جمعیت فدائیان اسلام

نویسنده : داوود امینی

ل - مواضع فکری فدائیان اسلام، در برابر سیاستهای دولت مصدق

پس از مسئله ترور دکتر فاطمی، فدائیان اسلام با پافشاری بر مواضع پیشین خود، در قبال دولت ملی، برای رهایی نواب صفوی نیز همچنان تلاش کردند، بطوریکه با صدور اعلامیه ای در 25/12/30، چنین اعلام کردند:
به هیئت حاکمه جنایتکار و خائن ایران اعلام می داریم، مدت مدیدی است که این حکومت جنایتکار و مزدور اجنبی که بدست فرزندان رشید و فداکار ایران یعنی فدائیان اسلام به حکومت رسیده و به اول کسی که خیانت و جنایت کرده اند همین فرزندان رشید اسلام و ایران بوده و مدت ده ماه تمام بلکه بیشتر است که یگانه فرزند رشید و دلسوخته اسلام و ایران یعنی حضرت سید مجتبی نواب صفوی را بدون جهت و عذری در زندان ظلم و جور و ستم نگهداشته اند و ما افراد از جان گذشته بدین وسیله اعلام می داریم تا مدت 5 روز باید و حتما باید به پرونده حضرت سید مجتبی نواب صفوی و سایر افراد معصوم و بی گناه فدائیان اسلام رسیدگی نموده، و نتیجه را به تمام جراید دنیا و ایران اطلاع داده و فورا آنها آزاد کنید و الا اگر در غیر اینصورت عمل نمایید به خدای لایزال قسم ریشه خیانت و جنایتتان را از بیخ و بن کنده و همگی را به دیار نیستی و عدم خواهیم فرستاد.
به یاری خدای بزرگ - فرزندان از جان گذشته اسلام و ایران (570)
در این دوران، علاوه بر فعالیت فدائیان اسلام برای نجات نواب صفوی، مبارزاتشان با حکومت پهلوی، دولت مصدق، احزاب و گروههای چپ کمونیستی مانند حزب توده و گروهها و جمعیتهای منحرف دینی مثل کسروی گری و بهائیت، همچنان ادامه داشت که برخوردهایشان با گروهها و احزاب در جای خود طرح خواهد. آنچه در اینجا گفتنی است، مسائل مربوط به عملکرد دولت ملی و موضعگیری فدائیان اسلام در قبال آن است.
اقدامات مصدق برای حال مسئله نفت و سامان دادن وضع اقتصادی کشور به جایی نرسید و تنها به جای انگلیس، آمریکا قرار بود جایگزین شرکتهای نفتی گردد، چنانکه کاظم حسیبی نماینده دولت ایران در مذاکره با نمایندگان بانک بین المللی گفت که در مذاکرات بانک بین المللی برای راه اندازی مجدد دستگاههای نفت، ما تقاضا کردیم کارشناسان آمریکایی به جای انگلیس به ایران بیایند، اما بانک موافقت نکرد. (571)
در چنین شرایطی فدائیان اسلام که نگران وضع نابسامان جامعه و اشتباهات عمده سیاسی دکتر مصدق و پافشاری وی بر نظریاتش بودند، در 11/1/31؛ یعنی یکروز پس از برقراری مجدد حکومت نظامی در آغاز سال 1331، با صدور اعلامیه ای، مردم را به شرکت در گردهمائی در مسجد سلطانی تهران، برای آگاهی از عملکردهای دولت مصدق دعوت کردند. متن اعلامیه مزبور که در روزنامه کیهان نیز به چاپ رسید، چنین است:
هو العزیز، بنام مقدس العلی حضرت صاحب جلالت پادشاه غائب جهان حضرت ولی عصر ارواحنا فداء، برادران غیور مسلمان عصر جمعه در مسجد شاه حاضر شوید تا پرده از جنایات مصدق برداریم. چون ممکن است بر بعضی اشتباه شده باشد و مصدق را بی غرض و خدمتگزار بدانند. اکنون که حکومت نظامی اعلام شده است و دنیاپرستان می ترسند برای پاره کردن ترس عمومی و ارائه دادن اسناد جنایت و سازشهای مصدق و همکارانشان عصر جمعه 15/1/31، از سه ساعت بعد از ظهر در مسجد سلطانی اجتماع دینی از طرف صفوف مقدس فدائیان اسلام برقرار است... (572)
گرچه حکومت نظامی از برگزاری این گردهمائی ممانعت به عمل آورد، اما همین اعلامیه نشانگر مواضع مخالف فدائیان اسلام با دولت مصدق است. اعتراضات جمعیت فدائیان اسلام، به عملکردهای غیراسلامی و مذاکرات دولت ملی با آمریکا همچنان ادامه داشت؛ به ویژه آنکه پس از پذیرش استعفای مصدق توسط شاه و صدور فرمان نخست وزیری احمد قوام و نیز قضایای مربوط به قیام مردم در 30 تیر 1331 و بالاخره روی کار آمدن مجدد دکتر مصدق، روند نزدیکی به آمریکا همچنان ادامه پیدا کرد.
اللهیار صالح در 22/5/31، از سوی دکتر مصدق به عنوان سفیر کبیر ایران در آمریکا دیپلماتیک ایران و انگلیس اعلام شد. متعاقب آن به تدریج ترومن و حزب دموکرات آمریکا به آخرین مراحل تلاششان مبنی بر نفوذ در ایران، به جای نفوذ و نقش انگلیس، نزدیک شدند.
فدائیان اسلام در این دوران حساس و سرنوشت ساز در روابط دیپلماتیک کشور با دول استعمار کننده از کشور، قدرت استعمارگر دیگری را جایگزین آن نمود و سرنوشت ملت را به دست استعمارگران جهانی سپرد، نواب صفوی، از همین منظر در برابر پیشنهاد مشترک چرچیل و ترومن، برای حل قضیه نفت ایران، با صدور پیامی در مورخ 16/6/1331، به جهت آگاهی بخشیدن افکار عمومی مردم از عواقب چنین پیشنهادهایی که در نهایت به ضرر ملت مسلمان ایران بود، مخالفت صریح فدائیان اسلام را بدین شرح اعلام کرد:
هو العزیز، پیام ترومن و چرچیل و پیشنهاد مشترک آنان بعنوان حل قضیه نفت بجز تحکیم مجدد مبانی ظلم و مصالح عمومی کشور نبوده و همانند آتشهای سوزانی در زیر خاکستر صبر ذخیره هنگام خطر و انجام وظیفه اند تا در آنگاه خاکستر وجود هر متجاوز رذلی را بیاری خدای توانا بدست باد فنا و زوال قطعی سپارند.
به یاری خدای توانا، فدائیان اسلام. (573)
نواب صفوی در این دوران تاریخی، دولت مصدق و جبهه ملی را ضمن هشدار به عبرت گرفتن از تاریخ همکاری با دولتهای استعماری، به بازگشت به احکام و دستورهای اسلام و اجرای احکام الهی فرا می خواند. در مقابل دولت مصدق، نه تنها به این دعوتهای هشدار دهنده رهبر فدائیان اسلام توجهی نکرد، بلکه بر ادامه بازداشت وی نیز اصرار ورزید. در اینجا لازم است به منظور آگاهی از طرز تفکر نواب صفوی و فدائیان اسلام در مواجهه با عملکرد دولت ملی، نگاهی بر بخشی از دست نوشته نواب بیفکنیم که در آن آمده است:
احکام حیات بخش اسلام بایستی سریعا اجرا شود، جاوید باد قرآن، نابود باد دشمنان اسلام و ایران. پریروز این بود، دیروز هم این بود، امروز هم اینست، فردا هم و تا آخر حیات و زندگی هم این خواهد بود. حال روی سخن ما با حق جویان و بی غرضان است. در دوران مبارزات (فرزندان اسلام) دقت و تامل کنید و سپس بیایید و دست از این دورویی ها و بی منطقی ها بردارید و خود را در کوره آتشین فضائل اسلام بگذارید و از رذائل و پلیدیها منزه شوید. آری از این عوض شدن پرده ها در مدت های کم درس عبرت بگیرید و هدف خود را سعادت بشر و همنوع خود که تنها در سایه تربیت عالی اسلام و اجرای احکام قرآن ممکن است، قرار بدهید. و بدنبال این هدف بزرگ و سعادت بخش با منطق و دلیل حرکت کنید.....(574)
در سال 1331 که تقریبا اعضای جمعیت فدائیان اسلام، به جز نواب آزاد شده بودند، فعالیت تبلیغی آنان، با دستور نواب گسترش یافت. مساجدی در تهران دائما محل فعالیت آنها بود و صدها نفر در جلسات عمومی و خصوصی جمعیت شرکت می کردند. واحدی، غالبا در مسجد لرزاده سخنرانی می کرد و جمع کثیری از اعضا و از جمله تقی امانی، شیخ قاسم اسلامی، کشوباف، قدیر خیاط، شیخ هاشمی، شیخ اسلامی و محمد حسن عبد خدایی (برادر محمد مهدی عبد خدایی) شرکت و فعالیت می کردند. گاهی هم در قالب کاروان تبلیغی به قم و یا شهرهای دیگر عزیمت می کردند. (575)
مدتی قبل از آزادی نواب صفوی از زندان، فدائیان اسلام اقدام به انتشار نشریه منشور برادری به منظور نشر افکار انقلابی خود کردند. قبل از این، دو روزنامه اصناف به مدیریت ابراهیم کریم آبادی و نبرد ملت، به مدیریت کرباسچیان، ناشر افکار و نظرهای این جمعیت بود ؛ ولی مدیر روزنامه اصناف به دلیل گرایش شدید به دکتر مصدق و ملیون، پس از ایجاد اختلاف میان نواب صفوی و مصدق، با حفظ احترام نواب صفوی، از ادامه همکاری و درج نظریات فدائیان اسلام امتناع کرد؛ اما کرباسچیان، مدیر روزنامه نبرد ملت، با تمام توان به درج عقاید و افکار این جمعیت تا دی ماه 1330 ش، می پرداخت. کرباسچیان از معدود نفراتی بود که با اجرای طرح تحصن فدائیان اسلام در زندان قصر، مخالفت کرده بود و با دربند کشیده شدن 51 نفر، اختلافات وی با عبدالحسین واحدی و صرافان، (طراحان اصلی تحصن) و دیگر اعضا شدند. همین امر سبب شد که فدائیان اسلام به فکر ایجاد و انتشار نشریه ای مستقل بیفتند. از این رو هفته نامه منشور برادری که امتیاز آن بنام آهنگ تهران) و به نام سید جعفر مرتضوی صادر شده بود، با مدیریت سید هاشم حسینی منتشر شد. (576)
آرم نشریه منشور برادری، ارگان فدائیان اسلام، پرچم لا اله الا الله، محمد رسول الله علی ولی الله بود. بالای این شعارها جمله هوالعزیز و در زیر آنها عبارت همه کار و همه چیز تنها برای خدا و در قسمت پایین پرچم سبز، جمله اسلام برتر از همه چیز و هیچ چیز برتر از اسلام نیست، نوشته شده بود.
بهای هر شماره یک ریال بود و کلیه مقدمات آن پیرامون مسائل علمی، اخلاقی و انقلابی اسلام نوشته می شد. سید محمد واحدی و سید محمد علی لواسانی در نویسندگی و چاپ و توزیع این نشریه همکاری زیادی داشتند. اولین شماره منشور برادری در حالی منتشر شد که نواب صفوی هنوز در زندان بود. این نشریه طلوع و غروبی اندک داشت؛ چنانکه عمر آن از اواخر سال 1331 ش تا اوایل سال 1332 ش، به بیش از 14 هفته نرسید.
به خاطر محتوای معنوی و انقلابی آن که با دولت مصدق و حکومت رضا شاه ضدیت داشت، به زودی دستور توقیف آن از سوی دولت صادر شد. (577)

م - برخوردهای فکری و فیزیکی فدائیان اسلام با تشکیلات حزب توده

چنانکه قبلا اشاره شد، فدائیان اسلام با ماهیت وجودی تشکیلات حزب توده، به دلیل وابستگی فکری و حزبی به بلوک شرق و به ویژه شوروی - مخالف بودند. آنها ترویج مرام کمونیستی را در واقع تحدید مذهب در جامعه می دانستند، به مقابله با آن برخاستند. فدائیان اسلام با داشتن چنین دیدگاهی، با هر گونه فعالیت علنی این حزب در اماکن عمومی، باشگاهها، کارخانجات و مراکز عمومی برخوردی جدی داشتند. به همین دلیل غالبا گردهمائی سیاسی حزب توده، به درگیری با اعضای جمعیت فدائیان اسلام می انجامید و بعضا از برگزاری چنین برنامه هایی جلوگیری به عمل می آمد؛ چنانکه از برگزاری گردهمائی سیاسی حزب توده در اول شهریور 1329 ش، در میدان فوزیه (امام حسین فعلی) تهران توسط این جمعیت، ممانعت به عمل آمد. (578) اعضای فدائیان اسلام در قم نیز با انتشار اعلامیه ای رسمی، از فرمانداری این شهر خواستند تا از فعالیت حزب توده در انحراف افکار جوانان در محل باشگاه پولاد این شهر، جلوگیری نمایند و ضمن آن تهدید کردند که در صورت عدم اقدام فرمانداری، خود وارد عمل خواهند شد. (579)
نواب صفوی در زندان، طی سخنرانی مفصلی در جمع ملاقات کنندگان علیه حزب توده از روزنامه های وابسته به فدائیان اسلام و ناشر افکار این جمعیت خواست تا نسبت به مندرجات کتاب نگهبانان سحر و افسون، از انتشارات این حزب، عکس العمل شدیدی نشان دهند. (580) بویژه آنکه در بهمن ماه 1330 ش، در زندان درگیری شدیدی بین توده ایها و فدائیان اسلام روی داد که مامورین به ضرب و جرح فدائیان اسلام پرداختند و در نتیجه تعدادی از طرفین مجروح شدند. (581) وقوع این حادثه بهانه ای به دست دولت داد تا قرار آزادی 14 نفر از متحصنین باقی مانده در زندان را لغو کند. مسئله اعتصاب غذای نواب در زندان نیز پس از این جریان صورت گرفت. نواب صفوی در باره این حادثه و علل آن گفته است:
پیش آمد اخیر در نتیجه طرح نقشه زندانیان سیاسی (توده ای) بوده که مامورین را اغفال نموده و برادران دینی را به جان یکدیگر اندازد. زیرا بین کاشانی و دربار و دولت را موافقت شده بود که از زندان آزاد شوم چون زندانیان سیاسی (توده ای) متوجه شدند چنانچه آزاد شوم با مرام و مسلک آنها مبارزه می کنم و حزب توده وجود نخواهد داشت، ایادی حزب مزبور فعالیت کردند که از زندان آزاد نشوم و دولت در این مورد تقصیری ندارد.(582) نواب صفوی در ادامه اظهاراتش از مامور ویژه می خواهد که سخنانش را به ریاست کل شهربانی منتقل کند و ایشان با آیت الله کاشانی مذاکره نمایند که عدم آزادی نواب، به نفع رهبران حزب توده تمام خواهد شد. مامور ویژه نیز گزارش می کند که توده ایها در نظر دارند با اعزام سیصد نفر از افراد ورزیده خود در جلو زندان، فدائیان اسلام را تحریک به مبارزه نموده، مقدمات ایجاد اغتشاش دامنه داری را در زندان فراهم آورند. (583) پیش از این قضیه نیز زندانیان توده ای ضمن خواندن سرود حزبی به زبان فارسی و ترکی در حیاط زندان، اقدام به تحریک فدائیان اسلام می کردند؛ چنانکه فدائیان اسلام هر بار با شعار صلوات و تکبیر، نسبت به آنها عکس العمل نشان می دادند. (584)
چنین مخالفتهایی در بسیاری از موارد از سوی فدائیان اسلام ابراز گردیده است. چنانکه نواب صفوی در ملاقاتی با حائری زاده، ضمن گله مندی از آیت الله کاشانی، به وی گفت که دکتر مصدق، با نادیده گرفتن قوانین و مقررات اسلامی، به توده ایها قدرت داده است و فعلا خطر کمونیسم کشور را تهدید می کند. نواب، از حائری زاده خواست تا از دولت و آیت الله کاشانی، تقاضای تجدید نظر در عملکرد خود و اصلاح وضع ناگوار کشور را بنماید. حائری زاده، در پاسخ عنوان کرد که آیت الله کاشانی هیچگونه تقصیری ندارد. هر پیشنهادی به دولت می دهد، مورد قبول واقع نمی گردد و آقای مصدق با فکر شخص خود و بدون مشورت با دیگران کار می کند و علت پیشرفت توده ایها نیز سیاست غلط دولت می باشد، (585) آنچه بیان گردید، نشانگر عدم سکوت فدائیان اسلام در قبال حزب توده در جامعه و مقابله جدی با تشکیلات حزب توده می باشد؛ تا جایی که فدائیان اسلام تصمیم گرفتند که با ایجاد اتحادیه کارگران فدائیان اسلام، از حقوق کارگران مسلمان، مطابق قانون اسلام دفاع کنند. در واقع ایجاد تشکیلات مخفی چنین اتحادیه ای، در برابر نفوذ توده ایها در کارخانجات و در میان کارگران صورت گرفت؛ (586) چنانکه پس از تاسیس این اتحادیه فدائیان اسلام، فعالیت محدود خود را در برخی از کارخانه ها از جمله سیمان که توده ایها نفوذ زیادی در آن داشتند، آغاز و به عضوگیری مخفی اقدام کردند. سفر تبلیغی حاج ابراهیم صرافان و خلیل طهماسبی به شهرضا و حضور آنان در کارخانه های وطن و کارخانه پشم حوالی این شهر و انجام تبلیغات دینی و سیاسی در همین راستا می توان ارزیابی کرد. (587)
در مجموع، نواب صفوی با اندیشه ضد اسلامی کمونیسم که می گوید برای رسیدن به هدف می توان وسیله را توجیه کرد، سخت مخالف بودند و هرگز حاضر نبود برای رسیدن به هدف راهی ناپسند را برگزیند؛ از این رو زمانی که سردمداران حزب توده در زندان بارها پیشنهاد همکاری در براندازی رژیم پهلوی را که هدف مشترکشان بود - دادند، نواب صفوی با توجه به اندیشه اسلامی خویش هرگز این راه را برای رسیدن به هدف برنگزید و به آن ها گفت: من همانگونه که با شاه و مصدق و دیگران در جبهه های مختلف می جنگم، با کمونیست نیز سر جنگ دارم و هرگز نمی توانم با دشمن خود و دشمن دین و ملت، سازش نمایم و بر این مخالفت نیز تا پایان عمر خود پافشاری نمود. (588)

ن - چگونگی شکل گیری کمیته اجرائی و مجازات وابسته به فدائیان اسلام

فدائیان اسلام با آزادی نواب صفوی بعد از 20 ماه بازداشت، در تاریخ 14/11/1331 ش، با آذین بندی با شکوه منزل ابراهیم صرافان در سرچشمه تهران، استقبال شایان توجهی از وی به عمل آوردند. تا مدتی این مکان، محل رفت و آمد مردم و خبرنگارانی بود که برای ملاقات و مصاحبه با نواب حضور می یافتند. نظم و ترتیب و برقراری انتظامات مراسم استقبال و دیدارها، توجه ملاقات کنندگان و خبرنگاران را به خود جلب کرده بود؛ چنانکه شرح این مسئله در مجله ترقی، درج گردید. (589)
نواب صفوی، در مصاحبه با خبرنگار ترقی، در خصوص برگزاری جلسات جمعیت گفت که این جلسات تا به حال تعطیل نبوده و مرتبا تشکیل می شده است و برنامه های آن هم طبق اصل امر به معروف و نهی از منکر، می باشد. ما در این جلسات، برادران دینی را به امور دینی آگاه کرده و مطابق دستور اسلام آنها را تربیت می کنیم و تربیت عمومی اسلام هم طوری است که هرگز تعطیل بردار نیست. (590)
طبق اظهار نظر نواب، جلسات عمومی و خصوصی این جمعیت نه تنها هیچگاه تعطیل نشد، بلکه فقط در مواقع تعقیب دولت در اختفا انجام می شد. پس از آزادی نواب نیز این جلسات در نقاط مختلف تشکیل می گردید. منزل شیخ مهدی صالحی، مسجد دولاب، مدرسه برهانیه، و مسجد شمیران، از جمله مکانهای جلسات عمومی و محل سخنرانیهای نواب در این زمان بود. (591)
نواب صفوی پس از آزادی از زندان، به دلیل وضعیت آشفته سیاسی کشور، نسبت به تمام گروهها و جناحهای سیاسی فعال جامعه - همچون درباریان، طرفداران مصدق و جبهه ملی، طرفداران آیت الله کاشانی، توده ایها و گروههای چپ - چهره قهرآمیز گرفت و صریحا اقدامات تمام گروههای تمام گروههای سیاسی جامعه را برخلاف مصالح ملت و کشور دانست در این شرایط وی هر گونه اقدام انقلابی علیه هریک از آنان را برخلاف مصلحت و به ضرر جمعیت فدائیان اسلام دانست و ضمن دعوت اعضا به خویشتنداری، مانع از عملیات تند و خشن آنها شد و بیشتر به تبلیغات دینی در مجامع عمومی پرداخت. گزارش مامور شهربانی این نکته را تصدیق می کند؛ چنانکه می نویسد:
گفته می شود تا اندازه ای از عملیات شدید و خطرناک این جمعیت، نواب صفوی جلوگیری می نماید ولی فدائیان اسلام در خفا مشغول فعالیتهای دامنه داری هستند و سکوت آنها به منزله آرامش قبل از توفان می باشد. (592)
در این هنگام که نواب صفوی سیاست سکوت را در پیش گرفته بود؛ وابستگان به حکومت و مخالفان سیاسی وی تبلیغات گسترده ای را در روزنامه ها و رسانه های خبری کشور، علیه وی آغاز کردند و ضمن جوسازی، تهمتهایی نیز بر او بستند. در همین زمان در یکی از جلسات عمومی جمعیت، گروهی از افراد نیروی سوم تحت نظر خلیل ملکی، با اعضای جمعیت درگیر شدند که نواب، دستور تعطیلی جلسات عمومی و سخنرانیها را صادر کرد. در چنین شرایطی که نواب به دلیل شوم دانستن نیات تمام گروهها و دسته های سیاسی، روش معتدل و میانه ای در پیش گرفته بود، از برخورد فیزیکی اعضای جمعیت، با گروهها و جریانهای سیاسی کشور پرهیز می کرد. لیکن عبدالحسین واحدی همچنان به ادامه روش مبارزاتی همچون گذشته اعتقاد داشت و پیوسته در مجامع عمومی و منابر، به شدت به دولت مصدق و تا حدودی به آیت الله کاشانی حمله می کرد.
بالاخره تهاجمات گسترده نشریات و مطبوعات، با درج مقالاتی علیه فدائیان اسلام، نواب صفوی را بر آن داشت تا با صدور دستور ایجاد کمیته مجازات فدائیان اسلام تشکیلاتی را بنا نهد تا به سرپرستی عبدالحسین واحدی، مبارزه جدی با مخالفان را آغاز کند. (593) تدبیر مستقل بودن کمیته مجازات اسلامی، تحت مسئولیت سید عبدالحسین واحدی، برای حفظ تشکیلات فدائیان اسلام، در صورت متلاشی شدن کمیته مجازات و احیانا گرفتار شدن اعضای آن توسط دولت بود.
در گزارش نیک اعتقاد، کلانتر آگاهی، به نقل از ماموران ویژه آمده است که در جلسه فدائیان اسلام اعلامیه ای بین حضار توزیع شد که نواب صفوی، عبدالحسین واحدی را به سمت ریاست کمیته اجرائی فدائیان اسلام تعیین کرد، این کمیته مامور رسیدگی و تنبیه جسارت کنندگان و یاوه سرایان و روزنامه نویسانی بود که تا آن زمان به جمعیت فدائیان اسلام اهانت نموده بودند. (594) این گزارشها حاکی است که نواب صفوی در جلسه ای در منزل آقای جهانی، در خصوص صدور دستور تشکیل کمیته مجازات، چنین گفته است:
اخیرا به تحریک دولت حاضر عده ای از جراید بر علیه جمعیت فدائیان اسلام شروع به انتقاداتی نموده، به آقای سید هاشم حسینی و آقا صفا آهنگر دستور دادم کمیته ای به نام کمیته مجازات فدائیان اسلام تشکیل دهند و اشخاصی که نسبت به اقدام و عمل این جمعیت اهانت می نمایند؛ افراد کمیته آنها را سخت تنبیه نمایند و تشکیل کمیته را در روزنامه اطلاعات و کیهان روز چهارشنبه درج نموده اند. (595)
در اینجا برای آگاهی از افکار و اهداف فدائیان اسلام، از تشکیل چنین کمیته ای، اعلامیه آن جمعیت، منتشره در ضمیمه آهنگ تهران، منشور برادری فدائیان اسلام، آورده شده است. متن اعلامیه مزبور بدین شرح است:
هوالعزیز، قطرات خون پاک ما به دفاع از شخصیت بارز رهبر عزیزمان می جوشد و به حکم غیرت جوشان برای حفظ نام و حیثیت صفوف پیروزمند فدائیان اسلام، به قیمت جان می کوشیم. .....ولی در ایام اخیری چند تن رذل (596) بی سر و پا و چند روزنامه نویس جاهل که با روش خود علم مطبوعات را که بایستی رهبری اجتماع را بر عهده داشته باشد، لکه دار نموده از سکوت موقت ما که بنا به حفظ مصالح ملت مسلمان ایران است، سؤ استفاده نموده و پا از گلیم خویش درازتر نموده و به ساحت مقدس مراجع بزرگ عالم تشیع و صفوف پیروزمند فدائیان اسلام اهانت هایی نموده اند.
اینک ابتدا اعلام می گردد که کمیته اجراء و مجازات فدائیان اسلام مامور رسیدگی و تنبیه جسارت کنندگان و یاوه سرایان است. روزنامه نویسانی که تا کنون برای نامه نگاران محترم و مطبوعات ارجدار مملکت لکه ننگی بوده اند و همچنین سایر اراذل بر حذر باشند که در صورت تکرار اهانت و جسارت یا تهمتی سرانجام بسی خطرناک دارند و تا آخرین نفس برای حفظ حیثیت و نام مقدس فدائیان اسلام ایستادگی می کنیم.
آری محبت و مهر بزرگ رهبر فدائیان اسلام حضرت نواب صفوی با ذرات خون ما توام و تا سکون قطرات خوان در عروق جسممان از مقام بزرگ ایشان دفاع می نمائیم. خفاشان بی بصیرت و تهمت زنان منحرف هم بدانند که بایستی به لانه های تاریک خود فرار کنند.
بیاری خدای توانا - کمیته اجراء و مجازات فدائیان اسلام، چهارشنبه بیستم رمضان 1372. (22/4/1331) (597)
همچنین گزارش رئیس شعبه مقرابت شهربانی، در خصوص عملیات کمیته مجازات و وابستگی آن به تشکیلات فدائیان اسلام و همکاری آنها با برخی از اعضایی گروههای سیاسی دیگر طبق نظر گزارشگر، قابل توجه می باشد:
راجع به تشکیل کمیته مجازات بوسیله فدائیان اسلام و افراد حزب زحمتکشان به استحضار می رساند طبق گزارش مامور ویژه کمیته مجازات فدائیان اسلام که یکی از کمیته های وابسته به جمعیت فدائیان اسلام می باشد، چندی قبل تشکیل و اعضای آن از افراد متعصب فدائیان اسلام می باشند که درباره افراد آنها نام ذوالفقاری سمنانی - رضا صادقیان - حاجی ابوالفتح - شیخ جعفر امامی برادر سید حسین امامی - شیخ مهدی دولابی - و آقا رضا دوغ فروش عضو حزب زحمتکشان که از دکتر بقایی است و عباسعلی سنگ تراش بدست آمده است بعلاوه اعضای این جمعیت بطور مستقیم با آیت الله کاشانی، شمس الدین قنات آبادی، ابوالحسن حائری زاده، دکتر بقایی ارتباط دارند و یکی از رابطین دکتر بقایی با این کمیته همان آقا رضا دوغ فروش و کاسب دوره گرد است که مشخصاتش هم عضو حزب زحمتکشان اعلامی مطابقت می نمایند و مضافا اینکه این شخص هم عضو حزب زحمتکشان دکتر بقایی و هم عضو کمیته مجازات فدائیان اسلام و و از مریدان وفادار دکتر بقایی و آیت الله کاشانی است (598)
با تاسیس کمیته اجراء و مجازات فدائیان اسلام و سخنرانیهای تند و صریح عبدالحسین واحدی در مجامع عمومی و خصوصی علیه دولت مصدق، وی و برخی از اعضای کمیته مزبور تحت تعقیب شهربانی قرار گرفتند. با چنین شرایطی، عبدالحسین واحدی برای ممانعت از محدودیت فعالیت فدائیان اسلام، جدایی و استعفای خود از جمعیت فدائیان اسلام را اعلام نمود. این نکته در گزارش فرماندار نظامی تهران، سرهنگ ستاد اشرافی، به اداره اطلاعات شهربانی مشاهده می شود؛ وی می نویسد:
واحدی که قبلا جزء فدائیان اسلام بوده و در ظاهر استعفا نموده است؛ در مسجد جامع بالای منبر رفته و به کلیه مقامات عالیه حمله نموده و مردم را تحریک می نماید. (599) سید عبدالحسین واحدی این مطلب را در حین سخنرانی در جمع بیش از پنج هزار نفر، در مسجد جامع تهران نیز، (با ورود نواب صفوی به همراه خلیل طهماسبی به این مجلس) بیان کرده است؛ وی با قطع سخنان خود با سلام و صلوات، خود را شاگرد مکتب نواب صفوی مطرح کرد و خطاب به نواب گفت:
حضرت آقای نواب گرچه مدت خیلی کمی است از صف مبارزه با شما یعنی فدائیان اسلام کناره گیری کرده ام، این دلیل بر آن نیست که دست از مبارزه و مجادله بر خواهم داشت. وظیفه ایجاب می کرد؟ بطور جداگانه مستقلا در این راه مبارزه کنم. مدت 8 سال است در مکتب تو و آنچه دارم از آن توست. تو استاد بزرگ، تو حامی روح و اراده من، عقلم، فکرم، اراده ام در راه توست. (600)
واحدی سپس با اشاره دست به سوی نواب، با صدای رسا وی را لایق پیشوایی مسلمین خواند و گفت:
به خدا تو لایق پیشوایی و هم سزاوار آنی که در این موقع رهبری جمعیت مسلمین را به عهده گیری. تو لیاقت داری، تو می توانی نظم و ترتیبی خاص در مردم مسلمان بدهی. غیر از تو از احدی اینکار ساخته نیست. (601)
این سخنان واحدی نشانگر آن است که تا چه اندازه معاون و یک یک اعضای جمعیت فدائیان اسلام، به نواب صفوی و اخلاص و ایمان و اخلاق و توانائیهایش، در دفاع از دین و اسلام ، معتقد بوده اند. واحدی در ادامه سخنانش، با حضور نواب و طهماسبی، با اشاره به دادستان وقت می گوید:
خیلی خیلی مسخره است که آقای دادستان پس از مدتی از وقوع جرم، حضرت آقای نواب صفوی را محرک در قتل رزم آرا دانسته که به توسط استاد خلیل طهماسبی انجام گرفته. ببین این دستگاه چقدر مسخره است که قاتل دیگری و لکن بر علیه او (نواب صفوی) اعلام جرم می کند. امیداورم بتوانیم با دلایل و برهان قاطع در دادگاه متشکله برائت حاصل کنیم... این اعلام جرم نه منظور از تحریک او بر طهماسبی است بلکه برای جلوگیری از حق و مبارزه در راه دین است. (602)
عبدالحسین واحدی، در جلسه دیگری در مسجد جامع، درباره جدائیش از نواب صفوی ضمن، تایید اندیشه نواب در این باره می گوید:
من اول از آقای نواب صفوی کناره گیری کرده بودم چونکه خیلی مرد پرحرارتی است حالا به نواب صفوی حق می دهیم. می گفت باید ریشه این بید دینی آنها را قطع نمود. (603)
با توجه به چنین مواضعی مشخص می گردد که جدایی عبدالحسین واحدی از فدائیان اسلام تنها یک ترفند گروهی بوده و هدف از آن امکان گسترش عملیات ضد دولتی بوده است؛ چنانکه گزارش شهربانی نیز چنین مطلبی را تایید می کند:
این شخص (سیدعبدالحسین واحدی) که به اصطلاح خود؛ دولت را از تعقیب عاجز دیده و به اصطلاح با داشتن چند نفر از فدایی اسلام که به حسب ظاهر از آنها کناره گیری کرده و تا او را ارتباط به آنها نداده و بهتر بتواند تاخت و تاز نماید، اینطور اسائه ادب می کند. (604)
سرپرست اداره اطلاعات نیز در نامه ای به فرمانداری نظامی تهران نوشت که کناره گیری آنها بنا بر مقتضیاتی صورت گرفته و حتی استعفانامه آنها با نظر نواب صفوی تنظیم گردیده است. (605)
عبدالحسین واحدی، علاوه بر حملات شدید به دولت دکتر مصدق از فدائیان اسلام نیز خواست تا مراکز فساد و شرابخواری و فحشاء را با قدرت و قوه قهریه نابود کنند. وی مسئولین دولتی را به فساد و جاه طلبی و کسب مقام متهم کرد و رجال دولتی و روزنامه نویسها را به دلیل اتهامات بی اساسشان به روحانیون و مسلمین، مستوجب مجازات دانست و از بی حجابی زنان جامعه شکوه کرد. وی در پاسخ به اتهام انگلیسی بودن خود می گوید: کسی که فاقد همه چیز، خانه، جا و مکان بوده و حتی تاکسی که بخواهد سوار شود باید دیگران پول او را بدهند، چگونه انگلیسی است؟ (606)
با شدت یافتن عملیات فدائیان اسلام در قالب کمیته اجراء و مجازات، اداره آگاهی، پانزده نفر از افراد را به عنوان افراد متعصب مذهبی و آماده انجام هرگونه عملیات ضد دولتی محول شده از سوی رهبر جمعیت معرفی و حرکات و اقدامات آنان را شدیدا تحت نظر قرار داد. این افراد عبارتند از:
((1 - رضا قدوسی 2 - یحیی بوذری 3 - قدیر نوایی 4 - رضا معتمدی 5 - علی احرار 6 - سید مصطفی غروری 7 - احمد شاه بداغلو 8 - علی اکبر طاهری 9 - عباس بختیاری 10 - حسین اکبری 11 - محمد گلدوست 12 - حکمت عظیمی 13 - (سیدهادی) میر لوحی برادر نواب صفوی 14 - عباس لباف 15 - کاظم جعفری برادرزاده نواب (607)
تعقیب و فشار فزاینده مامورین آگاهی و شهربانی بر فدائیان اسلام و تشکیلات موازی آن موجب شد که عبدالحسین واحدی نیز بر شدت حملات خود در منابر و سخنرانیها به حکومت پهلوی، دولت مصدق و رجال درباری بیفزاید و بر مبارزه با آنان پافشاری کند. (608) وی همچنین با صدور اعلامیه ای بازگشت خود به دامن فدائیان اسلام و نواب صفوی را، پس از دو ماه جدایی تشکیلاتی، اعلام کرد. (609)