جمعیت فدائیان اسلام

نویسنده : داوود امینی

ض - هشدار نواب صفوی به دکتر مصدق، پیش از وقوع کودتای 28 مرداد 32

دکتر مصدق که با جانفشانیها و فداکاریهای مردم ایران - در به ثمر رساندن نهضت ملی نفت - به قدرت رسیده بود و در شرایطی که با حمایت آیت الله کاشانی، در جریان تظاهرات مردمی 30 تیر، و با سقوط دولت چند روزه قوام مجددا بر سر کار آمده بود، هرگز تمایلی به ادای دین به آیت الله کاشانی نشان نداد و تنها بر پشتیبانی و حمایت مردمی از دولتش اتکا داشت؛ در حالی که بخش عمده آن را هدایتهای مردمی آیت الله کاشانی میسر ساخته بود. (633)
دکتر مصدق پس از آنکه در پی کسب اختیارات فوق العاده بر آمد و بر سر این مسئله در مقابل آیت الله کاشانی، رئیس مجلس و اکثریت نمایندگان مخالف خود در مجلس قرار گرفت، با متقاعد کردن اقلیت طرفدار خود در مجلس، به استعفا و برگزاری رفراندوم، به انحلال مجلس شورای ملی نیروهای مسلح کشور، با شاه نیز درگیر شد. درست در همین زمان طرفدارانش در جبهه ملی نیز به دلیل خودمحوریهایش از او کناره گرفتند؛ همزمان دست توده ایها را نیز در فعالیتهای سیاسی باز گذاشت و در مقابل خشم و تنفر متعصبین مذهبی بر انگیخته شد قبل از این نیز به دلیل عدم اجرای احکام اسلامی مورد درخواست فدائیان اسلام، آنها را از خود رانده بود.
دکتر مصدق در چنین اوضاع و احوالی همه چیز را برای از دست دادن تمام حاصل تلاش مردم در راه کسب آزادیهای سیاسی و منافع ملی، در کنار پایبندی به ارزشهای اسلامی فراهم ساخت. سرانجام در 28 مرداد 32، در برابر دیدگان حیرت زده همین مردم، عده ای اوباش مزدور که از سوی عمل وابسته به آمریکا هدایت می شدند، دولت وی را به سادگی و با کمترین مقاومت مردمی سرنگون کردند. (634)
علی رغم همه ناملایماتی که در دوره دولت ملی بر نواب صفوی وارد شد، وی با بینش و آگاهی سیاسی خود، دو ماه قبل از کودتای 28 مرداد 1332 ش، با ارسال نامه ای به دکتر مصدق، در مورد در سراشیبی سقوط قرار گرفتن مملکت، به او هشدار داد و ضمن آن، آمادگی خود را برای حمایت و کوشش برای حفظ دولت مصدق، در صورت اجرای احکام اسلام، اعلام کرد. البته چنین استنباط نمی شود که نواب از انجام کودتا توسط سپهبد زاهدی مطلع بوده و نسبت به آن هشدار داده باشد. لیکن بطور قطع بنا بر شواهد، آینده دولت مصدق را پیش بینی نموده است. متن نامه نواب به مصدق چنین است:
8 شوال المکرم 1372 ه.ق خرداد 1332 ه. ش.
هوالعزیز، آقای دکتر محمد مصدق، نخست وزیر پس از سلام
شما و مملکت در سخت ترین سراشیب سقوط قرار گرفته اید، چنانکه احساس کرده و معتقد شده باشید که نجات بخش شما و مملکت اجرای برنامه مقدس پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله می باشد و پس از تمام جریانات گذشته، آماده اجرای احکام مقدس اسلام باشید، قول می دهم که شما و مملکت را بیاری خدای توانا و به برکت اجرای احکام و تعالیم عالیه اسلام، از هر بدبختی و سقوط و فسادی حفظ نموده، به منتهای عزت و سعادت معنوی و اقتصادی برسانیم. تهران بیاری خدای توانا، سید مجتبی نواب صفوی (635)
برغم چنین پیش بینی و احساس خطری و همچنین پیشنهاد همکاری نواب صفوی، پاسخی از دکتر مصدق شنیده نشد و گویا توجهی به این هشدارها نکرده بودند به علاوه خطر آیت الله کاشانی و برخی اعضای جبهه ملی نیز وقعی نهاده نشد و سرانجام کودتای 28 مرداد 32، با دخالت مستقیم آمریکا و به دست سپهبد زاهدی شکل گرفت و دولت مصدق که با فداکاری ملت ایران و تلاش تشکلهای اسلامی و ملی، در جریان نهضت ملی نفت، بر سر کار آمده بود، سقوط کرد و سرآغاز دوره ای دیگر از حکومت خفقان و دیکتاتوری پهلوی فرا رسید.

فصل سوم: سیر حرکت فدائیان اسلام، از کودتای 28 مرداد 32 تا شهادت نواب صفوی و یارانش و تداوم آن تا انقلاب اسلامی

الف - مواضع فدائیان اسلام پس از کودتای 28 مرداد 32

پس از کودتای 28 مرداد 1332 ش، همزمان با آغاز دوران خفقان و دیکتاتوری محمدرضا شاه که با سرکوب احزاب سیاسی و مطبوعات آزاد و دستگیری و بازداشت فعالان سیاسی برجسته همراه بود، فدائیان اسلام همچنان مواضع اصولی اسلام خواهانه خود را حفظ کردند. آنها به دلیل تجربیات تلخی که از مبارزات سیاسیشان در دوران حکومت مصدق داشتند و در حالی که هر دو طرف - دولت مصدق و دولت زاهدی - را مخالف ایده ها و آرمانهای اسلامی خود می دانستند، در این زمان در سیر جریانات سیاسی کشور، موضعی بی طرفانه اتخاذ کردند و در جریان وقوع کودتا، تنها شاهد کشمکشهای سیاسی بودند. از آنجا که نواب با خود عهد بسته بود که با هر دولتی که مخالف اجرای احکام اسلامی در کشور باشد، مبارزه کند، بنا بر این شناختی که از مخالفت زاهدی به پایبندی نسبت به اصول و ارزشهای دینی در جامعه داشت، این بار فقط به فاصله پنج روز پس از کودتای نظامی، ضمن ارسال نامه تهدیدآمیزی به زاهدی، با انتشار اعلامیه ای، مواضع شفاف فدائیان اسلام در برابر دولت کودتا را اعلام کرد. نواب در آن اعلامیه با اشاره به فشارهای حکومت مصدق بر فدائیان اسلام و یادآوری اصل دوم متمم قانون اساسی آن دوره، شاه و رجال سیاسی کشور را به ترویج احکام اسلامی مذهب شیعه اثنی عشری دعوت کرد و تنها راه نجات کشور از مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی را در اجرای احکام و قوانین نجات بخش اسلام دانست. وی صریحا هیئت حاکمه و دولت کودتا را غاصب و غیر قانونی خواند. (636)
اعلامیه تند و شدید نواب صفوی علیه دولت زاهدی و پافشاری این جمعیت بر کافی حکومتش، در مقابل فدائیان اسلام نرمش نشان دهد و این جمعیت را در فعالیتهای خود و برگزاری مراسم شان موقتا آزاد گذارد. بدین گونه فدائیان اسلام پس از کودتای 28 مرداد، همواره به مبارزات سیاسی خود در قالب تبلیغات مذهبی و دینی ادامه دادند. در این زمان، اغلب فعالیتهای این جمعیت در قالب برپائی تجمعات سیاسی و مذهبی و سخنرانیهای هدایتگر از سوی اعضای جمعیت، در مکانهایی چون مسجد سلطانی در بازار، مسجد محمودیه در سرچشمه، مسجد هدایت در خیابان اسلامبولی، مسجد جامع بازار، مسجد صاحب الزمان و مسجد سنگی در شهر ری، مسجد امام (مسجد شاه سابق) در بازار و نقاط دیگر تهران و شهرستانها انجام می گرفت. (637) این در حالی بود که در بسیاری از موارد، تجمعات فدائیان اسلام با هجوم افراد نیروی سوم و پان ایرانیست به تشنج و درگیری می انجامید.
سید عبدالحسین واحدی که در بسیاری از این مجالس در حضور نواب صفوی سخنرانی می کرد، در یکی از جلسات سخنرانیش در مسجد امام (مسجد شاه سابق) ضمن محکوم کردن کودتاگران و چپاولگران نفت، در حالی که دست خلیل طهماسبی را بالا برده بود، خطاب به سرلشگر زاهدی، عامل کودتای 28 مرداد گفت، که آقای زاهدی این همان کسی است که در اینجا رزم آرا را به جهنم واصل کرد. مطمئن باش که اگر وظیفه شرعی ایجاب کند، با تو هم به همین ترتیب عمل خواهد شد. (638) این صراحت و قاطعیت و دوری از محافظه کاریهای سیاسی را در همه دوران مبارزه فدائیان اسلام، می توان مشاهده نمود.
از جمله اقدامات فدائیان اسلام در این مقطع، مسافرتهای پیاپی به شهرهای مختلف کشور، به منظور جلب حمایت علما و مردم از اهداف و فعالیتهای اسلام خواهانه این جمعیت بود، چنانکه سید عبدالحسین واحدی و خلیل طهماسبی، در دیماه 1332 ش، به همراه تعدادی از اعضای این جمعیت، ضمن عزیمت به قم با آیات عظام، آیت الله صدر، آیت الله نجفی و آیت الله شریعتمداری دیدار و گفتگو کردند. (639)همچنین خلیل طهماسبی و محمدمهدی عبدخدایی به اتفاق حاج اسماعیل ریخته گر، با سفری به مشهد به ایراد سخنرانی ضد رژیم و دولت کودتا و سر دادن شعارهایی علیه روس و انگلیس و آمریکا پرداختند. برای اولین بار در این تجمعات مردم علنا شعار مرگ بر شاه سر دادند، متعاقب این حرکت، خلیل طهماسبی توسط مامورین شهربانی بازداشت و تحت الحفظ به تهران اعزام شد. سیدعبدالحسین واحدی پس از آزادی طهماسبی از بازداشت نیروهای امنیتی، طی تلگرافی به فدائیان اسلام مشهد چنین نوشت:
هوالعزیز استاد طهماسبی به اسلامیت و عزت آزاد، بیاری خدا دشمنان تنبیه می شوند. به برادران سلام برسانید. عبدالحسین واحدی. (640)
با درگذشتن آیت الله سید صدرالدین صدر، (641) برخی از فدائیان اسلام، از جمله سیدعبدالحسین واحدی و سید محمد واحدی در تاریخ 13/10/32، به منظور شرکت در مراسم ختم ایشان به قم سفر کردند. در این مراسم نیز عبدالحسین واحدی در جمع فضلا و طلاب حوزه علمیه قم به ایراد سخنرانی ضد حکومتی، پرداخت. (642)
از جمله این سفرها، عزیمت طهماسبی، عبد خدایی، و ده نفر دیگر از فدائیان اسلام به شهرهای شمالی و غربی کشور شامل شهسوار (تنکابن)، چالوس، رامسر، رشت، تبریز، همدان، و سپس شیراز بود. هدف این گروه از سفر به این شهرها، دایر کردن کنگره فدائیان اسلام و شعبه هایی از این جمعیت با نامهای دیگر در هریک از آن شهرها بود. آنها در شهسوار در منزل سیدهادی میرلوحی، برادر نواب صفوی و داماد کربلایی علی اصغر خرم آبادی، مقیم شدند و در این شهر به سخنرانیهای ضد حکومتی مبادرت ورزیدند. (643)فدائیان اسلام همچنین در مقطع پس از 28 مرداد 32 تصمیم داشتند افرادی چون سپهبد زاهدی، سرتیپ بختیار، جمال امامی و دکتر امینی را به دلیل هجوم به مقدسات اسلامی، از میان بردارند، لیکن بنا به دلایلی موفق به اینکار نشدند. (644)