فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

(6) یا ناعی الاسلام

1 - یا ناعی الاسلام قم وانعه - قدمات عرف و اتی منکر
2 - ما لقریش لا علا کعبها - من قدموا الیوم و من اخروا؟!
3 - مثل علی قد خفی امره - علیهم و الشمس لا تستر
4 - و لیس یطوی علم باهر - سام، یدالله له تنشر
5 - حتی یزیلوا صدع ملمومه - و الصدع فی الصخره لا یجبر
6 - کبش قریش فی وغی حربها - فاروقها، صدیقها الاکبر
7 - و کاشف الکرب اذا خطه - اعیا علی واردها المصدر
8 - کبر لله و صلی و ما - صلی ذوو العیب و لا کبروا
9 - تدبیر هم ادی الی ما اتوا - تبا لهم یا بئس ما دبروا

این منادی مرگ اسلام

1 - ای منادی مرگ اسلام برخیز و بر اسلام شیون کن آری، معروف مرده و منکر از راه رسیده است
2 - قریش را چه شده؟ خدایشان سروری و شرف ندهاد (آیا می دانی) امروز چه کسی را پیش داشتند و چه کسی را کنار گذاشتند؟
3 - آیا خلافت شخصی چون علی علیه السلام بر آنان پوشیده بود؟ (خلافت او چون آفتاب نیمروز در نهایت وضوح است) و آفتاب را به گل نمی توان اندود.
4 - آن پرچم هدایت افراشته و گسترده و چشمگیر (علی علیه السلام) که دست قدرت خداوند آن را گشود، در هم پیچیده نخواهد گشت.
5 - همچنانکه شکاف صخره را نمی توان بهم آورد و ترمیم کرد. (خلافت بلافصل امیرمومنان و فضائل او را هم نمی توان انکار کرد)
6 - همان قهرمان بلامنازع پیکارها و جنگ های قریش، آن فاروق حق و باطل و صدیق اکبر،
7 - آن برطرف کننده هم و غم در مشکلات و دشواری هایی که آدمی چون در آنها می افتد عاجز ی گردد.
8 - آن رادمردی که برای خدا تکبیر گفت و نماز گذاشت وقتی که ننگ آلودگان نه تکبیر می گفتند و نه نماز می خواندند.
9 - توطئه ننگین قریش کار را به اینجا کشاند. خدایشان نابود گراند، چه توطئه شومی را طراحی کردند.
توضیح:
بیت اول این شعر در کتاب (السقیفه و فدک ص 87 و به نقل از آن در کتاب های (شرح نهج البلاغه) ج 9 ص 55 و (الدرجات الرفیعه) ص 262 و (البد و التاریخ) ج 5 ص 193 آمده است و شریف مرتضی آن را از ابی مخنف در کتاب خود (الشافی) ج 4 ص 211 روایت کرده است. همه قصیده از کتاب (المقنع فی الامامه) ص 122 و به نقل از آن در اعیان الشیعه ج 10 ص 225 آمده است.
ابیات (1، 2، 3، 4، 5، 6، 7) را به طور متوالی مرحوم بیاضی در کتاب الصراط المستقیم) ج 2 ص 39 از کتاب المقنع نقل کرده است. در کتاب (المقنع) این قصیده به نعمان بن یزید پرچمدار انصار نسبت داده شده است در حالیکه نسبت آن به عماریاسر ترجیح دارد زیرا جوهری متوفی 333 ه ق مقدم بر صاحب (المقنع) است و ابی مخنف ازدی که از اساتید نصر بن مزاحم منقری متوفی 212 ه ق است از او مقدم تر و مورد اعتماد بیشتر است.
علاوه بر اینها ما شرح حالی برای نعمان بن زید که این شعر منسوب به اوست نیافتیم و نام او را در شمار مخالفین ابوبکر در جریان سقیفه و شورای آن ندیده ایم بر خلاف عمار یاسر که موضعگیری او در دفاع از امیرمومنان علی علیه السلام و مخالفت با خلفا در سقیفه و شورا بر کسی پوشیده نیست.
بیت 1: در کتابهای (السقیفه و فدک) و (شرح نهج البلاغه) و (الدرجات الرفیعه) و (البد و التاریخ) و (الشافی) آمده است: (فانعه) در کتابهای (السقیفه و فدک) و (شرح نهج البلاغه) آمده: و بدانکر
در کتاب (الدرجات الرفیعه) آمده: و بدامنکر
بیت 2: در کتاب (الصراط المستقیم) آمده: (یالقریش)
بیت 3: در کتاب (اعیان الشیعه) آم ده: (من خفی)
بیت 4: در کتاب (الصراط المستقیم) آمده: (و لست تطوی علما باهرا.. به تنشر)
بیت 5: در کتاب (الصراط المستقیم) آمده: (تزیلوا)
بیت 6: در کتاب (الصراط المستقیم) آمده: (صدیقها فاروقها الاکبر)
بیت 7: در کتاب (الصراط المستقیم) آمده: (اغلی علی واردها المصدر)
بیت 8: در کتاب (اعیان الشیعه) آمده: (ذوو العیث)
همه کسانی که این شعر را منسوب به عمار یاسر می دانند گفته اند که آن را در جریان سورای سقیفه سروده است: جوهری می گوید: عمار یاسر پیش آمد و با صدای بلند گفت: یا ناعی الاسلام... به خدا سوگند اگر یارانی داشتم با ایشان می جنگیدم. به خدا سوگند اگر یک نفر با ایشان بجنگد من دومین نفر خواهم بود. علی علیه السلام فرمود: ای اباالیقظان، به خدا قسم علیه آنان یاوری نخواهی یافت و من دوست ندارم شما را در معرض کاری که طاقت آن را ندارید قرار دهم.
فقط سد آبادی گفته که این شعر را نعمان بن زید پس از بیعت اجباری سقیفه سروده است.
شرح:
بیت 1: العرف: آنچه از نیکی آشکار و معروف است. خداوند متعال می فرماید: (و امر بالعرف). (مفردات راغب اصفهانی ص 561)
بیت 2: لاعلاکعبها: یعنی نایل به شرف و مجد و بزرگواری نشود.
این تعبیر از باب مجاز است و اصل آن از گره و بنده نیزه گرفته شده است. گفته می شود: رجل عالی الکعب یعنی مردی که صاحب شرف و پیروزی است. (تاج العروس ج 1 ص 156 و الاساس ص 391).
بیت 3: خفی: این کلمه یا به معنی استتار و پنهان شدن شی است و فتحه آن را ذکر نکرده اند. مانند قول شریف رضی در دیوانش ج 1 ص 44
کربلا لازلت کرباو بلا - ما لقی عندک آل مصطفی
یا آنکه بنا بر لفظی از عرب است که جایز می دانند در آخر هر فعل یا بیاید مانند (لقی) که گفته می شود: (لقی)
وجه دیگری هم می توان گفت و آن این که خفی الشی به معنی آشکار گردید. باشد در اینصورت معنی آن می شود: خلافت شخصی چون امام علیه السلام بر آنان آشکار است. (لسان العرب ج 14 ص 234 - 237)
بیت 4: العلم اینجا به معنی پرچم است و در روایات از علی علیه السلام به عنوان پرچم تعبیر شده است. در کتاب (بشار المصطفی) ص 54 به سند خود از ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: یا علی تو پرچم برافراشته برای اهل دنیا هستی) و در کتاب (کشف الیقین) ص 230 از کتاب کفایه الطالب به سند خود از ابی برده از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: (براستی علی پرچم هدایت است.)
بیت 5: معنی بیت این می شود که قریش نمی تواند فضایل علی و حق او را بپوشاند مگر آنکه شکاف صخره سخت و تناور را به هم آورده و ترمیم کند و چون اینکار محال است پس پوشاندن فضایل علی علیه السلام هم محال است.
بیت 6: کبش قریش: کنایه از سید و رهبر و رئیس آن است و این از باب مجاز می باشد (تاج العروس ج 4 ص 341) فاروقها صدیقها الاکبر ابن عساکر بن اسناد خود از ابوذر روایت کرده که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که به علی علیه السلام می فرمود: (تو صدیق اکبر و فاروقی هستی که حق و باطل را از هم جدا می کند) (قادتنا ج 4 ص 187)
بیت 7: الخطه: در اینجا مراد کارها و امور مشکل است (النهایه فی غریب الحدیث و الائمه ج 2 ص 48 و لسان العرب ج 7 ص 290)
بیت 8: در کتاب المستدرک علی الصحیحین) ج 3 ص 113 به اسناد خود از علی علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم و منم صدیق اکبر و این لقب را پس از من هر که ادعا کند دروغگوست. هفت سال قبل از مردم نماز خواندم آنگاه که هیچکس از افراد این امت خدا را نمی پرستید) (کتاب قادتنا ج 1، ص 110 - 118)
بیت 9: تدبیر هم: تدبیر یعنی تفکر در عاقبت کار (القاموس ج 2، ص 27) و در اینجا مراد حیله گری و توطئه است. گویند (دبر علی هلاکه) یعنی حیله اندیشید و بکار برد. (المنجد ص 205)
یابئس ما دبروا: داخل شدن حرف ندا بر فعل یا به تقدیر منادی است یعنی عبارت این بودن است (یا قو بئس مادبروا)
و یا اینکه (یاء) برای تنبیه است نه برای ندا (شرح مذور الذهب ص 18)

(7) انا ابو الیقظان

1 - انا ابو الیقظان شیخی یاسر
2 - من معشر آباوهم اخایر
3 - و فی یمینی ذو ومیض باتر
4 - صفیحه ورثتها یا عامر