فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

با شما می جنگیم

1 - دیروز علیه شما برای تنزیل قرآن جنگیده ایم
2 - و امروز برای تاویل آن می جنگیم
3 - جنگی که در آن سرها از جایگاه خود دور می افتد
4 - و دوست، دوست خویش را فرامومش می کند
5 - تا آنکه حق به راه و جایگاه خود باز گردد
6 - پروردگارا من به گفتار حق ایمان دارم.
توضیح:
این رجز در کتاب (الاختصاص) ص 14 و به نقل از آن در (بحار الانوار) ج 33، ص 21 و (تذکره الخواص) ص 93 و (الدرجات الرفیعه) ص 278 آمده است.
این رجز به جز بیت 6 آن در کتابهای (صفین) ص 341 و (الفتوح) ج 2، ص 156 و (انساب الاشراف) ج 3، ص 91 و (الوافی بالوفیات) ج 22 ص 377 و (مروج الذهب) ج 2، ص 391 و (مناقب خوارزمی) ص 159 و (الاستیعاب) ج 3، ص 1139 و (شرح نهج البلاغه) ج 8، ص 24 و ج 10، ص 104 - 105 و (اعیان الشیعه) ج 8، ص 374 و (کوثر المعانی الدراری) ج 2، ص 99آمده است.
ابیات 1، 3، 4 و 5 بطور متوالی در کتاب (مناقب آل ابی طالب) ج 3، ص 177 و به نقل از آن در (بحار الانوار) ج 32، ص 584 آمده است.
همچنین این رجز در کتاب (سنن نسائی) در حدیث رقم 2824 و 2844 و (سنن ترمذی) حدیث 2774 منسوب به عبدالله بن رواحه که جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله در عمره القضا وارد مکه می شد آمده و در آن روایت چنین است:
خلوا بنی الکفار عن سبیله - الیوم نضربکم علی تنزیله
ضربا یزیل الهام عن مقیله - و یذهل الخلیل عن خلیله
این رجز در (سیره ابن هشام) ج 4، ص 13 و به نقل از آن در (لروض الانف ) ج 7، ص 28 و در (سیره ابن کثیر) ج 4، ص 13 از ابن اسحاق منسوب به عبدالله بن رواحه در عمره القضا است و روایت آن چنین است:
خلوا بنی الکفار عن سبیله - خلوا فکل الخیر فی رسوله
یا رب انی مومن بقیله - اعرف حق الله فی قبوله
نحن قتلناکم علی تاویله - کما قتلناکم علی تنزیله
ضربا یزیل الهام عن مقیله - و یذهل الخلیل عن خلیله
در کتاب (مغازی) واقدی ج 4، ص 736 آمده که عبدالله بن رواحه سروده است:
خلوا بنی الکفار عن سبیله - انی شهدت انه رسوله
حقا و کل الخیر فی سبیله - نحن قتلناکم علی تاویله
کما ضربناکم علی تنزیله - ضربا یزیل الهام عن مقیله
و یذهل الخلیل عن خلیله
نویری نیز در کتاب (نهایه الادب) ج 7، ص 377 از ابن سعد موضوع عمره القضا را روایت کرده و رجز را مانند ابن هشام آورده. البته نه آنگونه که در طبقات آمده است آنگاه گفتار ابن هشام را آورده که ابیات را به عمار یاسر نسبت داده است و گفته دلیل اینکه اشعار متعلق به عمار یاسر است اینست که عبدالله بن رواحه در شعر به مشرکین اشاره کرده و مشرکین به تنزیل اقرار و ایمان ندارند و تنها کسی که به تنزیل اقرار دارد بر سر تاویل آن می جنگد.
ابن کثیر هم عبارت فوق را از ابن هشام نقل کرده است.
در سیره جلیله ج 3، ص 64 آمده است: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد عبدالله بن رواحه در رکاب آن حضرت بود و بعضی گفته اند: زمام شتر آنحضرت را در دست داشت و این ابیات را می سرود:
خلوا بنی الکفار عن سبیله - خلوا فکل الخیر فی رسوله
قد انزل الرحمن فی تنزیله - بان خیر القتل فی سبیله
فالیوم نضربکم علی تاویله - کما ضربناکم علی تنزیله
و به روایت دیگری آورده:
نحن قتلناکم علی تاویله - کما قتلناکم علی تنزیله
و اضافه کرده مانعی ندارد که دو بیت زیر یعنی:
نحن قتلناکم علی تاویله - کما ضربناکم علی تنزیله
ضربا یزیل الهام عن مقیله - او یذهل الخلیل عن خلیله
که گویند عمار یاسر در جنگ صفین گفته، سروده عبدالله رواحه باشد و عمار یاسر به آن متمثل شده باشد.
ما می گوییم آنکه بر اساس تاویل جنگید حضرت امیرمومنان علی علیه السلام بود و کفار علیه تنزیل مبارزه کردند بنابراین نسبت شعر به عمار صحیح تر و قطعی تر است و کلام ابن هشام صحیح است و به گفتار ابن حلبی در سیره حلبیه توجهی نباید کرد.
هنگامی که چشم عمار به پرچم عمرو عاص افتاد گفت: در سه عرصه نبرد علیه این پرچم جنگیده ایم و این بار سخت تر از دفعات قبل نیست سپس حمله کرد در حالی که می گفت: (نحن ضربناکم...)
بیت 1: در کتاب (الدرجات الرفیعه) آمده: (نحن ضربناکم علی تاویله)
در کتاب (الروض الانف) آمده: نحن قتلناکم علی تاویله و اضافه می کند که در روایت دیگری آمده: (الیوم نضربکم علی تاویله)
بیت 2: در کتاب (الدرجات الرفیعه) آمده: (کما ضربناکم علی تنزیله) و در کتاب (انساب الاشراف) آمده: (ثم ضربناکم علی تاویله)
شرح:
بیت 1: ضمیر در کلمات (تنزیله) و (تاویله) به قرآن کریم بر می گردد. و دلیل بر آن قرینه مقام می باشد مانند گفتار خداوند متعال در قرآن (حتی تورات بالحجاب) که مراد آفتاب می باشد (کتاب النحو الوافی ج 1، ص 258).
بیت 2: (نصربکم): سهیلی گفته است به جهت ضرورت شعر جایز است لام الفعل فعل را ساکن بخوانیم مانند شعر امرو القیس: (فالیوم اشرب غیر مستحقب). و بعید نیست که هر گاه متصل به ضمیر جمع شود جایز باشد زیرا از این عمر نقل کرده اند که می خواند: (یامرکم) و (ینصرکم) (الروض الانف ج 7، ص 28) و ابن منظور گفته: سکون حرف با در کلمه نضربکم) از امور جایز در شعر است (لسان العرب ج 11، ص 578)
بیت 3: (الهام): جمع هامه. در اینجا به معنی سر است.
(مقیله): استعاره ای است از کلمه (قائله) به معنی خواب نیمروز و مردا گردن است. (کتاب شرح ابی ذر ص 353)
بیت 5: (او یرجع): یعنی الی آن یرجع. فعل مضارع منصوب است و جوبا به آن مقدر که بعد از (او) به معنی (الی) می آید. (قطر الندی و بل الصدی ص 68).

(17) ظلوم

1 - قال سعد لذا الامام، و سعد - فی الذی قاله حقیق ظلوم

ستم پیشه

1 - سعد بن ابی وقاص به امام ما امیرمومنان سخنی گفته است و به راستی سعد در آنچه گفته مثل همیشه ستم پیشه است.
توضیح:
این شعر در کتاب (الفتوح) ج 1، ص 441 آمده است.
سعد بن ابی وقاص نزد امیرمومنان علی بن ابیطالب علیه السلام آمد و گفت: ای اباالحسن به خدا شکی ندارم که تو بر حق هستی اما می بینم که با تو در این موضوع خلافت، کسانی مناقشه می کنند که نماز می خوانند، اگر دوست داری من با تو بیعت کنم شمشیری که لب و دهان داشته باشد و مومن را از کافر باز شناسد به من بده، تا با کسانی که پس از این با تو مخالفت می کنند مبارزه کنم. علی علیه السلام فرمود: هرگز اینگونه مردم بر پیشوای خود شرط تحمیل نمی کنند. بیعت کن و در خانه ات بنشین و من تو را بر چیزی مجبور نخواهم کرد. سعد گفت: یا اباالحسن اجازه بده در این کار بیندیشم. در این هنگام عمار یاسر از جای خود پرید و گفت: وای بر تو ای سعد، آیا رعایت خدایی که بازگشت تو به سوی اوست نمی کنی؟ امیرمومنان ترا به بیعت می خواند و تو از او شمشیری سخنگو می خواهی؟ به خدا قسم در تو انحراف هاست. سپس عمار شعرهایی سرود که مطلع آن همین بیت است (قال سعد....) در نسخه(الفتوح) 6 بیت وجود داشته که متأسفانه 5 بیت آن پاک شده است.
شرح:
بیت 1: (سعد) وی سعد بن مالک بن اهیب القرشی الزهری ابواسحاق بن ابی وقاست است که از بیعت با امیرمؤمنان علی علیه السلام سرپیچی کرد. وی در سنه 56 هق در گذشت. (الاصابه ج 2، ص 33 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 9)
(حقیق): وقتی می گویند: (حقیق به و محقوق به) یعنی این اخلاق در او ملکه شده است (یعنی ستم در آنچه سعد ابی وقاص می گوید، پیشه و اخلاق او گردیده است) (لسان العرب ج 10، ص 51، و اساس البلاغه ص 88).