فهرست کتاب


جهانگشای عادل

سید جمال الدین دین‏پرور

وظیفه ما، در دوران غیبت امام قائم (ع)

سیر تکاملی نظام آفرنیش و نقش انسان در سرنوشتش، چنین اقضا می کند که هر کس به تناسب رشد خود و دوره ای که در آن زیست می کند با وظیفه و مسؤلیتی بر دوش کشد تا خود تکامل یابد و به سعادت جامعه نیز یاری رساند...وبدینسان است که دورانی که به تحقق عدالت سراسری و مطلق منتهی می شود؛ وظایفی سنگینتر و مسئولیتهای سترگتر دارد
و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه، و لا تتبعواالسبل، فتفرق بکم عن سبیله.ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون: (18)
این راه راستین من است.از آن پیروی کنید، و به دیگر راه ها مروید، که شما را از راه به بیراهه می افکند.این سفارش خداست.باشد که پرهیزگار شوید.
یا ایها الناس قدجاءکم الرسول بالحق من ربکم، فامنوا خیرا لکم: (19)
ای مردم! پیامبر بر حق اسلام از سوی خدایتان آمده است، به او ایمان آرید، که به سود شماست.
یا ایها الذین آمنوا، استجیبوالله و الرسول، اذا دعاکم لما یحییکم: (20)
ای گرویدگان! به ندای خدا و پیامبر، که شما را به سوی حیات و زنده بودن می خوانند پاسخ مثبت دهید.
ما آتاکم الرسول فخذوه، و ما نهاکم عنه فانتهوا: (21)
آنچه پیامبر آورده است، بپذیرید و به کار بندید و از آنچه بازتان داشته، دوری و خودداری کنید.
حلال محمد حلال الی یوم القیامه، و حرامه حرام الی یوم القیامه: (22)
حلال و حرامی که پیامبر آورده است تا روز رستخیز بی تغییر است.
و ما کان لمؤمن و لامؤمنه، اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم: (23)
آنگاه که خدا و پیامبر، حکم و فرمانی صادر کردند، هیچ مرد و زن مسلمان، در آن تردید نمی کند.
اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم: (24)
از خدا و پیامبر و پیشوایان (معصومتان) اطاعت و پیروی کنید.
از آیات بیشمار قرآن و گفتار پیشوایان دین، که بخش کوتاهی از آن در ابتدای این فصل آمده به روشنی در می یابیم که تعالیم اسلام، ویژه زمان و مکان مخصوصی نیست، بلکه برای همه انسان ها در تمامی روزگاران حامل پیام و رسالت است.
راهی که قرآن نشان می دهد، نمایشگر راه راست و درستی است، که کاوشگر راه حق را گزیری نیست جز اینکه آن را بپوید.و بدون محدودیت زمان و مکان پذیرا باشد.
زیرا پیامبر اسلام آمد تا مردم را به وسیله ای آیین پاک قرآن، به سعادت برساند و از کژی و ناراستی ها برهاند و روح انسانی آنان را زنده کند.
خاصیت زنده کننده و زندگی ساز از دستورات اسلام زدوده نخواهد شد و در همه زمان ها حتی دوران غیبت امام قائم (ع) هم، زنده بودن انسانی در پرتو قوانین اسلام خواهد بود.این حکم خدا و پیامبر است که جاودانگی آن را تضمین کرده است و عقلا نمیتوان حکم خدا و پیامبر را تغییر داده ومثلا گفته شود در دوران غیبت امام ما وظیفه نداریم و نباید در راه اصلاح خود و دیگران بکوشیم.
از حقایق بر شمرده بالا، نتیجه می گیریم که: وظیفه و مسوؤلیت مسلمانان در زمان غیبت و حضور امام یکی است .
در اینجا به یک وظیفه مهم اجتماعی دیگر نیز اشاره می شود.
نظارات عمومی
یکی از وظایف و دستورات دینی هر فرد مسلمان، پاسداری دین، و حفظ حقوق مردم و سلامت و نظم جامعه اسلامی است .این موضوع در متون دینی به نام امر به معروف و نهی از منکر یاد شده است .در واقع خدا، به همه مسلمانان از دانشمند - مأموریت داده است که چونان دیدبانی تیزبین و موشکاف، نگهبان و مراقب اجرای احکام و حدود اسلامی می باشند، تا حیات اسلامی همیشه چون خون در قلب و دیگر اعضای جامعه اسلامی جاری باشد.
امر به معروف و نهی از منکر، تعهد و مسوؤلیتی است که اسلام به دوش پیروان خود می گذارد، تا نهال خوبی ها و راستی ها ریشه گیرد، و باور شود، و علف های هرزه کژی و ناراستی بخشکد.انجام این رسالت بزرگ، ضمانت اجرایی بر قوانین دین خواهد بود، تا از گزند حوادث و دستبرد نااهلان محفوظ بماند.و همین رمز گسترش و پیشرفت اسلام است.
کسی که به خدا و روز جزا ایمان دارد، و وعده های او را راست می داند، نباید در راه انجام وظایف دینی سستی کند، و به خاطر استفاده بیشتر - از لذت های مادی - با گناه و ظلم بسازد و در برابر آنها بی تفاوت بماند.
در قرآن کریم آمده است: ای مسلمانان! شما بهترین ملت ها و جمعیت ها هستید، اگر امر به معروف و نهی از منکر کنید و ایمان به خدا آورید.(25)
امر به معروف و نهی از منکر، دستورهای فراموش شده دین را، به یاد می آورد.زیرا انسان ها نیازمند تذکر و یادآوری اند، و آنها را که به فرمان دین، پایبند نیستند، جهت می دهد و آگاهی می بخشد در نتیجه سیر اجتماع به سوی کمال متوقف نمی شود.
اگر امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شود، مردم خوبی ها را فراموش می کنند، و به بدی ها و پستی ها می گرایند، از آن بدتر، خوبی ها، بد و بدی ها خوب معرفی می شوند. از اینجا است که اجتماع انسانی سقوط خواهد کرد و از آدمیت جز لباس زیبا، چیزی نخواهد ماند.
امر به معروف و نهی از منکر، در ردیف دیگر واجب ها، مثل نماز و روزه نیست، بلکه نگهبان و پاسدار آنها است.چه آنکه اگر در جامعه ای گناه و ظلم پیدا شد، از هر سو به گناهکارء ظالم حمله می شود و آنها نمی توانند در جو و محیط اسلامی، حدود و مرزهای اسلام را بشکنند، و برنامه های آن را زیر پانهند و احساسات پاک مردم را جریحه دار کنند، این محدودیت، رفته رفته آنها را تربیت خواهد کرد تا جایی که به حقیقت رسند، و یا اگر سنگدلی و گمراهی آنها به اندازه ای قوی باشد که تربیت اصیل و انسان پرور اسلام در آنها کارگر نشود، لااقل مزاحم ترقی و پیشرفت دیگران نمی توان شد.و این خود، بزرگترین فائده و توفیق است .

امر به معروف در دو مرحله

دانستیم امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه هر فرد مسلمان است، و اختصاص به گروه ویژه ای ندارد.
ولی با در نظر گرفتن دیگر آیات قرآن، معلوم می شود که این دو فریضه بزرگ در دو مرحله باید اجرا شود:

مرحله ابتدایی مرحله عالی:

مرحله ابتدایی: نیاز به تخصص و تبحر ندارد،. همه پس از دانستن شرایط ساده آن: باید به این وظیفه اقدام کنند.همانطور که خواندن نماز و انجام سایر عبادت ها و وظأیف، چنین است.و برای همه در هر درجه و مقامی که باشند: ضروری است.مثلا می دانیم که شراب و قمار در اسلام به شدت ممنوع و حرام است.اگر کسی آلوده به این دو گناه شد، باید دوستانه به او تذکر داد و از رفتار ناشایست او اظهار ناراحتی و تنفر کرد.و در صورت لزوم، ترک معاشرت و دوستی نمود.
این کار از عهده همه بر می آید، و نیاز به دانستن زیانهای الکل بر روی اعضاء بدن، و تشریح پزشکی آن و ضررهای اقتصادی، اجتماعی، روانی قمار، و بحث های فنی و علمی در این زمینه ها نیست.و همچنین سخنوری و فن بحث و مناظره نیز نمی خواهد.و یا اگر در ماه رمضان، روزه خورای را دیدیم، باید با دلسوزی و بدون هیچ گونه ترسی، نهی از منکر کنیم.چنین نیست که بگذاریم و بگذریم هیچ مسوؤلیتی نداشته باشیم و بگوییم انشاءالله امام زمان تشریف می آورد و کارها را درست می کند!
البته امام خواهد آمد، و اصلاح جهانی خواهد کرد ولی از ما هم بازخواست می کند: چرا نهی از منکر نکردی، مگر قرآن برای تو وظیفه معلوم نکرده بود؟ مرحله عالی: در این مرحله باید عده ای از مسلمانان که شعله فروزان ایمان و عشق به خدا در سینه هاشان می فروزد، به سلاح 9 دین و دانش زمان مجهز شوند تا بتوانند در برابر مخالفین بایستند، و اشکال ها و مغالطه های آنها را پاسخ گویند.
بدیهی است این گروه، باید اسلام را آن گونه که هست بشناسند و در متون دین صاحب نظر شوند و از روانشناسی و جامعه شناسی و دانستنی های لازم دیگر، به طور کافی بهره داشته باشند و دارای گفتاری شیرین و پر شور باشند تا بتوانند مردم را به نیکی و انسانیت دعوت کنند.
امر به معروف و نهی از منکر را، در مقیاس جهانی وعلمی بگسترانند، و از عهده بحث با مخالفت و دشمن بر آیند.
این معنی را می توان از آیه دیگر قرآن استفاده کرد: باید از شما، گروهی در کار دعوت مردم به سوی خوبی ها باشند؛ آنان را به کارهای نیک و شناخته شده فرمان دهند، و از کارهای زشت و ناپسند بازدارند اینان رستگارند. (26)
همین گروه باید بهترین و مؤثرترین راه ها را برای امر به معروف و نهی از منکر، بیابند و با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان، نیازها و مشکلات، طرح های اساسی و دقیق بریزند تا از نیروی کمتر، حداکثر استفاده بشود.
و در پایان به این نکته باید توجه کرد که مرحله دوم امر به معروف و نهی از منکر، نیاز به یک برنامه واحد پیش بینی شده دارد که افراد گام به گام وظیفه خود را بدانند، و علاوه در همه جا، یک روش و نظام به کار رود تا کوششها یکدیگر را خنثی نکنند و زودتر به نتیجه برسند.
اینک دریافتیم که واژه انتظار را نمی توان بهانه سستی و خمودی خویش قرار داد، و وجدان مذهبی خود را با نام آن آرام، و از کوشش و پیکار در راه دین شانه خالی کرد.
امام صادق (ع) منتظر راستین را همچون پیکار کننده در راه خدا می داند که در خون خویش غوطه ور باشد.
بدیهی است، آن کس در رکاب امام قائم (ع) پیکار تواند کرد که هر روز در راه پیشرفت اسلام و به ثمر رساندن هدف ها و برنامه های آن، پیکار و مجاهدت کرده باشد.
والذین جاهدوا فینالنهدینهم سبلنا


...................) Anotates (.................
1) ملیکه: نوه قیصر روم بوده است.البته به نوه هم دختر گفته می شود. و نیز او تنها شاهزاده نیست. بلکه از دودمان شمعون - یکی از نمایندگان و جانشینان برجسته ای مسیح - می باشد.
2) اسقف: واعظ وپیشوای مسیحیان که مقام او از کشیش بالاتر است.

3) چلیپا: داری که به عقیده مسیحیان، حضرت عیسی را به آن آویخته اند.
4) انجیل: کتاب دینی مسیحیان
5) این خواب را یکی از پیروان امام دهم، به نام بشر بن سلیمان، از زبان ملیکه بازگو میکند.کمال الدین صدوق ص 429.
6) برای آگاهی بیشتر به کتابهای مروج الذهب مسعودی، کامل ابن اثیر، العرب و الروم نوشته فازیلیف ترجمه دکتر شعیره مراجعه شود.
7) سوره ی شعرا- 4
8) فقه و حدیث دو دانش اسلامی است. دانشمند فقه را فقیه و دانشمند حدیث را محدث می گویند.
9) سوره نساء، 59.
10) مجله آستان قدس.
11) مجله الهلال سال 38 قسمت 5.
12) تفسیر طنطاوی جلد 17 ص 224.
13) نقل و اقتباس از مجله ترجمه مجله ای ابتکار شماره 161.
14) سفر تکوین فصل 5، شماره 5.
15) سفر تکوین فصل 9، شماره 29.
16) سفر تکوین فصل 5، شماره 27.
17) سفر تکوین فصل 5، شماره 8.
18) سوره انعام 153.
19) سوره نساء17.
20) سوره انفال 24.
21) سوره حشر 7.
22) امام صادق -ع - بحار چاپ کمپانی ج 11 ص 114.
23) سوره احزاب 36.
24) سوره نساء59.
25) سوره آل عمران 110.
26) سوره آل عمران - آیه 100