ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

رابطه امام و امت، و تحقق وحدت

انسجام و هماهنگی یک جامعه، به صورت امام و امت متبلور می شود، چون اگر مقصد و هدفی در میان وجود نداشته باشد و یا راهی برای نیل به آن مقصود نباشد، هرگز انسجام یک ملت تحقق نمی پذیرد امام یعنی بزرگراهی که با رهنمودهای او، هم راه روشن می شود و هم مقصد آشکار می گردد و پیروی از راهنمایی های او، گذشته از آنکه در پیمودن راه، نقش بنیادین دارد، در نیل به مقصد نیز سهم بسزایی خواهد داشت و انحراف از خط سیاسی او موجب گمراهی و سبب ناکام شدن و به هدف نرسیدن می گردد.
نکته ای که ذکر آن در پایان این فصل لازم است آنکه، حفظ نام و راه امام راحل (قدس سره) علاوه بر حفظ وحدت و پرهیز از هر گونه تخلف و اختلاف، در سایه ولایت و با تقویت مقام معظم رهبری، دولت، قوه قضائیه، مجلس شورای اسلامی و همه ارگان ها و نهادهای ذی ربط ممکن می شود.
مبادا فقط بگوییم حرم امام و نام امام، زیرا اگر امام، همانند حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام یا حسین بن علی علیهماالسلام نیز باشد که تمام ذرات وجودی ما به عشق آنان می تپد ولی مردم در صحنه اداره و تدبیر نباشند، همین حرم مطهر امام (رض) که قبله گاه است و زائران به طور مکرر آن را می بوسند، ممکن است معاذ الله زیر چکمه دژخیمان شرق یا غرب قرار بگیرد، چه اینکه اکنون متاسفانه تربت پاک حسینی و آن دری که همه عالمان و مراجع در مدت بیش از ده قرن بوسیدند، زیر چکمه جلادان عفلقی است و به آن اهانت می شود و بارگاه حرم علی علیه السلام که ملک در آنجا پرده می کشد و وجود مبارکش فرمود: ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر (536) سیل ها و چشمه های علم و فضیلت، از دامن کوهسار وجودم جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه ها، به افکار بلند من راه نمی یابند، چنین بارگاه بزرگی، امروز تحت سلطه کافران عفلقی است.
بنابراین، حتی معصوم بودن امام و رهبر نیز به تنهایی برای حفظ نظام اسلامی کافی نیست، بلکه آنچه جامعه دینی را نگاه می دارد، حضور مردم است و آنچه مردم را در صحنه حاضر نگاه می دارد، رشد فرهنگی و فکری مردم می باشد و آنچه که به مردم رشد فرهنگی می دهد، صفا و وفا و اخلاص دولت مردان است و آنچه که به دولت مردان صفا می دهد، پیوند ناگسستنی امام و امت و رهبری و مردم، و پرهیز از هواگرایی و هوس پرستی می باشد و این سنت الهی، غیر قابل زوال است که خدای سبحان می فرماید: ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقداکم (537) و نیز فرمود: و ان تعودوا نعد (538) یعنی اگر شما دین خدا را یاری کنید، خداوند نیز شما را یاری می کند و قدم هایتان را ثابت و استوار می سازد و اگر معاذ الله از اهداف و آرمان ها و دین الهی گردید، خداوند نیز بر می گردد.
اکنون به لطف خداوند و حضور سیاسی و خلوص و صفای مردم گرانقدر ایران اسلامی و هماهنگی دولت و ملت، یاد و نام و خط اما راحل (قدس سره) همچنان، از گزند زمین و زمان و زمانه حفظ می شود و همه اینها، در سایه خلوص و در پرتو اخلاص است. امید است خداوند سبحان توفیق تداوم راه آن امام بزرگ (رضوان الله علیه) و تبعیت از خط آن حضرت را نصیب آحاد امت اسلامی بفرماید.

فصل هفتم: پرسش و پاسخ؛ نقد و جواب

سخن نخست

یقین و شک در هر موضوع و مساله ای، دو گونه است، گاه منطقی است و گاه روانشناختی
شک و یقین منطقی، از وضوح یا عدم وضوح اشیا و موضوعات و احکام آنها و از ظهور مبادی تصوری و تصدیقی نشأت می گیرد، اگر امری روشن و آشکار باشد یا مبرهن و مبین، برای نفس انسان، یقین حاصل می شود و اگر در موضوع یا حکم، مبهم باشد و یا در مبادی تصوری یا تصدیقی، اجمال داشته باشد، حالت شک در نفس انسان پدید می آید.
اما شک و یقین روانشناختی، بیش از آنکه مربوط به اشیا و مسائل خارجی باشد، مربوط به علل درونی و حالات نفسانی اشخاص است و لذا ممکن است انسان به مساله ای واضح و روشن که مورد یقین دیگران است، شک داشته باشد و یا موضوعی مبهم را که مشکوک دیگران است، یقینی و قطعی بداند آنچه در علم اصول فقه، به عنوان قطع قطاع مطرح است، غالباً از سنخ قطع روانی است نه منطقی، چه اینکه آنچه که در علم فقه به عنوان کثیر الشک مطرح است، همان شک روانی است که به ویژگی نفسانی انسان شکاک بر می گردد.
بدیهی است که بحث و گفتگی علمی و من جمله آنچه که در این فصل عرضه می گردد، در حوزه یقین و شک منطقی تاثیر دارد و در زمینه شک و یقین روانشناختی، نمی تواند تاثیر چندانی داشته باشد، زیرا آن دو، تابع علل خاص خود می باشند، چه در بودن و چه در نبودن.
این فصل که فصل پایانی کتاب می باشد، در پی آن است تا با پاسخ دادن به پرسش ها و نقدها و شبهاتی که در زمینه ولایت فقیه و حکومتی دینی طرح گردیده یا ممکن است مطرح شود، تصویری جامع و روشن از مساله را عرضه نماید و ناصوابی تصویرهای افراطی و تفریطی را آشکار سازد، تصویرهایی که ولایت فقیه را به گونه ای ارائه می کنند که مستلزم محجوریت مردم یا زائد بودن قانون اساسی است و نیز تصاویری که ولایت فقیه را غیر قابل جمع با جمهوریت می نمایند و آن را به وکالت فقیه ترجمه می کنند و یا میان حکومت اسلامی و دیگر حکومت های شرقی و غربی، تفاوت چندانی قائل نیستند و...