فهرست کتاب


جهانگشای عادل

سید جمال الدین دین‏پرور

آوای قرآن

چشمه خورشید، در سیاهی شد، و شب هنگام فرا رسید.صدای اذان، از مناره مسجد در شهر پیچید.مردم دست از کسب و کار شستند، و برای نماز به مسجد شتافتند.صف های نمازگزاران، چونان صف سربازان مجاهد اسلام پیوسته و قلب ها پر جوش و مهربان، و فضای مسجد از هیجان و شکوه پر بود.
نماز جماعت، با شور و احساس آسمانی، در میان امواج دعای نیایشگران به پایان رسید، ولی مسجد همچنان پر تپش و زنده بود...نیایش دسته جمعی تمام، و برنامه درس آغاز می شود.نوآموزان، دور آموزگار خود حلقه زده بودند و قرآن فرا می گرفتند.صدای دلنشین قرآن، در فضای مسجد طنین افکنده بود و گوش ها را نوازش می داد.راستی کلام خدا چه زیبا و روح افزا است.عبذالله مسعود استاد معروف آموزش قرآن، که از یاران نزدیک پیامبر اسلام (ص)بود، شاگردان را با اخلاقی نیکو و روشی پسندیده همچون پدری مهربان، قرآن می آموخت.
مسروق یکی از نوآموزان می گوید: بعد از نماز مغرب به آموزش قرآن، نزد ابن مسعود نشسته بودیم.مردی از استاد پرسید: آیا هیچ از پیامبر پرسیدی چند پیشوای معصوم هدایت مردم را بر عهده می گیرند؟
استاد گفت: از آن وقت ک ه به عراق آمده ام، تا کنون کسی چنین پرسشی از من نکرده است...آری از رسول خدا (ص)پرسیدم و آن حضرت فرمود: رهبران هدایتگر شما دوازده نفرند به شماره نقبای بنی اسرائیل. و این درست مانند حدیثی است که سلمان فارسی از پیامبر عزیز ما، نقل می کند که فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند به تعداد ماه های سال.

کشتی نوح

نوح پیغمبر (ع) 950 سال، مردم را به خدا پرستی و انسانیت خواند، ولی مردم نه تنها به او ایمان نیاوردند، بلکه به مسخره اش گرفتند و او را سخت آزردند.از آن همه جمعیت، تنها شماره به وی گرویدند، و دین او را پذیرا شدند.نوح (ع)پس از 50 سال صبر و شکیبای و پیگیری در راه هدایت مردم، از آنان ناامید شد و سرانجام به نفرینشان برخاست خداوند دعای او را پذیرفت و به وی دستور داد کشتی بزرگی بسازد.هنگامی که نشانه ای عذاب در رسید کسانی که ایمان آورده بودند به کشتی سوار شدند.سیلاب باران از آسمان سرازیر شد، و چشمه های زمین به شدت جوشید.سیلی وحشتناک همه جا را فرا گرفت و بیابان ها و فراز و فرودها را پر کرد.آب، کشتی را به این سو و آن سو می برد و چون گهواره می گرداند، ولی سرنشینان هرگز آسیبی ندیدند و از خطر رستند.
کافران که نوح و دیگر ایمانداران را به مسخره می گرفتند.طعمه امواج خروشان شدند و از بین رفتند.
اینک پیامبر ما از نوح سخن می گوید:
یارانم! فرزندان پاک من، چنان کشتی نوحند، هر کس به کشتی نشست از نابودی برست.کسانی هم که فرزندان پاک مرا پیشوا قرار دهند از گمراهی و هلاکت نجات پیدا خواهند کرد...
این هنگام مردی پرسید: یا رسول الله! پیشوایان بعد از شما چند نفرند؟
حضرت فرمود: دوازده نفر که همگان از دودمان منند.

او کاخ ستمگران را در هم می کوبد

تیرگی، روزگاران را فرا گرفته، و امام مجتبی به خانه نشسته است.آنان مه نامردمی کرده و امام را در نبرد با معاویه یاری ننموده بودند، به صلح وی خرده می گرفتند.
امام مجتبی در پاسخشان فرمود: فسوسا! که شما راز کار مرا نمی دانید.بهره آنچه انجام داده ام، فزونتر از همه چیزهایی است که خورشید بر آن می تابد...مگر نمی دانید من پیشوای شما هستم و اطاعت من بر شما لازم است؟مگر پیامبر عزیز اسلامی (ص) مرا یکی از دو سرور جوانان بهشت معرفی نفرمود؟
مردم: آری
امام: مگر نمی دانید آنکاه که خضر آن؟ تی را سوراخ کرد و دیوار خرابه را ساخت و...حضرت موسی چون از راز آنها بی خبر بود و حکمت و دلیل آن را نمی دانست به خشم آمد.(اینان هم چون حکمت صلح و کناره گیری مرا نمی دانند، خرده می گیرند)مگر نمی دانید که ما امامان گرفتار بیدادگران زمان خود هستیم، به جز امام قائم (ع)آنکه عیسا پشت سراو نماز می گزارد.خداوند ولادت وی را پنهان، و او را از دیده ها دور خواهد داشت، تا در هنگامه خروج و نهضتش گرفتار بیعت ستمکاری نباشد، او نهمین فرزند برادرم حسین (ع)است.
خداوند عمر او را در روزگار غیبت دراز می کند و آنگاه وی را به صورت جوانی چهل ساله ظاهر می سازد، تا مردم بدانند خداوند بر همه چیز توانا است.