فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

10 - وصیت علامه یا یک برنامه عالی اخلاقی

علامه حلی در ایام آخر عمر، وصیت جامع و جالبی به فرزندش فخرالمحققین نمود که حقاً یک دستورالعمل بسیار عمیق و جامعی است، ما همه آن را در اینجا می آوریم تا از این رهگذر نیز، درسهای بسیار مهم و بزرگ را از محضر این علامه سترگ بیاموزیم.
بدان پسرم! خداوند تو را در راه اطاعتش، یاری کند و بر انجام کارهای نیک توفیق داده و همواره با نیکوکاری پیوند دهد و تو را به آنچه آن را دوست دارد و می پسندد راهنمایی نماید و تو را به آرزویت در مسیر سعادت برساند و در دو جهان خوشبخت سازد و به هرچه موجب روشنی چشم می گردد، زنده بدارد و بر عمر سعادتمندانه و زندگی گوارای تو بیفزاید و اعمال تو را با کارهای نیک به پایان رساند و وسایل سعادتها را برایت فراهم نماید و باران برکات سرشارش را بر تو بباراند و از هرگونه گزند، تو را نگهدارد و هرگونه زشتیها را از تو دور سازد.
من در این کتاب (قواعد الاحکام) عصاره فتواهای علما را برای تو خلاصه کرده ام و قواعد احکام اسلام را با واژه های کوتاه و عبارات روشن، تبیین نموده ام و در این کتاب، جاده رشد و هدایت و طریق استوار سعادت را روشن نموده ام بعد از آنکه پنجاه سال از عمرم گذشته و در دهه شصت سالگی قرار گرفته ام و سرور جهانیان رسول اکرم (ص) سالهای بین پنجاه و شصت را به عنوان آغاز نشانه های مرگ، یاد کرده است حال اگر خداوند حکم کرد و پایان عمر مرا در این ایام تقدیر نمود و امضا کرد، وصیت من (که خداوند سفارش به آن کرده) به تو این امور است:
1 - همواره تقوا و پرهیزکاری را پیشه خود ساز؛ زیرا (تقوا سنت استوار و وظیفه لازم و سپر نگهدارنده و حامی جاوید است و سودمندترین چیزی است که انسان را برای آن روزی که چشمها در آن خیره می گردد و او بی یار و یاور می شود، آماده می سازد.
2 - حتماً از اوامر خداوند، اطاعت کن و آنچه را که مایه رضایت خداست انجام بده و آنچه آن را نمی پسندد، نپسند و از آنچه نهی کرده شدیداً دوری کن و عمر خود را در تحصیل کمالات نفسانی و کسب فضایل علمی و بالا رفتن از سرازیری نقصان، بر قله کمال و پرواز از مهبط جاهلان به سوی اوج عرفان، صرف کن.
3 - در رابطه با مردم، به آنان نیکی کن و با برادران دینی، مساعدت داشته باش، در برابر بداخلاق، خوش اخلاق باش و نیکوکار را تشویق کن، از همنشینی با بدان بپرهیز و از معاشرت با جاهلان دوری کن که معاشرت با آنان موجب اخلاق بد و بروز صفات زشت خواهد شد، بلکه همواره با علما و دانشمندان بوده و با آنان همنشین باش که این کار، ایجاد آمادگی و زمینه خوبی برای کسب کمالات خواهد شد و نیروی استوار معنوی برای استنباط و پرده برداری از مجهولات، در تو پدید می آورد.
4 - سعی کن که هر روز تو، بهتر از روز قبل باشد.
5 - خصلتهای: صبر، توکل و رضا به رضای الهی را در خود بپروران و هر روز و شب خود را محاسبه کن.
6 - بسیار استغفار کن و از درگاه خدا آمرزش گناهان را بخواه.
7 - بپرهیز از دعای مظلوم، بخصوص دعای یتیمان و پیران؛ چرا که خداوند در مورد کیفر آنان که موجب آزار دلشکسته ها می شوند، مسامحه نمی کند.
8 - بر تو باد به خواندن نماز شب که رسول خدا (ص) در مورد آن سفارش بسیار و اکید کرده و فرمود:
من ختم له بقیام اللیل ثم مات فله الجنة.
(کسی که پایان عمرش بعد از نماز شب باشد، سزاوار بهشت است.(34)
9 - و بر تو باد به صله رحم و رعایت پیوند خویشاوندی که موجب افزایش عمر است.
10 - و بر تو باد به اخلاق نیک که رسول خدا (ص) فرمود:
انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم.(35)
(شما با اموال خود نمی توانید به مردم وسعت بخشید (و موجب شادی آنان گردید) پس با اخلاق نیک خود، این کار را انجام دهید.
11 - و بر تو باد به رابطه خوب با سادات و منسوبین به محمد و آل او (علیهم السلام) که خداوند با تأکید، سفارش آنان را کرده و دوستی آنان را پاداش رسالت و ارشاد پیامبر (ص) قرار داده و فرموده است:
... قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی...(36)
(بگو ای پیامبر، برای رسالت خود، پاداشی نمی خواهم، جز دوستی با نزدیکان را.
و رسول خدا (ص) فرمود: (من در روز قیامت، چهار دسته را شفاعت می کنم، هرچند با گناهان اهل دنیا بیایند:
1 - شخصی که ذریه مرا یاری کند.
2 - شخصی که از ثروت خود به ذریه من هنگام سختی، بذل کند.
3 - شخصی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد.
4 - و کسی که برای تحصیل نیازهای ذریه من کوشش نماید، در آن هنگام که آنان طرد یا آواره شوند.(37)
و امام صادق (ع) فرمود: (هنگامی که روز قیامت می شود، منادی ندا می کند: ای انسانها ساکت شوید که محمد (ص) می خواهد با شما سخن بگوید. همه انسانها سکوت می کنند، پیامبر می ایستد و می فرماید: ای همه مخلوقات! هرکس بر گردن من حقی دارد، یا منتی بر من گذاشته و یا به من نیکی کرده، برخیزد تا امروز پاداش او را بدهم.
آنان در پاسخ می گویند: (پدران و مادران ما به فدایت! ما چه حقی و چه منتی بر تو داریم؟ و چه کار نیکی برای تو انجام داده ایم؟ بلکه به عکس، حق و منت و نیکی از آن خدا و رسولش بر همه خلایق است. رسول خدا (ص) به آنان می فرماید:
بلی من آوی أحدا من اهلبیتی، أو برهم، او کساهم من عری، او اشبع جایعهم فلیقم حتی اکافیه.
(آری، کسی که به فردی از اهل بیت من پناه داده یا نیکی نموده و یا او را پوشانده و یا غذا داده، اکنون برخیز تا پاداش او را بدهم.
انسانهایی که اینگونه کارها را کرده اند، برمی خیزند، از سوی خدا به پیامبر (ص) ندا می رسد که ای حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذاردم، آنان را در هرجای بهشت می خواهی، ساکن کن.
امام صادق (ع) در ادامه سخنش فرمود: (پیامبر (ص) آنان را در جایگاه (وسیله ساکن کند، همانجا که حجابی بین ساکنان آن با محمد (ص) و اهلبیتش نیست.(38)
12 - پسرم! بر تو باد به این صفت که از فقها و علما، احترام کنی و مقام آنان را ارج نهی که رسول خدا (ص) فرمود:
(هرکس فقیه مسلمانی را احترام کند، خداوند در روز قیامت، در حالی که از او راضی است با او ملاقات می نماید و هرکس فقیه مسلمانی را اهانت کند، خداوند در حالی که نسبت به او خشمگین است، با او ملاقات می نماید.
13 - پسرم! بر تو باد که در تحصیل علم و تفقه در دین، کوشش بسیار کنی که امیر مؤمنان علی (ع) به فرزندش فرمود:
(در دین تفقه کن (و آن را بشناس)؛ زیرا (فقها وارثان پیامبران هستند و برای جوینده علم، آنچه در آسمانها و زمین هست، حتی پرنده آسمان و ماهی دریا، طلب آمرزش می کنند و فرشتگان، بال و پر خود را برای جوینده علم پهن می کنند تا به این وسیله خشنودی خدا را به دست آوردند.(39)
14 - پسرم! از کتمان و پوشاندن علم و دانش، بپرهیز و آن را از طالبان و شایستگان، دریغ مدار و در نشر آن مضایقه مکن که خداوند می فرماید:
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب أولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون).(40)
(کسانی که دلایل روشن و وسیله هدایتی را که نازل کرده ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان ساختیم، کتمان می کنند، خدا آنان را لعنت می کند و همه لعن کنندگان نیز آنان را لعن می نمایند.
و رسول خدا (ص) فرمود:
اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله تعالی والملائکة والناس اجمعین.(41)
(هنگامی که بدعتها آشکار شود، بر عالم لازم است که علم خود را آشکار سازد، ولی اگر کتمان کند لعنت خدا و فرشتگان و همه انسانها بر او باد.
نیز فرمود: (حکمت را به غیر اهلش ندهید که به حکمت، ظلم شود و از اهلش دریغ ندارید که به آنان ظلم نمایید.(42)
15 - پسرم! بر تو باد به تلاوت آیات قرآن و اندیشیدن در معانی قرآن و بجا آوردن اوامر قرآن و اجتناب از آنچه قرآن از آن نهی کرده است و از اخبار و آثار پیامبر (ص) پیروی کن و درباره مطالب بلند آنها کاوش و بررسی داشته باش و آخرین دقت لازم را در فهم معانی آنها انجام بده و من برای تو کتابهای متعددی تحریر کردم و در اختیار تو قرار دادم، همه این مطالب که گفته شد، مربوط به تو است.

در یاد من باش

و اما آنچه سودش با من رابطه دارد و به من می رسد:
1 - با من عهد کن که در بعضی از اوقات، مرا یاد کنی و به من ترحم نمایی و پاداش قسمتی از اعمال نیک خود را برای من هدیه کنی.
2 - مرا از خاطرت فراموش مکن تا افراد باوفا، تو را به پیمان شکنی و بی وفایی نسبت دهند و بیش از اندازه در یاد من مباش تا صاحبان عزم و اراده قوی، تو را به عجز و ناتوانی، نسبت دهند، بلکه در نشستهای تنهایی و بعد از نمازهایت، مرا یاد کن.
3 - دیون مرا بپرداز و تعهدات لازم مرا انجام بده.
4 - به اندازه امکان، کنار قبرم بیا و مقداری از قرآن را کنار قبرم بخوان.
5 - هر کتابی را که تألیف کرده ام ولی قبل از اتمام، حکم الهی (مرگ) به سراغم آمد، آنها را تکمیل کرده و از نواقص و خطاها، تهذیب کن، این است وصیت من به تو، خداوند بعد از من، یار و یاور تو است و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.(43) (پایان وصیت)

کتاب حاضر

این کتاب به نام (المستجاد من کتاب الارشاد موسوم شده و خلاصه و برگزیده ای از کتاب وزین (الارشاد تألیف استاد اعظم شیخ مفید (متوفای 413 ه. ق.) است که نگاهی گذرا بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام) از امام علی (ع) تا حضرت مهدی (عج) می باشد، که در نوع خود، بسیار عمیق، پر مطلب و جالب است.
علامه خبیر حاج آقا بزرگ تهرانی - رضوان الله علیه - در کتاب نفیس (الذریعه، درباره این کتاب، چنین می نویسد: (المستجاد من کتاب الارشاد، خلاصه ای از کتاب ارشاد شیخ مفید (ره) است، من آن را در نجف اشرف در نزد سید محمد، سبط حاج سید حسین کوه کمری دیدم، این کتاب به خط (ابوالخیر محمد بن عیسی بن رفیع امامی می باشد که وی آن را در تاریخ یازدهم صفر سال 982 هجری قمری، به پایان رسانده و از حواشی و توضیحات کاتب، استفاده می شود که او از علمای برجسته بوده است.
و در این نسخه از قول کاتب نامبرده نوشته شده است که: (این کتاب از تصنیفات آیت الله علامه حلی می باشد. و در آخر کتاب، تاریخ پایان تألیف این کتاب ذکر شده است که ساعت آخر روز دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال 682 هجری قمری بوده است.(44)
نگارنده گوید: این کتاب چند سال قبل، همراه پنج کتاب دیگر که در یک جلد به قطع جیبی چاپ شده به نام (مجموعة نفیسة حاویة لرسائل شریفه به دستم رسید.
این مجموعه، بنا به دستور فقید سعید، حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی - قدس سره - توسط انتشارات بصیرتی در قم، چاپ و منتشر شده است، معظم له در مقدمه این مجموعه، در شأن آن می گوید: (این رساله ها و کتابهای شریف، از کتب مهم و مورد وثوق است که قلمهای بزرگان اسلام و استوانه های فقه، حدیث، تاریخ و رجال، آنها را به زیور تحریر درآورده است و از درگاه خدای بزرگ، شکر و سپاس می کنم که توفیق دستیابی به این مجموعه را یافته ام.
سپس برای ناشر دعا می کند که اقدام به چاپ و نشر آن نموده است.
پس از آن معظم له در تاریخ ماه رمضان 1396 هجری قمری پایان مقدمه و مطلب فوق را به امضا و مهر شریف خود مزین فرموده است.
متن عربی کتاب حاضر (پنجمین کتاب مجموعه مذکور) دارای 267 صفحه به قطع جیبی است که به خط عبدالرحیم بن ابی الفضل افشاری زنجانی در نیمه شعبان 1393 هجری قمری / 1352 شمسی پایان یافته است.