فهرست کتاب


دیوان عمار یاسر

قیس عطار سید مرتضی موسوی گرمارودی

مقام و منزلت و عظمت عمار

یکی از چیزهایی که غفلت از آن ممکن نیست مسئله مراتب و درجاتی است که عمار یاسر حائز آنست و نصوص فراوان پیرامون آن رسیده است و آن درجات، مقدار عظمت و بزرگی عمار و نزدیکی او را به اهل بیت به خوبی مشهود می گرداند، اصطلاحاتی در لسان اهل بیت و پیروان راستین آنان به کار رفته که اهمیت فراوان و ابعاد وسیع و معانی بزرگی را در نزد شیعه به خود اختصاص داده اند مانند (شرطه الخمیس) و (حواریون) و (تابعین) و (فقها) و (سبقت گیرندگان در رجوع به امیرمومنان) و (ارکان اربعه) و (ثقات امیرمومنان) و (برگزیدگان امیرمومنان) و (باقی ماندگان بر روش پیامبر صلی الله علیه و آله) و (دوازده نفری که با غصب خلافت توسط ابوبکر به شدت مخالفت کردند) و امثال این عبارات که می بینیم آنها را به عنوان تحفه و هدیه به پیشگاه جلالت عمار یاسر پیشکش می کنند.

ارکان اربعه

عمار یکی از ارکان اربعه است. ارکان اربعه کسانی هستند که از همه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در فضیلت و پیروی از اهل بیت و ایثار نسبت به ایشان ظاهراً و باطناً برتر و بالاترند.
در تعریف دیگری رکن را چنین بیان کرده اند: کسانی که تقیه نکردند بلکه با مردم در مسئله خلافت و تمسک به ولایت امیرمومنان علیه السلام ظاهراً و باطناً، پوشیده و آشکار مخالفت کردند. (43)
از محمد بن جعفر مودب روایت شده که گفته است: ارکان اربعه عبارتند از سلمان، مقداد، ابوذر، عمار (44)
شیخ طوسی نیز گفته است: عمار بن یاسر که کنیه او ابوالیقظان و هم پیمان بنی مخزوم است چهارمین نفر از ارکان اربعه است. (45)
پیداست کسی که رکنی برای دین و اهل بیت باشد در درجه ای است که ملائکه مقربین به آن غبطه می خورند. ارکان هر شی جوانب آن می باشند که آن شی به آنها تکیه دارد و برپاست (46) دین اسلام خالص نیز که علی علیه السلام امام آن است، بر این چهار رکن قائم است و علی علیه السلام امام ایشان و هادی آنهاست.

آنان که بر روش پیامبرشان زیستند و در گذشتند

آنان گروهی از اصحاب نیکوکار و با تقوا هستند که بر سیره و روش پیامبرشان بدون هیچ تغییر و تبدیلی زیستند و در گذشتند. و آنان کسانی هستند که امام رضا علیه السلام به وجوب دوست داشتن آنان تصریح داشته است زیرا آنان از شیعیان خالص امیرمومنان هستند.
از فضل بن شاذان روایت شده است که گفت: مامون از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در خواست کرد که به طور مختصر و مفید، اسلام حقیقی و محض را برای او بنگارد. و آن حضرت چنین نگاشت: همانا اسلام حقیقی (شهادت بر این است که خدایی جز خدای یکتا نیست و محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست و راهنمای بعد از پیامبر، امام علی علیه السلام است سپس امامان را یک یک تا آخر نام برد. و.... و بیزاری جستن از کسانی که بر آل محمد ستم کردند واجب است. آنگاه حضرت لعن بر معاویه و عمروعاص و ابوموسی اشعری و نیز برائت از آنان که بیعت امامشان را شکستند و زن پیامبر را بیرون آورده و به جنگ با امیرمومنان و کشتار شیعه پرداختند را یاد آورد شدند... تا آنجا که فرمودند...) و دوست داشتن و ولایت امیرمومنان علی علیه السلام و آنان که بر سیره و روش پیامبرشان زیستند و در گذشتند بدون آن که در آن تغییر و تبدیلی ایجاد کنند مانند سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و حذیفه الیمانی و ابوالهیثم بن تیهان و سهل بن حنیف و عباده بن صامت و ابوایوب انصاری و خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین و ابو سعید خدری و امثال ایشان که رضوان خداوند و رحمت او بر آنان باد نیز واجب است. (47)