فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

عمار یاسر و سخنرانی

عمار سیمرغ بلند پرواز آسمان خطابه است و سرآمدن اقران خویش... میراث گرانقدر اسلامی را خطبه ها و کلمات و استدلالهای او، پیشکشی ارزشمند است و چنانچه همه آنها را گرد آوریم خود کتابی مستقل می گردد که چشمه های بلاغت در آن جاری است و فصیح ترین عبارتها و گنجینه های اندیشه و اعتقاد در آن متجلی می باشد.
فراهم آمدن شعر و خطابه در عمار، بهترین دلیل بر علو منزلت ادبی و درخشش او در عرصه قلم علاوه بر درخشش او در عرصه های سیاست و مدیریت و پیکار است.
در اینجا نمونه هایی از خطبه های او را می آوریم:
در سخنانی به ابوبکر هنگامی که بدون استحقاق، ردای خلافت بر دوش افکنده و به ظلم بر منبر رسول خدا نشسته بود، می گوید: ای ابوبکر، حقی که خداوند عزوجل آن را برای دیگری قرار داده، به خود اختصاص نده و اولین کسی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت او نافرمانی کرده، مباش، حق را به اهل آن بازگردان تا پشتت سبک شده و بار گناهت کاسته گردد و هنگام ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله آن حضرت از تو راضی باشد. عاقبت به سوی خدای رحمان می روی و او کارهایت را محاسبه کرده و درباره اعمالت از تو خواهد پرسید. (123)
و در توطئه ظالمانه شورا، به دفاع از امیرمومنان علی علیه السلام و حق غصب شده او بر می خیزد و در خطبه ای درخشان به مردم می گوید:
مسلمانان، پیش از این بودیم اما به خاطر کمی تعدادمان و خواری و ذلت مان نمی توانستیم حرف بزنیم. آنگاه خداوند ما را به دین خود عزیز گردانید و به وجود رسولش ما را گرامی داشت پس سپاس خدای را که پروردگار عالمیان است.
ای گروه قریش، تا کی خلافت را از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله دور می کنید؟ و آن را از اینجا به آنجا تحویل می دهید؟ من ایمن نیستم که خداوند آن را از شما سلب نکند و در میان قومی دیگر قرار ندهد همانگونه که شما آن را از اهلش دور کرده و در اختیار دیگری قرار دادید. (124) آیا می توانیم تصور کنیم که کسی اندیشه وسیع سیاسی بیشتری از این داشته باشد؟ عمار کسی است که آینده امت اسلامی و همان نتیجه ای که از تضییع خلافت و غصب آن حاصل می شد را پیش بینی می کرد... چیزی که دقیقاً در عمل پیش آمد و خلافت، توپی شد در دست بچه های بنی امیه. آن هنگام که امیرمومنان علی علیه السلام او را با امام حسن مجتبی علیه السلام به سوی کوفیان فرستاد تا آنان را برای جهاد برانگیزد، عمار بر فراز منبر رفت و پس از حمد خداوند و درود فراوان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: همانا امیرمومنان علی بن ابیطالب که خداوند او را حفظ فرماید و به پیروزی بزرگ عزت دهد و امر او را استحکام بخشیده و اصلاح فرماید. من و پسرش را به سوی شما فرستاده تا شما را به سوی خود دعوت کند پس بسیج شوید برای پیوستن به او و از خداوند تبارک و تعالی پروا کنید، بخدا سوگند اگر در روی زمین بشری را می شناختم که داناتر از امیر مومنان به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد هرگز شما را به سوی او نمی خواندم و به وفاداری تا مرگ با او بیعت نمی کردم.
ای اهل کوفه، خدا را خدا را درباره جهاد در نظر داشته باشید. به خدا قسم اگر کارها به دست کسی غیر امیر مومنان بیفتد قطعاً به بلای بزرگ گرفتار خواهید شد و خداوند می داند که من خیر خواه شما هستم و شما را به آنچه خود یقین دارم دعوت می کنم (و قصد ندارم بر خلاف آنچه شما را از آن نهی کرده ام رفتار کنم به قدر توانایی خواسته ای جز اصلاح ندارم و موفقیت من جز به دست خدا نیست به او توکل می کنم و به سوی او بازگشت و توبه می نمایم) از خداوند برای خود و شما مغفرت می جویم. (125)
و در جنگ صفین، خطبه ای دارد که شامل تعبیرهای زیبا و تحلیلهای دقیق است و در آن مردم را به پایبندی راه درست می خواند:
بندگان خدا، همراه من حرکت کنید. به سوی قومی که به گمان خود خونخواه کسی هستند که به نفس خود ظلم کرده و به غیر آنچه در کتاب خدا آمده بر بندگان خدا حکم رانده است. صالحان مخالف ستم او را کشتند ؛ همانان که به احسان امر می کنند. آن وقت کسانی که اهمیت نمی دهند این دین از بین برود به شرط آنکه دنیایشان سالم بماند، گفتند: (چرا او را کشتید؟). گفتیم: (به خاطر بدعت هایش). گفتند: (هیچ بدعتی نیاورده بود). این را برای خاطر آن گفتند که عثمان، دنیا را برایشان فراهم آورده بود. اینک آنان می خورند و می چرند و اهمیتی نمی دهند که حتی کوهها فرو ریزند بخدا سوگند گمان نمی کنم که خونخواه عثمان باشند زیرا آنان به خوبی می دانند که عثمان ظالم بود اما این قوم مزه دنیا را چشیدند و آن را بر آخرت ترجیح دادند و آرزو دارند که همینطور ادامه یابد و فهمیده اند که اگر صاحب حق (امیر مومنان) بر امور چیره شود بین آنها و آنچه می خورند و می چرند جدایی خواهد افکند. بدانید این گروه باطل هیچ سابقه ای در اسلام ندارند تا مستحق حکومت و ولایت باشند. آنها پیروان خود را با جمله (امام ما مظلوم کشته شد) فریفتند تا بتوانند جبار و پادشاه شوند. آن فریب همان است که به واسطه آن به این چیزی که می بینید رسیده اند و اگر خدعه و فریب شان نبود حتی دو نفر هم با آنان بیعت نمی کرد. خدایا اگر پیروزی را نصیب ما گردانی قبلا هم ما را پیروز کرده ای و اگر حکومت رابه دست آنان خواهی داد، به جهت بدی ها و بدعت هایی که برای بندگانت پدید می آورند عذاب دردناک برای ایشان ذخیره فرما. (126)
این شعر عمار و نمونهای از خطابه او و آن جایگاه اخلاص و جهاد اوست.
ویژگی هایی طبیعی یا اکتسابی که او را به عنوان شخصیتی کامل ساخته است و نمونه ای بارز از شاگردی باهوش که گام جای گامهای استاد وامامش (امیر مومنان) می گذارد و زیباترین مصداق برای پیمودن تدریجی مدارج کمال است .

روش تحقیق

پس از آنکه آنچه از شعر عمار یاسر موجود بود، فراهم آوردیم ؛ آنها را تحقیق کرده و هر چه را ضروری می نمود، شرح دادیم. هر چند تعداد اشعار باقی مانده او از گزند حوادث روزگار اندک است لکن آن را در سلسله آثار ادبی اصحاب امیر مومنان علی علیه السلام عرضه می کنیم.
در تحقیق اشعار، روش زیرا بکار گرفته ام:
1 - اشعار را بر حسب حروف قافیه، ترتیب الفبایی داده ام و به ترتیب ابتدا ضمه بعد فتحه بعد کسره و بعد سکون و آنچه ملحق به آنها می گردد را آورده ام.
2 - وزن هر قصیده یا قطعه یا بیت را بیان کرده ام.
3 - اشعار را به گونه ای که وجه صحیح آن آشکار و التباس از آن برطرف گردد ضبط نموده ام
4 - مفرداتی که شرح آنها را ضروری می دیدم به شکل مختصر شرح داده ام و اگر احتیاج بود شاهد مثال هم برای آن آورده ام و در این رابطه تکیه بر مصادر موثق و معاجم معتبر که در جای خود به آنها اشاره کردم، نموده ام.
5 - برای هر قصیده یا قطعه یا بیت شماره ای ویژه و برای هر بیت شماره مسلسل قرار داده ام که در پاورقی هنگام شرح یا مقابله یا روایت به آنها اشاره شود.
6 - به اشعاری که در نسبت آنها به عمار اختلاف بود هنگام تخریج شعر، اشاره کرده ام.
7 - متن چاپ شده، با حروف درشت، ویژه خود شعر است و آنچه در پاورقی با حروف نازک آمده مربوط به تخریج شعر یا شرح یا مقابله آنست.
8 - آنچه بعنوان متن اصلی شعر، ثبت شده، ضرورتاً بمعنی وجه صحیحتر نیست بلکه پاره ای از اوقات بعضی از وجوه دیگر ترجیح دارد، لکن آن را به جهت مصدری متقدم تر یا موثق تر و یا به سبب آنکه از بقیه منابع، ابیات بیشتری را ذکر کرده است، ثبت کرده ام.
9 - برای تخریج اشعار در درجه اول بر کتابهای تاریخی و مناقب و نسخه های خطی و برای توثیق آنها به تعداد زیادی از لغتنامه ها و کتب ادبی و معاجم تکیه داشته ام اولین ماخذی که در پاورقی ذکر شده همان ماخذی است که شعر از آنجا اخذ شده است.
10 - اختلاف روایت درباره هر بیت را یادآور شده ام و به شماره صفحات، دوباره اشاره نکرده ام زیرا در هنگام تخریج شعر آنها را آورده ام مگر آنکه روایت شعر در بیش از یک جا در همان ماخذ آمده و اختلاف هم داشته باشد که در اینصورت صفحات تخریج تکرار شده است.
11 - پس از عنوان هر شعر یک ستاره گذاشته ام که در پاورقی هم برای تخریج آن را آورده ام و همچنین در پاورقی دو ستاره، نشانه ای برای ذکر مناسبتی است که شعر به آن جهت سروده شده است.
12 - عناوین اشعار که بین دو قلاب آمده از خود ماست.
13 - اگر اختلافی در مناسبت اشعار وجود داشت ذکر کرده ام و مناسبتها را در درجه اول از همان ماخذی که برای تخریج شعر استفاده کرده ام استخراج نموده ام و گاهی مناسبت شعر را از ماخذ دیگر آورده ام زیرا توضیح بیشتر یا اختلاف روایتی در آن یافته ام.
اینک اینست حاصل تلاش ما... و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین از خداوند عزوجل می خواهیم که ما را در تهیه و تکمیل شعر و آثار ادبی سایر اصحاب امیرالمومنین علی علیه السلام موفق بدارد.
قیس عطار

شعر عمار یاسر