جمعیت فدائیان اسلام

نویسنده : داوود امینی

ی - تاثیرات فدائیان اسلام بر انتخابات مجلس شانزدهم

ترور عبدالحسین هژیر بدست فدائیان اسلام، تاریخ افتتاح مجلس سنا را تغییر داد و انتخابات مجلس شورای ملی که با تمهیدات هژیر تقلب گسترده ای در آن صورت گرفته بود، از سوی رئیس انجمن نظارت بر انتخابات باطل شد. شاه نیز که در اثر اقدام فدائیان اسلام روحیه اش را از دست داده بود، به آمریکا سفر کرد این سفر شاه به آمریکا 48 روز به درازا کشید. (325)
مدتی بعد در 27/12/1328، ساعد نیز تحت فشار افکار عمومی مردم، مجبور به کناره گیری از نخست وزیری شد. در واقع گلوله هایی که هژیر را به خاک انداخته بود، موجبات سرنگونی ساعد را نیز فراهم کرد. با کنار رفتن ساعد، علی منصور، سیاستمدار معروف درباری، در 5/1/1329، مامور تشکیل کابینه شد. وی کابینه ای آمریکایی از ترکیب درباریان و کسانی که مورد تایید آمریکا بودند، تشکیل داد. (326) انتخابات مجدد مجلس شانزدهم برپا شد. در مرحله دوم انتخابات که با قتل هژیر و جانبازی سید حسین امامی برگزار شد، به سود اعضای جبهه ملی تمام شد و راه برای ورود نمایندگان مورد نظر آیت الله کاشانی و جبهه ملی، به مجلس شورای ملی هموار شد. از فهرست معرفی شده توسط آیت الله کاشانی به نواب صفوی، به ترتیب افراد ذیل به مجلس راه یافتند: دکتر محمد مصدق، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، حائری زاده، آیت الله ابوالقاسم کاشانی، عبدالقدیر آزاد، دکتر سید علی شایگان، سید محمد نریمان، اللهیار صالح، مهندس کاظم حسیبی و دکتر کریم سنجابی.
بدین ترتیب، یکی از جنجالی ترین و تاریخ سازترین مجلس دوره های قانون گذاری در کشور شکل گرفت یعنی مجلس شانزدهم شورای ملی، بر اثر اقدامات موثر فدائیان اسلام و نواب صفوی شکل گرفت و با ضربه کاری سید حسین امامی و قتل هژیر، مقدمات ورود یازده نفر نامبرده فراهم شد. (327)
هنگامی که آیت الله کاشانی فهرست نمایندگان مورد نظرش را از لبنان برای نواب صفوی ارسال کرد، نواب در پاسخ نوشت:
ما با هم قرار گذاشتیم در چارچوب اسلام کار کنیم و اگر خواستیم وکلایی انتخاب کنیم، افرادی باشند که جنبه مذهبی آنان بر جنبه سیاسیشان بچربد و رجحان داشته باشد، اینها که شما کاندیدا کرده اید، نه تنها به جنبه و سمت مذهبی ندارند بلکه علاقه مند به مذهب هم نیستند، شما با چه ملاکی این افراد را معرفی کردید!. (328)
آیت الله کاشانی هم در پاسخ به نواب صفوی نوشت:
ما اکنون رجال مذهبی که در سیاست ورزیده باشند، نداریم و لذا مجبوریم از رجال سیاسی که جنبه ملی دارند، استفاده کنیم تا بتوانیم رفته رفته انسانهای متدین را تربیت بنمائیم. (329)
این استدلال آیت الله کاشانی تا اندازه ای نواب صفوی را قانع کرد، اما در ذهن او همچنان ابهاماتی از این انتخاب وکلا، باقی ماند. (330)
با گشایش مجلس، آیت الله کاشانی که در شمار وکلای منتخب تهران قرار داشت و از مصونیت پارلمانی برخوردار بود ، از تبعیدگاه خود (لبنان) به کشور بازگشت و به صفوف اقلیت مجلس (جبهه ملی) در راستای فعالیتهای پارلمانی برای ملی کردن صنعت نفت کشور، پیوست. در واقع حسنعلی منصور، نخست وزیر، با یک تلگرافی به آیت الله کاشانی اطلاع داد که می تواند به کشور بازگردد. (331)
آیت الله کاشانی با استقبال گسترده مردم به کشور بازگشت. نواب صفوی هم تجلیل گسترده از آیت الله کاشانی را به عنوان روحانی مجاهد اسلام، در حقیقت پیشروی مردم مسلمان و شکست دولت می دانست. از این رو با سفارش وی، فدائیان اسلام تلاش فراوانی در با شکوه برگزار کردن مراسم استقبال از ایشان بعمل آوردند. بازگشت پرشکوه آیت الله کاشانی بر نگرانی انگلستان نیز افزود. مردم از او همچون یک قهرمان، استقبال کرده بودند. جبهه ملی، آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام، در مجموع اتحادی ضد انگلیسی را تشکیل دادند؛ اما تنها امید لندن به اکثریت شورا و سنا بود. با ورود ملیون و آیت الله کاشانی به مجلس شانزدهم، فراکسیون قوی و منسجمی از اقلیت ایجاد شد که در مقابل، اکثریت مطلق، از پشتیبانیهای دربار، ارتش، دولت و خارج برخوردار بود. اقلیت مجلس در این دوره نقش حساس و سرنوشت سازی را بر عهده گرفت. نواب صفوی در این شرایط همواره تاکید داشت که از این احساسات ارزنده باید به نفع اسلام استفاده کرد و ارکان آینده نظام و اجتماع را بر اساس مبانی اسلام پایه گذاری کرد. جبهه ملی و دیگران نیز تاکید می کردند که باید در این شرایط به ملی کردن نفت اندیشید تا اقتصاد کشور سر و سامان یابد و انگلیس از گردونه اقتصاد این مملکت خارج شود.
به اعتقاد فدائیان اسلام، اگر از فرصت بدست آمده تنها در راه ملی کردن صنعت نفت بهره برداری گردد، ممکن است با خروج انگلیس ، قدرتی دیگر مثل آمریکا وارد صحنه سیاسی کشور گردد؛ لیکن با اتکای به مبانی اسلام، می توان از ورود و دخالت هر کشور بیگانه ای در جریانات سیاسی - اقتصادی ممانعت به عمل آورد.
پس از سفر شاه به آمریکا و همزمان با مجادلات شدید مجلس شانزدهم بر سر مسئله نفت و اقدامات موثر در کوتاه کردن دست انگلیس از صنعت نفت ایران در 3/3/29، قراداد قرارداد خرید تسلیحات نظامی از آمریکا امضاء شد. در زمینه دخالتهای آمریکا در امور کشورمان، در روزنامه های آمریکا نوشته شد که ایران در راس کشورهای مشمول برنامه کمکهای فنی آمریکا قرار گرفته است و لذا علاقه مندی آمریکا را به تقویت و بهبود وضع اقتصاد ایران اعلام کردند.
در روزنامه ای دیگر اعلام شد که پست سفارت کبرای آمریکا در تهران مهمترین پست سیاسی دنیاست. (332) در چنین شرایطی طرفداران انگلیس با نگرانی شاهد بودند که بعد از سفر شاه، تحولاتی به سود آمریکا در جریان است. به خوبی آشکار بود که در چنین فضایی قرارداد گس - گلشائیان (مربوط به نفت)، در مجلس تصویب نخواهد شد. در همین ایام نواب صفوی نیز از سوی شهربانی که ریاست آن بر عهده سرلشگر زاهدی، بود تحت تعقیب قرار داشت. از این رو فعالیتهای خود را به صورت مخفیانه انجام می داد و جلسات رسمی فدائیان اسلام و رهبری عملیات این جمعیت را بر عهده داشت و بر تمام جریانات سیاسی کشور نیز نظارت می کرد.
فدائیان اسلام از آن جهت بر اجرای مبانی و دستورهای اسلام در جامعه و پرهیز از وابستگی به بیگانگان در این برهه از زمان پافشاری می کردند که آنها با فداکردن یکی از بهترین نیروهای وفادار خود (سید حسین امامی) و سپس با تلاش بی وقفه اعضای این جمعیت در حفظ و حراست از صندوقهای آرای انتخابات مجلس شانزدهم و همچنین با برگزاری گردهمائی ها و تظاهرات گسترده ضد دولتی، زمینه ورود نمایندگان منتخب از سوی مردم را به مجلس شانزدهم فراهم آورده بودند. که بر مهمترین هدف اصلی این گروه که همان اجرای دستورهای اسلامی در جامعه باشد، عنایت و توجه بیشتری داشته باشند. در هر حال آنها از این پس وارد جریان مبارزاتی شده بودند که بایستی آنرا به نتیجه می رساندند، در راس این جریان، مبارزات ملی کردن صنعت نفت کشور به همراهی آیت الله کاشانی و ملیون بود. نهضت ملی نفت نیز خود آبستن حوادث تاریخی بزرگی بود - نقش فدائیان اسلام در این وقایع و مبارزات مربوط به آن، در صفحات بعد تشریح خواهد شد.

ک - چگونگی شکل گیری و ارتباط تشکلهای اسلامی، با فدائیان اسلام.

شهادت سیدحسین امامی توسط رژیم پهلوی تاثیر عمیقی بر روحیه دیگر اعضای جمعیت فدائیان اسلام و دوستانش نهاد. بطوریکه با انتشار اعلامیه ای در چهلمین روز شهادتش اعلام داشتند تا انتقام خون او را از رجال فاسد و درباریان حکومتی نگیرند و احکام و دستورهای صریح اسلام و قرآن را در جامعه اسلامی پیاده نکنند؛ از پای نخواهند نشست. هنوز مدت زیادی از شهادت سید حسین امامی نگذشته بود که دوستانش با صدور اعلامیه ای تحت عنوان جوانان انتقامجو پشتیبان بیچارگان همراه با آرمی که دو دست اسلحه بدست و دو دست شمشیر بدست را نشان می داد، نوشتند:
جوانان انتقامجو برای مبارزه با خائنین و سرمایه داران استثمار طلب و مسبب بدبختی توده ملت برخاستند و تا انتقام خود و همنوعان خود را از آنها نگیرند، از پای نخواهند نشست. (333)
براساس گزارشهای شهربانی، پس از شهادت سید حسین امامی ، برادرانش، از جمله سید جعفر امامی به اتفاق قنات آبادی و 18 عضو دیگر که دکتر محمد شریف، از بستگان برادران امامی نیز در میان آنان بود، در مرداد ماه 1329 ش، اقدام به تاسیس کمیته انتقام، کردند. جلسات کمیته هر هفته در منزل یکی از اعضا برگزار می شد و در این جلسات دکتر شروین نیز شرکت می کرد. سید جعفر امامی که معمم بود، با بیت آیت الله کاشانی و شمس قنات آبادی نزدیکی بسیار داشت. وی مصمم بود که انتقام برادرش از دولت گرفته شود. (334) در گزارش شهربانی تشکیل هیئت انتقام توسط شهیدی سید حسین امامی و قبل از شهادتش اعلام گردیده است و چنین اظهار شده که اعضای وصول به اهداف اسلامی خود را از میان بردارند. در این گزارش که هیئت انتقام را منتسب به فدائیان اسلام می داند، آمده است:
هیئت انتقام همان فدائیان اسلام هستند (سید حسین) امامی، قاتل هژیر آنرا تشکیل داده بود. در بین این هیئت چند نفر شیخ و سید هم دیده می شوند و هر یک از آنها بوسیله قرآن سوگند یاد کرده اند که تا پای جان در پیشرفت مرام خود ایستادگی نمایند... (335)
در این خصوص، در گزارش دیگری از رکن 2 شعبه 4 شهربانی، به شهربانی کل کشور، در مورخ 6/6/29 چنین آمده است:
سید جعفر امامی؛ برادر سید حسین امامی؛ قاتل هژیر، کمیته ای بنام کمیته انتقام (تشکیل) و به مناسبت معمم بودن، سید جعفر امامی جلسات خود را بنام روضه خوانی جلوه می دهند. منشی این کمیته کرباسچیان، مدیر کمیته صاحب امتیاز روزنامه ملت که به جای اصناف منتشر می شود...، علی اکبر، ماشین چی روزنامه اطلاعات عضو همردیف، ستوان یکم سید محمد گل افشار کارمند اداره تسلیحات، عضو موسس این کمیته، شروع به تهیه (اسلحه) نموده اند و اکثر اسلحه گرم خود را بوسیله سرجوقه پاسبان شهرداری، فتح الله خان گرد (مامور شهرداری) اسلحه خریداری می نمایند. در عین حال سید جعفر امامی در مجالس و مجامع بر علیه دولت تبلیغ می نمایند. (336)
کمیته انتقام، در بیستم فروردین 1330 اقدام به برپایی گردهمائی ای در مسجد شاه نمود در آن گردهمائی در مسجد شاه نمود در آن گردهمائی پیام نواب صفوی توسط سید علی شفقی قرائت شد. (337) در این زمان علاوه بر سید جعفر امامی سید محمد امامی نیز با بیت آیت الله کاشانی ارتباط داشتند (چنانکه شهید سید حسین امامی نیز با آیت الله کاشانی رابطه خوبی داشته است.)
سید جعفر امامی که به همراه آیت الله کاشانی به مشهد سفر کرده بود، طی سخنانی در مدرسه آیت الله حاجی میرزا احمد کفایی و منزل آقا حسن قمی پیشنماز، فرزند آیت الله حاج آقا حسین قمی، منزل شیخ محمد تقی بجنوردی و مسجد برقی ها، با حمله به رجال دولتی و اقشار جامعه، مردم را به مبارزه با این فساد و تباهی و برپایی شعائر مذهبی فراخواند و شهادت برادرش سید حسین امامی را در راه مبارزه با بی عدالتی ها و بی قانونیها و در دفاع از اسلام و قرآن عنوان کرد. وی متعاقب این سخنرانی توسط شهربانی مشهد بازداشت و روانه تهران گردید. (338)
سید جعفر امامی سپس در 17/5/29، اقدام به تاسیس مجمعی با عنوان مجمع مجاهدین جعفری، نمود. محل تجمعات این مجمع در منزل عباس لباف در میدان شاه کوچه داروغه بود و فعالیت عمده آن در مخالفت با دولت و در جهت برپایی احکام اسلام در جامعه صورت می گرفت.
یکی دیگر از تشکلهای اسلامی که در همین دوره شکل گرفت، مجمع مسلمانان مجاهد بود. این مجمع نیز به هنگام انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی، از سوی شمس قنات آبادی (339) و به هواداری آیت الله کاشانی ایجاد شد. در آغاز، فعالیت آن منحصر به انتخابات مجلس در همان دوره بود (340) و در جلوگیری از روی کار آمدن هژیر نیز اقداماتی انجام داد (341) و سپس در مبارزات نهضت ملی نفت فعال گردید. کلوپ این مجمع در خیابان ناصرخسرو، کوچه شاهد بود. این جمع صرفا در جهت قدرت گروهی نبود و ساختار چندان محکمی هم نداشت و از سوی بازاریان، به ویژه روسای اصناف، طلاب و مغازه داران حمایت می شد. هدف اصلی مجمع مزبور، تقویت موضع سیاسی آیت الله کاشانی بود. این مجمع، در آغاز با فدائیان اسلام نیز همکاری داشت و با برپائی گردهمایی در مسجد امام (مسجدشاه سابق)، از نواب صفوی و آیت الله کاشانی حمایت کردند؛ لیکن بعدها مسائلی پیش آمد که موجب جدایی آنان شد.
برخی نویسندگان از جمله حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی، تاسیس این مجمع را نیز به فدائیان اسلام نسبت داده و معتقدند که فدائیان اسلام به همراه دیگر تشکلهای مذهبی، برای آنکه فعالیتهای علنی و آرام خود را بتوانند به راحتی و در کمال نظم و ترتیب و با برنامه ریزی به انجام برسانند، در سال 1327 ش، دست به تشکیل این مجمع زدند که با تعیین هیئت مدیره، بنیان آن در بهمن ماه همان سال پایه گذاری شد. (342)
شهید مهدی عراقی در این باره چنین می گوید، به دنبال آشنایی با شمس الدین قنات آبادی، با نواب، او خود را به تشکیلات فدائیان اسلام نزدیک ساخته و صورت فدایی مسلک به خود گرفت. نواب او را به آیت الله کاشانی معرفی کرد تا جایی که از یاران نزدیک نواب شد. سپس با پیشنهاد قنات آبادی و موافقت نواب صفوی این مجمع در مقابل تشکیلات زیرزمینی مخفی فدائیان اسلام در این دوران ایجاد و تشکیلات علن آن به فعالیت پرداخت. شمس قنات آبادی نخستین رهبر این مجمع بود که پس از وی، سید مصطفی کاشانی به ریاست آن برگزیده شد. (343)
قنات آبادی تنها مجمع را نردبانی برای ترقی خود قرار داد. تشکیلات مجمع مسلمانان مجاهد که در آغاز ، در صف جبهه ملی و در مبارزات ملی صنعت نفت نقش داشت، بعدها در صف نیروهای مخالف نهضت ملی قرار گرفت و قنات آبادی به عنوان یکی از نمایندگان اقلیت در مجلس شورای ملی، با فراکسیون نهضت ملی به مخالفت پرداخت.
ابراهیم کریم آبادی به عنوان یکی از فعالان جبهه ملی و مدیر روزنامه اصناف هم مدتی در هیات مدیره این مجمع عضویت داشت؛ اما با جبهه گیری شمس قنات آبادی در برابر حکومت مصدق، از عضویت مجمع خارج شد. روزنامه های ملت ما، مهر میهن و مدتی نیز روزنامه دموکراسی اسلامی با مدیریت قنات آبادی به عنوان ارگان این مجمع محسوب می شدند. (344) شمس قنات آبادی به هنگام تاسیس مجمع مسلمانان مجاهد، نامزد نمایندگی مجلس از شهرستان شاهرود بود که برغم ناشناس بودن در منطقه، از این شهر به مجلس شورای ملی راه یافت. وی که در آن زمان در کسوت روحانیت قرار داشت، پس از کودتای 28 مرداد 1332 ش، و با برقراری ارتباط با زاهدی و دربار، در اواخر دوره 19 مجلس شورای ملی، از این لباس خارج و به کت و شلوار و کراوات روی آورد. او در اواخر عمر با اشرافی از سرمایه داران معروف و از وابستگان انگلستان (345) و صاحب کارخانه نساجی در اصفهان همکاری کرد.
مدتی پس از شکل گیری مجمع مسلمانان مجاهد، و پس از نهضت ملی نفت و در دوران حکومت مصدق و با بروز اختلافات میان فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی، بین فدائیان اسلام با این مجمع نیز اختلافات شدیدی بروز کرد؛ چنانکه فدائیان اسلام عامل ایجاد شکاف بین نواب صفوی و آیت الله کاشانی را شمس قنات آبادی و مظفر بقایی معرفی می کردند و خصوصا نسبت به حضور این دو در بیت آیت الله کاشانی به شدت معترض بودند.
جبهه ملی، حزب ایران، حزب پان ایرانیست، حزب زحمتکشان، نیروی سوم ، سومکا و... نیز که غالبا در همین دهه شکل گرفتند دارای تشکیلات حزبی نبودند و بیشتر در قالب گروه ذی نفوذ عمل می کردند و در حقیقت هیچ کدام حزب به شمار نمی آمدند. هدف اینگونه تشکلهای اسلامی، ملی، چپ، و فاشیستی، تاثیر گذاری بر تصمیمات دولت و مجلس بود. (346)
زمانی که دولت با تاسیس و فعالیت تشکلهای اسلامی یاد شده در این دوره مواجه شد، دستور تعقیب و کنترل فعالیتهای سیاسی آنان را صادر کرد و در نتیجه اغلب کسانی که در این تشکلهای مذهبی فعالیت می کردند؛ شناسایی شدند؛ چنانکه سرتیپ پورکارگشا؛ رئیس اداره آگاهی و اماکن عمومی فهرست اسامی بسیاری از اعضای این تشکلهای اسلامی را که مورد شناسایی قرار گرفته بودند، ارائه نموده که به دلیل اهمیت و شناخت آن اعضاء در ضمایم آورده شده است. (347)
مامورین دولتی همچنین علت شکل گیری اینگونه تشکلهای اسلامی را نتیجه بروز اختلافات میان افراد فدائیان اسلام تلقی نموده، می نویسند:
بطوریکه شنیده شده، در این اواخر اختلافاتی بین افراد فدائیان اسلام تولید که عده ای از آنها بنام جمعیت (مجمع) مسلمانان مجاهد، به رهبری شمس قنات آبادی، جمعی نیز به عنوان طرفداری مذهب جعفری به سرپرستی برادران امامی و حاج عباس رفیعی مجزا شده و هر یک به نفع خود فعالیت می نمایند.
بدین ترتیب باید اظهار داشت، گرچه در روند مبارزات سیاسی این تشکلها اختلافاتی بروز کرده و تشکلهای مستقل ایجاد شدند، اما بطور قطع نواب صفوی در بنیانگذاری کانونهای تجمع و فعالیتهای مذهبی آنها نقش مهمی داشته است؛ بطوریکه بسیاری از آنها با مشورت و موافقت وی ظهور یافته و در تعیین اعضای هیئت مدیره و رهبر آن نیز صاحبنظر بوده است و از همین روست که همزمان با تعقیب اعضای تشکلهای اسلامی، مورد تعقیب قرار می گیرد؛ چنانچه آیت الله کاشانی شخصی از معتمدین خود را محافظ او قرار داد تا از بازداشتش ممانعت به عمل آورند.
از جمله فعالیتهای فدائیان اسلام، پیگیری دادگاه قاتلین دکتر برجیس بود. وی شخصی یهودی بود که بهایی شده و در کاشان طبابت می کرد. او نزدیک به یکصد نفر مسلمان را که با بهائیت ضددیت داشتند، از طریق تجویز عمدی داروی اشتباهی، به قتل رسانده بود. این مسئله به گوش مسلمانان متعهد کاشان رسید و آنان چون چاره ای ندیدند و از طرف دولت هم ناامید بودند؛ تصمیم به قتلش گرفتند. از این رو هشت نفر از جمله شخصی به نام رسول زاده، او را به قتل رسانده و خود را به مامورین معرفی کردند. به محض دستگیریشان، بازار کاشان تعطیل و مردم از علمای شهر تقاضای اقدام برای آزادی آنها کردند. شهربانی کاشان نیز برای رهایی از دست مردم، به ناچار آنان را به تهران منتقل کرد. حضرت آیت الله بروجردی، از آیت الله سید محمد بهبهانی و آیت الله کاشانی خواسته بود تا اقداماتی برای آزادی آنها ترتیب دهند. بهایی ها دکتر عبدالله رازی را به عنوان وکیل برگزیدند تا در دادگاه به دفاع از دکتر برجیس بپردازد. طبق گزارش اداره آگاهی، روزی که بنا بود دادگاه شماره 2 جنایی که متهمین به قتل دکتر برجیس را محاکمه می کرد، رای خود را صادر کند، سه نفر از فدائیان اسلام از جمله نواب صفوی، سید عبدالحسین واحدی و امیر عبدالله کرباسچیان وارد دادگاه شدند و با ورود آنها وضع دادگاه بهم خورد. دکتر رازی وکیل خانواده برجیس فریاد زد: آقای رئیس دادگاه، فدائیان اسلام مرا تهدید کردند، سپس رئیس دادگاه اعلام تنفس کرد. نواب صفوی نیز با رسول زاده یکی از متهمین صحبت کرد و گفت:
مطمئن باشید براداران شما زنده هستند و این دادگاه هیچ غلطی نمی تواند ، بکند. (348)
این اقدام در شرایطی صورت گرفت که نواب صفوی تحت تعقیب مامورین شهربانی قرار داشت. از این رو مامورین دولت با محاصره کاخ دادگستری، برای بازداشت وی اقدام کردند. اما پس از خروج فدائیان اسلام از دادگاه، سیدعبدالحسین واحدی که معمم بوده و شباهت زیادی به نواب داشت، برای فریب مامورین اقدام به فرار کرد و مامورین در پی او روانه شدند و بدین ترتیب نواب صفوی به راحتی با اتومبیل از محل کاخ دادگستری نسبت داده اند. (349)
در خاتمه این بحث برای آگاهی بیشتر اسامی بخشی از اعضای فدائیان اسلام و تشکلهای اسلامی همسو و مرتبط با این جمعیت را که ماموران شهربانی گزارش کرده اند و در پرونده شهربانی فدائیان اسلام ثبت شده است، ذکر می شود:
سیاهه اسامی جمعیت فدائیان اسلام، جمعیت (مجمع) مسلمانان مجاهد و جمعیت (کمیته) انتقام (طبق پرونده شهربانی)
1 - سید مجتبی نواب صفوی رهبر جمعیت فدائیان اسلام
2 - سید عبدالحسین واحدی معاون رهبر - طلبه، از منسوبان نواب صفوی
3 - سید هاشم حسینی (سید حسین هاشمی) معاون رهبر
4 - ابوالقاسم گازری مشاور اصلی
5 - میرزا ابوالقاسم رفیعی مشاور اصلی - آهن فروش مقابل مسجد شاه
6 - احمد عشقی مشاور اصلی - لوازم تحریر فروش
7 - سید محمد واحدی مشاور اصلی - طلبه
8 - محمد نیک بین مشاور اصلی
9 - علی احرار مشاور اصلی - صاحب اتومبیل تاکسی از رفقای صمیمی خلیل طهماسبی
10 - علی نیکنام مشاور اصلی
11 - جعفری مشاور اصلی
12 - سید حسین امامی برادر حسین امامی قاتل هژیر
13 - (سید) جعفر امامی (معمم)
14 - سید شمس الدین قنات آبادی
15 - امیر عبدالله کرباسچیان مدیر روزنامه نبرد ملت
16 - دکتر محمود شروین مدیر روزنامه مهر میهن
17 - نجفی واعظ
18 - حاجی چرم فروش
19 - اسماعیل زین ساز
20 - کاظم نیک نژاد
21 - قائمی مداح
22 - صادق دزفول معروف به منصوری سرپرست قرائت قرآن بازرگان سرای امیر
23 - اشراقی - کارمند راه آهن
24 - دکتر محمد شریف - پزشک مجاز، از منسوبان برادران امامی
25 - حیدر صالحی معروف به مامور شماره 6 حزب توده
26 - شاطر کمال
27 - استاد محمد بناء
28 - سید احمد فرزند سید حسن لحاف دوز
29 - علی اکبر رحمت پور
30 - عباس کاظمی
31 - سید قائم مقامی
32 - احمد انتیک چی
33 - ابولقاسم اخوان کارمند گاراژ مرکزی رئیس شعبه حرکت خط قم
34 - احمد فرقانی
35 - سید روشن روضه خوان
36 - سید مرتضی فرزند سید حسن لحاف دوز شغل نجار
37 - سید اصغر معروف به اصغر خروس
38 - سید احمد نجار
39 - عباس رفیعی، آهن فروش
40 - ابراهیم کریم آبادی
41 - عباس لباف
42 - سید طاهر نجار
43 - حاج عزیز الله بار فروش دولابی
44 - ذبیح الله خباز
45 - سید محمد رضا
46 - طاهر صابون پز
47 - تقی
48 - شیخ حسن رشتی
49 - سید ابوالفضل برقعه - طلبه
50 - سید حاجی آقا
51 - حسن گرامیان
52 - ارباب محمد آقا
53 - سلیمان خباز
54 - احمد نجار
55 - ذبیح الله ضرابی - نانوا
56 - تقی صالح
57 - حسین نوروزی
58 - غلام پسر شیخ
59 - حاج قاسم هادی خان
60 - شیخ علی اصغر تنکابن روضه خوان
61 - رضا صادقی و پسرش اصغر (مغازه کفاشی)
62 - شالچی - در مسجد سلطانی
63 - افجه - کارمند پست و تلگراف
64 - جهانگیر اشتری - کارمند بانک بازرگانی
65 - نایب لاستیک فروش
66 - عباس انصاری قهوه چی
67 - عباس آقا ناجی - داماد کاشانی
68 - رضا جهانتاب - کارمند هوایی
69 - شیخ احمد خوشدل - شاعر
70 - محمود شیرازی - کوزه فروش
71 - حسین موذن - سماور فروش
72 - میرزا ابراهیم خوراک پز
73 - شیخ مهدی دولابی - پیشنماز دولاب
گزارش شهربانی در خصوص اسامی برخی دیگر از اعضای فدائیان اسلام و تشکلهای اسلامی
حزب (کمیته) انتقام، فدائیان اسلام و مجمع مجاهدین مذهب جعفری سید شمس قنات آبادی - سید جعفر امامی - سید علی امامی - دکتر محمد شریف از بستگان امامی ها - حاجی محمود عطار - رضا گنجی - سید طاهر موسویان بازرگان - دکتر محمود شروین - عبدالله کرباسچیان - حاج عباس رفیعی - ستوان یکم سید محمد علی افشار - محمد رضا شفاهی کارگر تعلیمات در قسمت تفنگ سازی - رضا ترکان پور کارگر تعلیمات ارتش - صدر اشکوری - نواب احتشام رضوی - سید عبدالحسین واحدی - سید مجتبی نواب صفوی - سید جواد - احمد عشقی از اعضای جمعیت اتحادیه مسلمین از طرفداران سید هدایت الله تقوی شیرازی - استاد پنجه علی سنگ تراش - سید عباسعلی اسلامی موسس انجمن تعلیمات اسلامی - استاد علی اکبر نیا - احمد خونساری - حاجی سید احمد پیشنماز - اکبر آقای نایی - ابوالقاسم شیرازی - محسن (شعبه نفت دارد) - جمارانی - احمد مکی مدیر روزنامه ستاره - ابراهیم آشتیانی کارمند وزارت دادگستری - احمد جواهری معروف به احمد مسگر - ابوالفضل ابوالفتح - آقاجان واعظ - مهندس اشکورائی زنجانی - احمد زاده طرفداران کاشانی - اخوان معروف به سید اخوان بنگاه راه آهن - احمد مولایی ملقب به دل آگاه، طلبه - احمد جزایری طرفداران کاشانی کارمند وزارت فرهنگ - ابراهیم کریم آبادی مدیر روزنامه اصناف عضو هیئت انتقام - اشراقی عضو هیئت انتقام - سلامی - واعظ - احمد علی قنبر - اویسی عضو هیئت انتقام - بهشتی - باقر نهاوندی واعظ - احمد دوخته چی - باقر فیروزه ای سماور فروش - تقی فلسفی - تقوی مدیر روزنامه دنیای اسلام - جعفر بهبهانی - جعفر غروی - جوادی لباس فروش - جعفر امام پخش بازرگان - (سید) جعفر امامی - جمارانی معروف به شیخ جمارانی - حسین آقا زرار ضرابی پدر داماد کاشانی - حسین حاجی آقا حسین - حسن احمدی واعظ - حسن غلامی - (سید) حسن امامی عضو هیئت کمیته انتقام - حاجی چرم چی، عضو کمیته هیئت انتقام - حیدر صالحی مامور شماره شش حزب توده - حسین عشاق کارمند سازمان برنامه منشی کاشانی - حسن منشیان - حسین بهمن - حسین شاهکیان کارخانه دارد - حسین سربی بزاز - حسن ریسمان چی بازرگان - شیخ محمود خلیلی شوهر خواهر کاشانی - احمد خوش دل شاعر - اسماعیل خلیلی مدیر روزنامه اطلاعات ایران و محضر دارد - ذوالفقاری - رضا صادقی و پسرش اصغر کفاشی - رضا جوهری - فرازی - رضا کشمیری - روحی تبریزی - رضا صادقی و پسرش اصغر کفاشی - رضا جوهری - فرازی - رضا کشمیری - روحی تبریزی جواهر فروش - سیف الله شراف تحصیل دار - سید فیروز آبادی امام تجریش - سلطان احمدی مدیر روزنامه فانوس - شمس قنات آبادی - شیخ جواد (همیشه در منزل کاشانی است) - شیخ علی اصغر تنکابنی روضه خوان - شیخ مهدی شریعتمداری - شیخ بهاء الدین صدوقی پیش نماز - شمس الدین اطهری پیشنماز - شیخ میرزا حسن همدانی روضه خوان - شیخ رئوفی روضه خوان - شجاعی کش باف - شاه حسین افسر اسلحه سازی - شعبان کاظمی - شیخ حسن دولابی - شفیعی دانشجوی دانشگاه تهران - دکتر محمود شروین مطب دارد - شعبانعلی ساوه آهن فروش - شعبانعلی شیشه بر - تاجر شمشیری صاحب چلوکبابی - صالحی دکاندار - صدرالدین افتخاری حجره دار - صدرالعلماء پیشنماز - صدرالدین یاغی - صادقی دزفولی عضو هیئت انتقام تجارتخانه دارد - صدر بلاغی واعظ - عباس رفیعی میخ فروش - علی زاده سر دفتر است - (منزل کاشانی است) - عباس آقای ناجی داماد کاشانی - علی قمی معروف به حاجی علی قمی پیشنماز مسجد - علی عندلیب معروف به دکتر علی عندلیب - عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام - علی اکبر خوشنود مدیر روزنامه خیبر عضویت انتقام - عزیزی دانشجوی دانشگاه تهران - عباس علی اسلامی سقط فروش - عبدالله کفاش - علی اصغر نادمی خرازی - مرغی کلاس سوم دارایی - فقیه زاده قمی - ، عضو هیئت مسلمانان مجاهد شهرداری، صاحب روزنامه صلح جهان - قاسم قاسمی فرش فروش - قاسم همدانی بازرگان - کنی سر دفتر - کاظم نیک نژاد، عضویت انتقام، کارگر اداره چاپی - کاظم میخ چی، سماور فروش - کاظم ارجمند، سماور فروش - کاذری، خیاطی، - کاظمی دلال - کمازاده، لباس فروش - میرزا خلیل زاده، ریخته گری - میرزا کن، معروف به قمی - شیخ مهدی بستنی فروش - محسن شالچی، الکتریکی - محمد علی سده یی اصفهانی - موسوی اهل گرگان، تاجر - محمد حسن دولتشاهی، کارمند وزارت فرهنگ - محمد مهدی، دلال - محمد تقی اشتیاق، صاحب دکان - مشفق همدانی، مدیر مجله کاویان - مرتضی هاشمی - محمد بهبهانی - مهدی میر اشرافی تا مدیر روزنامه آتش - مهدی فیروز آبادی سر دفتر ازدواج - مصطفی مدنی، کارمند وزارت دارایی - محسن محرر، روزنامه فروش - محمد شریف، عضو هیئت انتقام، مترجم - نظام مدنی کارمند وزارت فرهنگ - محمد حدادزاده و برادرانش، آهن فروش - مهدی کتابفروش - مهدی اصفهانی سماور فروش - مهدی رضوی وکیل عدلیه، محمد فیروز آبادی زارع - محمد حسین بازرگان - مهدی شریعتمدار، دلال - نورالدین شفیعی - نبوی - نواب صفوی عضویت انتقام - نجفی عضو هیئت اسلامی از تجار تیمچه حاجب الدوله - (سید) هاشم حسینی - هادی نوری، چوب پرچ فروش - شاه بداغلو - سید مصطفی مدنی، کارمند حسابداری وزارت دارایی - امیر عبدالله کرباسچیان، مدیر روزنامه نبرد ملت - خرمی - احد پناهی، مدیر داخلی روزنامه شاهد (قبلا)، حاج ابراهیم اکبری - سید محمد محسن میرخانی سید مهدی رضوی شیخ مهدی حق پناه - اسماعیل عسار (350) مشهدی عبدالله قصاب - اکبر اسماعیل زاده. (351)

فصل دوم: عملکرد فدائیان اسلام؛ از نهضت ملی شدن صنعت نفت تا کودتای 28 مرداد 1332 ش