فهرست کتاب


جهانگشای عادل

سید جمال الدین دین‏پرور

و اوست که زمین را پر از داد خواهد کرد

احمد بن اسحق اشعری می گوید: خدمت امام عسکری (ع) شرفیاب شدم. می خواستم از جانشینش بپرسم پیش از آنکه سخن بگویم امام فرمود: ای احمد! خداوند زمین را - از روزگاری که آدم را آفرید تا روز رستاخیز - از حجت و راهنمای الهی. خالی نگذارده و نخواهد گذاشت.
پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! امام پس شما کیست؟
حضرت بی درنگ از جا بر خاست و به داخل خانه رفت و پس از لحظه ای، در حالی که کودک سه ساله ای را به دوش داشت، بیرون آمد. آنگاه فرمود: ای احمد! به خاطر آنکه پیش خدا و ما گرامی هستی، فرزندم را به تو نمایاندم. نام و کنیه او، نام و کنیه پیامبر است. و اوست که زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد.
در این هنگام احمد بن اسحق نشانه ای از امام خواست تا قلبش اطمینان بیشتری پیدا کند.
کودک سه ساله به عربی فصیح گفت: من، بقیه الله و انتقام گیرنده از ظالمان هستم...

نابودی ستمکاران به دست قائم ما است

امام یازدهم فرمود: بنی امیه و بنی عباس ما را هدف شمشیرهای خود قرار داده اند، به دو جهت:
نخست: می دانستند سرپرستی مردمان حق آنها نیست و از آن بهره ای ندارند و از اینکه ما قیام کنیم و حقمان را از آنان بگیریم و حکومت حق را بر پا سازیم - در وحشت و اضطراب بودند.
دو دیگر: از حدیث های روشن و مسلم دریافته اند که نابودی حکومت ستمگران و زورگویان به دست قائم ما است و خود، نیکو می داند که ستمگر و زورگو هستند.
اینها در کشتن دودمان پیامبر، سخت کوشیده اند تا نگذارند قائم آل محمد به دنیا آید، ولی خداوند نخواست آنها جای او را بدانند تا آنگاه که دولت و حکومت او ظاهر شود، اگر چه ستمگران را خوش نیاید

آبی سردتر از برف و شیرین تر از عسل

مردی پارسا به حج خانه خدا رفته، و سفر خویش را این چنین گزارش می کند:
صحرای عربستان چون تنوری سوزنده، و هرم آفتاب، توفنده بود.از قافله عقب ماندم.راه را گم کردم و خود را تنها یافتم.تشنگی مرا از پای در آورد و نقش بر زمین ساخت. ریگهای داغ، چون تابه ای مرا می سوزاند.
تشنگیم آن چنان شدت یافت که به آستانه مرگ رسیدم. ناگهان صدایی شنیدم. چشمم را باز کردم. جوانی زیبا روی از گرد راه رسید، و با چهره ای مهربان، مرا آبی سردتر از برف و شیرین تر از عسل نوشاند و از مرگ حتمی نجاتم داد. آنگاه که رمقی گرفتم پرسیدم کیستی؟ فرمود: من حجت و بقیه الله در زمینم. همان کسی که زمین ظلم زده را، به عدل و داد زنده خواهد کرد.
من فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب - که درود خدا بر تمامی آنان باد - هستم.
و چون چشم بر هم نهادم و دیده باز کردم خود را در پیشاپیش کاروان دیدم و او از نظرم ناپدید شده بود.