جمعیت فدائیان اسلام

نویسنده : داوود امینی

ح) اعلامیه نواب صفوی در مخالفت با ظلم و جنایت و مداخله خارجیان در امور کشور در سال 1333.

مسلمانان غیور برای تجدید عظمت اسلام هم عهد شوید.
بیگانگان دنیاپرست از عظمت بی نظیر مادی و معنوی مسلمین که در سایه تعالیم عالی و احکام مقدس اسلام ایجاد شده بود، رشک و رنج می برند تا در قرون وسطی نقشه جنگهای صلیبی را طرح نمودند و مسیحیان بیچاره را به جنگ با مسلمین برانگیخته، شکست خوردند و معتقد شدند تا اشعه درخشان قرآن بر ممالک اسلامی می تابد، زوال مسلمین محال و شکست دشمنانشان قطعی است و از اینرو به یک جنگ خائنانه غیرمستقیم و عمیق برای ربودن حقایق اسلامی از میان ما شروع نموده دریچه های انواع شهوات و مفاسد فریبنده را به تفضیل که تاریخ گواهی می دهد کم کم بروی ما باز کرده، اصول علم و ایمان و تقوی و سداد و فضیلت که تاریخ گواهی می دهد کم کم بروی ما باز کرده، اصول علم و ایمان و تقوی و سداد و فضیلت و راستی و غیرت و کار و کوشش و صنعت و زراعت و وسایل دفاعی ما را متزلزل نموده، جهل و شهوت و پلیدی و رذالت و دروغ و بی حسی و بی کارگی را جایگزین آنها دفاع نموده، جهل و شهوت و پلیدی و رذالت و دروغ و بی حسی و بی کارگی را جایگزین آنها کردند تا جایی که امروز تمام ممالک اسلامی و در مملکت اسلامی پیروان آل محمد، ایران که باید مشعل دار هدایت دنیا باشد بجز معصیت و نافرمانی خدا و شهوت رانی و دروغ و دورویی و سؤظن و فقر و بی رحمی و جهل و ذلت و بی ارادگی و ظلم چیز دیگری ظهور ندارد و کاخ عظمت مسلمین و شعائر جان بخش الهی و تعالیم عالی قرآن به کلی واژگون گردیده، سرزمین مقدس اسلام همانند قبرستانی شده که تمام حقایق و فضایل اسلام در زیر خاک تیره جهل و شهوت مدفون شده، روح اسلام و انسانیت به کلی مرده، حیوانات در خرابه های کاخ عالی اسلام مسکن گزیده اند و از سو نیش ها و چنگال های بزرگ بیگانه در درون قلب و عروق اجتماعی ریشه دوانده، و دائما مفاسد بنیان کن و مسموم کشنده خود را از طریق مختلف نموده اساس دین و هستی و اخلاق ما را متلاشی تر می کند.
هان ای غیرتمندان و ای زنده دلان و ای روح داران و ای افرادی که هنوز ایمان صادقی در اعماق قلوبتان در میان این ظلمتکده می درخشد. بخدا اگر ما فداکاری نکنیم؛ و در راه تجدید حیات اسلام و مسلمین از راحتی و زندگی نگذریم، ناممان در طومار ننگین تاریخ امروز ثبت گردیده، در پیشگاه خدا مخذول و سرافکنده بوده، از عذاب خدا مصون نخواهیم بود. انسان حساس و غیور احساس می کند که تمام ذرات وجودش در آتش تاسف و غیرت می سوزد و شعله اش قلوب زنده را از فرسنگها راه با حرارت بیان جگر خراش این تاریخ می سوزاند و از مشاهده این همه مخالفت شرم آور با فرمان خدا و این همه شوت رانی و دروغ و جنایت، دنیا در نظرش تیره شده، هر آنی آرزوی هزار مرگ می کند، بیایید ای پروانگان شمع حقیقت که هنوز پر و بال پرواز در آسمان محبت خدا دارید اینک نسبت به خدای عزیز جهان بی وفایی می شود، با هم بسوزیم تا از سوختن، ریشه این جنایات و معاصی بسوزانیم.
شاگردان مکتب حق از خود گذشته اند و از خود گذشته را به کمک احتیاجی نیست لکن از نظر اتمام حجت و مسئولیت که در پیشگاه خدا داریم، عموم مسلمین صادقی را که احساس درد و مسئولیتی می کنند در تمام طبقات اعم از کسبه و تجار و روحانیون و دانشجویان و افسران و سربازان و کارگران و کارمندان وزارتخانه ها را به عهد و بیعت و پیمان بر سر سه بنیاد بزرگ زیر دعوت می کنیم و خدای عظیم را برای پیمان شاهد می گیرم و کفی بالله شهیدا.
1 - امر به معروف و نهی از منکر و سعی در اجرای احکام دین اسلام.
2 - نجات مسلمین دینا از ظلم و تجاوز عموم بیگانگان و ستمگران.
3 - اتحاد ملل اسلامی بر مبنای معارف نوارانی و احکام ضروری اسلام که از بذل مال و جان در راه تحقق این سه مقصود بزرگ کوتاهی نکرده، دعوت قرآن را به این معامله با خدا اجابت نمایند.
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة .
خدای جهان خریداری نموده جان و مال مومنین را به بهای بهشت اینک این شما و این سعادت و عزت جاودانه. هر که را همتی والاست، مردانگی از میدان این نبرد برباید.
و ما النصر الا من عند الله.
به یاری خدای توانا - سیدمجتبی نواب صفوی (735)

خ) اعلامیه نواب صفوی در سال 1334، در خصوص مخالفت با مشارکت ایران در پیمانهای نظامی با بلوک نظامی جهان:

هوالعزیز - مصلحت مسلمین دنیا پیوستن و تمایل به هیچ یک از دو بلوک نظامی جهان و پیمانهای دفاعی نبوده، باید برای حفظ تعادل نیروهای دنیا و استقرار صلح و امنیت یک اتحادیه دفاعی و نظامی مستقلی تشکیل دهند. چندیست در پی آنم که کمتر سخن گفته در انتظار آن روزی باشم که خدای عزیز وسیله عمل فراهم فرموده، به آنچه معتقدم و مصلحت اسلام و مسلمین و بندگان خدا را در آن می بینم فقط عمل کنم. ولی گاهی گفتن عمل است و اگر مانعی برای رسیدن سخن حق به گوش اجتماع نباشد، سکوت جایز نیست. اخیرا سخن از پیمانهای نظامی در میان بوده، در اطرافش گفتگو بسیار می شود. بیش از هر چیز چون خدای عزیز بر ما شرافت عالی اسلام را منت نهاده است، مسلمانان هستیم، باید مصالح عمومی را از نظر اسلام و مسلمین بسنجیم.
عمل و فعالیت انسان را تابع اراده او بوده و محرک چرخ اراده عقیده اوست و به هر اندازه که برق عقیده قویتر و سوزانتر باشد، اراده ای قویتر ایجاد نموده، فعالیت انسان را قوی تر می کند. چنانچه دو نفر از اهالی تهران معتقد بوجود دو منفعت مختلف در قله دماوند باشند، یکی معتقد باین منفعت اراده ای به قوت این عقیده در او ایجاد نموده، نیروی همین اندازه حرکت به سوی قله دماوند در وی تولید می کند و دیگری بوجود صندوقی محتوی یکی میلیون تومان، برای طی کننده راه معتقد باشد، نیروی اراده اش هزار برابر اولی گردیده، نیروی حرکت و فعالیتش نیز هزار برابر می گردد.
بنابراین اعتقاد به خدا که عظیم ترین و بنیادی ترین موضوع جهان هستی است، با اتکا به معارف و تعالیم الهی اسلام که دریچه های حقایق را به سوی اندیشه ها باز نموده تمام موضوعات کوچک و بزرگ را به اجمال و تفضیل تحقیق و تحلیل می کند، قویترین برق عقیده در انسان مسلمان تولید نموده چرخ اراده را به قویترین وجهی به گردش در می آورد و قوی ترین نیروهای فعال را ایجاد می کند. مضافا بر آسایش ابدی و نعمتهای بی پایان بهشت جاویدی که خدای عزیز به مجاهدین مومنی که مال و جان را در دفاع از حق و عظمت اسلام فدا کنند وعده فرموده است و دنیا و تمام منافع فانی آن در برابر آن وعده بزرگ ناچیز و بی مقدار بوده، صاحب و بخشنده نعمتهای دنیا هم همان وعده کننده بزرگ است و انسان دانا وعده های این وعده کننده بزرگ و نعمت بخش را قابل اعتماد و قطعی تر از وعده هر وعده کننده ای می داند. بخصوص این که وعده دهنده های کوچک مخلوق و عاجز بوده، خودشان شخصا یقین ندارند که از مرگ و حوادث ساعت آینده مصون باشند.
پس در خور وعده دادن نیست و وعده های آنها سزاوار اعتمادی نیست زیرا که هر وعده کننده ای باید قدرت ایجاد موعود خود را داشته باشد و او تنها خالق نعمتهای جهان و جهانیان است که حوادث عالم در حیطه اراده او و محکوم به حکمش می باشد و حیات و نعمت بی پایان و جاویدی را که قبلا نمونه های عالی از آن را ایجاد و عطا فرموده، وعده کرده است و تنها وعده های او قطعی بوده سزاوار اعتماد است و بس. بنابراین مسلمان صادق دارای قویترین نیروهای شکست ناپذیر اراده و فعالیت بوده، همیشه ممکن است عده قلیلی مسلمانان راستگو از نظر اراده و فعالیت اگر مقتضیات دیگر فراهم باشد، ارکان قویترین حکومتهای ظالم و مبتکر دنیا را بلرزاند و دماغش را به خاک مذلت بمالند. پس اگر مسلمین جهان را به حال خود بگذارند که به سوی خدا و حقایق و تعالیم اسلام بازگشت نموده، دامان خویش را از معاصی و شهوات و رنگهای هوس انگیز که قلوبشان را تیره و ایمانشان را ضعیف نموده پاک کنند و یک اتحادیه مستقل را شناخته مومن آنها باشند، تشکیل دهند و بدانند که به پای خود قائمند و از خود و از استقلال خود و نوامیس و عظمت اسلام و مسلمین دفاع می کنند. در آن مناظر زیبای عشق به خدای عزیز و حقایق اسلام و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آل گرامیش در پی چشمانشان جلوه گر شده با توجه به این که پیروزی را تنها از سوی خدا و خدای را پشتیبان خود دانسته، مرگ و حیات را هم به دست خدا دانسته و حقیقت حیات و زندگانی را پس از مرگ در راه خدای می دانند، جهانی بزرگ از عقیده و ایمان و امید و آرزو، در قطرات خون و ذرات وجودشان بوجود آمده و بزرگترین نیروی دفاعی در آنها متمرکز گردیده و قدرت نظامی دنیا را تعدیل و مانع هر گونه تجاوزی می گردند و در آن صورت استقرار صلح و امنیت برای یک مدت طولانی در سراسر دنیا قطعی است.
این بود مختصری از آنچه در این باب معتقد بودم که در مسافرت سال گذشته به رؤسا و زمامداران ممالک عربی اسلامی شخصا تذکر داده، به بعضی پیام فرستادم و در این راه موانعی هست لا ان یشاء الله، مگر این که خدا بخواهد و هر چه خواست همان می شود و گرچه صاحب قدرتهای فانی دنیا غیر آن بخواهند. و ماالنصر الا من عندالله، پیروزی تنها از سوی خداست.
به یاری خدای توانا - سیدمجتبی نواب صفوی (736)

چ) مقاله چرا مسلحانه می جنگیدیم؟ (از نشریه منشور برادری

کشور ما در دوره دیکتاتوری با تعلیماتی که غرب به او آموخته بود، در یک برزخ بین تمدن غربی و بیگانه شدن از خود زندگی می کرد. روشنفکران ما از مذهب بریده بودند و یک رنسانس یا تجدید حیات مذهبی لازم بود. این تجدید حیات مذهبی به علت اشغال کشور از طرف بیگانه و نفوذ امپریالیسم در مقامات سطح بالای مملکت احتیاج به یک تکان برق آسا داشت. جامعه اشغال شده در برابر اشغال گیج و منگ بود... شبه روشنفکرانی چون کسروی با تمسک به خرافات و پیراهن عثمان کردن نظریات خرافی که طی قرون و اعصار چهره مذهبی گرفته بود، به نهادهای مذهبی حمله می کرد. روحانیت تشیع که هیچگاه حاشیه نشین نبوده است و فتاوی علمای روحانیت برای درهم کوبیدن نظام سربازی و نظام اقتصادی جامعه به خاطر عدم تمرکز قدرت و نتیجتا بهره گیری امپریالیسم از این تمرکز قدرت برای شبه روشنفکرانی چون کسروی که می خواست میراث سلطنت زنده بماند در آمده بود. بیهوده نیست که می گوید، برای بحث، در دربار نشست برقرار می کنیم. احمد کسروی که در دوره رضاخان لب به اعتراض نگشوده و حتی در دانشگاه مامور پاکسازی زبان فارسی از واژه های فارسی بوده است، تمام این مسائل اشغال کشور، روده درازی سیاسیون، رؤیاهای ناسیونالیستها و ارائه مکاتب چپ در بعد شهریور 1320 موجب پیدایش یک حرکت مذهبی گردید. بازگشت به فرهنگ تشیع به صورت اصیل آن هدف اصلی فدائیان اسلام بود و برنامه آنها که در آبان 1329 منتشر شد، دلیل این مدعاست. اخطار آنها به شاه، دادن برنامه برای وزارتخانه ها، خواستن شکل حکومتی صحیح بر مبنای اصول اسلامی، نظریات راجع به فرهنگ، بهداری ارتش و کلیه مسائلی که در کتاب فدائیان اسلام در آن دوره که حتی سیاسیون و ملی گرایان برای حفظ مقام سلطنت سوگند خورده بودند و حتی بعد از کودتای 28 مرداد که کرارا در دادگاه اعلام می کردند ما به مقام سلطنت وفا داریم، همه مسائلی که در متون تاریخ موجود است، بهترین دلیل این مدعاست.
و اما فدائیان اسلام چرا اعلام می کردند؟
فدائیان اسلام هیئت حاکمه را عمال امپریالیسم و مهاجم به نهادهای مذهبی و نوامیس اجتماعی و ذخایر ملی و کلیه آنچه که یک ملت از سنتها و اعتقادات تعلق دارد می دانستند. و چون رده های پایین هیئت حاکمه.... بلکه رده های بالا از قبیل شاه و نخست وزیر بودند که یا انگلوفیلد یا آمریکافیلد یا روس فیلد، شده بودند، عمال مستقیم اجانب می دانستند و حتی متن تاریخ چنین می گوید:
درباریان و اغلب رده های بالای هیئت حاکمه عده ای در زمان قاجار گرایش به روسیه و دسته ای دیگر گرایش به انگلستان و در اواخر به آمریکا داشتند.
می توان گفت نفوذ امپریالیسم در کشور ما موجب پیدایش نظریه سیاست موازنه منفی شاه است. اما فدائیان اسلام می گفتند، موازنه منفی در داخل انجام می گیرد و این موازنه تبدیل به مبارزه قدرتها در داخل کشور می شود و می بایست در چنین شرایطی شعار نه روس، نه آمریکا و نه انگلیس، داد...همه آنها مهاجم به اسلام هستند و هر کس در هر شرایطی و در هر شکلی و در هر مقامی، عملی انجام دهد که مآلا به نفع یکی از سیاستهای سه گانه تمام شده، سرباز خارجی و مهاجم است و باید دفعش کرد. البته چون نمی خواستند اعمالشان چهره ترور به خود بگیرد، قبل از شروع به عمل صراحتا به شخص مورد نظر اعلام می کردند و پس از انجام عمل انکار نمی کردند و فرار هم نمی کردند. با توجه به این برداشتهایی که دنیا از مسئله ترور و تروریسم دارد، می توان ادعا کرد که، شکل کار و شیوه فدائیان اسلام بطور کلی با تروریسم تفسیر شده شرق و غرب متفاوت است و نوعی عمل انقلابی است که برای اجرای یک ایدئولوژی پرتوان که مساوی با هویت جامعه است و نوعی عمل انقلابی است که برای اجرای یک ایدئولوژی پرتوان که مساوی با هویت جامعه است، انجام می گرفته. ضمانت جامعه از کارهای انجام شده فدائیان اسلام در طول تاریخ بطور کلی بهترین مدعاست و اینکه می بینیم پس از 30 سال پیروزگران انقلابی هیچکدامشان شخص رهبر فدائیان اسلام را محکوم نمی کنند و حتی بعضی از دستجات پیشرو آنها را ستایش می کنند و حتی علامه ای چون مجاهد کبیر طالقانی حق می گوید و از پاکی آنها و صفای آنها سخن می راند و باز طبق مدارک موجود همین علامه طالقانی روابط نزدیکی با شخص نواب و گروهش تا آخرین روز دستگیری نواب صفوی داشت، دلیل دیگری است که جامعه از چنین افرادی حمایت می کرده است...
نواب صفوی می گفت: نه شرق، نه غرب بلکه اجرای راستین احکام اسلام (737)