فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

شجاع و بخشنده

1 - منم آن مرد شجاع و بخشنده و آن سوار کار بسیار یورش برنده بر دشمنان انبوه
2 - کافران را در صحنه های نبرد به شمشیرم نابود می کنم
3 - هنگامی که سلحشوران سوارکار پیش می تازد
4 - و بازار جنگ با کالای مرگ، به دست من رونق می پذیرد
5 - از دین پیامبر، برگزیده حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله حمایت می کنم
6 - همو که درود خداوند یکتای پیروزمند
7 - بر او و اهل بیت او و خوبان از اصحاب او باد
8 - تا سیاهی شب و سپیدی روز برپاست، هماره تا هرگاه
توضیح:
این شعر در کتاب (فتوح الشام) ج 2، ص 10 آمده است.
در جریان فتح (بهنسا) پس از خالد بن ولید اولین کسی که بیرون تاخت زبیر بن عوام بود... سپس فرمانده لشگر، عمار یاسر را خواست و او را بر پانصد سوار فرماندهی داده و پرچم را به دست او سپرد. عمار یاسر به طرف میدان حرکت کرد در حالی که این شعر را می خواند: (انا الهمام...)
ملاحظه:
کتاب (فتوح الشام) که به اشتباه به واقدی منسوب گردیده، تنها کتابی است که این شعر را به عمار یاسر نسبت داده و قطعاً چنین نیست زیرا همه این شعر یا بعضی از آن را در زمانهای بعد بر ساخته و به عمار نسبت داده اند.
شرح:
بیت 1: الهمام: یعنی پادشاه بلند همت و آقای شجاع و بخشنده (القاموس المحیط ج 4، ص 192)
بیت 2: العصبه من الرجال و الخیل و الطیر: یعنی جماعت و گروه مردان یا اسبان یا پرندگان (المنجد ص 508)
بیت 4: سوق الحرب: بازار جنگ، این ترکیب یا کنایه از شدت جنگ است همانطور که می گویند: (قامت الحرب علی ساق) یعنی جنگ بر پای خود ایستاد که در این صورت کلمه سوق در اینجا جمع ساق و قدم است (تاج العروس ج 6، ص 386) و یا معنی بازار است که مردم در آن معامله می کنند. بنابراین معنی بیت که می گوید: او را دیدم که در بازار جنگ کر و فر می کرد یعنی در وسط و اطراف صحنه نبرد (تاج العروس ج 6، ص 387)
بیت 7: الاخیار: خوبان اینجا صفت و قید احترازی است یعنی خداوند درود می فرستد فقط بر خوبان از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله نه بر اشرار آنان.
بیت 8: در این شعر، سستی و عدم فصاحت است زیرا گفته (بان اللیل) در حالی که شب آشکار نمی شود بلکه می گویند (یجن اللیل) یعنی می پوشاند.

(10) منک البکاء

1 - فمنک البکا و منک العویل - و منک الریاح و منک المطر
2 - و انت امرت بقتل الامام - و قاتله عندنا من امر

سرشک

1 - ای عایشه، ریشه سرشک و ناله مسلمین تویی و سبب وزش بادهای مسموم و باران عذاب تویی
2 - تو بودی که فرمان قتل عثمان را صادر کردی و عقیده ما اینست که قاتل او کسی است که دستور قتلش را صادر کرده است.
توضیح:
این شعر در کتاب (مروج الذهب) ج 2، ص 371 و در کتاب (تذکره الخواص) ص 72 آمده است و در صفحه 64 شش بیت آورده و منسوب به عبید بن ام کلاب کرده است، این دو بیت از قصیده ای است که در اکثر مصادر منسوب است به عبید بن ام کلاب که همان عبید بن ابی سلمه است (تذکره الخواص ص 64 و الفتوح ج 1، ص 434 و تاریخ ابن اثیر ج 3، ص 206 - 207 و الامامه و السیاسه ص 72)
طبری در تاریخ خود ج 5، ص 172 آن را به عبد بن ام کلاب که همان عبد بن ابی سلمه است منسوب کرده است.
(بعد از آنکه لشگر عایشه، جوان مسلمانی را که قرآن با خود حمل می کرد تا با ایشان احتجاج کند، کشتند، گوید) سپس عمار یاسر در بین دو صف لشگر ایستاد و گفت: ای مردم شما با پیامبرتان به انصاف رفتار نکردید زیرا زنهایتان را در پوشش ها پوشاندید و زن او را بین شمشیرها بیرون آوردید... در این حال عایشه روی شتر سوار بود... عمار به جایگاه او نزدیک شد و فریاد زد: به چه چیز دعوت می کنی؟
عایشه گفت: به طلب خون عثمان.
عمار گفت: خدا بکشد امروز طغیانگر و طالب غیر حق را. سپس گفت: ای مردم شما می دانید که کدامیک از ما برای قتل عثمان توطئه کرد. سپس در حالی که از طرف لشگر عایشه تیرباران می شد شروع کرد به سرودن این شعر: فمنک البکا...
باقی مورخین آورده اند که پسر ام کلاب با عایشه که از مکه به مدینه باز می گشت برخورد کرد. عایشه به او گفت: چه خبر؟ گفت: عثمان کشته شد و هشت روز گذشت. عایشه گفت: بعد چکار کردند؟ گفت: مردم بر بیعت علی اجتماع کردند. عایشه گفت: ای کاش آسمان خراب می شد و فرو می ریخت... و به سوی مکه بازگشت و پیوسته می گفت: به خدا قسم عثمان مظلومانه کشته شد و بخدا قسم خون او را خواهم جست. پسر ام کلاب به او گفت: آخر برای چه؟ به خدا قسم خود تو اولین کسی هستی که از حرف خود باز می گردی زیرا تو بودی که می گفتی بکشید نعثل (عثمان) را زیرا کافر شده است. عایشه گفت: آنها از او توبه خواستند و او توبه کرد سپس او را کشتند. من گفتم و آنها گفتند و گفته اخیر من از گفته قبلی من بهتر است. پسر ام کلاب خطاب به او سرود: فمنک البکا....
شرح:
بیت 2: در متن عربی شعر کلمه امام بکار رفته است که منظور عثمان بن عفان است. البته احتیاج به توضیح نیست که کلمه امام هم بر امام حق اطلاق می شود و هم بر امام باطل چنانچه خداوند متعال در آیه 73 از سوره انبیا می فرماید: (و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا) یعنی قرار دادیم ایشانرا امامانی که به امر ما هدایت می کنند و در آیه 41 از سوره قصص می فرماید (و جعلناهم ائمه یدعون الی النار) و قرار دادیم آنان را امامانی که دعوت به سوی جهنم می کنند.