فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

آیه انذار

دلیل دیگر حدیث (یوم الدار است که پیامبر (ص) فرزندان و نوادگان عبدالمطلب را (در آغاز بعثت) برای دعوت به اسلام در خانه اش جمع کرد(50) آنان در آن روز چهل مرد - یکی کمتر یا یکی زیادتر - بودند (چنانکه محدثین ذکر کرده اند) و سپس به آنان فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب! خداوند مرا به پیامبری بر همه مردم جهان برانگیخت و بخصوص مرا پیامبر شما نمود، و فرمود:
و انذر عشیرتک الاقربین(51) (و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن.
و من شما را به دو کلمه ای که گفتن آن در زبان آسان است، ولی در میزان گران و سنگین می باشد و شما در پرتو این دو کلمه، سرور عرب و عجم خواهید شد و همه امتها به خاطر این دو کلمه مطیع شما خواهند گردید و شما در پرتو آن وارد بهشت می شوید و از آتش دوزخ، نجات می یابید، دعوت می کنم و آن دو کلمه عبارت است از:
الف: گواهی به یکتایی و بی همتایی خدا.
ب: گواهی به اینکه من رسول خدا هستم.
هر آن کس پاسخ مثبت به این دعوتم بدهد و در پیشبرد این دعوت مرا یاری کند، او برادر، وصی و وزیر و وارث من، بعد از من است.
در میان آن جمعیت (چهل نفر) هیچ کس به این دعوت، پاسخ نداد تنها امیر مؤمنان علی (ع) از میان آن جمعیت، در پیش روی رسول خدا (ص) برخاست، با اینکه کوچکترین آنان از نظر سال(52) بود و ساق پایش از ساق پای همه آنان نازکتر و ناتوانترین آنان به چشم می خورد(53)، گفت: (ای رسول خدا! من تو را در این راستا یاری می کنم.
پیامبر (ص) به او فرمود:
اجلس فانت اخی و وصیی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی.
(بنشین که تو برادر من و وصی من و وزیر و وارث و جانشین من بعد از من هستی.
و این، گفتار صریح و روشنی است در مورد جانشینی علی (ع).

حدیث غدیر

دلیل دیگر، گفتار رسول خدا (ص) در ماجرای (غدیر خم است که همه امت اسلامی برای شنیدن سخن آن حضرت در سرزمین غدیر، اجتماع کردند.(54) پیامبر (ص) در ضمن گفتارش به آنان فرمود: (الست اولی بکم منکم بانفسکم؛ آیا من به شما از خودتان به خودتان برتر و سزاوارتر نیستم؟
همه در پاسخ گفتند: (آری، خدا را گواه می گیریم.
پیامبر (ص) به دنبال این سخن، بدون فاصله فرمود: (من کنت مولاه فعلی مولاه؛ (هرکس که من مولا و رهبر او هستم، پس علی (ع) مولا و رهبر اوست.
پیامبر (ص) با این سخن، اطاعت از علی (ع) و ولایتش (یعنی رهبری و فرمانروائیش) را بر امت واجب کرد چنانکه اطاعت و فرمانروایی خودش بر آنان واجب بود و در این مورد از آنان اقرار گرفت و آنان انکار نکردند. و این جریان نیز دلیل روشنی بر امامت و جانشینی علی (ع) است و هیچ گونه ابهامی در آن نیست.

حدیث منزلت

دلیل دیگر (حدیث منزلت است که پیامبر (ص) هنگامی که با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوک (در سال نهم هجرت) بود به علی (ع) رو کرد و فرمود:
انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.
(نسبت مقام تو به من، همانند نسبت مقام هارون به موسی (ع) است، با این فرق که بعد از من، پیامبری نخواهد بود.
با این بیان، مقام وزارت و اختصاص در دوستی و برتری بر همگان و جانشینی آن حضرت در زمان حیات پیامبر (ص) و بعد از حیاتش را فرض و ثابت کرد، چنانکه قرآن به همه این ویژگیها در مورد هارون نسبت به موسی (ع) گواهی می دهد، خداوند در این باره می فرماید موسی گفت:
واجعل لی وزیراً من اهلی هارون اخی اشدد به ازری واشرکه فی امری کی نسبحک کثیراً و نذکرک کثیراً انک کنت بنا بصیراً.(55)
(خدایا! وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را، به وسیله او پشتم را محکم کن، او را در کار من شریک گردان تا تو را بسیار تسبیح گوییم و تو را بسیار یاد کنیم، چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده ای.
خداوند در پاسخ به درخواست موسی (ع) فرمود: (... قد اوتیت سؤلک یا موسی)(56)؛ (آنچه را خواسته ای به تو داده شد ای موسی.
مطابق این آیات، شرکت هارون (ع) با موسی (ع) در نبوت و وزارت برای اجرای رسالت و پشتیبانی محکم هارون از موسی (ع) ثابت شد.
و موسی در مورد خلافت و جانشینی هارون، به خدا عرض کرد:
... اخلفنی فی قومی واصلح و لا تتبع سبیل المفسدین.(57)
(جانشین من در میان قوم من باش (و آنان را) اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی منما.
به این ترتیب، خلافت هارون از جانب موسی (ع) مطابق آیات روشن قرآن، ثابت شد.
با توجه به این جریان، وقتی که پیامبر اسلام (ص) برای امیر مؤمنان علی (ع) همه ویژگیهای هارون، نسبت به موسی (ع) را قرار داد و علی (ع) را همچون هارون (جز در مقام نبوت) دانست، معنایش در حقیقت این است که بر علی (ع) عهده داری وزارت و پشتیبانی استوار از رسول خدا (ص) واجب می گردد و برتری علی (ع) بر دیگران روشن می شود و پیوند ناگسستنی پیامبر (ص) با علی (ع) آشکار می گردد، سپس خلافت و جانشینی علی (ع) از پیامبر (ص) به ثبوت می رسد؛ زیرا به استثنای خصوص نبوت نه غیر آن همه مقامات هارون نسبت به موسی (ع) برای علی (ع) نسبت به پیامبر اسلام (ص) که از جمله آن جانشینی هارون نسبت به موسی باشد، ثابت می گردد، خلافت در زمان حیات پیامبر (ص) طبق صریح گفتار پیامبر (ص) ثابت می شود و خلافت بعد از رحلت آن حضرت نیز از استثناء خصوص نبوت، استفاده می شود (زیرا پیامبر (ص)) فرمود: (بعد از من پیامبری نخواهد آمد.
مفهومش این است که علی (ع) غیر از مقام نبوت، تمام مقامات دیگر، از جمله جانشینی - حتی بعد از پیامبر (ص) - را دارد (این بود چند نمونه از دلایل روشن که بیانگر حقانیت امامت و خلافت علی (ع) بود) و امثال این دلایل بسیار است که برای رعایت اختصار، از آنها خودداری شد.