فهرست کتاب


قصّه ی غربت غربی (گفتاری در مبانی فرهنگ و تمدّن غرب)

محمد باقر ذوالقدر

تأثیر پذیری غرب از فرهنگ و تمدن اسلامی

در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، که مغرب زمین اندک اندک به مدد کلیسا و علماء دینی، از خواب پانصد ساله بیدار می شود از جهات مختلف، روی بسوی شرق اسلامی دارد و در تمامی رشته های علوم از جمله علوم عقلی، مسیحیت و به تبع آن اروپا، وامدار فلاسفه و اندیشمندان اسلامی است . چون مسیحیت گرفتار فقر کلامی و فلسفی بود و از حضرت عیسی(ع) و شاگردان و اصحاب ایشان، در این زمینه مطالب قابل توجهی باقی نمانده بود و اینکه کلیسا بایستی مانند هر آئینی به پرسشهای اساسی پیروان خود پاسخ می داد ، به ناچار درصدد برآمد تا ضعف خود را در فلسفه و کلام با وام گرفتن از اندیشمندان اسلامی جبران کند. زیرا در آن زمان دانشمندان بسیاری در شهرهای بزرگ ممالک اسلامی به بحث و مطالعه بر روی مسایل فلسفی و کلامی می پرداختند.
دو نحله یا مکتب فلسفی که در اروپا نفوذ زیادی یافت، یکی مکتب «ابن سینا»(40) و دیگری مکتب «ابن رشد» (41) بود که این هر دو، از فلاسفه مسلمان بودند. یکی ایرانی و دیگری اهل «اندلس» اسلامی بود. این دو مکتب که حرف اول را در حوزه اندیشه و مباحث فلسفی و حکمت الهی آن دوران می زدند و دو جریان فکری و فلسفی رایج در جهان مسیحیت به حساب می آمدند، از اندیشه ها و آثار این دانشمندان اقتباس شده بودند.(42)
مسیحیان به اندازه ای تحت تأثیر اندیشمندان مسلمان بودند که اساتید آنان در دانشگاههایی همچون ، آکسفورد و کمبریج هنگام تدریس در چهره و لباس دانشمندان و اساتید اسلامی ظاهر می شدند و به سبک علمای مسلمان، عمامه بر سرمی گذاشتند و عبا بر تن می کردند.
در حالی که لباس عادی آنان، شامل عبا و عمامه نبوده و پوشیدن آن لباس امتیازی خاص برای اساتید دانشگاههابوده است و فقط مجاز بوده اند در هنگام تدریس، آن را بر تن کنند و این سندی بوده است بر صلاحیت عملی آنان.(43)
دانشمندانی همچون «آلبرت کبیر» و «سن توماس آکوئیناس»که از بزرگترین فلاسفه «اسکولاستیک» مسیحی به شمار می آیند ، در مقابل دانشمندان مسلمانی چون «ابن سینا» همواره تا آخر عمر احساس خضوع می کردند(44) و همواره با احترام از او نام می برده اند و هم چنان که ما او را «شیخ الرئیس ابوعلی سینا» می نامیم، آنها او را «بزرگترین استاد همیشه، ابن سینا» می نامیدند و برای سالها، در سر در دانشگاههای معتبر اروپا همچون «سوربن» فرانسه و «کمبریچ» انگلستان، تصاویر ابن سینا و زکریای رازی و برخی دیگر از دانشمندان مسلمان، نقاشی و نصب شده بود.
اولین کتابی که پس از اختراع دستگاه چاپ در اروپا، برای تیمن و تبرک چاپ شد ،کتاب مقدّس و دومین کتاب، «قانون» ابن سینا بود .این نشان می دهد که تمدن اروپا در نیمه دوم قرون وسطی، تا چه پایه از اسلام و فرهنگ اسلامی متأثر بوده است . آنان از روی بی اطلاعی و یا خودباختگی تصور می کنند مسلمین تمدن درخشانی نداشته اند و هرچه بوده است غرب و فرهنگ و تمدن آن بوده است، بهتر است اندکی به تاریخ مراجعه کنند و اعترافات خود غربیها را در این زمینه مرور کنند تا بدانند که علم و تمدن امروز اروپا، تا چه حدّ وامدار مسلمین و تمدن اسلامی می باشد.
آثار و کتابهای ارزشمندی در باب تأثیر فرهنگ اسلام بر اروپا به رشته تحریر درآمده است که یکی از آنها، کتاب «خورشید اللَّه بر فراز مغرب زمین»(45) نوشته خانم «دکتر زیگرید هونکه» است. دراین کتاب گوشه هائی از حقایق تاریخی در خصوص تأثیر فرهنگ اسلامی بر فرهنگ عمومی، دانش، صنعت، تجارت و حتی سیاست در اروپا بیان شده است.
نویسنده این کتاب، به صدها واژه اشاره می کند که از ممالک مسلمین، عربی، ایرانی و هند اسلامی، به غرب رفته و هم اکنون نیز در ادبیات خود، از آن ها استفاده می کنند.
به طور مثال، اروپائیان به افتخار خوارزمی (46) صاحب رساله های «الحساب» و«الجبر» که در واقع پدیدآورنده این دو علم می باشد، به علم «حساب»، «الگاریتم» یا «لگاریتم»(47) می گویند. در حقیقت علم حساب که منشاء بسیاری ازمحاسبات در علوم، صنایع و تکنولوژی اروپا است، ابتکار یک دانشمند مسلمان به نام «خوارزمی» است. آنان همچنین علم جبر و مقابله را نیز مدیون کتاب «الجبر» خوارزمی هستند و عیناً لفظ )Algebra( را برای این علم به کار می برند.(48)
اروپائیان در رشته های دیگر علمی مانند مکانیک، شیمی، طب، نجوم، ستاره شناسی ، جغرافیا، دریانوردی و ... نیز مدیون مسلمانان هستند. کاشف «الکل» که در زبان انگلیسی به آن )Alcohol( گفته می شود، «محمدبن زکریای رازی»(49) دانشمند ایرانی است. در پزشکی امروز غرب، هنوز اسامی برخی بیماریها، عربی است. مانند بیماری سرماخوردگی که به آن «آنفولانزا» می گویند که همان «انف العنزه» یعنی بینی بز است! کسی که سرما می خورده و آب ریزش بینی پیدا می کرده است او را به بز تشبیه می کرده اند.این کلمه از عربی وارد فرهنگ اروپایی شده و از آنجا به عنوان یک نام مدرن غربی به شرق برگشته است !
هزاران اصطلاح و واژه دیگر شبیه آن، در ادبیات اروپائی وجود دارد. از جمله «ترافیک» که همان «ترفیق» عربی می باشد ،یا «آدمیرال» که از «امیر الماء» گرفته شده است، «کابل» که از «حبل» و «مگزین» که از «مخزن» اقتباس گردیده است. اسامی برخی ادوات موسیقی مثل «گیتار» که از «قیطاره» گرفته شده یا «بازار» و «کاروان» که عیناً از زبان فارسی اخذ شده اند.(50)
از این موارد بسیار است، امّا برخی روشنفکران ما که گرفتار سطحی نگری و خودکم بینی شده اند، اساساً این حقائق را در نمی یابند و هیبت و هیمنه غرب و بیماری غربزدگی، آنها را از درک حقائق باز داشته است و لذا ضرورت دارد مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، سهم تمدن اسلامی در پیشرفت بشریت و تأثیری که این تمدن بر توسعه علم و تکنولوژی داشته و بدلایل متعدد مخفی مانده است را، مشخص نموده و نتایج آن را به جامعه ارائه کنند.
اروپائیان در انکار و سرپوش گذاشتن بر این افتخارات، تلاش بسیاری کردند. آنان به معنی واقعی کلمه در امانتی که اسلام در اختیار آنهاقرار داد، خیانت کردند و پاسخ نیکی را به بدی دادند ! بسیاری از کشفیات و اختراعات مسلمانان را به نام خود مصادره کردند. آنان سرمایه های بی بدیل تمدن اسلامی در آندلس را وحشیانه تصاحب کرده به تملک خود در آوردند و صاحبان و مالکان حقیقی آنها را نیز هرگز معرفی نکردند. آنچه را که از مسلمین گرفته بودند به قیمتی گزاف به آنان برگرداندند . واژه مبتذلی مانند «آب بینی بز » را به عنوان «آنفولانزا» تحویل ما دادند و ما نیز به استعمال آن افتخار می کنیم!؟

انحطاط مسیحیت و زوال حاکمیت کلیسا در مغرب زمین

در پایان قرون وسطی، مسیحیت و نظام کلیسا که از بحرانهای عمیقی رنج می برد، دچار انحطاط و فروپاشی گردید که برخی دلائل آن به شرح زیر است :

انجیل و مسیحیت تحریف شده :

ریشه اصلی بحران در مسیحیت و حاکمیت کلیسا را باید در انجیل به عنوان مرجع اصلی تعالیم آن دین و هم چنین نهاد و ذات مسیحیت دانست. واقعیت آن است که انجیل، برغم آن چه که ادعا می شود، کتابی آسمانی و متضمن وحی الهی نیست بلکه مجموعه یادداشت ها، خاطرات و حاصل اندیشه تعدادی از پیروان حضرت مسیح (ع) است که پس از سالها از عروج آن پیامبر الهی، مطالبی را که باواسطه یا بی واسطه شنیده و بعضاً تصورات و برداشت های خود را تدوین نمودند و نام آن را کتاب مقدّس گذاردند. و انجیل رسمی موجود که خود شامل چهار انجیل است، از میان بیش از سیصد انجیل، توسط کلیسا برگزیده شده و سایر اناجیل که در بسیاری موارد از لحاظ شکل و محتوا با انجیلهای چهارگانه فعلی تفاوت داشته اند جمع آوری شده و بطور کامل از بین برده شده اند. و انجیلهای چهارگانه موجود نیز که از ترجمه های مختلف گذشته اند در موارد بسیار با هم تفاوت و بعضاً تضاد دارند و در طول زمان نیز توسط رهبران کلیسا مورد دستکاریها و تغییرات فراوانی قرار گرفته اند. بدیهی است یک اینچنین کتابی بعنوان مرجع دینی مسیحیت که فاقد یک مبنای وحیانی درست و قابل اعتماد است، نمی تواند پاسخگوی نیاز بشر به هدایت الهی و مبنای زندگی دینی واقع شود.
علاوه بر این، مسیحیت نیز بعد از عروج عیسی مسیح (ع) هم توسط پیروان او و هم از سوی قدرتهای حاکم و هم به وسیله ی یهودیان، مورد دستبرد، تغییر و تحریف قرار گرفت، ضمن آن که این دین که آخرین پیام الهی نبوده و می بایست در ساختار کلی جریان نبوت، توسط پیامبر عظیم الشأن اسلام تکمیل و تتمیم می یافت، بهیچوجه پاسخگوی نیاز بشر در طول زمان نبود.
جرم کلیسا و روحانیت مسیحی آن بود که برغم سفارشات حضرت مسیح (ع) و آیات انجیل اصلی که ظهور پیامبر خاتم را وعده داده بود و آنها را ملزم به تبعیت از او کرده بود، در مقابل اسلام و ظهور پیامبر آخرین که در اواخر قرن ششم میلادی اتفاق افتاد، مقاومت کردند و تسلیم نشدند و مردم را از تمسک به دین جدید الهی بازداشتند. این منشاء بن بست در نظام فکری و عملی مسیحیت گردید و مسیحیت در ذات خود عقیم و سترون باقی ماند و عمده ترین علت بحرانی را که در پایان قرون وسطی دامان آن را فرا گرفت باید در اینچنین تضاد ماهوی و جوهری جستجو نمود. این منشاء آن شد که مسیحیت برای جبران خلاءهای تئوریک و نظامات عملی خود، از فلسفه های یونانی و غیر یونانی و اندیشه های نارسا و رویه های غیر الهی وام گیرد. این عامل، بهمراه سایر عواملی که بر خواهیم شمرد مسیحیت و حاکمیت کلیسا را به سراشیبی سقوط و اضمحلال کشاند.(51)