فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

من عمار هستم

1 - من عمار هستم و پدر بزرگوارم یاسر است
2 - ای دوست، من و پدرم هر دو مومن و مهاجریم
3 - در این جنگ جمل، طلحه و زبیر، خیانت پیشه خود ساخته اند در حالی که
4 - حق در رفتار و روش علی علیه السلام واضح و آشکار است.
توضیح:
این شعر در کتاب مناقب آل ابی طالب) ج 3، ص 161 و به نقل از آن در کتاب بحار الانوار ج 32 ص 181 آمده است.
عایشه با بلندترین صدا فریاد می زد: مردم صبر کنید. تنها آزادگان صبر پیشه می کنند. فردی کوفی او را با شعر: ای مادر... تایید کرد... و عمار یاسر در جواب، این شعر را سرود (من عمار هستم)
شرح:
بیت 2: صاح: این کلمه منادی مرخم از کله (صاحب) است و مبنی بر ضم حرف محذوف و در محل نصب بنابر قاعده نحوی (من ینظر) است و جایز است که گفته شود (صاح) بنابر قاعده نحوی (من لا ینتظر) (قطر الندی و بل الصدی ص 214) از ابن هشام.
در این بیت عمار پدرش را از مهاجرین بر شمرده است و این به اعتبار مهاجرت به سوی خداوند است همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مسلمان کسی است که مسلمان از دست و زبانش آسوده باشند و مهاجر کسی است که از آنچه خداوند نهی فرموده (گناهان و امور حرام) هجرت کند (مصائب النواصب ص 55 به نقل از کتاب (المشکاه))
بیت 3: طلحه بن عبیدالله بن عثمان، ابو محمد تیمی قرشی یکی از اعضای شورای شش نفره و از سران حمله کنندگان به عثمان که بیعت خود را با علی علیه السلام شکست و در جنگ جمل با تیر مروان بن حکم از پای در آمد و کشته شد. (اسدالغابه ج 3، ص 60 و الطبقات الکبری ج 3، ص 214) زبیر بن عوام بن خویلد اسدی قرشی یکی از اصحاب شورای شش نفره و از اولین بیعت کنندگان با علی علیه السلام که سپس بیعت خود را شکست و در جنگ جمل علیه امام خروج کرد. وی از جنگ کناره گرفت و شخصی بنام ابن جزموز او را غافلگیرانه کشت (الریاض النظره ج 2، ص 286 و الجمل ص 322)
بیت 4: در این بیت مجاز مرسل بکار رفته است زیرا مراد از کف در اینجا فعل و کار است و فعل نسبت داده می شود به کف به سبب علاقه سببیه یعنی (حق در رفتار و روش علی علیه السلام آشکار است) جواهر البلاغه ص 233.

(9) انا الهمام

1 - انا الهمام الفارس الکرار
2 - افنی بسیفی عصبه الکفار
3 - ان جالت الخیل بلا انکار
4 - و قام سوق الحرب من عمار
5 - حمی لدین المصطفی المختار
6 - صلی علیه الواحد القهار
7 - و آله و صحبه الاخیار
8 - ما بان لیل و اضا نهار

شجاع و بخشنده

1 - منم آن مرد شجاع و بخشنده و آن سوار کار بسیار یورش برنده بر دشمنان انبوه
2 - کافران را در صحنه های نبرد به شمشیرم نابود می کنم
3 - هنگامی که سلحشوران سوارکار پیش می تازد
4 - و بازار جنگ با کالای مرگ، به دست من رونق می پذیرد
5 - از دین پیامبر، برگزیده حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله حمایت می کنم
6 - همو که درود خداوند یکتای پیروزمند
7 - بر او و اهل بیت او و خوبان از اصحاب او باد
8 - تا سیاهی شب و سپیدی روز برپاست، هماره تا هرگاه
توضیح:
این شعر در کتاب (فتوح الشام) ج 2، ص 10 آمده است.
در جریان فتح (بهنسا) پس از خالد بن ولید اولین کسی که بیرون تاخت زبیر بن عوام بود... سپس فرمانده لشگر، عمار یاسر را خواست و او را بر پانصد سوار فرماندهی داده و پرچم را به دست او سپرد. عمار یاسر به طرف میدان حرکت کرد در حالی که این شعر را می خواند: (انا الهمام...)
ملاحظه:
کتاب (فتوح الشام) که به اشتباه به واقدی منسوب گردیده، تنها کتابی است که این شعر را به عمار یاسر نسبت داده و قطعاً چنین نیست زیرا همه این شعر یا بعضی از آن را در زمانهای بعد بر ساخته و به عمار نسبت داده اند.
شرح:
بیت 1: الهمام: یعنی پادشاه بلند همت و آقای شجاع و بخشنده (القاموس المحیط ج 4، ص 192)
بیت 2: العصبه من الرجال و الخیل و الطیر: یعنی جماعت و گروه مردان یا اسبان یا پرندگان (المنجد ص 508)
بیت 4: سوق الحرب: بازار جنگ، این ترکیب یا کنایه از شدت جنگ است همانطور که می گویند: (قامت الحرب علی ساق) یعنی جنگ بر پای خود ایستاد که در این صورت کلمه سوق در اینجا جمع ساق و قدم است (تاج العروس ج 6، ص 386) و یا معنی بازار است که مردم در آن معامله می کنند. بنابراین معنی بیت که می گوید: او را دیدم که در بازار جنگ کر و فر می کرد یعنی در وسط و اطراف صحنه نبرد (تاج العروس ج 6، ص 387)
بیت 7: الاخیار: خوبان اینجا صفت و قید احترازی است یعنی خداوند درود می فرستد فقط بر خوبان از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله نه بر اشرار آنان.
بیت 8: در این شعر، سستی و عدم فصاحت است زیرا گفته (بان اللیل) در حالی که شب آشکار نمی شود بلکه می گویند (یجن اللیل) یعنی می پوشاند.