و مثل همیشه خفتگان را برای نماز بیدار می کرد، ابن ملجم در میان خفتگان بیدار بود وی خود را به خواب زده و کارش را پنهان نموده بود که ناگهان برخاست و به علی (ع) حمله کرد و شمشیر زهرآگین خود را بر فرق مقدس علی (ع) وارد نمود. علی (ع) پس از این حادثه، بستری شد تا اینکه در ثلث آخر شب بیست و یکم، مظلومانه به لقای حق پیوست و شهد شهادت نوشید (ولی طبق مدارک متعدد، آن حضرت در محراب عبادت، هنگام نماز، ضربت خورد).(58)
آن بزرگوار قبلا از چنین حادثه ای آگاه بود و به مردم خبر می داد، (چنانکه در این باره روایاتی ذکر می شود). به دستور خود آن حضرت، کار غسل و کفن نمودن آن حضرت را دو پسرش حسن و حسین (علیهما السلام) انجام دادند، سپس جنازه آن حضرت را به سوی سرزمین (غری یعنی نجف کوفه بردند و در آنجا به خاک سپردند و طبق وصیت آن حضرت، قبرش را پنهان نمودند) زیرا آن حضرت می دانست که بعد از او، بنی امیه روی کار می آیند و بر اثر دشمنی و کینه توزی و خباثتی که دارند به هرگونه کار زشت (حتی نبش قبر و توهین به جنازه) دست می زنند، از این رو قبر آن حضرت در دوران زمامداری بنی امیه، همچنان مخفی بود تا اینکه امام صادق (ع) پس از روی کار آمدن بنی عباس، آن را نشان داد(59) وقتی که از مدینه به سوی (حیره (سه منزلی کوفه) برای دیدار منصور دوانیقی، رهسپار بود، قبر علی (ع) را زیارت کرد، به این ترتیب، شیعیان، قبر آن حضرت را شناختند و دریافتند که آنجا محل زیارت اوست (درود بی کران خداوند بر او و بر دودمان پاکش باد) او هنگام شهادت 63 سال داشت.