فهرست کتاب


شفاخانه معنوی (شفا از قرآن و احادیث)

سعید موحدیان عطار

دعای رهایی از زندان

از حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام در ایام اسارتشان درزندان هارون، روایت شده که فرمود: چون نماز واجب را به جا آوردم و سر به سجده نهادم و روی بر خاک مالیدم، در سجده خوابم برد. حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من گفت: ای موسی می خواهی از این بلا خلاصی یابی؟ گفتم: بلی یا رسول الله! پیغمبر فرمود: این دعا را بخوان :
یا سابغ النعم، یا دافع النقم، یا باری ء النسم، یا مجلی الهم، یا مغشی الظلم، یا کاشف الضر و الالم یا ذالجود و الکرم، و یا سامع کل صوت و یا مدرک کل فوت، و یا محیی العظام و هی رمیم، و منشئها بعد الموت صل علی محمد و آل محمد و اجعل لی من امری فرجا و مخرجا یا ذالجلال و الاکرام. (108)

دعای امام کاظم علیه السلام در زندان هارون

و ایضا دعای دیگر امام کاظم علیه السلام برای رهایی از زندان:
یا سامع کل صوت یا محیی النفوس من بعد الموت، مالی اله غیرک فادعوه و لا شریک لک فارجوه، صل علی محمد و آله، و خلصنی یا رب مما انا فیه و مما اخاف و احذر بمشیتک و ارادتک، بحق محمد و آل محمد کما تخلص الثمرة من بین ماء و طین بقدرتک و حلالک. و صل علی محمد و آل محمد و خلصنی یا رب مما انا فیه و مما اخاف و احذر بحولک و قوتک و بحق محمد و آله کما تخلص البیضة من جوف الطائر بعفوک، و صل علی محمد و آل محمد و خلصنی مما انا فیه، و مما اخاف و احذر بقوتک و بحق محمد و آل محمد کما تخلص الطائر من جوف البیضة بعزتک انک علی کل شی ء قدیر. (109)

دعا برای رفع گرفتاری و قرض

حسین بن خالد گوید: در بغداد سیصد هزار درهم بدهکار و چهارصد هزار درهم طلب کار بودم. طلبکاران مرا فرصت نمی دادند که طلبم را باز ستانم و به ایشان دهم وقت حج رسید، پنهانی از بغداد خارج شدم تا به خدمت موسی بن جعفر علیه السلام برسم ولی نتوانستم. شرح حال خود را برای آن حضرت در نامه ای نوشتم، امام علیه السلام در پشت نامه ام در جواب نوشتند: پس از هر نماز سه بار بگو:
اللهم انی اسالک یا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان ترحمنی بلا اله الا انت، اللهم انی اسالک یا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان ترضی عنی بلا اله الا انت، اللهم انی اسالک یا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان تغفرلی بلا اله الا انت.
حسین بن خالد گوید: بر این دعا مداومت کردم و چهار ماه نشد، که طلبم را وصول و بدهکاری هایم را ادا کردم و صد هزار درهم نیز یاد آوردم. (110)