فهرست کتاب


قصّه ی غربت غربی (گفتاری در مبانی فرهنگ و تمدّن غرب)

محمد باقر ذوالقدر

فهرست منابع (به ترتیب حروف الفبا)

1- انجیل شریف یا عهد جدید، چاپ سوم، 1981، انجمن کتاب مقدّس.
2- تاریخ جهان باستان .آ. کاژدان و دیگران، صادق انصاری و دیگران.
3- تاریخ تمدن، مشرق زمین گاهواره تمدن، ویل دورانت، احد آرام دیگران چاپ دوم، 1367، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
4- تاریخ تمدن، یونان باستان، ویل دورانت.
5- تاریخ تمدن، عصر ایمان، ویل دورانت.
6- تاریخ تمدن، قیصر و مسیح، ویل دورانت.
7- تاریخ تمدن، آغاز عصر خرد، ویل دورانت، اسماعیل دولتشاهی.
8- تاریخ تمدن، اصلاح دینی، ویل دورانت، فریدون بدره ای و دیگران.
9- تاریخ تمدن، رنسانس، ویل دورانت.
10- تاریخ ادیان، جان. بی.ناس، علی اصغر حکمت، چاپ سوم.
11- تاریخ فلسفه سیاسی، بهاءالدین پازارگاد، چاپ چهارم، 1359، چاپ زوّار .
12- تاریخ ملل شرق و یونان، آلبرماله، میرزا عبدالحسین هژیر، انتشارات علمی.
13- تاریخ فلسفه، ویل دورانت، عباس زریاب خویی، شرکت سهامی کتاب های حبیبی، چاپ هفتم، 1357.
14- تاریخ علوم، بی یر روسو، حسن صفاری، چاپ ششم، انتشارات امیرکبیر 1358.
15- سیر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی
16- صنایع مسلمین، احمد یوسف حسن و دونالد - ر.هیل
17- صحیفه نور، امام خمینی
18- علل گرایش به مادیگری، علامه شهید مرتضی مطهری
19- عیسی پیام آور اسلام، دکتر احمدبهشتی - انتشارات اطلاعات(1373)
20- فرهنگ علوم سیاسی، غلامرضا علی بابایی
21- فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، یعقوب آژند، دفتر نشر فرهنگ اسلامی .
22- فرهنگ معین، دکتر محمد معین
23- فرهنگ اصطلاحات علمی، اجتماعی، محمد آراسته خو، نشر گستر، 1369.
24- فصلنامه کتاب نقد - شماره 12 - حقوق زن.
25- قدرت، مایکل کوردا، دکتر قاسم کبیری، چاپ دوم، 1373، انتشارات ققنوس.
26- قدرت، برتراندراسل، نجف دریابندری، تهران، انتشارات خوارزمی، 1361.
27- کیهان، (روزنامه)، 6/9/1379.
28- لغت نامه دهخدا، دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران.
29- نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون و منتقدانش، مجتبی امیری، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ دوم، 1375.

...................) Anotates (.................
1) صحیفه نور جلد 10 صفحه 2 و 141.
2) ر - ک به سخنرانیهای مهندس مهدی بازرگان پس از پیروزی انقلاب.
3) Globalization
4) Secularism
5) دربسیاری موارد، حتی درادبیات روزمره نیز،اسیر چنین آفتی هستیم،جمله «حال شماچطوراست» که همه ما آن را به کارمی بریم ترجمه کلمه به کلمه، جمله How are you،انگلیسی است.اگر به ادبیات محاوره ای قدیم مراجعه کنیم، هیچ گاه این عبارت در احوالپرسی بکار نمی رفته است و یا «دوش گرفتن» که در زبان محاوره ای ما رایج است ترجمه عبارت shower" "take aانگلیسی است! و قس علیهذا...
6) حرکت مارکوپولو به عنوان اولین جهانگرد اروپایی که مشرق زمین افسانه ای را به غرب معرفی کرد، آغازی برای موج ماجراجویی و تجاوزات غربی ها محسوب می شود.
7) گروههای تبشیری گروههایی از روحانیون و مبلغانی بودند که از طرف کلیسامأمور تبلیغ و ترویج مسیحیت بودند، امّا در عمل زمینه ساز سلطه فرهنگی غرب شدند. آنان، اغلب کار خود را با انجام اقدامات عام المنفعه، از جمله تأسیس مدارس و بیمارستانها، شروع می کردند. به عنوان مثال مدارس «لازاریست» فرانسوی (1256 ه.ق) در تبریز، جلفا، ارومیه و سلماس، مدرسه دخترانه خواهران «سن و نسان دوپل» فرانسوی (2287 ه .ق) در ارومیه و سلماس و...، مدرسه آمریکایی در تهران (سال 1289 ه ق) مدرسه پسرانه ستاره صبح که توسط مبلغین لازاریست در سال 1334 ه ق در اصفهان تأسیس شد و بسیاری مدارس دیگر که زمینه ساز نفوذ و گسترش فرهنگ غرب در ایران بودند. و نیز بیمارستانهائی در شهرهای مختلف که توسط کادر کلیسا اداره می شدند و به تبلیغ مسیحیت می پرداختند هم چون بیمارستان مرسلین در شیراز.
8) امانیسم یا هیومنیسم از " Human " به معنی انسان آمده و به مفهوم انسان محوری است. این مکتب از قرن چهاردهم به تدریج مطرح شد و شعارهایی همچون، آزادی فرد و مخالفت با ریاضت دینی را سر داده از مبلغان معروف این نظریه می توان از «دانته»، «فرانسیس بیکن» و «کپرنیک» نام برد.
9) Theism"، «تئوس» در زبان لاتین یعنی خدا، و «ته ایسم» یعنی خداگرائی.
10) ر- ک سخنرانی مقام معظم رهبری 12/9/1379 درباره مفهوم دینی اصالت انسان که در جمع کارگزاران نظام ایراد شد.
11) ر- ک.آ. کاژدان و دیگران، تاریخ جهان باستان، صادق انصاری و دیگران (ج.اول، ص.58) قبرهایی که از پایان دوران کهن سنگی دیرین، بجا مانده وجود تصّورات اولیه مذهبی را در نزد «نئاندرتالها» گواهی می دهد. این گورها در غارهایی که مسکن انسان بود، حفر می شد. ویل دورانت مورخ معروف آمریکایی نیز اعتقاد دارد دین از قدیم الایام با تاریخ همراه بوده است (تاریخ تمدن، مشرق زمین گاهواره تمدن، احمد آرام و دیگران، چاپ دوم، 1367 سازمان انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، ص.7) همچنین در این خصوص ر - ک به تاریخ ادیان جان.بی.ناس. علی اصغر حکمت، چاپ سوم، 1354، ص.6 .
12) از نظر «برتراندراسل» تمایلات انسان بی حد و حصر است واز میان هوسهای بی پایان انسان، هوسهای قدرت و شکوه از همه نیرومندتر می باشند. از نظراو مفهوم اساسی درعلوم اجتماعی عبارت است از «قدرت» به همان معنی که در علم فیزیک مفهوم اساسی عبارت است از «انرژی» (ر - ک - قدرت، برتراندارسل، نجف دریابندری، 1361، تهران - انتشارات خوارزمی. ص 9 تا 12).
13) مرکانتی لیسم )Merchantilism( به سیاست کشورهای اروپایی در قرون شانزدهم ، هفدهم و هیجدهم اطلاق می شود که هدف آن تقویت قدرت کشور برای رقابت با کشورهای دیگر از طریق کنترل فعالیتهای اقتصادی، صادر کردن کالاهای گوناگون، وارد کردن ادویه و جواهرات، ایجاد ناوگان بازرگانی، گسترش مستعمرات و برنامه ریزی اقتصاد داخلی در جهت حفظ و افزایش ثروت کشور بود( ر ک. فرهنگ علوم سیاسی - غلامرضا علی بابایی، ج.ا.ص 735)
14) ماکیاولیسم )Machiavellism( اصطلاحی است که بر اندیشه های نیکولو - ماکیاولی،دبیر حکومت جمهوری «فلورانس» اطلاق می شود و حاوی فلسفه استبداد جدید و طرفداری از قدرت مطلقه )Absolutism( برهنه و ظالمانه است.(ر ک، تاریخ فلسفه سیاسی، بهاءالدین پازارگاد، چاپ چهارم، 1359، چاپ زوّار، ج.2، ص.432) ماکیاولی فیلسوف سیاسی است که اندیشه های او مبنای رفتار سیاسی غرب در دوران جدیدگردید و همان شخصی است که برای رسیدن به هدف (قدرت) هر کاری را مباح و مجاز می داند.
15) ر - ک نظریه برخورد تمدنها هانتینگتون و منتقدانش، مجتبی امیری، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ دوم، 1375، ص 47 تا 49.
16) هم چون فرهنگ و تمدنهای سرخ پوستی قاره آمریکا «اینکاها» و «آزتکها» که برغم واقع شدن در غرب جغرافیائی، از خصوصیات و مشخصه های فرهنگ و تمدنهای شرقی برخوردار بودند و غرب با دیکتاتوری و خشونت تمام، آن تمدنها را نابود کرد و میلیونها انسان های صاحب فرهنگ های درخشان و تمدنهای بعضاً پیشرفته را با شیوع انواع بیماریهای مهلک هم چون، وبا و طاعون و نیز با کشتار و جنگ و بردگی، از بین بردند و هم اکنون جز نامی از فرهنگهای بومی و کهن قاره آمریکا باقی نمانده است !
17) نژادشناسان و علمای «اینولوژی» اقوام آریایی را نژادی می دانند که از مرکز خود در مناطق شمالی، در هزاره دوم قبل از میلاد به سمت جنوب سرازیر شدند. بخشی از آنها به سمت اروپا رفته و زبان و آداب ملّتهای یونانی، لاتین، ژرمن و اسلاو را به وجود آوردند. در یونان خدایان و آداب و رسوم آنها با خدایان مردمان محلی ادغام شد وتحت تأثیر تمدن با شکوه «کرت» تمدن یونانی را به وجود آورد. دسته دیگر از آنهابه شبه قاره هند وارد شدند و عقایدی همچون تناسخ و انتقال ارواح را از «دروایدی ها» که ساکنین شبه قاره بودند اقتباس کرده، «هندویسم» را به وجود آوردند. در ایران نیز این اقوام، آداب و رسوم «پارسی» را بنیان گذاری کردند که وجوه اشتراک بین این سه فرهنگ به خوبی نمایان است. به عنوان مثال «زئوس» خدای خدایان یونان با عنوان «دایوس پیتار» مورد احترام اقوام هندی نیز بود.
18) هومر» شاعری متعلق به حد فاصل عصر فرهنگ اژه ای (که سمبل آن جزیره کرت بود) و عصر ظهور تمدن یونان بود. این عصر که اقوام«آخایی» در آن بر یونان حکومت می راندند، از نظر فرهنگی از عصر ماقبل خود یعنی اژه ای و از عصر پس از خود یعنی یونانی عقب افتاده تر بود.(ر - ک تاریخ تمدن ، ویل دورانت، یونان باستان، ص 53-54).
19) در سقوط و اضمحلال یونان مانند هر تمدن دیگری علل و عوامل متعددی دخیل بودند که عبرت آموز است. علاوه بر آنچه گفته شد از نظر سیاسی، اضمحلال دولت شهرها که اساس نظام یونانی بود، در اثر تهاجمات مقدونیه از دوران فیلیپ (پدر اسکندر) و سپس حملات قبایل «سلت» یا «گل» که قتل عام ها و غارتهای وسیع بهمراه داشت ، همچنین ظهور دولتهای پر قدرت «بطلمیوسیان» در مصر و «سلوکیان» در ایران که اولی مرکزیت علمی را از یونان ربود و دومی تمرکز قدرت سیاسی را به خود منتقل کرد، ظهور دولت روم از عوامل مؤثر سیاسی در سقوط تمدن یونان بود. از نظر مذهبی نیز دراعتقاد به خدایان یونان تشکیک جدی صورت گرفت ، فلسفه ارسطو و افلاطون پیروز شد و درنتیجه راه برای ظهور آیین های جدید باز شد. در این بین نمی توان از تأثیر عمیق فرهنگ ایرانی نیز چشم پوشی کرد. ظهور «اپیکور» و «لوکرتیوس» که مذهب را دشمن آرامش فکری و لذت زندگی می خوانند و لذت بردن را بنیاد و اساس زندگی می دانستند نیز عوامل مهم دیگری در فروپاشی یونان بود. از نظر اجتماعی، امپراطوری های بزرگ موازین مدنی را برهم زدند و موازین اخلاقی، میهن پرستی، ازدواج، روابط پدر فرزندی و قانون را از جنبه آسمانی بدر آورده و ویژگی زمینی به آن دادند. بهمین دلیل در یونان اخلاق جنسی به شدت سقوط کرد و همجنس بازی و روسپی گری رواج کامل داشت (ر - ک یونان باستان، ویل دورانت، ص 636-635) زندگی آتنیها در فساد و تباهی می گذشت. آزادی نسبی زنا و شورش علیه وظایف مادری و سستی بنیاد خانواده و گسترش سقط جنین و افزایش کودکان سرراهی و به دنبال آن فرار خانوادها از داشتن فرزند و کاهش شدید جمعیت، یونان را نابود کرد(ر ک، همان، ص.637).
20) ر - ک تاریخ ملل شرق و یونان، آلبرماله، ص 323.
21) چگونگی تشکیل «روم» آنچنان با افسانه درآمیخته است که تاکنون نتوانسته اند یک مبداء حقیقی برای آن بیابند. این شهر در کنار رود «تیبر» تأسیس شد و از یک آریستوکراسی قدرتمند و حسابگر بهره می برد و طبقه اشراف حاکم، زمیندارانی بودند که سربازان زیادی را به مزدوری گرفته و توانستند روی محصولات کشاورزی و معادن منطقه مدیترانه دست گذارند و در اثر ترویج بازرگانی و تجارت با شمال آفریقا، ثروت و قدرت کلانی را به چنگ آوردند. در نتیجه شهر روم روز بروز توسعه یافت. در این زمان یونان که به شدت ضعیف شده بود برای مبارزه و سرکوب بومیهای سرزمینهای یونان و اطراف آن به روم متوسل شد. روم نیز هم بومیان و هم یونان را به تبعیت خود در آورد.
22) اپیکور در سال 341 قبل از میلاد در آسیای صغیر به دنیا آمد. مدتی در آتن از فلسفه افلاطون و ارسطو بهره برد. اما تحت تأثیر مکاتب شکاکی و لذت طلبی، فلسفه جدیدی را بنیان گذاری کرد. وی مدتی در آسیای صغیر به تدریس اشتغال داشت، اما در نهایت به آتن بازگشت و به تربیت شاگردان فراوانی پرداخت. وی اگر چه در عمل زندگی زاهدانه ای در پیش گرفت، اما عقاید او در نفی مذهب و عقاب اخروی و ناتوانایی خدایان در نظارت بر زندگی انسان، موجب شد که لذت پرستان )Hedonists(فلسفه او را الگوی نظری خود قرار دهند. حال آنکه عقاید او در باب لذت با آنچه به وی نسبت می دهند تفاوت دارد. به عنوان مثال می گوید :
«وقتی می گوییم لذّت بزرگترین خوبیهاست، از لذّت آدمی هرزه و عیاش یا لذّات نفسانی گفتگو نمی کنیم.»(ر - ک یونان باستان، همان، ص 72)
23) رواقیون ،پیروان «زنون» هستند. وی اهل قبرس بود و اصالتاً او را مصری می دانند. ابتدا تاجری ثروتمند بود، اماکشتی او در دریا غرق شد و ثروت خود را از دست داد. پس از آن به فلسفه روی آورد و به شدت تحت تأثیر زندگی ساده «کلبیون» قرار گرفت و نکات اصلی فلسفه و اصول اخلاقی خود را از آنها گرفت. محل تدریس او رواقی بود که زیر آن قدم می زد و درس می داد. بهمین دلیل پیروان او را رواقی می گویند. (ر - ک یونان بوستان، ص.726) با ظهور روم و حاکمیت آن بر اروپا، مکتب رواقی رواج و توسعه فوق العاده ای پیدا کرد.
24) نرون از سال 68تا54 قبل از میلاد حکومت کرد. در پنج ساله اول سلطنت خود خدمات بزرگی را به واسطه داشتن وزیری چون «سنکای حکیم» و مادر باکیاستی همچون «آگروپینا» به روم کرد.اما بعدها به دام فساد و تباهی افتاد و هم مادر و هم وزیر خود را کشت. وی شهر روم را به آتش کشید تا با سوختن آن لذت ببرد و با طرحی نو آن را بسازد. نرون هم به موسیقی علاقه داشت و هم به ادبیات و هم به کشتن انسانها به فجیع ترین وضع! او در نهایت خود را کشت.
25) اسپارتاکوس» از جمله این بردگان بود که در سال 73 ق.م قیام کرد و توانست 120 هزار نفر از بردگان روم را به گرد خود جمع کند. اما در نهایت، با بروز اختلافات و نافرمانی در میان لشکریانش شکست خورد و کشته شد.رومیها شش هزار تن از بردگان را که در جنگ اسیر کرده بودند در جاده های منتهی به روم به صلیب کشاندند و اجساد آنها را ماهها در کنار جاده ها بردار نگهداشتند تا عبرت دیگران شود!
26) بربر )Barbar( به اقوام غیر رومی اطلاق می شد که در شمال اروپا زندگی می کردند و به تدریج به سمت مناطق مرکزی اروپا مهاجرت کردند.اسلاوها، مجارها، چک ها، فرانک ها، بلغارها و ایکینگ هااز اقوام بربر هستند که از قرون دوم و سوم میلادی به بعد وارد اروپا شده و در مناطق مختلف آن سکنی گزیدند و کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان، آلمان، یوگسلاوی، مجارستان را تشکیل دادند. اصطلاح بربر در زمان یونان به غیر یونانیان (از جمله ایرانیان) اطلاق می شد و در عصر روم نیز به غیر رومیان گفته می شد و معنای آن «وحشی» و «غیرمتمدن» بود.
27) هونهای زرد یا مغولها در اواسط قرن چهارم میلادی از رود «ولگا» گذشته و وارد اروپا شدند و به تدریج به سمت غرب مهاجرت نمودند و در مجارستان امروزی و نواحی مجاور آن ساکن شدند. آنها بسیاری از قبایل ژرمن را مطیع خود ساختند.
28) وی در سال 444 میلادی رسماً رهبری هونها را برعهده گرفت. آتیلا مردی سفاک و زیرک بود. مسیحیان او را بلای آسمانی لقب دادند. او با نیروی پانصد هزار نفری خود اروپا را مورد هجوم قرار داده، بالکان را به گونه ای ویران کرد که تا چهار قرن بعد، آبادی آن کامل نشد. سپس به بهانه ازدواج با «هونوریا» خواهر امپراطور روم، بخش بزرگی از اروپا و ایتالیا را ویران ساخت. رم را محاصره کرد لیکن فرصت اشغال آن را پیدا نکرد و به طرز مرموزی مرد.
29) واندالها، از اقوام وحشی شمال اروپا بودند که در اوایل قرن پنجم و همزمان با درگیری آلاریک با روم به «گل» (فرانسه امروزی) حمله کردند و آنجا را غارت نمودند. پس از آن وارد اسپانیا شدندامّا از اسپانیا نیز مهاجرت کرده و در شمال آفریقا در الجزایر کنونی مستقر شدند.
30) قبل از وی، تیره ای از «گوتها» (قبایل وحشی که در جنوب سوئد زندگی می کردند) به نام «ویزگوتها» تحت رهبری مردی به نام «آلاریک» در بین سالهای 408 تا 410 میلادی پس از سه بار حمله به روم آن را فتح کرده و بشدت ویران نمود.
31) ر- ک، تاریخ تمدن. عصر ایمان، ویل دورانت، بخش دوم، ص.53 .
32) به عنوان مثال یکی از روشهائی که برای اثبات جرم و یابیگناهی در محاکم مرسوم گردید چنان بود که اگرمتهم نمی توانست برای بی گناهی خود دلایل محکمه پسند ارائه دهد یا می بایست با پای برهنه از روی آتش بگذرد و یا دست و پا بسته او را به آب می انداختند اگر نجات پیدا می کرد، معلوم می شد که بی گناه است!وقس علیهذا در سایر موارد .
33) وی احتمالاً در سال 272 در شهر «موئسیا» متولد شده است. «کنستانتین» فرزند نامشروع کنستانتینوس امپراطور روم بود که از زنی به نام «هلنا» متولد شد. این زن در یک مسافرخانه در شهر «بیتینیا» مستخدم بود.(ر ک. قیصر و مسیح، همان 762)
34) آزار و شکنجه مسیحیان در طول این سیصد سال بخش زیادی از آثار مربوط به تاریخ اروپا را بخود اختصاص داده است. گاه مسیحیان مؤمن را زنده زنده برروی تل هیزم انداخته و می سوزاندند و زمانی در مراسم جشن، آنها را جلوی حیوانات درنده می انداختند. سیاه چال ها پر بود از آنها، اسقفها را سر می بریدند و یا زنده زنده می سوزاندند . مسیحیان را مجبور می کردند بر روی صندلی های آهنی بنشینند، سپس آن ها را به قدری داغ می کردند تا صندلی سرخ شده و مسیحی برشته شود. این همه شکنجه های مخوف درحالی انجام می شد که خداپرستان کمتر ناله می کردند.به گونه ای که این باور به وجود آمده بود که آنان درد را احساس نمی کنند. قصه این مقاومتها و پایداریها صفحه درخشانی از عشق پاک به خداوند در تاریخ انسان است و نقطه سیاه تمدنی می باشد که خود راصاحب ومالک جهان می داند و به گذشته خود افتخار می کند!.
35) در حمله واندالها به روم نیز باتوافقی که پاپ «لئو» با گایسیریک انجام داد کلیساهای مسیحی از نابودی و چپاول در امان ماند(عصر ایمان، تاریخ تمدن، همان، ص .19 «بخش اول»)
36) در این دوران هنوز اسلام ظهور نکرده و مسیحیت دین معتبر و رسمی الهی بود.
37) داستان معروف مسافرت پیامبر اسلام (ص) قبل از بعثت به شام و ملاقات ایشان با «بحیرای راهب» در صومعه و پذیرایی این راهب از ایشان و سایر کاروانهایی که از آن مسیر حرکت می کردند، یکی از این موارد است و نشان می دهد صومعه ها و معابد مسیحی مرکز حیات و تحرک اجتماعی بوده است و از محل درآمدهای خود به کاروانهاو مردم نیازمند، کمک میرسانده است.
38) سان» یا «سنت» "saint" به معنی مقدس است ؛مثل سانفرانسیسکو، سانتیاگو، سن لوئیس، سانتاماریا و ...
39) شاید بتوان گفت، دوران اقتدار پاپ «گرگوریوس» (540-650) آغازی برای تسلط و اقتدار کلیسا و پاپ بر امپراتوران باشد.(تاریخ تمدن، عصر ایمان، بخش دوم، ص 673).
40) شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبداللَّه بن حسن ابن علی معروف به ابن سینا. وی در سال 370 متولد و در شهر همدان به سال 428 ه. ق از دنیا رفت . وی در ده سالگی قرآن را حفظ نمود و در بخارا کسب علم کرد و نزد ابوعبداللَّه ناتلی منطق را آموخت. آثار فارابی در او تأثیری بسزاداشت و مشوق او در پی گیری فلسفه بود. او رئیس مکتب مشاء در فلسفه اسلامی است در طب و سایر علوم زمان خود سرآمد بود. آثار او از جمله کتب «قانون» که در طب نگاشته شده بود به لاتین ترجمه و در دانشگاههای اروپا تدریس می شد.
41) ابوالوالید محمد بن احمد بن رشد متوفی 595، یکی از بزرگترین فلاسفه اسلامی است که دراندلس متولد شد . آثار او درحد وسیعی در اروپا چاپ و منتشر شد و در نزد اروپائیان به «آوروئیس» معروف شد. وی علاوه بر فلسفه، طبیبی حاذق نیز بود کتب او از جمله کتاب، «الکلیات فی الطب» او به زبان لاتینی ترجمه شد و مدتها در دانشگاهای مسیحی تدریس می گردید.
42) ر - ک، تاریخ تمدن،عصر ایمان، بخش دوم، ص 434.
43) عبایی که فارغ التحصیلان دانشگاهها هم اکنون نیز بر دوش می اندازند و کلاهی که بر سر می گذارند، بازمانده از آن دوران است.
44) همان، ص 328.
45) این کتاب با نام «فرهنگ اسلام در اروپا» ترجمه و توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است. کتاب ارزشمندی است مطالعه کنید.
46) ابوبکر محمدبن عباسی (متوفای 383 ه. ق) اصل وی از خوارزم و مادرش از طبرستان و خواهرزاده محمدبن جریر طبری است.
47) اروپائیان این کلمه را از نام او «الخوارزمی» مشتق کرده اند (ر - ک، لغت نامه، دهخدا، ج 6، ص.7835)
48) مشهورترین کتاب خوارزمی در جبر «جبر و مقابله» می باشد که در سال 820 میلادی آن را نوشته است. خوارزمی همچنین در زیچ خود نیز میان آراء ریاضی دانان هند و ایران ویونان تلفیقی ایجاد کرد. کتاب خوارزمی چندین بار توسط مسلمین شرح شده است. از دیگر ریاضی دانان بزرگ در عصر تمدن اسلامی می توان از ابوکامل شجاع بن اسلم و ابوالوفاء جوزجانی و ابوحنیفه دین وری (متولد 281 ق) و ابوالهیثم دراوایل قرن پنجم نام بردکه آثار این دانشمندان مسلمان مورد توجه و استفاده محافل علمی غرب بوده است .
49) ابوبکر محمدبن زکریای رازی در سال 251 ه. ق در شهرری متولد شد و در ابتدا به تحصیل فلسفه وریاضیات و نجوم و ادبیات پرداخت و در سنین پیری به تدریس پزشکی مشغول شد . چون در این زمینه شهرت بسزایی کسب کرد به خدمت ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی حاکم ری درآمد و ریاست بیمارستان این شهر را برعهده گرفت . آثار متعددی از وی باقی مانده هرچندبسیاری از تألیفات او از بین رفته اند.از جمله مکتوبات او،القوانین الطبیعة فی الحکمة الفلسفه»،"الطب الروحانی"،"السیرةالفلسفه" "لقول فی الزمان و القول المکان"،" الحاوی"، المنصوری»، «الشکوک، من لایحضره الطبیب و...(ر ک، فرهنگ معین، ج .اول، ص 570-571)
50) هم چنین ر- ک تاریخ تمدن، عصر ایمان، بخشی اول ،ص 433.
51) برای اطّلاع بیشتر، به کتاب «عیسی پیام آور اسلام» تألیف اندیشمند فرزانه دکتر احمد بهشتی مراجعه کنید.
52) اسکولاستیک از )school( به معنی مدرسه اخذ شده است و به معارفی اطلاق می شود که مدرسه ای بوده و کلیسا آن رابه پیروان خود در مدارس تعلیم می داد کسی حق نداشت برخلاف آن اعتقادی داشته باشد و یا با آن مخالفت کند. این فلسفه در درون حاکمیت کلیسا بر اروپا، فلسفه رایج وپذیرفته شده در مدارس و محافل علمی و آکادمیک مغرب زمین بود .
53) آلبرت بزرگ» یک فیلسوف آلمانی و مروج فلسفه ارسطو در قرون وسطی بود که از او با عنوان ارسطوی قرون وسطی یاد می کنند. عمده تألیفات او در فلسفه و طبیعیات، از ابن رشد، محمد بن زکریای رازی و شیخ الرئیس اقتباس شده اند. (ر - ک سیر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی، ج 1، ص 117).
54) سن توماس آکوئیناس» بزرگترین فیلسوف اواخر قرون وسطی می باشد و مظهر کامل فلسفه «مدرسی» یا «اسکولاستیک» است. سن توماس از اهالی ایتالیا و از شاگردان آلبرت بزرگ بود.
55) بطلمیوس قلوذی ، حکیمی یونانی بود که در قرن دوم میلادی در مصر متولد شد. او اعتقاد داشت که زمین ثابت و ساکن و مرکز جهان است. کتاب او که مشتمل بر فرضیات او است و در عربی «المجسطی» نام گرفته است. اندیشه های او تاظهور کپرنیک رایج بود (ر ک دهخدا - ذیل بطلمیوس قلوذی).
56) جالب است بدانیم که اروپائیان حتی معارف عقلی و فلسفی یونان را از مسلمین اخذ کردند. در حالیکه آنان در اروپا یعنی مهد تمدن یونانی قرار داشتند، امّا فلسفه و معارف عقلی و حتی برخی علوم طبیعی همچون نجوم و فلکیات گذشته خود را از مسلمین می گرفتند. زیرا فرهنگ و تمدن اروپا با فروپاشی روم به کلی نابود شد و اندیشمندان اسلامی به تدریج آثار فلسفی و معارف قدیم اروپا را به عربی و فارسی ترجمه کردند. سپس همین آثار، از منابع اسلامی، به زبان لاتین و سایر زبانهای رایج اروپا، توسط کلیسا و برخی علمای یهود ترجمه شد.
57) وی از مردم لهستان بود که پس از ابوریحان بیرونی، دانشمند مسلمان، قائل به مرکزیت خورشید و متحرک بودن زمین گردید. او در سال 1473 در شهر «تورن» لهستان به دنیا آمد و به احتمال قوی نظریات خود را از بیرونی گرفته است.
58) گالیله در سال 1564 در شهر «پیزا» در ایتالیا متولدشد و در «فلورانس» تحصیلات خود را در پزشکی و ریاضیات ادامه داد و سپس به نجوم روی آورد و پس از مخالفت کلیسا، به تحقیق درباره مکانیک پرداخت.
59) هر چند در آن زمان معتقد شدند که خورشید مرکز عالم است و مبنای این طرز فکر نیز نظریه ابوریحان بیرونی بود، لکن هنوز تصور دقیقی از وضعیت سایر ستارگان نداشتند .
60) گفته می شود گالیله پیش از انتشار تحقیقات خود، آنها را در اختیار پاپ قرارداد و پاپ پس از مطالعه آنها، ضمن اعتراف به درستی و استحکام نظریه وی، از او خواسته بود که با توجه به اعتقادات مردم که اگر آن مطالب منتشر شود ممکن است مردم دین خود را از دست بدهند! بنابراین به خاطر حفظ ایمان مردم، آن مطلب را در جائی عنوان نکند، تا برای آن راهی پیدا کنند! پاپ و گالیله همدرس و همدوره بوده اند و پاپ نیز با مطالب علمی آشنایی داشته است. اظهار نظر او نسبت به تحقیقات علمی گالیله، مؤید این مطلب است.
61) در واقع در اسلام یک سلسله اصول ثابت و لایتغیر وجود دارد که به حقایق ثابت جهان و انسان مربوط می شوند و این اصول از یک سو مبنای فطری و از سوی دیگرتشریعی دارندو همه زمانی و همه مکانی اند وبر پایه کتاب و سنت استوارند.از این موارد که بگذریم نظریات اندیشمندان و علماء اسلامی متناسب با میزان فهم و تلقی آنها و به مقتضای دانش و اندیشه بشر در هر عصر می تواند مورد مناقشه قرار گیرد و کامل تر شود و این تعارضی با اصل اطلاق و ثبوت حقایق مسلم و تغییرناپذیر در معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی اسلامی ندارد .در نتیجه اسلام هرگز دچار مشکلاتی که مسیحیت با آن روبرو گردید، نشده است.
62) تاریخ تمدن، آغاز عصر خرد، ویل دورانت، اسماعیل دولتشاهی، ص 717.
63) تاریخ علوم، پی یر روسو، حسن صفاری، چاپ ششم، انتشارات امیر کبیر، 1358، ج اوّل، ص 227 .
64) برای اطلاع بیشتر در این خصوص مراجعه کنید به کتاب بسیار ارزشمند «علل گرایش به مادیگری» علامه شهید مرتضی مطهری.
65) این تجربه برای ما و حکومت اسلامی ما بسیار آموزنده است. ما باید از ظهور این عارضه در بین حکومتگران نگران باشیم، اقبال به دنیا و بازگشت از اصول می تواند برای ما هشدار دهنده باشد.بهمان میزان که از اشکال پیش گفته به دلیل استحکام مبانی نظری و فلسفی خود نگرانی نداریم، باید بشدت مراقب و نگران ظهور پدیده دنیاگرائی در مسئولان و کارگزاران نظام باشیم.
66) در حقیقت اروپا این تهدید را برای خود تبدیل به فرصت کرد و از محدودیت های ناشی از جنگ و درگیری با مسلمانان به بهترین نحو استفاده کرد و آن را عامل قدرت و پیشرفت خود کرد و این نیز درس دیگری است که ما باید از تاریخ تحولات اروپابیاموزیم.
67) برای اطلاع بیشتر دراین زمینه ر.ک به: صنایع مسلمین، احمد یوسف حسن و دونالد- ر.میل .
68) متأسفانه غرب در این زمینه نمک نشناسی کرد و پس از کسب علوم از مسلمین، پرده انکار بر آن کشید و همه آنها را، ثمره تلاش و مجاهدت خود معرفی کرد و برای مدتها اعلام می کرد که هیچ تمدن دیگری نقشی در این توسعه ندارد. این موضوع را می توان از کتابهای تاریخ علم که تدوین نموده اند براحتی دریافت.
69) نقاشیهای پائولو و رونزه به ویژه «هتک ناموس ائوروپه» و «مارس و ونوس» از این جمله هستند.
70) به عنوان مثال می توان از نقاشی خلقت آدم از میکل آنژ در نمازخانه سیستین در رم نام برد.
71) از جمله نقاشی، صعود مریم عذرا، اثر «تیسین» در کلیسای و نیز .
72) این مورد نیز درس دیگری است که ما باید از تاریخ اروپا و سرنوشت تلخ دین داری درغرب، بیاموزیم و نسبت به برخی اقدامات دستگاهها وسازمانهای فرهنگی کشور که معلوم نیست از روی حسن نیت باشد، مشکوک بوده و حساسیت نشان دهیم. برخی اقداماتی که با انگیزه جذب جوانان در حوزه های هنری و فرهنگسراهاانجام می شود بی تردید به تضعیف ایمان و معنویت در آنان منجر میشود و اندک اندک دین و ارزشهای متعالی آنرا به حاشیه خواهد راند!
73) معروف است که فرد پولداربسیارفاسدی نزد پاپ رفت و از وی قیمت جهنم را سؤال کرد!؟ پاپ دلیلش را سؤال کرد، او گفت: می خواهم جهنم را بخرم! پاپ مبلغ بسیار بالایی را تعیین کرد. او هم قبول کرد و همه جهنم را یک جا خرید. پول آن را نیز پرداخت کرد. سپس در میان مردم اعلام کرد، که جهنم را خریده است و هیچ کس را به آن راه نمی دهد ! هر چه می خواهیدگناه کنید!؟
74) تاریخ تمدن، اصلاح دینی، ویل دورانت، فریدون بدره ای و دیگران، ص.7 و 8 .
75) پاپ پیرس دوم در خصوص وضعیت روحانیت مسیحی و دیدگاه مردم نسبت به آنان می گوید :
«مردم می گویند که ما زندگی را به لهو و لعب می گذرانیم و ثروت می اندوزیم، با تکبر و نخوت حرکت می کنیم و بر استرهای فربه واسبان برازنده سوار می شویم ... برای نخجیر، تازی می پرورانیم و مبالغ هنگفتی صرف بازیگران و طفیلیها می کنیم و کاری برای دین انجام نمی دهیم. باید گفت که سخنان آنان تاحدی حقیقت دارد.» (ر - ک. همان - ص.15)
76) قدیسه «کاترین سینایی» درخصوص وضعیت روحانیت در آن زمان می گوید :
«به هر سو بنگرید - چه بر روحانیان دنیوی یعنی کشیشان و اسقفان، چه بر راهبان فرقه های مختلف، چه بر روحانیان عالی مقام، اعم از کوچک و بزرگ، پیر و جوان ... هیچ چیز جز گناه نمی بینید. گند تمام، با عفونت گناهی کبیر،مشام مرا می آزارد. چنان کوته نظر،طماع و لئیم هستند...... که از مراقبت روح دست شسته اند......» (ر - ک تاریخ تمدن - رنسانس، ص.605)
77) Renaissance.
78) مارتین لوتر که به مجدد مسیحیت معروف است از مردم آلمان بوده و در «آیزل بل» در سال 1483 متولد شد. او بنیان گذار مذهب پرتستان در مسیحیت است. لوتر، قایل به تساهل و تسامح در امر دین بود و در این زمینه دیدگاههای عجیبی دارد:
«با یاران خوشگذران خویش معاشرت کنید، بنوشید، بازی کنید، سخنان رکیک به زبان رانید و خوش باشید. انسان گاهی ناگزیر است، برای ابراز انزجار خویش از شیطان، دست به گناه بیالاید و به شیطان مجال ندهد که او را به خاطر کارهای ناچیز مشوش و هراسان سازد. کسی که بیش از اندازه از گناه هراسان باشد گمراه است!؟(ر - ک تاریخ تمدن - اصلاح دینی، ص. 446) وی در اواخر عمر جبری مسلک نیز شد.»
79) ر - ک. تاریخ تمدن - اصلاح دینی، ص 412.
80) روشنفکران غرب زده جامعه ما نیز، همان نسخه را که در وضعیت خاصی برای جامعه مسیحی اروپانوشته شده بود، برای وضعیت امروز کشور ما که دین عهده دار اداره و تنظیم امور است می پیچند و می گویند دین مفسّر و مرجع رسمی ندارد و روحانیت را، که هم دارای نقش کارشناسی در دین و هم عهده دار هدایت معنوی جامعه و هم به اعتبار موضوع ولایت، در عالی ترین سطوح رهبری سیاسی کشور، ایفای نقش می کند، نادیده می گیرند!.
81) حرکت لوتر، اگر چه در آغاز به منظور مبارزه با انحرافات کلیسا و دنیاگرایی فوق العاده ارباب کلیسا بود، اما به دلیل نوع مبارزه ای که در پیش گرفت و افکار و آرایی که رواج داد، به شدت به آراء «مرجئه » در جهان اسلام شباهت داشت. همین موضوع، زمینه تفوق و برتری قوانین ساخته و پرداخته بشر را در جوامع اروپایی فراهم آورد. لوتر دریک سخنرانی در ژوئیه 1522 اعلام کرد :
«سزاوارتر است که همه اسقفان کشته شوند و همه کلیساها و صومعه ها زیر و رو گردند تا اینکه روح یک تن تباه شود. این بت پرستی و یاوه گویی اسقفان همه را به گمراهی می کشاند.»
(همان - ص. 449)
82) Sophism.
83) Scepticism.
84) رنه دکارت» در سال 1596 در فرانسه متولد شد. وی آثار متعددی در ریاضیات و فلسفه بین سالهای 1629 تا 1649 تدوین نمود. مشهورترین آثار وی «گفتار در روش» و «تأملات» است. او در سال 1650 در سوئد درگذشت.
85) Cogitoergo sum.
86) روش دکارت این بود که «شک» را برای پاسخگویی به ابهامات خود مورد استفاده قرار می داد. از نظر او انسان یک بار باید به همه چیز شک کند و همه چیز را کنار بگذارد، سپس از اولین و بدیهی ترین موضوع شروع کند. موضوعی که در آن هیچگونه تردیدی امکان بروز و ظهور پیدا نمی کند. سپس مبتنی بر آن، حقایق دیگر را وارد ذهن و عقیده خود بنماید .مانند کسی که همه میوه ها را از صندوق خارج کرده و سپس یکی یکی از میان همه آنها سالمها را انتخاب کند و به صندوق باز گرداند. ضمناً از نظر او بین یقین و صدق تفاوت وجود دارد. ممکن است انسان به امری یقین داشته باشد، اما این امر حقیقت نداشته باشد.
87) Rationalism.
88) Enlightenment
89) به روشنفکر می گویند "Intellectual" که از ماده "Intellect" یعنی عقل گرفته شده و روشنفکر با این تعریف یعنی کسی که تنها به عقل متکی است.
90) در مغرب زمین، روش تجربی (استقراء ناقص) به ویژه درعلوم طبیعی ،جایگزین روش قیاسی گردید که تا اواخر دوران اسلامی در مشرق زمین مرسوم بود. این روش در علوم طبیعی بخوبی پاسخگو بود و ثمره این گرایش نیز پیشرفتهای وسیع مغرب زمین در امور طبیعی بوده و هست. یکی از ایراداتی که به دوران تمدن اسلامی می گیرند این است که درین دوره، مسلمین نتوانستند روشهای تجربی را جایگزین کرده و از آنها استفاده کنند. بهمین دلیل توسعه علوم تجربی میسر نشد. این را از هنرهای مغرب زمین می دانند که توانست این روشها را بکارگیری کند. اما حقیقت این است که مغرب زمین از این جهت نیز میراث خوار تمدن اسلامی می باشد. زیرا در اواخر این دوره دانشمندان اسلامی نیز به این نتیجه رسیدند که روشهای قیاسی در پزشکی و شیمی و فیزیک، دیگر کاربردی ندارد و پاسخگو نمی باشد. درنتیجه به این روش روی آوردند. بزرگانی همچون محمدبن زکریای رازی در شیمی و پزشکی و ابن النفیس در پزشکی و علم تشریح از این روش استفاده نمودند. در واقع این نتیجه گیری که قیاس در علوم طبیعی کاربرد چندانی ندارد، توسط مسلمین بدست آمد و ثمره سالها کوشش و تحقیق علمای اسلامی بود.
اما در آستانه بهره برداری از آن، به دلایل سیاسی ،مسلمین در استفاده از این کشف خود ناتوان شدند و این غربیها بودند که از این دستاورد تمدن اسلامی استفاده کردند و آن را به کار بردند. اما ناسپاسی کرده آن را به نام خود ثبت نمودند .
91) توانائیهای انسانها در دریافتهای ذهنی و کسب اطلاعات باهم متفاوت است . علاوه بر این عقل انسان در حالات مختلف نیز متفاوت عمل می کند، در حالت عادی به گونه ای حکم می دکند و در عصبانیت به شکل دیگر، درغم و غصه در وضعیتی قرار می گیرد و در شادی و خوشبختی در وضعیت دیگر، حتی بسیاری اعتقاد دارند، شرایط اقلیمی، آب و هوایی و جغرافیایی در دریافتها و عملکرد عقل مؤثرند. تمامی این عوامل منجر می شود به این که، اتکاء به عقل مجرد، سبب بروز اختلافات و تحیر و سرگردانی شود. اگر حقیقتی وجود دارد و این حقیقت نیز واحد است وعقل مجرد نیز توان رسیدن به حقیقت را دارد،نمی بایست شاهد این همه اختلافات بین فلاسفه و اندیشمندان باشیم که آراء آنها (اگر چه مبتنی بر عقل مجرد است) در تضاد کامل با یکدیگر می باشند. این نشان می دهد که عقل برای رسیدن به حقیقت در وهله اول نیاز به معیار تشخیص حقیقت دارد و این معیار امری فراعقلی است واز منبعی دیگر حاصل می شود .
92) در واقع، گرایش افراطی به حس و تجربه، هم ناشی از شکست عقل گرایان و طرفداران مکتب فطری در مقابل فلاسفه شاک مانند «هیوم» و هم به علت توسعه سریع علوم طبیعی دراروپا در اثر به کارگیری روشهای تجربی بود. فلاسفه اروپایی تصور کردند این روش همانگونه که در علوم طبیعی جواب داد می تواند در فلسفه و کلام نیز پاسخ دهد.
93) Positivism.
94) غرب در استفاده از روش تجربی به افراط افتاد و از آن در علوم عقلی نیز استفاده کرد ،در نتیجه به دلیل ماهیت این روش ،در همه چیز به تردید افتاد. روش تجربی در پاسخ به جزئیات و روشن نمودن ماهیت اجزاء تواناست، اما برای پاسخ به مسایل کلی و مفاهیمی که امکان آزمایش و تجربه آنهاوجود ندارد، ناتوان است. مسایلی مانند اینکه جهان از کجا آمده است؟ خالق آن کیست؟ به کجا می رود و... و دهها سؤال اساسی ذهن بشر را در آزمایشگاهها و لابراتوارهای علوم تجربی نمی توان پاسخ دادو هرگز از طریق روش تجربه و استقراء ناقص روشن نخواهد شد.
95) pragmatism از واژه یونانی "pragma" یا "pragmatos" به مفهوم عمل گرفته شده است ، این اصطلاح نخستین بار توسط «ویلیام جیمز» (1910-1842) فیلسوف و روانشناس آمریکایی مطرح شد. پراگماتیسم در اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و به ویژه فرهنگی آمریکا اثرات تعیین کننده ای گذاشت. پس از «ویلیام جیمز»، «جان دیویی» (1952-1859) این نظریه را تا حدی اصلاح نمود و گفت نمی توان از جمیع مباحثی که فایده عملی ندارند چشم پوشید .(ر - ک فرهنگ اصطلاحات علمی - اجتماعی - محمد آراسته خو - نشر گستره، 1369، ص 210-211)
96) همان.
97) وَلَقَدْ کَرَّ مْنا بَنِی ء اَدَمَ وَ حَمَلْنا هُمْ فِی اَلْبِّرِ وَ اَلْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَی کَثیِرٍ مِمَّنْ خَلَقْناتَفْضِیلاً» ما فرزندان آدم (بشر) را کرامت بخشیدیم و بسیار گرامی داشتیم و آنها را بر مرکب خشکی و آبی سوارکردیم و از چیزهای پاکیزه آنها را روزی دادیم و بر بسیاری از آنچه خلق کردیم، آنها را برتری دادیم برتری بسیار.(الاسری - 70)
98) وَاِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ اِنّیِ جاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَهً»(البقره - 30)
99) اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقیکُمْ» (الحجرات - 12)
100) لیس وراء عبّادان قریة!؟
101) و امروزه امانیسیم از مؤثرترین ابزار هنری ،یعنی سینما و تلویزیون، با تمام وجوه آن بهره می برد و از تأثیر گذارترین روشهای سینمایی برای تزریق ارزشهای خود به جوامع انسانی استفاده می کند.
102) در واقع خداوند نیز تابعی از نیازمندیهای انسان قلمداد می شود و اگر وجود دارد نیز به دلیل همین نیاز است ،بنابراین باید آنگونه باشد که انسان می پسندد. در واقع امانیسم یک مرحله بالاتر از انکار خداوند در مارکسیسم است. زیرا مارکسیسم وجود او را نفی می کند، اما امانیسم او را مخلوق نیاز انسان می داند.
103) liberalism " اصطلاحی مأخوذ از "liber" می باشد که یک کلمه لاتینی است و مفهوم آن آزادی می باشد.
104) لیبرالیسم اعتقادی» نیز به این معناست که هرکس حق دارد هر اعتقادی که می خواهد داشته باشد و هر خدایی را که می خواهد پرستش کند و یادر بی ایمانی محض بسر برد. انسان هیچ تکلیفی در انتخاب عقیده صحیح ندارد. در واقع عقیده از این جهت چیزی شبیه «سلیقه» است.
105) و این در واقع همان چیزی است که «اپیکور» قرنها پیش گفته بود. وی می گفت :
«خودتان را بااین فکر تسلا دهید که خدایان نمی توانند در کار شما قضاوت کنند و نمی توانند شما را به دوزخ اندازند...»
(ر - ک ، تاریخ تمدن، یونان باستان، ویل دورانت، ص. 720)
106) civil society.
107) social contract.
108) برای اطلاع از شرع نظریات در مورد جامعه مدنی رجوع کنید به؛ جامعه مدنی در مطبوعات، سید مسعود معصومی - منصور میراحمدی، مؤسسه فرهنگی طه.
109) وی فیلسوفی فرانسوی است که در 28 ژوئن 1721 در شهر «ژنو» به دنیا آمد. خانواده وی از پروتستانهای متعصب بودند که در قرن 16 از فرانسه به ژنو مهاجرت کرده بودند. پدرش مربی رقص و مادرش نیز زنی لاابالی بود. ژان درچنین فضایی رشد نمود. وضعیت اخلاقی و مشکلات شخصی وی که ناشی از تربیت در چنین خانواده ای بود، در کتاب معروف او تحت عنوان «اعترافات» به طور مفصل بیان شده اند.
110) انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الذکوة و هم راکعون» (مائده - 55)
و «ان الحکم اللَّه»، یعنی ولی، حاکم و سرپرست جامعه اسلامی منحصراً خداوند، رسول او و مؤمنین (با شرایط ویژه ای) هستند و هرکسی صلاحیت رهبری و سرپرستی جامعه اسلامی را ندارد.
111) Democracy «دمکراسی» از واژه یونانی «دموس» به معنی مردم گرفته شده است که به آن حکومت مردم بر مردم نیز می گویند.
112) پس از فاصله گرفتن طرفداران مکتب فطری از مبانی الهی و وحیانی، این سؤال توسط برخی فلاسفه غرب مانند «هیوم» مطرح شد که چگونه می توان حقیقت اصول ثابت و لایتغیر، را بدست آورد. مفهوم این اصول چیست؟ به عنوان مثال «عدالت» یعنی چه؟ مصادیق آن کدام است؟و از آنجا که اختلاف نظر درخصوص مصادیق مذکور بسیار زیاد بود وعلاوه براین در جوامع مختلف متناسب یا تغییر زمان و مکان مفهوم این اصول گاه تا صد درصد تغییرمی کرد در وجود حقیقت ثابت تردید ایجاد شد و برخی از فلاسفه علوم اجتماعی از جمله «دور کیم» بحث نسبی بودن فلسفه اخلاق را مطرح ساختند و در عالم فلسفه نیز از نبود حقیقت و یا نسبی بودن آن سخن به میان آوردند در نتیجه پلورالیسم در بعد عقیده، فرهنگ و اخلاق شکل گرفت.
113) Relativism" اول بار در فیزیک مطرح شد و سپس وارد علوم اجتماعی و فلسفه شد. براساس این نظریه معیار مطلقی برای سنجش حقیقت وجود ندارد و ارزشها را نمی توان حق مطلق تلقی کرد. در بعد فرهنگی این نظریه معتقد است که هیچ فرهنگی را نمی توان معیار سنجش فرهنگهای دیگر قرار داد و در فلسفه اخلاق نیز معتقد به نسبی بودن اصول اخلاقی است به این ترتیب هر فرهنگ و هر تمدنی متناسب با شرایط و اوضاع و احوال خود دارای ارزشهایی است که در همان سطح حقیقت دارند. بر همین مبنادر فلسفه حقوق نیز منکر وجود اصول ثابت می شوند و حقوق طبیعی را به نسبت هر تمدن و جامعه ای می سنجند و می گویند هر جامعه ای حقوق طبیعی خاص خود را دارد. بنابراین اگر چه اصل عدالت را ثابت می دانند اما آن را در همه برداشتها صحیح می دانند.
114) Pluralism.
115) Monism.
116) Dualism.
117) Tolerance.
118) Feminism.
119) برای اطلاع بیشتر به فصلنامه کتاب نقد - شماره 12 - حقوق زن مراجعه فرمائید.
120) Colonialism .
121) اکثر سیاهانی که امروزه در آمریکا و اروپا زندگی می کنند و هنوز در فقر و بدبختی و فلاکت بسر می برند، از نسل برده هایی هستند که از کشورهای آفریقایی به آنجا آورده شدند.
122) فردریک انگلس (1820-1895) یک سوسیالیست آلمانی و دوست نزدیک مارکس بود. وی در سال 1848 به کمک مارکس، اعلامیه معروف حزب کمونیست را نوشت. انگلس بعدها ناچار شد از آلمان به انگلستان فرار کند.
123) بادن» یکی ازشهرهای بزرگ کشور آلمان و مشرف به رود «رن» است.
124) Nihilism .
125) تفاوت نیهیلیسم با فلسفه دکارت در این بود که دکارت شک اولیه را اولین مرحله ای می دانست که باید از آن عبور کرد تا پس از عبور از شک های بعدی به حقیقت رسید. اما نیهیلیسم در شک اولیه باقی می ماند و در اثر سرخوردگی از وصول به حقیقت، همه چیز را انکار می کند. در واقع نیهیلیسم یک عصیان و جریان اعتراضی دیگری علیه نظامات سیاسی و اجتماعی تمدن جدید امانیسیتی غرب است که منجر به افراط گرایی سیاسی و اجتماعی و آنارشیسم می گردد.
126) وی نه تنها نظام قانونی بلکه هر نوع نظام دیگری را نفی می کرد. او حتی نظام دیکتاتوری انقلابی را نیز نفی می کرد و رستگاری و خوشبختی واقعی را در نابودی هر نوع نظام اجتماعی می دید. ایدئولوژی او بر سه محور اساسی قرار داشت. 1- تبلیغ بی دینی 2- نابودی دولت 3- ترجیح طغیان و آشوب به جای عمل سیاسی.
127) نیچه» را لنین «نیهیلیست» معرفی کرده است، گرایش و فلسفه او بیشتر با اعتقاد به وجودابرمرد» معروف است. از نظر او هر عاملی که منجر به عدم ظهور و شکل گیری «ابرمرد» می شود باید از سر راه برداشته شود. او جنگ را به عنوان تجلی ظهور ابرمرد و عامل نابودی نسل ضعیف تقدیس می کرد.
128) برابر آماری که چند سال قبل، در آمریکا منتشر شد تعداد تلفات ناشی از تصادفات رانندگی در طول یک سال در آمریکا، از تلفات آن کشور در جنگ ویتنام بیشتر بوده است!
129) Crisis.
130) Postmodernism - به دوران و اندیشه های بعد از مدرنیته اطلاق می شود. در این مرحله غرب به مبانی مدرنیته با تردید و انتقاد و حتی اعتراض می نگرد و در جستجوی فرهنگ و تمدن تازه می باشد. برای این مرحله نیز مشخصاتی بیان کرده اند که، چرخه جدیدی از انحراف می باشد که غرب دچار آن شده است.
131) Transmodernism.
132) نشریه واشنگتن پست در آخرین آمار خود در سال 79 از نگرانی محافل سرمایه داری غرب از رشد سریع اسلام گرایی در آمریکا خبر داد. براساس آمار این نشریه، گرایش به اسلام در آمریکا از سال 1970 تاکنون شش برابر شده که بالاترین گرایش به دین را در بین سایر ادیان و مکاتب به خود اختصاص داده است.
133) این گرایش به گونه ای است که حتی برخی از طراحان و تولیدکنندگان لباس برای جلب توجه مشتریان، بر روی لباسهای خود، از کلمات عربی و گاه از آیات قرآن نیز استفاده می کنند و یا شرکتها برای فروش بیشتر، از اسماء مقدسه «اللَّه» و «محمد» برای تبلیغات خود استفاده می کنند که گاه از سوی مسلمانان مورد اعتراض هم واقع می شوند. و این در شرایطی است که متأسفانه صدا و سیما و وزارت ارشاد ما به دلیل تأثیرپذیری از پدیده غربزدگی و وادادگی در مقابل غرب، مروج آهنگهای پاپ و راک می شوند و برخی نوحه خوانها و مداحان نیز که می خواهند از قافله عقب نمانند گرفتار همین بیماری شده و پاپ می خوانند!