داستانهایی از حق الناس

نویسنده : علی میرخلف زاده

مقدمه

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه رب العالمین، الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین اباالقاسم محمد صلی الله علیه و آله المعصومین، سیّما امام زماننا روحی و ارواح العالمین له الفدا.
سپاس بی انتها و ستایش لا شمار مر پروردگاری را سزاست که راه سعادت و روش خوشبختی را به ما آموخت و از نعمتهای بی شمار خویش همه ما را بهره مند فرمود.
و ستایش و حمد بی حد مخصوص ذات اقدس یکتای او که این همه توفیق به ما ارزانی فرمود و درود بی منتهی و بی پایان بر پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) و اهلبیت عصمت و طهارت او (ع)
«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأکُلُوا اَموالَکُم بَینَکُم بِالباطِلِ...» (1)
«حق الناس» یکی از اساسی ترین اهداف ادیان الهی است، که بعد از وظایف الهی، وظیفه ای بالاتر از حقوق مردم نیست. بلکه از جهاتی بر آن ترجیح دارد.
چنانچه حضرت مولی الموحدین، امام المتقین، امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:
«خداوند متعال حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده و کسی که حقوق بنده های خدا را رعایت کند، یعنی حق و حقوق حق تعالی را مراعات نموده».
پس اسلام بیشترین توجه و اهمیت را به حق الناس و حقوق بشر قرار داده و جایگاه مخصوص را در آن گنجانده و حتّی حقوق مردم را از حق خدا مهمتر و عبادتی برتر شمرده است. چنانچه رئیس مذهب حضرت صادق آل محمد (ص) فرمود:
«عبادتی بالاتر از اداء کردن حق مؤمن نیست»
لهذا بنابر یک سری وظایفی که بر گردنم نهاده شد، تصمیم گرفتم که چند نمونه از آیات و روایات و چهل داستان در زمینه حقوق مردم به تحریر در آورم و آن را بنام «داستانهایی از حق الناس» نهاده و در اختیار اجتماع مسلمان قرار دهم، تا انشاء اللَّه آنها از حقوق هم آگاه شوند و خود را از آلودگیهای ضد انسانی پاک نمایند. و حسن عاقبت و نجات در یوم المعاد پیدا کنند و در حالی چشم از این دنیا فرو بندند که حق الناس بر گردنشان نباشد.
امید است که این اوراق آغشته به مرکب مورد قبول حق واقع گردد و هدیه ای به ساحت مقدس حضرت بقیة اللَّه (عج) عرضه می دارم و ثوابش را به روح ارواح شهدای اسلام و فضلا و علما، و خدمتگذاران دین و مؤمنین و ذوالحقوق و امام راحل (رض) و برادر شهیدم آشیخ احمد میر خلف زاده نثار می نمایم.
السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته
14/5/80
حقیر درگاه حق علی میر خلف زاده.

( قرآن و حقّ النّاس )

«وَ لا تَأکُلُوا اَموالَکُم بَیْنَکُم بِالباطِلِ وَ تُدلُوابِها اِلیَ الحُکَّامِ لِتَأکُلُوا فَریقَاً مِن اَموالِ النَّاسِ بِالِاثمِ وَ اَنتُم تَعلَمُونَ».(2)
«مال یکدیگر را به ناحق مخورید و کار را به محاکمه قاضیان نیندازید که بوسیله رشوه و زور پاره از مال مردم را بخورید، با اینکه شما به بطلان ادعای خود آگاهید.
«وَ تَری کَثیرَاً مِنهُم یُسارِعُونَ فیِ الاِثمِ وَ العُدوانِ وَ اَکلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ ما کانُوا یَعمَلُونَ و...».(3)
«بسیاری از آنها را مشاهده می کنید که در گناه و رستگاری و خوردن مال (مردم به) حرام می شتابند، چه بسیار به کار بدی مشغول شدند. و اگر علماء و روحانیون، آنها را از گفتار زشت و خوردن حرام باز ندارند، کاری بسیار زشت می کنند.»
«یا اَیُّهَاالَّذینَ آمَنُوا لا تَأکُلُوا اَموالَکُم بَینَکُم بِالباطِلِ اِلَّااَن تَکُونَ تِجارَةً عَن تَراضٍ مِنکُم وَ لا تَقتُلُوا اَنفُسَکُم اِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُم رَحیماً. وَ مَن یَفعَل ذلِکَ عُدواناً وَ ظُلمَاً فَسَوفَ نُصلیهِ نارَاً وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسیراً».(4)
«ای اهل ایمان مال یکدیگر را به باطل و نا حق نخورید، مگر به وسیله تجارتی که از روی رضا و رغبت باشد و خود کشی نکنید زیرا خداوند به همه شما مهربان است.»
«و هر کس این اعمال را (یعنی: به مال و جان مردم) از روی دشمنی و ستمگری و ظلم ( دست درازی) کند، به زودی او را در آتش جهنّم بسوزانیم. و این کار (انتقام کشیدن از ظالمان) برای خدا آسان است.»
«... وَ لا تَأکُلُوا اَموالَهُم اِلَی اَموالِکُم اِنَّهُ کانَ حُوباً کَبیرَاً».(5)
«و اموال یتیم ها را به خودشان بدهید، و مال بد و نامرغوب خود را به خوب و مرغوب آنها تبدیل نکنید و اموال آنها را با مال خود مخلوط نکنید و نخورید، زیرا این کار گناهی بسیار بزرگ است.»

( معصومین و حق النّاس )

«قالَ رَسُولُ اللَّه (ص): «مَن حَبَسَ مِن اَخیهِ المُسلِم شَیئاً مِن حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ بَرَکَةَ الرِّزقِ اِلَّا اَن یَتُوبَ.»(6)
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:
«کسی که حق برادر مسلمانش را حبس کند و ندهد، خداوند متعال او را از برکت رزق محروم می کند، مگر این که توبه کند.»
قال علی (ع): «جَعَلَ اللَّهُ سُبحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدّمَةً عَلی حُقُوقِهِ، فَمَن قامَ بِحُقُوقِ عِباد اللَّه کانَ ذلِکَ مُؤدّیاً اِلی القِیامِ بِحُقُوقِ اللَّه».(7)
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:
«خداوند سبحان حق مردم و بندگانش را مقدم برحق خود قرار داده و هر کس که حقوق بنده های خدا را رعایت کند، حقوق الهی را مراعات کرده است.»
قالَ عَلیٌ (ع): «اَمَّا الظُّلمُ الذّی لا یُترَکُ، فَظُلمُ العِبادَ بَعضُهُم بَعضاً.» (8)
حضرت علی (ع) فرمود:
«امّا ستمی که بخشیده شدنی نیست (و باید صاحب حق را راضی کرد) ظلمی است که بعضی از مردم به هم می کنند.»
«اَمَّا حَقُّ نَمریمَکَ الذَّی یُطالَبُکَ فَاِن کُنتَ مُوسِراً اَعطَیتَهُ وَ اِن کُنتَ مُعسِراً اَرضَیتَهُ بِحُسنِ الْقولِ».
حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) فرمود:
« امّا حق کسی که از تو طلب دارد این است که اگر برایت مویسر است و امکان دارد برایت که حقش را بدهی پس حقش را بپرداز، و اگر در سختی و فقر و تنگدستی و عسر هستی پس با زبان خوب و نرم او را خوشحال کن.
«کُلُّ ذَنْبٍ یُکَفِّرُهُ الْقَتْلُ فی سَبیلِ ا للَّهِ اِلاَّ الدَّیْنِ فَاِنَّهُ لا کَفَّارَةَ اِلاّاَداؤُهُ».(9)
حضرت باقر آل محمد (ص) فرمود:
«هر کس گناهی داشته باشد وقتی در راه خدا شهید شود تمام گناهانش پاک می شود. یعنی: شهادتش کفاره گناهانش می شود، مگر کسی که بدهکار باشد و حق کسی به گردنش باشد که باید آن بدهی را به صاحبش پس دهد.»
«اِذا اَرادَ اَحَدُکُمْ اَنْ یُسْتَجابَ لَهُ فَلْیُطیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظالِمِ النَّاسِ وَ اِنَّ اللَّهَ لا یُرْفَعُ اِلَیْهِ دُعاءُ عَبْدٍ وَ فی بَطْنِهِ حَرامٌ اَو عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ».(10)
حضرت صادق (ع) فرمود:
هر کس از شما بخواهد دعایش مستجاب شود، کسبش را از مال حرام پاک کند و حق مردم را به آنها بدهد. زیرا دعای کسی که شکمش از مال (دیگری)حرام پر شده باشد و یا حقّی از حقوق مردم نزدش باشد، به طرف خدا بالا نمی رود.
«ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَی ءٍ اَفْضَل مِنْ اَداءِ حَقِّ الْمُؤمِن».(11)
حضرت صادق (ع) فرمود:
«هیچ عبادتی بالاتر از اداء کردن حقّ مؤمن نیست. یعنی: بالاترین عبادت ادای حقّ مومن است.»
خلاصه در زمینه «حق الناس» روایات و احادیث بسیاری آمده که ما انشاء الله در جلدهای بعدی و بحثهای آتیه خواهیم آورد.


( 1 )