فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

1 - زادگاه و نشو و نمای علامه

نابغه بزرگ و فقیه سترگ اسلام، علامه حلی - اعلی الله مقامه الشریف - در نوزدهم ماه مبارک رمضان، سال 648 هجری قمری(2) در شهر (حله از یک خانواده علم، فقه و فضیلت، دیده به جهان گشود و در شب 21 محرم سال 726 قمری در حالی که 77 سال و شش ماه از عمر پربرکتش می گذشت، چشم از جهان فروبست و مزار شریفش در نجف اشرف است.
بنابراین، او فرزند رمضان و ثمره محرم بود، روزی که شبش شب قدر بود دیده به جهان گشود و در ماه محرم؛ ماه حسین (ع) و ماه غلبه خون بر شمشیر بدرود حیات گفت.
نام او را (حسن گذاردند، و این نام برای او نام با معنایی بود؛ چرا که بعداً روشن شد که او در تمام ابعاد انسانی و ارزشهای عالی بشری، حسن و ممتاز بود.
سلسله نسب او را این گونه نوشته اند: (ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی و بعدها به عنوان (علامه حلی معروف گردید. زادگاه او، (حله کانونی برای پرورش علمای برجسته و دانشمندان نامدار و بزرگ بود، این شهر در سرزمین بابل (بین نجف اشرف و کربلا) قرار گرفته است که توسط (امیر سیف الدوله از دودمان بنی اسد و از امرای دیلمی، احداث گردید، از این رو گاهی از آن به عنوان (الحلة السیفیه یاد می کنند.(3)
در روایات آمده: (اصبغ بن نباته می گوید: در جریان جنگ صفین همراه امیر مؤمنان علی (ع) بودم در بیابان روی تلی ایستاد سپس به سرزمین خرم و خوش منظری بین بابل و آن تل اشاره کرد و فرمود: (مدینة ای مدینة؛ شهری براستی چه شهری؟! به به!
عرض کردم: ای مولای من، گویی شهری را می نگری و از آن یاد می کنی؟ آیا در اینجا شهری بوده و ویران شده است؟ فرمود:
لا ولکن ستکون مدینة یقال لها الحلة السیفیة یمدنها رجل من بنی اسد. یظهر بها قوم اخیار لو اقسم احدهم علی الله لابرء قَسَمَه.
(نه در گذشته شهر نبوده بلکه در آینده نزدیک شهر خواهد شد که به آن (حله سیفیه می گویند که مردی از بنی اسد، آن را احداث می کند و در این شهر مردان نیکی برمی خیزند آنچنان در سطح عالی معنویت قرار دارند که اگر یکی از آنها خدا را (برای روای حاجتی) سوگند دهد، قطعاً خداوند حاجت او را روا می نماید و دعایش را به استجابت می رساند.(4)
آری، علامه حلی در چنین سرزمین فضل پروری متولد شد و در پرتو نظارت دقیق پدر فقیه و ارجمندش (سدیدالدین یوسف رشد و نمو کرد، علوم مقدماتی، فقه، اصول و دانشهای اسلامی را در محضر پدرش و در کلاس درس دایی خود (محقق حلی (نجم الدین ابوالقاسم جعفر بن حسن بن یحیی حلی، معروف به محقق حلی یا محقق اول) فرا گرفت، محقق حلی از فقهای بزرگ قرن هفتم بود که به سال 676 قمری در (حله از دنیا رفت و همانجا به خاک سپرده شد، کتابهای: (المعارج، المختصر النافع، المعتبر و شرایع، از تألیفات اوست. محقق حلی، برای علامه همچون پدری مهربان و دلسوز بود و در تکوین پایه های علمی علامه نقش بسزایی داشت.
پدر علامه و همچنین برادرش رضی الدین علی بن یوسف، نیز از فقها و رؤسای شیعه در عصر خود بودند. علامه حلی در تمام علوم و فنون اسلامی به تحصیل پرداخت و مدارج آن را به پایان رساند. ادبیات و منطق و ریاضیات را از (علی بن عمر صاحب کتاب (الشمسیة فی المنطق آموخت و علم کلام و فلسفه را از محضر فیلسوف معروف شیعه، خواجه نصیرالدین طوسی، فرا گرفت و...
رشد و ترقی علامه به قدری سریع و وسیع بود که آثار نبوغ و برازندگی در همه ابعاد زندگی او دیده می شد و در دوران جوانی به مقام اجتهاد نایل آمد، او خود در مقدمه کتاب (منتهی الاصول می فرماید: (از دروس کلامی و فلسفی، فارغ التحصیل شدم و قبل از آنکه 26 سال از عمرم بگذرد، به تحریر علم فقه پرداختم.
از جمله اساتید علامه، پسر عموی مادرش، شیخ نجیب الدین و همچنین دو نفر از علمای سید و والامقام: جمال الدین احمد و رضی الدین علی بن طاووس بودند. و شاگردان برجسته ای نیز از محضر درس او برخاستند و بعد از خود، تألیفات متقن و بی شمار او نیز ذخیره و مخزنی از علم و دانش بود و نقش بسزایی در رشد فرهنگی و علمی داشت و از این رهگذر نیز دانشمندان بسیاری در طول تاریخ پرورش یافتند.(5)

2 - گفتار علمای بزرگ در شأن علامه حلی

اوج علم و قداست علامه حلی در سطحی است که همه علمای بزرگ تشیع او را ستوده اند و حتی بعضی از علمای اهل تسنن نیز در وصف او سخن گفته اند، در اینجا به گفتار چند نفر از علمای بزرگ شیعه بسنده می کنیم:
1 - (شیخ قطب الدین محمد شکوری در کتاب (محبوب القلوب می گوید:
(شیخ علامه، آیت الله فی العالمین جمال ملت و دین، حسن بن یوسف بن مطهر حلی نگهبان اساس دین و نابود کننده آثار دروغ پردازان، ناشر ناموس هدایت و شکننده ناقوس ضلالت، تکمیل کننده قوانین عقلی و تجدید کننده کیان شریعت و مشخص کننده خط تشیع راستین بود.(6)
2 - (شیخ حر عاملی صاحب کتاب (وسائل الشیعه (متوفی 1104 ه.ق.) در کتاب (امل الآمل می نویسد:
(شیخ علامه جمال الدین ابومنصور حسن بن یوسف بن علی بن مطهر فاضل عالم و علامه دانشمندان، محقق و مدقق مورد اعتماد و اطمینان، فقیه، محدث، متکلم ماهر، بلندمقام، عظیم الشأن و ارجمند است که در آگاهی به علوم و فنون مختلف عقلی و نقلی در فضایل و ارزشهای اخلاقی، بی نظیر می باشد و فضایل او بیشتر از آن است که قابل شمارش باشد، او در محضر درس محقق حلی و محقق طوسی، درس کلام و علوم عقلی را فرا گرفت و نیز از درس بسیاری از علمای اهل تسنن به فراگیری علوم پرداخت.(7)
3 - محدث خبیر (شیخ عباس قمی) در شأن علامه حلی می گوید: (آیت الله شیخ جمال الدین، ابومنصور، حسن بن سدیدالدین، یوسف بن علی بن مطهر حلی علامه عالم و فخر بنی آدم، اعظم علماء از نظر شأن و برجسته ترین آنان از نظر برهان، ابر پربار فضیلت، دریای بی کران علم، گردآورنده علوم و آگاه به فنون، رئیس علمای شیعه و مروج مذهب تشیع و اسلام، او که در رشته های مختلف علوم به تألیف کتاب پرداخت و کتابهایش در سراسر گیتی منتشر شد و نسیم معطر آنها در همه جا به وزیدن گرفت، او که ریاست مذهب تشیع در معقول و منقول و فروع و اصول، به وجودش منتهی شد... او آیت خدا بر اهل زمین بود و او حقوق بسیار عظیمی بر پیروان مذهب جعفری دارد، هم از نظر بیان و قلم و هم از نظر تدریس و تألیف و در فخر و جود او همین بس که در مجلس شاه خدابنده، با علمای بزرگ اهل تسنن به مناظره پرداخت (آنچنانکه خاطرنشان می شود) و آنان را مغلوب و مرعوب براهین خود ساخت و موجب گرایش سلطان به تشیع گردید و مناقب و فضایل او قابل احصا نیست.
و سرانجام محدث قمی می گوید: (هرچه در شأن او بگویم، بر آن می مانم که زیره به کرمان برده باشم.(8)
و در کتاب دیگرش می گوید: (جمعیت بسیاری از انفاس قدسیه او و از برکت کتابهای او به مذهب تشیع گرویدند و بعضی از بزرگان او را در عالم خواب دیده اند که در نشأه آخرت در صدر همه علمای اسلام بوده و گوی سبقت را از همگان ربوده است.(9)
4 - محقق بزرگ حاج (ملا علی علیاری صاحب کتاب (بهجة الامال (متوفی 1327 ق.) می گوید:
(علامه حلی، مفخر علمای برجسته و نامدار و مرکز قطب دایره اسلام، آیت خدا در دو جهان و نور خدا در تاریکیهای زمین و استاد انسانها در همه ارزشهای انسانی، جمال دین و حق، ابومنصور حسن... معروف به علامه حلی است خداوند او را در عالیترین مقامات قرار دهد و باران مواهب و نعمتهایش را بر او بباراند.(10)
5 - (علامه سید حسین بن رضا بروجردی صاحب کتاب (زبدة المقال (که علم رجال به صورت منظوم است) می گوید:
و آیة الله ابن یوسف حسن - سبط مطهر فریدة الزمن
علامة الدهر جلیل قدره - ولد رحمة و عز عمره(11)
(و آیت خدا، فرزند یوسف یعنی حسن، سبط مطهر که یگانه عصر و علامه دهر و بلند مقام بود، در رحمت، تولد یافت و عمرش قرین عزت بود.
ناگفته نماند که در مصرع آخر اشعار فوق به تاریخ سال تولد و مدت سن علامه حلی اشاره شده است چرا که واژه (رحمة به حساب ابجد مساوی با 648 است که سال تولد علامه بوده و واژه (عز مساوی با 77 است که علامه حدود 77 سال عمر کرد.
6 - (علامه صاحب کتاب (ریاض العلما و علامه نوری در مستدرک می گویند:
(علامه حلی با تقواترین و پارساترین مردم زمان خود بود و از کتاب (النفحات القدسیه سید حسین مجتهد، نقل می کنند که علامه حلی (ره) وصیت کرد که نماز و روزه همه عمر خود را استیجار کنند و با اینکه حج خود را انجام داده بود وصیت کرد، یک بار دیگر برای او حج بجا آوردند.(12)
7 - علامه حاج میرزا حسین نوری، صاحب مستدرک می نویسد: (فضائل و کمالات علامه حلی (ره) بی شمار و مقامات علمی اش بسیار ارجمند است، و تألیفات او همه صفحه ها را پر کرده است و تعریف من از او مانند بردن خرما به منطقه خرماخیز هجر (و زیره به کرمان بردن) است...(13)

3 - تألیفات علامه حلی

از عجایب اینکه علامه حلی در آن شرایط عصر خود، در همه رشته های علوم اسلامی، دست به تألیفات زد و کتابهای بسیار در کیفیت عالی از خود به یادگار گذاشت.
رجالی معروف (ابن داوود در شأن وی می گوید: (رئیس مذهب و علامه عصر خود، صاحب تحقیق و دقت، دارای تألیفات بسیار بود.(14)
محدث قمی می گوید: (تألیفات علامه، صفحه ها را پر کرده و کاغذها گنجایش ضبط آنها را ندارد.(15)
در کتاب (روضةالعابدین آمده است: (علامه حلی حدود هزار کتاب در علوم مختلف، به رشته تحریر درآورده و تألیف کرد محدث قمی (ره) می نویسد: (اگر تعداد صفحات تألیفهای او را بر همه روزهای عمر او تقسیم کنیم، نتیجه می گیریم که هر روز، به اندازه جزوه ای نوشته است. با توجه به اینکه اشتغالات مهم بسیاری نیز داشته است.(16)
بعضی، تعداد تألیفات وی را در حدود پانصد کتاب نوشته اند(17) در اینجا نمونه هایی از آن تألیفات را می آوریم:
1 - منتهی المطلب فی تحقیق المذهب.
2 - تلخیص المرام فی معرفة الاحکام.
3 - تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیة.
4 - مختلف الشیعه فی احکام الشریعة.
5 - تبصرة المتعلمین فی احکام الدین.
6 - استقصاء الاعتبار فی تحریر معانی الاخبار.
7 - مصابیح الانوار.
8 - الدر والمرجان فی احادیث الصحاح والحسان.
9 - التناسب بین الاشعریة و فرق السوفسطائیة.
10 - سر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز.
11 - نهج الایمان فی تفسیر القرآن.
12 - الادعیة الفاخرة المنقولة عن العترة الطاهرة.
13 - النکت البدیعة فی تحریر الذریعة فی اصول الفقه.
14 - غایة الوصول وایضاح السبل.
15 - مبادی الوصول الی علم الاصول.
16 - مناهج الیقین فی اصول الدین.
17 - منتهی الوصول الی علمی الکلام والاصول.
18 - کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد.
19 - انوار الملکوت فی شرح الیاقوت.
20 - نظم البراهین فی اصول الدین.
21 - معارج الفهم فی شرح النظم.
22 - الابحاث المفیدة فی تحصیل العقیدة.
23 - نهایة المرام فی علم الکلام.
24 - کشف الفوائد فی شرح قواعد العقاید.
25 - المنهاج فی مناسک الحاج.
26 - تذکرة الفقهاء.
27 - تهذیب الوصول الی علم الاصول.
28 - القواعد والمقاصد فی المنطق والطبیعی والالهی.
29 - الاسرار الخفیة فی العلوم العقلیة.
30 - کاشف الاستار فی شرح کشف الاسرار.
31 - الدر المکنون فی علم القانون.
32 - المباحث السنیة والمعارف النصیریة.
33 - المقاومات.
34 - حل المشکلات من کتاب التلویحات.
35 - ایضاح التلبیس من کلام الرئیس.
36 - کشف المکنون من کتاب القانون.
37 - بسط القواعد الکافیة.
38 - المقاصد الوافیة لفوائد القانون والکافیة.
39 - المطالب العلیة فی علم العربیة.
40 - القواعد الجلیلة فی شرح الرسالة الشمسیة.
41 - الجوهر النضید فی شرح کتاب التجرید.
42 - مختصر شرح نهج البلاغة.
43 - ایضاح المقاصد من حکمة عین القواعد.
44 - نهج العرفان فی علم المیزان.
45 - ارشاد الاذهان الی احکام الایمان.
46 - مدارک الاحکام فی الفقه.
47 - نهایة الوصول الی علم الاصول.
48 - قواعد الاحکام فی معرفة الحلال والحرام.
49 - کشف الخفاء من کتاب الشفاء.
50 - مقصد الواصلین فی اصول الدین.
51 - تسلیک النفس الی خطیر القدس.
52 - نهج المسترشدین فی اصول الدین.
53 - مراصد التدقیق ومقاصد التحقیق.
54 - النهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح.
55 - نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام.
56 - المحاکمات بین شراح الاشارات.
57 - نهج الوصول الی علم الاصول.
58 - منهاج و معراج الدرایة.
59 - نهج الحق وکشف الصدق.
60 - منهاج الکرامة.
61 - استقصاء النظر فی القضاء والقدر.
62 - الرسالة السعدیة.
63 - رسالة واجب الاعتقاد.
64 - الالفین الفارق بین الصدیق والمتین.
65 - الاقوال فی علم الرجال.(18)
66 - ایضاح الاشتباه فی احوال الرواة.
67 - کتاب الکبیر فی الرجال.
68 - رسالة فی بطلان الجبر.
69 - رسالة فی خلق الاعمال.
70 - کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین (ع).
71 - ایضاح مخالفة السند لنص الکتاب والسنة.
72 - اجازة طویلة لبنی زهره.
73 - الباب الحادی عشر.
74 - منهاج الصلاح فی اختصار المصباح.
75 - جواب مهنا بن سنان.
76 - الکشکول فیما جری علی آل الرسول.(19)
مؤلف کتاب نقدالرجال می گوید: (علامه حلی حدود هزار کتاب تألیف نمود، سپس می گوید: از کتابهای کامل فقهی او اکنون بیش از پانزده کتاب در دسترس ماست. و از کتابهای او در اصول حدود ده کتاب به دست ما رسیده است.(20)
قابل ذکر است که یکی از کتابهای او (الالفین است - که اخیراً نیز به طبع رسیده - در این کتاب دو هزار دلیل قاطع بر حقانیت مذهب تشیع ذکر شده است.
بعضی از موثقین حکایت کرده اند که بعد از رحلت علامه حلی، بعضی از صالحان او را در عالم خواب دیده اند و از احوال او پرسیدند، او گفت: (کتاب الفین و زیارت قبر امام حسین (ع) مرا نجات داد (و به درجه عالی رساند).(21)
اینجاست که باید گفت: (علامه حلی، فروغ جاویدانی است که بر تارک فرهنگ تشیع راستین، می درخشد و از موفقترین دانشمندان بزرگ اسلام در ابعاد گوناگون اسلامی بوده است.