فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

حکایت جالب دیگر از دیدار امام زمان (ع)

نقل می کنند: بعضی از علمای متعصب، کتابی در رد مذهب جعفری نوشته بود و آن را برای مردم می خواند و مردم را نسبت به مذهب تشیع، گمراه و بدبین می نمود.
علامه حلی تصمیم گرفت به هر نحو ممکن، آن کتاب را از وی به عنوان امانت بگیرد و پس از اطلاع از مطالب آن، رد آن را بنویسد ولی آن دانشمند سنی، آن کتاب را به هیچ کس نمی داد.
علامه حلی، مدتی به عنوان شاگرد، به کلاس درس او رفت و ارتباط خود را با او گرم کرد و پس از ایامی، از او تقاضا کرد که مدتی آن کتاب را به عنوان امانت به وی بدهد. سرانجام او گفت: (من نذر کردم که این کتاب را بیش از یک شب به احدی ندهم.
علامه فرصت را از دست نداد، به عنوان یک شب، آن کتاب را از او گرفت و به خانه اش آورد و تصمیم گرفت از روی آن کتاب تا آنجا که امکان دارد، رونوشت بردارد. مشغول نوشتن آن کتاب شد تا نصف شب فرا رسید ناگهان شخصی در لباس مردم حجاز، در همان نصف شب (به عنوان مهمان) بر علامه وارد شد و پس از احوالپرسی، به علامه گفت: نوشتن این کتاب را به من واگذار و تو خسته ای استراحت کن.
علامه قبول کرد و کتاب را در اختیار او گذاشت و به بستر رفت و خوابید، پس از آنکه از خواب بیدار شد دید کسی در خانه نیست و آن کتاب (با اینکه قطور بود) به طور معجزه آسایی، تا آخر نوشته شده است و در پایان آن، نام مقدس امام زمان حضرت مهدی (ع) امضا شده است، فهمید که آن شخص امام زمان (ع) بوده و علامه را در این کار کمک نموده است.(29)
بعضی در مورد این حکایت گفته اند: (این کتاب، بسیار ضخیم بود که رونویسی از آن، یک سال یا بیشتر طول می کشید، علامه در آن یک شب، چند صفحه از آن را نوشت و خسته شد، ناگهان مردی به قیافه مردم حجاز بر او وارد شد و سلام کرد و نشست و به علامه گفت: تو خط کشی کن و نوشتن را به من واگذار، علامه قبول کرد و به خط کشی مشغول شد و او می نوشت، اما بقدری سریع می نوشت که علامه در خط کشی صفحات به او نمی رسید، هنگامی که صدای خروس در سحر آن شب بلند شد، علامه دید همه کتاب تا آخر نوشته شده است.(30)

9 - فخر المحققین فرزند برومند علامه و نصایح علامه به او

علامه حلی پسری داشت به نام محمد، معروف به (فخر المحققین و فخرالدین که به راستی خلف صالح و نمونه ای شایسته از پدر بود، در دوران نوجوانی به مرحله اجتهاد رسید و کتابهای بسیاری تألیف نمود و از مفاخر مراجع تقلید عصر خود گردید، او از شاگردان برجسته پدرش بود و بعضی از کتابهای پدرش را شرح کرد، مانند شرح تهذیب الاصول و شرح مبادی الاصول و ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد و...
وی در شب بیستم جمادی الاولی سال 682 هجری قمری متولد شد و در شب جمعه 25 جمادی الثانیه سال 771 در سن 89 سالگی از دنیا رفت.(31)
صاحب (نخبة المقال در شعر خود می گوید:
فخر المحققین نجل الفاضل - ذاع للارتحال بعد ناحل
یعنی: (فخرالمحققین، فرزند فاضل (علامه حلی) است، بعد از عمری پربار و پرمهر، رحلتش آشکار شد.
واژه (ذاع به حساب ابجد 771 می باشد؛ و واژه (ناحل 89 می باشد، یعنی او در 89 سالگی به سال 771 هجری قمری، رحلت کرد.
علامه حلی توجه عمیق به این فرزند داشت و فوق العاده به او احترام می کرد، بعضی از کتابهایش مانند قواعد، تذکرةالفقهاء و الفین را به خاطر پاسخگویی به التماس فرزندش فخرالمحققین، تألیف کرده است تا آنجا که علامه در مقدمه کتاب تذکرةالفقهاء می گوید: این کتاب، خلاصه ای از گفتار فقها در احکام است که آن را تألیف نمودم: اجابة لالتماس احب الخلق الی و اعزهم علی ولدی محمد ایده الله تعالی بالسعادات و...
(برای اینکه پاسخ داده باشم درخواست محبوبترین و عزیزترین فرد نزد خودم را؛ یعنی پسرم محمد، خداوند مقام ارجمندی در پرتو سعادتها به او عنایت کند و او را توفیق به دستیابی بر همه نیکیها دهد و به توفیقات، تأیید نماید و طریقه صحیح تحقیق را به او عنایت فرماید و همه نیکیها را روزی او گرداند و هرگونه بدی را از او دور کند و عمر طولانی توأم با سعادت و زندگی گوارا همراه با خوشبختی به او بدهد و او را از گزند حوادث، حفظ فرماید و مرا در جمیع امور، فدای او نماید.(32)
علامه حلی بقدری فرزندش را شایسته می بیند که به او سفارش می کند تألیفات ناتمامش را تکمیل و تهذیب کند.(33)

10 - وصیت علامه یا یک برنامه عالی اخلاقی

علامه حلی در ایام آخر عمر، وصیت جامع و جالبی به فرزندش فخرالمحققین نمود که حقاً یک دستورالعمل بسیار عمیق و جامعی است، ما همه آن را در اینجا می آوریم تا از این رهگذر نیز، درسهای بسیار مهم و بزرگ را از محضر این علامه سترگ بیاموزیم.
بدان پسرم! خداوند تو را در راه اطاعتش، یاری کند و بر انجام کارهای نیک توفیق داده و همواره با نیکوکاری پیوند دهد و تو را به آنچه آن را دوست دارد و می پسندد راهنمایی نماید و تو را به آرزویت در مسیر سعادت برساند و در دو جهان خوشبخت سازد و به هرچه موجب روشنی چشم می گردد، زنده بدارد و بر عمر سعادتمندانه و زندگی گوارای تو بیفزاید و اعمال تو را با کارهای نیک به پایان رساند و وسایل سعادتها را برایت فراهم نماید و باران برکات سرشارش را بر تو بباراند و از هرگونه گزند، تو را نگهدارد و هرگونه زشتیها را از تو دور سازد.
من در این کتاب (قواعد الاحکام) عصاره فتواهای علما را برای تو خلاصه کرده ام و قواعد احکام اسلام را با واژه های کوتاه و عبارات روشن، تبیین نموده ام و در این کتاب، جاده رشد و هدایت و طریق استوار سعادت را روشن نموده ام بعد از آنکه پنجاه سال از عمرم گذشته و در دهه شصت سالگی قرار گرفته ام و سرور جهانیان رسول اکرم (ص) سالهای بین پنجاه و شصت را به عنوان آغاز نشانه های مرگ، یاد کرده است حال اگر خداوند حکم کرد و پایان عمر مرا در این ایام تقدیر نمود و امضا کرد، وصیت من (که خداوند سفارش به آن کرده) به تو این امور است:
1 - همواره تقوا و پرهیزکاری را پیشه خود ساز؛ زیرا (تقوا سنت استوار و وظیفه لازم و سپر نگهدارنده و حامی جاوید است و سودمندترین چیزی است که انسان را برای آن روزی که چشمها در آن خیره می گردد و او بی یار و یاور می شود، آماده می سازد.
2 - حتماً از اوامر خداوند، اطاعت کن و آنچه را که مایه رضایت خداست انجام بده و آنچه آن را نمی پسندد، نپسند و از آنچه نهی کرده شدیداً دوری کن و عمر خود را در تحصیل کمالات نفسانی و کسب فضایل علمی و بالا رفتن از سرازیری نقصان، بر قله کمال و پرواز از مهبط جاهلان به سوی اوج عرفان، صرف کن.
3 - در رابطه با مردم، به آنان نیکی کن و با برادران دینی، مساعدت داشته باش، در برابر بداخلاق، خوش اخلاق باش و نیکوکار را تشویق کن، از همنشینی با بدان بپرهیز و از معاشرت با جاهلان دوری کن که معاشرت با آنان موجب اخلاق بد و بروز صفات زشت خواهد شد، بلکه همواره با علما و دانشمندان بوده و با آنان همنشین باش که این کار، ایجاد آمادگی و زمینه خوبی برای کسب کمالات خواهد شد و نیروی استوار معنوی برای استنباط و پرده برداری از مجهولات، در تو پدید می آورد.
4 - سعی کن که هر روز تو، بهتر از روز قبل باشد.
5 - خصلتهای: صبر، توکل و رضا به رضای الهی را در خود بپروران و هر روز و شب خود را محاسبه کن.
6 - بسیار استغفار کن و از درگاه خدا آمرزش گناهان را بخواه.
7 - بپرهیز از دعای مظلوم، بخصوص دعای یتیمان و پیران؛ چرا که خداوند در مورد کیفر آنان که موجب آزار دلشکسته ها می شوند، مسامحه نمی کند.
8 - بر تو باد به خواندن نماز شب که رسول خدا (ص) در مورد آن سفارش بسیار و اکید کرده و فرمود:
من ختم له بقیام اللیل ثم مات فله الجنة.
(کسی که پایان عمرش بعد از نماز شب باشد، سزاوار بهشت است.(34)
9 - و بر تو باد به صله رحم و رعایت پیوند خویشاوندی که موجب افزایش عمر است.
10 - و بر تو باد به اخلاق نیک که رسول خدا (ص) فرمود:
انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم.(35)
(شما با اموال خود نمی توانید به مردم وسعت بخشید (و موجب شادی آنان گردید) پس با اخلاق نیک خود، این کار را انجام دهید.
11 - و بر تو باد به رابطه خوب با سادات و منسوبین به محمد و آل او (علیهم السلام) که خداوند با تأکید، سفارش آنان را کرده و دوستی آنان را پاداش رسالت و ارشاد پیامبر (ص) قرار داده و فرموده است:
... قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی...(36)
(بگو ای پیامبر، برای رسالت خود، پاداشی نمی خواهم، جز دوستی با نزدیکان را.
و رسول خدا (ص) فرمود: (من در روز قیامت، چهار دسته را شفاعت می کنم، هرچند با گناهان اهل دنیا بیایند:
1 - شخصی که ذریه مرا یاری کند.
2 - شخصی که از ثروت خود به ذریه من هنگام سختی، بذل کند.
3 - شخصی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد.
4 - و کسی که برای تحصیل نیازهای ذریه من کوشش نماید، در آن هنگام که آنان طرد یا آواره شوند.(37)
و امام صادق (ع) فرمود: (هنگامی که روز قیامت می شود، منادی ندا می کند: ای انسانها ساکت شوید که محمد (ص) می خواهد با شما سخن بگوید. همه انسانها سکوت می کنند، پیامبر می ایستد و می فرماید: ای همه مخلوقات! هرکس بر گردن من حقی دارد، یا منتی بر من گذاشته و یا به من نیکی کرده، برخیزد تا امروز پاداش او را بدهم.
آنان در پاسخ می گویند: (پدران و مادران ما به فدایت! ما چه حقی و چه منتی بر تو داریم؟ و چه کار نیکی برای تو انجام داده ایم؟ بلکه به عکس، حق و منت و نیکی از آن خدا و رسولش بر همه خلایق است. رسول خدا (ص) به آنان می فرماید:
بلی من آوی أحدا من اهلبیتی، أو برهم، او کساهم من عری، او اشبع جایعهم فلیقم حتی اکافیه.
(آری، کسی که به فردی از اهل بیت من پناه داده یا نیکی نموده و یا او را پوشانده و یا غذا داده، اکنون برخیز تا پاداش او را بدهم.
انسانهایی که اینگونه کارها را کرده اند، برمی خیزند، از سوی خدا به پیامبر (ص) ندا می رسد که ای حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذاردم، آنان را در هرجای بهشت می خواهی، ساکن کن.
امام صادق (ع) در ادامه سخنش فرمود: (پیامبر (ص) آنان را در جایگاه (وسیله ساکن کند، همانجا که حجابی بین ساکنان آن با محمد (ص) و اهلبیتش نیست.(38)
12 - پسرم! بر تو باد به این صفت که از فقها و علما، احترام کنی و مقام آنان را ارج نهی که رسول خدا (ص) فرمود:
(هرکس فقیه مسلمانی را احترام کند، خداوند در روز قیامت، در حالی که از او راضی است با او ملاقات می نماید و هرکس فقیه مسلمانی را اهانت کند، خداوند در حالی که نسبت به او خشمگین است، با او ملاقات می نماید.
13 - پسرم! بر تو باد که در تحصیل علم و تفقه در دین، کوشش بسیار کنی که امیر مؤمنان علی (ع) به فرزندش فرمود:
(در دین تفقه کن (و آن را بشناس)؛ زیرا (فقها وارثان پیامبران هستند و برای جوینده علم، آنچه در آسمانها و زمین هست، حتی پرنده آسمان و ماهی دریا، طلب آمرزش می کنند و فرشتگان، بال و پر خود را برای جوینده علم پهن می کنند تا به این وسیله خشنودی خدا را به دست آوردند.(39)
14 - پسرم! از کتمان و پوشاندن علم و دانش، بپرهیز و آن را از طالبان و شایستگان، دریغ مدار و در نشر آن مضایقه مکن که خداوند می فرماید:
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب أولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون).(40)
(کسانی که دلایل روشن و وسیله هدایتی را که نازل کرده ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان ساختیم، کتمان می کنند، خدا آنان را لعنت می کند و همه لعن کنندگان نیز آنان را لعن می نمایند.
و رسول خدا (ص) فرمود:
اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله تعالی والملائکة والناس اجمعین.(41)
(هنگامی که بدعتها آشکار شود، بر عالم لازم است که علم خود را آشکار سازد، ولی اگر کتمان کند لعنت خدا و فرشتگان و همه انسانها بر او باد.
نیز فرمود: (حکمت را به غیر اهلش ندهید که به حکمت، ظلم شود و از اهلش دریغ ندارید که به آنان ظلم نمایید.(42)
15 - پسرم! بر تو باد به تلاوت آیات قرآن و اندیشیدن در معانی قرآن و بجا آوردن اوامر قرآن و اجتناب از آنچه قرآن از آن نهی کرده است و از اخبار و آثار پیامبر (ص) پیروی کن و درباره مطالب بلند آنها کاوش و بررسی داشته باش و آخرین دقت لازم را در فهم معانی آنها انجام بده و من برای تو کتابهای متعددی تحریر کردم و در اختیار تو قرار دادم، همه این مطالب که گفته شد، مربوط به تو است.