جمعیت فدائیان اسلام

نویسنده : داوود امینی

ح - تداوم راهبردها و مبارزات سیاسی فدائیان اسلام تا انقلاب اسلامی

با تداوم حکومت دیکتاتوری پهلوی، پس از کودتای 28 مرداد 32 سرکوب احزاب و گروههای سیاسی و شخصیتهای برجسته کشور همچنان ادامه داشت. حرکات و اقدامات اعضای جمعیت فدائیان اسلام نیز پس از شهادت نواب صفوی و یارانش همواره تحت مراقبت شدید ماموران شهربانی و ساواک قرار داشت و هرگونه جنبشی فورا در نطفه خفه می شد. در چنین شرایطی، به ناچار اعضای جمعیت، به مبارزات زیرزمینی و مخفیانه علیه رژیم روی آوردند. عمده فعالیت آنها پس از سال 1334، به صورت حرکتهای تبلیغاتی و بیان مبانی اعتقادی در جلسات خصوصی و عمومی انجام می گرفت. جلسات عمومی جمعیت در قالب کلاسهای قرائت و تفسیر قرآن مجید و مراسم عزاداری در مکانهایی چون مسجد مهدیه در خیابان رزم آرا و مسجدی در خیابان بوذرجمهری، توسط بهاری، رفیعی، صراف زاده و برخی دیگر، با عنوان انجمن دانش و آموزش جوانان، برگزار می شد. (718) تا سال 1343، بارها اعضای فعال در چنین اقداماتی از جمله سیدهاشم حسینی، حجت الاسلام حاج سیدمحمدتقی واحدی، ضمانت پناه و تعدادی دیگر به جرم اقدام سیاسی علیه رژیم و یا سابقه عضویت در جمعیت فدائیان اسلام، دستگیر و بازداشت شدند. (719)
با آغاز قیام 15 خرداد 42 به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بر دامنه فعالیت اعضای این جمعیت افزوده شد . برخی از اعضای این جمعیت همچون شهید مهدی عراقی، و شهید حاج صادق امانی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) با سازماندهی هیئتهای موئتلفه اسلامی از سال 1343، به مبارزه با رژیم دیکتاتوری پهلوی پرداختند. اوج مبارزات اعضای هیئتهای مؤتلفه اسلامی در ترور حسنعلی منصور، متبلور شد که به دستگیری و اعدام چهار نفر از عاملین آن - شهیدان حاج صادق امانی، محمد بخارائی، مرتضی نیک نژاد و رضا صفار هرندی - انجامید و تعدادی نیز همچون شهید مهدی عراقی به زندان طویل المدت محکوم شدند و برخی دیگر نظیر شهید اندرزگو نیز متواری گشتند.
طبق اسناد موجود، هسته مرکزی فدائیان اسلام در سال 1343، قم و ورامین بود و از سوی اشخاصی چون روانچی، عباس جوادی، حاج اسماعیل کاظمی، حاج اکبر روانبخش و سیداسدالله روحانی نژاد، پشتیبانی مالی می شد. حاج سیدمحسن روحانی نژاد (پدر سیداسدالله) نیز عهده دار امور مالی جمعیت در قم بود. (720)
در سال 1344، مسجد مهدیه در خیابان حضرت عبدالعظیم، محل برپایی جلسات و فعالیتهای مخفیانه فدائیان اسلام بود. تجملات آنها غالبا با عنوان مراسم عزاداری بویژه در ماههای محرم، صفر و رمضان برپا می گشت و همواره تعدادی از آنان توسط ساواک بازداشت می شدند. اداره کل سوم ساواک، طی گزارشی اعلام کرد که در اغلب شبهای هفته، جلسات فدائیان اسلام نسبت داده، عبارتند از: هیئت جوانان بنی فاطمیه به طور سیار، هیئت ایرانیهای مقیم مرکز، عزاداران حسینی در خیابان آیزنهاور، هیئت کارگران کفاش میدان دروازه دولاب، هیئت کارگران صنف سراج خیابان شهباز، هیئت شاه نجف و ساوه ایهای مقیم تهران، تکیه دولابیها انتهای جهان پناه، هیئت عزادران حسینی، طرقیهای مقیم مرکز مسجد حیدریه خیابان شهباز، هیئت قائمی علم القرآن مسجد حیدریه، هیئت پیر عطا خیابان ری، هیئت محبان الحسین (ع)و هیئت بانوان مومنه اهل اصفهان، خیابان ری.
علاوه بر فعالیتهای مذهبی این هیئتها، افراد وابسته به فدائیان اسلام به تاسیس انجمن و مکتبهایی برای جذب و هدایت جوانان اقدام کردند. از جمله آنها مکتب جعفری بود که بر روی پرچمش نوشته بود:
دشمن ستمکار و یار ستمکش باش.
جلسات این مکتب در منزل اعضا برگزار می شد. مکتب توحید نیز برای جذب و پرورش جوانان متدین دائر شده بود و افرادی چون ابراهیم قدیری، محمد حسین روحی، سید محمد واحدی و جمعی دیگر در مسجد نارمک فعالیت مذهبی داشتند. (721)
در آن زمان این هیئتهای دینی و انجمنهای اسلامی، در کنار هیئتهای موتلفه اسلامی و در ادامه حرکت 15 خرداد 42 که به رهبری حضرت امام شکل گرفته بود، قرار داشتند و علیه حکومت مبارزه می کردند. این مشارکت در نهضت، تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران ادامه یافت.
یکی از نهادهای اجتماعی که همواره از فدائیان اسلام حمایت می کرد، بازار بود و همانطور که از آغاز حرکت و مبارزات فدائیان اسلام پشتوانه آنان بود، در این زمان نیز همچنان به حمایت خود ادامه می داد. بازار که یک نهاد سنتی اجتماعی - سیاسی بود و پیوسته از ریشه ها و پایه های اعتقادی قوی دینی بهره می برند، در همه دوران، روال، قواعد و شبکه های عمل اجتماعی خاص خود را داشت. از همین رو در برآوردهای تاریخی و تحلیل های سیاسی اخیر نیز برای نقش بازار و اهمیت آن در رویدادهای سیاسی کشور باید اهمیتی خاص قایل شد.
در دهه های 20 و 30، گروههایی از بازاریان به روحانیونی چون آیت الله کاشانی تمایل داشتند و بخشی از آنها نیز با نهضت ملی همکاری می کردند.(722)همچنین بازاریان با حمایتهای مالی و معنوی خود نقش فعالی در مبارزات جمعیت فدائیان اسلام ایفا کردند و بخش مهمی از مخارج مبارزاتی این جمعیت از ناحیه کسبه بازار تامین می شد. در قیام 15 خرداد 42 و نهضت حضرت امام خمینی (ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی نیز همواره بازاریان از حمایت و پشتیبانی این نهضت دریغ نکردند.

ط) ظهور دوباره شاخه هایی از فدائیان اسلام پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از اعضای فدائیان اسلام، علاوه بر فعالیت در جمعیت موتلفه اسلامی، در قالب سه شاخه به فعالیت خود ادامه دادند: (723)شاخه اول با عنوان فدائیان اسلام - بنیانگذاران، به سرپرستی ابوالقاسم رفیعی در چند سال اول انقلاب فعال بود. تشکیلات آنان در راستای اهداف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) قرار داشت و خود را مطیع محض حضرت امام می دانستند. اعلامیه های این گروه که خود را همرزمان شهید مهدی عراقی می خواندند، با امضای ابوالقاسم رفیعی و با عنوان بینانگذاران بخش فرهنگی فدائیان اسلام منتشر می شد. (724)تشکیلات این شاخه پس از چند سال منحل و فعالیتشان نیز متوقف گردید.
شاخه دوم به سرپرستی حجت الاسلام صادق خلخالی و با عنوان فدائیان اسلام، پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت. این تشکل نیز با توجه به موقعیت حجت الاسلام صادق خلخالی که پس از پیروزی انقلاب در مصدر امور قضایی کشور قرار گرفته بود، ایجاد شد و به دلیل وجهه ممتاز مبارزاتی فدائیان اسلام با حکومت پهلوی و مقام و منزلت شهید نواب صفوی، در میان مبارزین مسلمان جهان، عنوان فدائیان اسلام را برگزیدند. این گروه که در زمینه سیاسی - فرهنگی و نظامی فعالیت می کرد، به جذب جوانان مذهبی و هواداران فدائیان اسلام مبادرت ورزید. از جمله نقش این گروه پس از انقلاب اسلامی، اطاعت از دستورهای حضرت امام خمینی (ره)، در جهت حفظ انقلاب اسلامی و اعزام نیروهای رزمنده به جبهه های جنگ تحمیلی بود چنان که - بر حسب نامه حجت الاسلام صادق خلخالی به ستاد نیروی پشتیبانی جنگ - در همان سالهای اولیه جنگ، بیش از پانصد شهید در جنگ تحمیلی تقدیم انقلاب اسلامی کرد. (725)
این تشکیلات نیز که مقر اصلیش در باشگاه افسران تهران قرار داشت، با سلب مسئولیت قضایی حجت الاسلام خلخالی، منحل گردید. (726)
شاخه سوم وابسته به فدائیان اسلام پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عنوان وفاداران شهید نواب صفوی، به فعالیتهای سیاسی پرداختند. این گروه بعد از 26 سال که از تعطیلی نشریه منشور برادری، ارگان جمعیت فدائیان اسلام - که به دستور سید مجتبی نواب صفوی، بنا بر مقتضایات زمانی در اواخر حکومت دکتر مصدق منتشر می شد، - می گذشت، اولین شماره دوره جدید را پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 18 مرداد 1358، منتشر کرد. دو شماره اول این نشریه به مدیر مسئولی مهندس کاظم زرین بخش و از شماره سوم به مدیر مسئولی سید محمد علی لواسانی انتشار یافت (727) هدف از انتشار مجدد این نشریه، تبیین اهداف نواب صفوی و فدائیان اسلام ، از مبارزات سیاسی و جنبش مسلحانه آن جمعیت، برای نسل جدید است.
در سال 1358، گروه وفاداران به شهید نواب صفوی، با انتشار اعلامیه هایی نسبت به برخی از سخنان و اقدامات حجت الاسلام خلخالی با نام فدائیان اسلام، اعتراض کردند. به نظر آنها حجت الاسلام صادق خلخالی عضو فدائیان اسلام نبوده و نمی بایست با این نام اعلامیه صادر می کرد. این گروه معتقد بودند که عملا با برقراری حکومت جمهوری اسلامی، اعضای جمعیت تنها باید از رهبری انقلاب اطاعت نمایند. به نظر آنها، همچنین با برقراری جمهوری اسلامی دیگر بجای سخن گفتن از اقدامات و عملیات مسلحانه نیست و این تاکتیکها و استراتژیها تنها مربوط به دوران حکومت دیکتاتوری و استبدادی پهلوی بوده است. این گروه با بخشی از سخنان مربوط و اقدامات حجت الاسلام خلخالی مخالفت کرده و اعمالش را مربوط به خودش می دانستند؛ زیرا برخی از کارهای وی را موجب لطمه زدن به شخصیت و رهبری شهید نواب صفوی می دانستند. حجت الاسلام صادق خلخالی در پاسخشان عنوان کرد که هر کس می تواند عضو فدائیان اسلام باشد و من هم به عنوان یک عضو عمل می نمایم نه به عنوان رهبری فدائیان اسلام. (728) با وجود این به دلیل مشهوریت حجت الاسلام خلخالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی وی را از مهمترین مدعیان پیروی از نواب صفوی می شناختند. (729)

ی - نتیجه

پیدایش و شکل گیری جمعیت فدائیان اسلام و برخی از گروههای مذهبی پس از شهریور 1320، واکنش طبیعی قشری از روحانیون و متدینین مذهبی جامعه بود که می کوشیدند تا هویت اسلامی خویش را در مقابل دیگر جریانات موجود در جامعه حفظ کنند و عمدتا خاستگاه اجتماعی آنها از میان مردم و جوانان مومن به اسلام و طبقات متوسط و پایین جامعه همچون طلاب، روحانیون، دانشجویان، کسبه، کارگران، بازاریان و غیره بود. نظریه مبارزه مسلحانه مبتنی بر اعدام انقلابی کارگزاران رژیم پهلوی، نخستین بار توسط فدائیان اسلام در کشور مطرح شد و حتی آنها موفق تر از گروههای سازمان یافته چپ توانستند پایه های حکومت پهلوی را متزلزل سازند. ضمن اینکه موفق شدند که جامعه را از بند جریانات انحرافی کسروی گری و غیره برهانند.
از جمله عواملی که زمینه شکل گیری جمعیت فدائیان اسلام را فراهم آورد، عامل فرهنگی و اجتماعی کشور بود. ناملایمات و نابهنجارهای فرهنگی - اجتماعی در جامعه، شرایطی را ایجاد کرده بود که نیروهای مذهبی در کشور، به دلیل به خطر افتادن دین و فرهنگ اسلامی، احساس خطر می کردند. از اینرو از مهمترین اهداف این جمعیت در بدو شکل گیری ، مبارزه با مفاسد اجتماعی، کجرویها و انحرافات عقیدتی و فرهنگی در جامعه بود؛ بطوریکه پس از برخورد نواب و یارانش با مسئله کسروی گری و از میان برداشتن کسروی، این جمعیت وارد مرحله جدید مبارزه با مفاسد اجتماعی از قبیل بی حجابیها و مشروبخواریها و بی بند و باریهای اجتماعی شد و دعوت به دینداری، هدایت رجال حکومتی بر پایه موازین دین و دعوت حکام کشورهای اسلامی به اجرای دستورهای اسلام، سرلوحه اقدامات رهبر و اعضای جمعیت قرار گرفت. با اوج گیری جریانات سیاسی کشور در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، این جریان دینی نیز به آن پیوست و مستقیما وارد جریانات سیاسی کشور شد. آنها در قالب تشکل سیاسی - اسلامی، بطور مسلحانه در مبارزات ملی نفت نقش فعالی را ایفا کردند؛ تا جایی که مبارزاتشان در راستای حرکت و جنب ضد استبدادی و ضد استعماری مردم ایران متجلی شد.
نواب صفوی، با مشاهده نفوذ استعمار در همه ارکان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، تنها حل مشکلات کشور را فراتر از حذف یک چهره وابسته و یا منحرف و نیز اقدامات ارشادی و تبلیغی محدود در سطح جامعه دانست، بلکه رهایی ملتی آزاد، از وابستگی های سیاسی و اقتصادی را در مبارزه برای اجرای قوانین دین مبین اسلام دید. با ظهور چنین اندیشه ای در سران جمعیت فدائیان اسلام، از سال 1327 ش، مبارزات این گروه وارد مرحله تازه ای شد. آنها مخالفت خود را با استبداد و دیکتاتوری پهلوی، هنگام ممانعت از انتقال جنازه رضاشاه به کشور، متجلی ساختند و مبارزه با استعمار را با ورود فعال به صحنه مبارزات ملی مردم ایران، در قضیه ملی کردن صنعت نفت، به منصه ظهور گذاردند؛ چنانکه ضمن ائتلاف با نیروهای ملی و مذهبی، همچون آیت الله کاشانی و دکتر مصدق و جبهه ملی، در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی، حضور فعالانه یافتند. حاصل این حضور نیز قتل عبدالحسین هژیر توسط سیدحسین امامی، از اعضای جمعیت و سپس اعدام وی توسط حکومت بود که با تجدد انتخابات و ورود ملیون و آیت الله کاشانی به مجلس شورای ملی، تحولاتی اساسی در جریان نهضت ملی پدید آورد.
با اوج گیری نهضت ملی نفت، جمعیت فدائیان اسلام در راس مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری آن نهضت قرار گرفت. آنگاه در پی ممانعت رزم آرا از ملی شدن نفت، بر اساس فتوای شرعی آیت الله کاشانی و فتوای سیاسی سران نهضت ملی، فدائیان اسلام، به دست خلیل طهماسبی، یکی از اعضای این جمعیت، وی را از پای درآوردند. در نتیجه این واقعه، با تصویب مجلسین، صنعت کشور ملی اعلام شد و فصلی نوین در تحولات تاریخی - سیاسی کشور، گشوده گشت. دولت حسین علاء نیز که پس از رزم آرا بر سر کار آمد، به دلیل مخالفت نواب صفوی و آیت الله کاشانی؛ و عدم توانایی در حل قضیه نفت، کنار رفت و دولت دکتر مصدق بر روی کار آمد. نواب صفوی و تعدادی از فدائیان اسلام در این زمان، به دلیل برخی از اختلافات، بازداشت شده و بیشتر دوران زمامداری؛ دکتر مصدق را در زندان بسر بردند. این امر مشکلات فراوانی، - از جمله تلاش وسیع فدائیان اسلام برای آزادی نواب و دیگر اعضای جمعیت، که تحصن و بازداشت 51 نفر از فدائیان اسلام در زندان قصر، اعتصاب غذای نواب و دوستانش در زندان، و بالاخره طرح ترور سیدحسین فاطمی و مسائلی دیگر - را به دنبال داشت. با کودتای 28 مرداد 1332 ش یکی از مهمترین دوران های فعالیت این جمعیت، به سر آمد.
نواب صفوی در شهریور 1332 ش، ضمن موضع گیری در قبال دولت زاهدی، جهت شرکت در کنفرانس مؤتمر اسلامی، عازم فلسطین شد و در اجلاس این کنفرانس به ایراد سخنرانی پرداخت و پس از دیدار از کشورهای لبنان و اردن، سوریه، عراق، به دعوت سران اخوان المسلمین عازم مصر شد.
نواب صفوی ، که داعیه رهبری جنبش مسلحانه ملت مسلمان ایران و همراهی آن با تحرک و پویایی جنبشهای جهان اسلام و ندای یکپارچگی ملل مسلمان در مبارزه با استعمار جهانی را داشت، با سفرهای خود به کشورهای عربی، گامهای مثبتی در این جهت برداشت و توانست موفقیتهایی در پیوند جنبش جریان اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی جهان، از طریق دیدار و گفتگو با رهبران جنبشهای اسلامی حاصل کند. در قضیه پیمان سنتو نیز وی بدون توجه به دیکتاتوری رژیم پهلوی، در شرایط پس از کودتای 28 مرداد 32 و در زمان دولت حسین علاء به شدت با تحقیر مسلمین، برای شرکت در پیمانهای نظامی استعماری، مخالفت کرد و با طرح و اجرای ترور حسین علاء، همانطور که از آغاز حرکت اسلامی، بر اعتقادش به مسئله شهادت در راه هدف الهی تاکید می ورزید، سرانجام تا پای چوبه دار پیش رفت و به شهادت رسید.
در خصوص شکست یا پیروزی جنبش اسلامی فدائیان اسلام، تاکنون نظرات متفاوتی ابراز شده است: گروهی سرانجام این حرکت اسلامی را موفقیت و پیروزی دانستند و گروهی دیگر اعدام سران جمعیت و توقف مبارزات آنها را شکست و فروپاشی تشکیلات آن قلمداد می کنند؛ دسته اول معتقدند که نواب و یارانش پیروزی را در شهادت جستجو می کردند و شهادت خود را موجب بیداری ملل مسلمان جهان، خاصه ملت ایران؛ می دانستند. با این نگاه اگر بتوان تاثیرات خون آنان را بر قیام عمومی مردم مسلمان ایران در 15 خرداد 42، به رهبری حضرت امام خمینی (ره) پذیرفت، باید اذعان کرد که همین حرکت و نبرد قهرآمیز مسلحانه تشکیلات سیاسی نظامی هیئت های مؤتلفه اسلامی با حکام پهلوی به پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) منجر شد. با چنین دیدگاهی، جنبش مسلحانه فدائیان اسلام، حرکتی موفق و پیروز در روند شکل گیری و پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران، به شمار می آید. این دیدگاه، همان دیدگاهی است که بسیاری از سران نظام جمهوری اسلامی ایران، از جمله رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی ره، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و هواداران آن جمعیت، به ویژه روحانیون انقلابی، به آن معتقدند.
نظری دیگر بر آن است که از آنجا که تشکیلات فدائیان اسلام با اعدام رهبرانشان، خاصه نواب صفوی و سیدعبدالحسین واحدی از هم متلاشی شد؛ لذا این جنبش به اهداف خود نایل نشده است. گرچه باید وجود ضعفهایی را در سازماندهی، انسجام و تشکیلات آن جمعیت پذیرفت؛ از جمله اینکه شخصی بتواند پس از نواب صفوی و عبدالحسین واحدی، رهبری این تشکیلات را در دست گیرد، وجود نداشت: ضمن آنکه باید به این نکته توجه کرد که نواب صفوی معتقد به وجود تشکیلاتی بسیار منسجم و بسته در این جمعیت نبود و حتی به عضوگیری نامحدود نیز مبادرت نکرد و در پاسخ خبرنگاران که از وی تعداد افراد فدائیان اسلام را می پرسیدند، پاسخ داد که همه ملت ایران فدایی اسلام هستند؛ زیرا همه ملت ایران مسلمانند، ما هم تبلیغ اسلام می کنیم. با وجود این، بنا بر نظر نواب صفوی، تصمیم گیری و طرح ریزی عملیات مسلحانه، توسط تشکیلات مخفی این جمعیت صورت می گرفت.
از طرف دیگر، امروز تنها آرمانی که پس از سوم شهریور 1320 شکل گرفت و تاکنون باقی مانده است، جریان اسلامی، و اندیشه های فدائیان اسلام در خصوص برپایی حکومت اسلامی است. در واقع همان جریان اسلامی در قالب مبارزه مردم مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، از 15 خرداد 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی (در 22 بهمن 1357)، ادامه یافت و با پیروزی درخشان ملت ایران بیش از دو دهه کشور با حاکمیت اسلام و قانون اساسی مبتنی بر احکام و دستورهای اسلام اداره می گردد. در حالی که از جریانهای روشنفکری منحرف و وابسته و چپ کمونیستی و احزاب فاشیستی چیزی باقی نمانده است. این در حالی است که بسیاری از رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران، از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)، سر مشق و الگوی سرآغاز مبارزات اسلامی خود را از مبارزات نواب صفوی و شور و حرارت انقلابی وی دانسته و پیروزی انقلاب اسلامی را مدیون شهامتها و از جان گذشتگیها و سرانجام، شهادت آنها می دانند. روند تکاملی انقلاب اسلامی نیز بیانگر به ثمر نشستن آن مبارزات است.