فهرست کتاب


قصّه ی غربت غربی (گفتاری در مبانی فرهنگ و تمدّن غرب)

محمد باقر ذوالقدر

الف - غرب و شرق جغرافیایی:

از این منظر، مقصود از غرب همان مغرب زمین و غرب جهان و شرق نیز، مشرق زمین و شرق عالم می باشد. نکته قابل توجه آن است که به دلیل حاکمیت و نفوذ فرهنگ غرب بر سایر کشورها، از جمله ایران، ناخودآگاه بسیاری از واژه های غربی، در فرهنگ ما رایج شده اند. از این رو بسیاری از واژه ها، مفاهیم و اصطلاحات موجود در ادبیات ما، غربی شده اند. از جمله این موارد، «غرب» و «شرق» جغرافیایی است. این دو اصطلاح را ما وضع نکرده ایم ، بلکه ما آنها را از مغرب زمین گرفته ایم. اروپائیها خود را اصل و محور قرار داده و بر این اساس، شرق و غرب جهان را تعیین و نامگذاری کرده اند.
به شبه جزیره بالکان، شامل یونان و سرزمینهای یونانی زبان و کشورهای همجوار مثل بلغارستان، مجارستان، یوگسلاوی، ترکیه و فلسطین که در شرق اروپا واقع اند، «شرق نزدیک» گفتند و مجموعه کشورهای ایران ،افغانستان، پاکستان، عراق، عربستان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را «شرق میانه» یا خاورمیانه نامیدند و سایر کشورهایعنی شبه قاره هند، چین و کشورهای ماوراء آن را که با فاصله دوری از اروپا واقع اند، «شرق دور» گفته اند. این نامگذاری ها را غربیها انجام دادند و بر دیگران تحمیل کردند و مانیز پذیرفتیم که خاورمیانه ای هستیم.(5) این عناوین توسط غربی ها وضع شده است، دیگران هم آن را پذیرفته و بکار برده اند.
هر اسمی را که غرب گذارد، در دنیا پذیرفته شد. گفته می شود در تورات آمده است که خداوند پس از اینکه آدم را آفرید همه موجودات عالم را به او عرضه کرد و هر اسمی را که آدم روی آن گذاشت،اسم او شد. هر چند صحت این قضیه محل تردید است اما امروز در مورد غرب صدق می کند.غرب بر روی هر چیز، اسمی گذاشت و آن اسم، اسم او شد و همان اسم، عالمگیر شد.
روشن است که بحث ما درباره غرب و شرق جغرافیایی نیست. اختلاف ما با غرب بر سر مرزها و نام گذاریهای جغرافیایی نیست، موضوع، چیز دیگری است.

ب - غرب و شرق سیاسی:

غرب و شرق سیاسی، منطبق بر نظامهای سرمایه داری و کمونیستی است. چون اولین انقلاب کمونیستی، در روسیه که در شرق اروپا واقع است روی داد ، نظامهای کمونیستی به بلوک شرق معروف شدند، در حالیکه منشاء و مصدر کمونیسم نیز غرب واروپا می باشد .
با پذیرش نظام کمونیستی در برخی کشورها، از نظر سیاسی و اقتصادی تفاوتهایی بین این کشورها با کشورهایی که نظام سرمایه داری را پذیرفته بودند بوجود آمد و برای تمیز آنها از کشورهای سرمایه داری که به بلوک غرب معروف بودند، عنوان بلوک شرق بر آنها اطلاق شد. منظور مردم ما از شرق و غرب در شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» اشاره به همین معنا بود که به معنی نفی نظامهای کمونیستی و هم چنین نظامهای سرمایه داری بود.
اما اینک موضوع بحث ما، شرق و غرب سیاسی نیز نمی باشد. زیرا از نظر ما شرق سیاسی، خود جلوه ای از فرهنگ و تمدن غرب مدرن است. ضمن آنکه در شرایط فعلی، شرق به معنی سیاسی آن تقریباً از میان رفته است.با فروپاشی شوروی، کمونیسم که پیش از آن، یک جریان سیاسی زنده و فعال بود، از بین رفته و رو به افول نهاده است. و نیز کشورهایی هستند که با وجود اینکه در غرب جغرافیائی واقع هستند اما از نظر سیاسی، «شرقی» بحساب می آمدند، (مانند کوبا) و در مقابل، کشورهایی هستند (مانند ژاپن) که از نظر جغرافیایی در دورترین نقطه شرق قرار دارند، لکن از نظر سیاسی غربی بحساب می آیند. پس نگرش ما به شرق و غرب ، جغرافیایی و یا سیاسی نیست.

ج - غرب و شرق فرهنگی و معنوی:

از بعد فرهنگی و معنوی، غرب و شرق با ویژگیهای خاصی از هم متمایز می شوند. اختلاف این دو،اختلاف دوفرهنگ و دو اندیشه و تمدن مبتنی بر آنهاست .بنابراین در این رویکرد، موضوع تفکیک ،مبانی فکری، فرهنگی و فلسفی موجود در شرق و غرب می باشد.
هر چند این تقسیم بندی بطور کامل بر غرب و شرق جغرافیایی انطباق ندارد، لکن از آن رو که خواستگاه یکی اروپای بعد از رنسانس میباشد، (همانجا که بعنوان غرب جغرافیایی شناخته می شود) و از آنجا به شرق و سایر نقاط عالم نفوذ کرده و فرهنگ آنهارا تحت تأثیر خود قرار داد، تعبیر غرب وشرق را میتوان بر آن ها اطلاق نمود .
باید متذکر شد که این تقسیم بندی نیز اختصاص به غربیها دارد. در دورانی که آنان از اروپا خارج شده و اقدامات تجاوزکارانه خود را علیه سایر ملتها و کشورها آغاز کردند، طلایه داران و پیشقراولان آنان، با عناوین مختلفی همچون، دریانورد، سیاح(6)، گروههای تبشیری (7) و در این اواخر بعنوان مستشرق یا شرق شناس، اقدام به مطالعه ویژگیهای ملّتهای مختلف نمودند و آن دسته از ملتهایی را که از نظر فرهنگی وجوه مشترک زیادی باهم داشتند، تحت عناوین خاص طبقه بندی کردند. به این ترتیب حوزه های مختلف تمدنی مانند؛ تمدن رومی، تمدن یونانی، تمدن اسلامی، تمدن چینی، تمدن هندی و غیره، معرفی و نام گذاری شدند و در بین این تمدنها نیز وجوه مشترکی را در نظر گرفتند و به تمدنهایی که متأثر از فرهنگ و اخلاق و اندیشه مادی بودند، تمدن غربی و سایر تمدنها را تمدن شرقی نام نهادند.