فهرست کتاب


شفاخانه معنوی (شفا از قرآن و احادیث)

سعید موحدیان عطار

دعا برای ثبات ایمان در غیبت کبری

شیخ نعمانی در غیبت و کلینی در کافی به اسناد متعدده روایت کردند، از زراره که گفت: شنیدم که ابوعبدالله علیه السلام می فرماید که: به درستی که از برای قائم علیه السلام غیبتی است پیش از آن که خروج کند. آن گاه فرمود: ای زراره! و اوست منتظر و اوست کسی که شک می شود در ولادتش. پس بعضی از مردم می گویند که پدرش مرد و جانشینی نگذاشت و بعضی از ایشان می گویند که حمل بود و بعضی از ایشان می گویند که او غائب است، و بعضی می گویند که متولد شد پیش از وفات پدرش به دو سال، و اوست منتظر، غیر این که خداوند خواسته که امتحان کند قلوب شیعه را. پس در این زمان به شک می افتند مبطلون.
زراره گفت: پس گفتم: فدای تو شوم! اگر درک کردم آن زمان را، کدام عمل را بکنم؟
فرمود: ای زراره! اگر درک کردی آن زمان را، پس بخوان این دعا را:
اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک، فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی. (231)

دعای غریق

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین روایت کرده از عبدالله بن سنان که گفت: فرمود حضرت ابوعبدالله علیه السلام که: زود است به شما شبهه. پس می مانید بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایت کننده، و نجات نمی یابد در آن شبهه، مگر کسی که بخواند دعای غریق را. گفتم: چگونه است دعای غریق؟
فرمود می گویی: یا الله! یا رحمن! یا رحیم! یا مقلب القلوب! ثبت قلبی علی دینک.(232)

ترجمه فقراتی از دعای ندبه

کاش می دانستم که تو در کجا اقامت نمودی؟ و کدام زمین و خاک تو را برگرفته؟ آیا به رضوی جای داری یا ذی طوی؟
گران است بر من که خلق را بینم و تو دیده نشوی و نشنوم از تو، نه آوازی و نه رازی.
گران است بر من که احاطه کند به تو، و نرسد به تو بلا از من، نه ناله ای و نه شکایتی.
جانم فدای تو که غایبی و از ما کناره نداری!
جانم فدای تو دور شده ای که از ما دوری نگرفتی!
جانم فدای تو که آرزوی هر مشتاق آرزومندی، ازمرد و زن که تو را یاد آورند و ناله کنند!
گران است بر من که من بر تو بگریم، و خلق از تو دست کشیده باشند.
گران است بر من که بگذرد بر تو، نه بر دیگران آن چه می گذرد.
آیا کسی هست که مرا یاری کند تا به همراهی او ناله و گریه را طولانی کنم. آیا جزع کننده ای هست که من او را بر جزعش یاری کنم. هر آن گاه که خلوتی شده؟ آیا به چشمی (کنایه از بسیاری گریه) خاشاکی رفته؟ که چشم من او را بر آن حالت مساعدت کند؟
آیا به سوی تو راهی هست ای پسر احمد! که به حضور جنابت مشرف شوند؟
آیا روز جدائی ما به فردای وصال می رسد که به دیدار جمالت بهرمند شویم؟
کی وارد می شویم بر چشمه سارهای سیراب کننده که سیراب شویم؟
کی صبح و شام به خدمتت خواهیم رسید؟
کی تو ما را می بینی و ما تو را، و حال آن که لوای ظفر و نصرت برافراشته شده.
سزاوار است آن حضرت علیه السلام را به امثال این کلمات درد دلی کرده، و بر آتش هجرانش کفی از آب شور پاشیده. (233)