فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

طلب شهادت

1 - راست گفت خداوند و راستگویی شایسته اوست، پروردگار صاحب جلالت من بلند مرتبه است.
2 - پروردگارا شهادتم را با کشته شدن (در راهت) برسان، در زمره شهیدانی که مردن زیبا (در راه دوست) را دوست داشتند
3 - شهادتی در حال پیشروی و حمله به دشمن نه در حال فرار زیرا شهادت بر هر نوع مرگ دیگری برتری و شرافت دارد.
4 - شهیدان نزد پروردگارشان در بهشتند، و از شراب پاک و ناب و خالص مینوی می نوشند
5 - از شراب خوبان می آشامند همان شرابی که با مشک آمیخته است و از جامی که با زنجبیل مخلوط است.
توضیح:
این شعر در کتاب (صفین) ص 320 و به نقل از آن در کتاب (الدرجات الرفیعه 9 ص 269 و (اعیان الشیعه) ج 8، ص 373 آمده است.
همچنین دو بیت اول و دوم آن در کتاب نفح الطیب) ج 7، ص 305 آمده است.
عمار یاسر در صفین بیرون آمد و سخنرانی کرد سپس همراه یارانش بازگشت و چون به عمروعاص نزدیک شد گفت: ای عمرو آیا دینت را در ازای حکومت مصر فروختی؟ مرگ بر تو باد، هماره اسلام را وارونه می خواسته ای. سپس حمله کرد در حالی که می گفت: (راست گفت خداوند...)
شرح:
بیت 1: (وکان جلیلا) در این عبارت کان تامه است و جلیلا حال می باشد و اگر کان ناقصه باشد معنی آن فاسد می گردد (معجم النحو ص 277).
بیت 2: (فی الذی قد احب) یعنی در زمره آنان که مرگ زیبا را دوست دارند. حروف جر (فی) در اینجا معنی (مع) آمده است مانند گفتار پروردگار، متعال در قرآن کریم (فخرج علی قومه فی زینته) یعنی همراه با زینت (معنی البیب ص 223) و (قد) در اینجا مفید تحقیق یا توقع است (مغنی اللبیب ص 227)
بیت 3: (مقبلا غیر مدبر) یعنی شهید شود در حالی که پیشتاز و روی آورنده به جنگ است نه فرار کننده و پشت کننده به دشمن و این حاکی از شجاعت اوست چنانچه شاعر معروف منصور النمری در شجاعت اهل بیت علیهم السلام می گوید: هرگز بر پشت و شانه های ایشان آثار شمشیر دشمن را نخواهی یافت (زیرا پشت به دشمن نمی کنند)
اما بر چهره هایشان زخم ها و بر گلوگاهشان سیلابهای خون جاری است (زیرا هماره رو در روی دشمن می جنگند)
بیت 4: (الرحیق): شرابی که صاف است و گفته اند: بهترین نوع شراب را گویند (مجمع البیان ج 5، ص 455)
(السلسبیل): شراب گوارای سبک. گفته می شود: شراب سلسل و سلسال و سلسبیل (مجمع البیان ج 5، ص 410)
بیت 5: (الکاس) جام کلمه کاس وقتی بکار می رود که در آن شراب باشد. (فقه اللغه ص 15) (الزنجبیل): گونه ای از گیاهان دارچینی. این ماده، پوست خوشبوی درختی است که در پزشکی و غذا بکار می رود. (لسان العرب ج 9، ص 279 خوش طعم است و زبان را می سوزاند و با عسل پرورده می شود و مریضی ها را با آن مداوا می کنند. با شراب آمیخته می شود تا بر لذت آن افزاید. اعراب، زنجبیل را بسیار دوست دارند و بکار می برند. (مجمع البیان ج 5، ص 410) در ابیات چهارم و پنجم، اقتباس زیبایی از آیه های 25 و 26 از سوره مطففین (یسقون من رحیق مختوم ختامه مسک) و آیه 17 از سوره دهر (یسقون فیها کاسا کان مزاجها زنجبیلا) و آیه 5 از سوره دهر (ان الابرار یشربون من کاس مزاجها کافورا) فرموده است.

(15) عتق بلال

1 - جزی الله خیراً عن بلال و صحبه - عتیقا و اخزی فاکها و ابا جهل
2 - عشیه هما فی بلال بسوه - و لم یحذروا ما یحذر المر ذوالعقل
3 - بتوحیده رب الانام، و قوله: - شهدت بان الله ربی علی مهل
4 - فان تقتلونی، تقتلونی ولم اکن - لاشرک بالرحمن من خیفه القتل
5 - فیا رب ابراهیم و العبد یونس - و موسی و عیسی نجنی، ثم لا تملی
6 - لمن ظل یهوی الغی من آل غالب - علی غیر برکان منه و لا عدل

آزادی بلال

1 - خداوند از سوی بلال و دوستش به عتیق جزای خیر دهد و (فاکه) و (ابوجهل) را دستخوش ننگ و عار سازد.
2 - آن دو نفری که خواستند بلال را به کفر وادارند و نترسیدند از آنچه که خردمندان از آن باید بترسند.
3 - آن دو نفری که او را شکنجه می دادند زیرا او پروردگار مردم را یکتا می دانست و بی هراس می گفت: شهادت می دهم که پروردگار من فقط الله است.
4 - اگر می خواهید مرا بکشید، بکشید ولی بدانید که من از ترس مرگ، برای خداوند شریکی قائل نخواهم شد.
5 - ای خدای ابراهیم و یونس و موسی و عیسی مرا نجات ده و مهلت نده
6 - به آل غالب از قریش که گمراهی و ظلم را بجای نیکی و عدالت برگزیده اند.
توضیح:
این شعر در سیره ابن اسحاق ص 191 و تاریخ دمشنق ج 43، ص 376 آمده است.
ابن اسحاق می گوید: برای من گفته اند که عمار یاسر از بلال بن رباح و مادرش حمامه و یارانش و شکنجه هایی که دیده بودند یاد کرد و از آزاد کردن ابوبکر آنها را و سپس سرود: (خداوند از سوی بلال...)
شرح:
بیت 1: بلال بن رباح حبشی موذن رسول خدا صلی الله علیه و آله که از پیشگامان در اسلام بود و در راه خدا شکنجه فراوان دید. وی در شهر دمشق در شصت و چند سالگی وفات یافت (اسدالغابه ج 1، ص 206 - 209) (صحبه): دوست بلال. مراد کسانی هستند که ادعا شده ابوبکر آنها را خریده و آزاد کرده است و عبارتند از: عامر بن فهیره و ابو فکیهه و لبیبه کنیز بنی مومل و زنیره و نهدیه و ام عبیس. روایت شده که عباس بن عبدالمطلب بعضی از ایشان را خرید و نزد ابوبکر فرستاد و او آنها را آزاد کرد و روایت دیگری می گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله بلال و عامر را خرید و آنها را آزاد کرد (سیره صحیح نبی اعظم ج 3، ص 90 - 91)
تحقیق نشان داده که ابوبکر هیچیک از این افراد را با اموال خود نخریده و آزاد نکرده است بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله است که ایشان را آزاد کرده است بنابراین یا قصیده ساختگی است و یا اینست که ابوبکر واسطه آزادی ایشان بوده و موضوع تا امروز مشتبه شده است.
(عتیق): اسم ابوبکر است (ریاض النظره ج 1، ص 77)
(فاکه): فاکه بن مغیره بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم که نام او ابوقیس است در جنگ بدر کافر بود و کشته شد (تاریخ ابن خلدون ج 2، ص 390) وی رسول خدا صلی الله علیه و آله را اذیت می کرد و با ابوجهل در آزار رسول خدا صلی الله علیه و آله همکاری می کرد (تاریخ ابن اثیر ج 2، ص 72). (ابوجهل): عمرو بن هشام بن مغیره مخزومی از بدترین دشمنان رسول خدا صلی الله علیه و آله که آن حضرت را بشدت آزار می داد. وی مسلمانان را شکنجه می کرد. ابوجهل در جنگ بدر کشته شد (تاریخ ابن خلدون ج 2، ص 390 و تاریخ ابن اثیر ج 2، ص 73).
بیت 2: (العشیه): از نماز مغرب تا پاسی از شب (صحاح اللغه ج 6، ص 426) گاهی هم برای مطلق وقت استعمال می شود مانند کلام خداوند متعال در قرآن کریم آیه 62 از سوره مریم (ولهم رزقهم فیها بکره و عشیا) زمخشری گوید: مراد استمرار و دوام زمان است نه دو زمان معلوم، (کشاف زمخشری ج 3، ص 28)
بیت 3: (بتوحیده): یعنی به سبب توحید او. حرف (ب) در اینجا معنی سببیت دارد (مغنی اللبیب ص 139)
(علی مهل): یعنی با اندیشه و آرامش و تانی نه از روی جهل. در اینجا حروف جر (علی) به معنی (مع) است و (مهل) به معنی وقار و تانی است و حرف جر (علی) متعلق به (شهدت است یعنی شهادت می دهم که پروردگارم الله است و این شهادت از روی فکر و تانی است. و ممکن است که مهمل به معنی سکینه و وقار باشد و حرف جر علی به معنی (با) و متعلق به کلمه (قوله) باشد یعنی گفتار او از روی وقار و سکینه و بدون خوف و وحشت اینست که (شهادت می دهم که پروردگار من فقط الله است) (لسان العرب ج 11، ص 633 - 635 و مغنی اللبیب ص 190 - 192)
بیت 5: اینکه نام این انبیا را برد و نام دیگر پیامبران الهی را نیاورد برای آنست که خداوند ابراهیم را از آتش نمرود و یونس را از شکم ماهی و موسی را از سلطه فرعون و عیسی را از صلیب یهود و کید ایشان رهانید.
(لا تملی): یعنی به ایشان مهلت نده و به تاخیر هم نینداز. (مفردات راغب ص 777) در قافیه این بیت عیبی است موسوم به تضمین و آن اینست که معنی بیت ناقص می ماند و قافیه اش به اول بیت بعد می چسبد به طوری که برای تمام شدن محتاج به بیت بعد می شود. (الایقاع فی الشعر العربی ص 210)