فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

آنان که بر روش پیامبرشان زیستند و در گذشتند

آنان گروهی از اصحاب نیکوکار و با تقوا هستند که بر سیره و روش پیامبرشان بدون هیچ تغییر و تبدیلی زیستند و در گذشتند. و آنان کسانی هستند که امام رضا علیه السلام به وجوب دوست داشتن آنان تصریح داشته است زیرا آنان از شیعیان خالص امیرمومنان هستند.
از فضل بن شاذان روایت شده است که گفت: مامون از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در خواست کرد که به طور مختصر و مفید، اسلام حقیقی و محض را برای او بنگارد. و آن حضرت چنین نگاشت: همانا اسلام حقیقی (شهادت بر این است که خدایی جز خدای یکتا نیست و محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست و راهنمای بعد از پیامبر، امام علی علیه السلام است سپس امامان را یک یک تا آخر نام برد. و.... و بیزاری جستن از کسانی که بر آل محمد ستم کردند واجب است. آنگاه حضرت لعن بر معاویه و عمروعاص و ابوموسی اشعری و نیز برائت از آنان که بیعت امامشان را شکستند و زن پیامبر را بیرون آورده و به جنگ با امیرمومنان و کشتار شیعه پرداختند را یاد آورد شدند... تا آنجا که فرمودند...) و دوست داشتن و ولایت امیرمومنان علی علیه السلام و آنان که بر سیره و روش پیامبرشان زیستند و در گذشتند بدون آن که در آن تغییر و تبدیلی ایجاد کنند مانند سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و حذیفه الیمانی و ابوالهیثم بن تیهان و سهل بن حنیف و عباده بن صامت و ابوایوب انصاری و خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین و ابو سعید خدری و امثال ایشان که رضوان خداوند و رحمت او بر آنان باد نیز واجب است. (47)

هفت نفری که به خاطر آنان به جهانیان رزق داده شده و...

کشی به سند خود از زراه بن اعین از حضرت ابو جعفر باقر العلوم علیه السلام از پدر از جد بزرگوارش امیرمومنان علی علیه السلام روایت کرده که فرمود: زمین کوچک است (48) برای هفت نفری که به خاطر آنان مردم رزق داده می شوند و به خاطر آنان یاری می شوند و به خاطر آنان باران می بارد، از جمله آنان است سلمان و مقداد و ابوذر و عمار و حذیفه (و عبدالله بن مسعود) (49) رحمت خداوند بر ایشان باد و علی علیه السلام می فرمود:
و من امام آنها هستم و آنان کسانی هستند که بر فاطمه نماز خواندند. (50) میرداماد گفته است: مراد از جمله (ضاقت الارض بسبعه) یعنی آن که زمین عاجز است از این که کفایت کند امور ایشان را و توسعه دهد به ایشان آنچنان که شایسته آنند در حالی که به خاطر آنهاست که باران رحمت می بارد و یاری از آسمان برای مردم به خاطر آنها و دعای ایشان و درخواستشان فرود می آید. (51)
و شیخ صدوق در شرح روایت (خلقت الارض لسبعه) زمین خلق شده برای هفت نفر می گوید: نه اینکه خلقت زمین از ابتدا تا انتها برای خاطر این هفت نفر باشد بلکه مراد آنست که تقدیر زمین در زمان این هفت نفر به احترام این هفت نفر بوده که بر پیکر مطهر فاطمه نماز خواندند و این خلقت تقدیر است نه تکوین. (52) به هر حال و بنابر هر یک، از دو تفسیر، عظمت این افراد کاملا واضح و روشن است و مراتب قرب و نزدیکی ایشان به خداوند و شدت ارتباطشان با اهل بیت و اینکه از خواصی هستند که شبانه بر پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نماز خوانده و او را به خاک سپردند بر هیچ کس پوشیده نیست.

دوازده نفری که با ابوبکر مخالفت کردند

آنان کسانی هستند که با غضبت خلافت توسط ابوبکر به شدت مخالفت کردند. از ابان بن تغلب روایت شده که گفت: به حضرت ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم آیا کسی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که با کار ابوبکر و نشستن او بر جای رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت کند؟
فرمود: آری، دوازده نفر با ابوبکر مخالفت کردند. از مهاجرین: خالد بن سعید بن عاص و سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و بریده اسلمی و از انصار: ابوالهیثم بن تیهان و سهل و عثمان فرزندان حنیف و خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین و ابی بن کعب و ابو ایوب انصاری... اینان نزد علی علیه السلام آمدند و عرضه داشتند که یا امیرالمومنین کناره گرفتی و حقی را که به آن سزاوارتری رها کردی، ما می خواهیم که برویم و این مرد را از منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله پایین بکشیم زیرا حق با توست و تو برای خلافت سزاوارتر از او هستی اما دوست نداشتیم بی مشورت تو او را پایین بکشیم. امیرمومنان ایشان را از این کار نهی کرد تا بیهوده و به جهت قلت تعدادشان کشته نشوند سپس به آنان فرمود: اما بروید و به این مرد آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده اید باز گویید که این برای اتمام حجت بر او بهتر و برای بستن راه عذر بر او رساتر و برای دوری آنان از رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت که بر او وارد می شوند مناسب تر است.
این دوازده نفر رفتند و گرداگرد منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله حلقه زدند و آن روز، روز جمعه بود. هنگامی که ابوبکر از منبر بالا رفت و... سپس عمار برخاست و گفت: ای گروه قریش و ای گروه مسلمانان... (53) آنگاه با بسیاری از فضایل علی علیه السلام و دلایل امامت او بر آنها احتجاج کرد. بسیار بدیهی است که کار او در موقعیت خطرناکی که در آن متهورانه سخن گفت تنها از مومنی خالص و استوار در دین و راسخ در عقیده که جان خود را به خدا می فروشد بر می آید و بس..