فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

(9) انا الهمام

1 - انا الهمام الفارس الکرار
2 - افنی بسیفی عصبه الکفار
3 - ان جالت الخیل بلا انکار
4 - و قام سوق الحرب من عمار
5 - حمی لدین المصطفی المختار
6 - صلی علیه الواحد القهار
7 - و آله و صحبه الاخیار
8 - ما بان لیل و اضا نهار

شجاع و بخشنده

1 - منم آن مرد شجاع و بخشنده و آن سوار کار بسیار یورش برنده بر دشمنان انبوه
2 - کافران را در صحنه های نبرد به شمشیرم نابود می کنم
3 - هنگامی که سلحشوران سوارکار پیش می تازد
4 - و بازار جنگ با کالای مرگ، به دست من رونق می پذیرد
5 - از دین پیامبر، برگزیده حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله حمایت می کنم
6 - همو که درود خداوند یکتای پیروزمند
7 - بر او و اهل بیت او و خوبان از اصحاب او باد
8 - تا سیاهی شب و سپیدی روز برپاست، هماره تا هرگاه
توضیح:
این شعر در کتاب (فتوح الشام) ج 2، ص 10 آمده است.
در جریان فتح (بهنسا) پس از خالد بن ولید اولین کسی که بیرون تاخت زبیر بن عوام بود... سپس فرمانده لشگر، عمار یاسر را خواست و او را بر پانصد سوار فرماندهی داده و پرچم را به دست او سپرد. عمار یاسر به طرف میدان حرکت کرد در حالی که این شعر را می خواند: (انا الهمام...)
ملاحظه:
کتاب (فتوح الشام) که به اشتباه به واقدی منسوب گردیده، تنها کتابی است که این شعر را به عمار یاسر نسبت داده و قطعاً چنین نیست زیرا همه این شعر یا بعضی از آن را در زمانهای بعد بر ساخته و به عمار نسبت داده اند.
شرح:
بیت 1: الهمام: یعنی پادشاه بلند همت و آقای شجاع و بخشنده (القاموس المحیط ج 4، ص 192)
بیت 2: العصبه من الرجال و الخیل و الطیر: یعنی جماعت و گروه مردان یا اسبان یا پرندگان (المنجد ص 508)
بیت 4: سوق الحرب: بازار جنگ، این ترکیب یا کنایه از شدت جنگ است همانطور که می گویند: (قامت الحرب علی ساق) یعنی جنگ بر پای خود ایستاد که در این صورت کلمه سوق در اینجا جمع ساق و قدم است (تاج العروس ج 6، ص 386) و یا معنی بازار است که مردم در آن معامله می کنند. بنابراین معنی بیت که می گوید: او را دیدم که در بازار جنگ کر و فر می کرد یعنی در وسط و اطراف صحنه نبرد (تاج العروس ج 6، ص 387)
بیت 7: الاخیار: خوبان اینجا صفت و قید احترازی است یعنی خداوند درود می فرستد فقط بر خوبان از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله نه بر اشرار آنان.
بیت 8: در این شعر، سستی و عدم فصاحت است زیرا گفته (بان اللیل) در حالی که شب آشکار نمی شود بلکه می گویند (یجن اللیل) یعنی می پوشاند.

(10) منک البکاء

1 - فمنک البکا و منک العویل - و منک الریاح و منک المطر
2 - و انت امرت بقتل الامام - و قاتله عندنا من امر