ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

ضرورت حضور و بیداری مردم

انقلاب شکوهمند اسلامی، شهیدانی از روحانیت و مراجع علمی و دانشگاهی، دانشمندان مشهور و جوانان برومند، و زنان و مردان محروم و مستضعف ایثارگر، نثار اسلام کرد. حفظ خون این شهیدان گرانقدر، مسوولیت بزرگی است بر عهده ما که این مسوولیت سنگین را امیرالمومنین علیه السلام در آن نامه ای که جداگانه برای مردم مصر نوشت بیان فرمودند. این نامه، غیر از آن فرمان معروف است که حضرت به مالک اشتر (رض) دادند و در آن، آداب کشورداری و وظایف والی اسلامی را مقرر داشتند و مالک را به انتخاب وزیران و قضاوت شایسته و امور دیگری توصیه نمودند. این نامه دوم نیز که آن حضرت به مردم مصر نوشتند، در نهج البلاغه موجود است.
آن حضرت در این نامه خطاب به مردم مصر فرمودند: ای مردم مصر نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی علیه السلام داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می خورید، به این اکتفا نکنید که رهبری چون علی و نماینده ای علوی چون مالک دارید، ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستیم و جامعه ای که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی کند: من نام لم ینم عنه (515) اگر می خواهید انقلاب اسلامی در مصر مستقر شود و عمرو عاص ها در قلمرو دین طمع نکنند، بیدار باشید تا دشمن بیدا نتازد. این بیان نورانی، شعار انقلابی رهبر مسلمین، حضرت امیرالمومنین علیه السلام است: هر آن غافل زید، غافل خورد تیر شیطان، چه در جهاد اصغر و چه در جهاد اکبر، از راهی می آید که انسان از او غفلت دارد: انه یراکم هو و قبیله من حیث ترونهم (516) تیعنی شیطان و استادش از راهی بر شما می تازند که شما آنان را نمی بینید. بنابراین اگر حضرت علی علیه السلام آن نامه تاریخی را برای رهبر مصر، مالک اشتر (رض) مرقوم فرمود، نامه جداگانه ای نیز برای مردم مصر نوشت که در آن فرمود شما هرگز صحنه را ترک نکنید؛ زیرا و ان اخا الحرب الا رق، من نام لم ینم عنه (517) مرد جنگجو بیدار است و جنگ و جهاد، با خوابیدن نمی سازد، جامعه جنگ آور، همواره بیدار است و از همه ابعاد کشور خود باخبر است، چنین جامعه ای، هم می داند که در داخل چه می گذرد و چه باید بشود، و هم می داند که از خارج چه می آید که نباید بیاید.
آنگاه حضرت علی علیه السلام دستوری به سربازان و رزمندگان اسلام می دهد: لا تذقوا النوم الا غراراً او مضمضه (518) همان گونه که در هنگام وضو گرفتن آبی را در فضای کام خود می ریزید و آن را مضمضه می کنید و فرو نمی برید، در حال جنگ نیز خواب را در حد مضمضه به شبکه چشمتان برسانید و نه در حد فرو بردن، زیرا جامعه جنگی، اهل خواب نیست.
این دستور علوی هم اکنون نیز زنده است، یعنی اگر مسوولین کشور به وظایف خود وفادار نباشند، خوابیده اند، اگر امت اسلامی در همه مراسم اجتماعی و سیاسی در صحنه حضور پیدا نکند، خوابیده است، اگر تلاش اسلام شناسان بر این محور نباشد که معارف بلند و عمیق دین را از چنگال و حجاب و هم و خرافات رها کنند، خوابیده اند، اگر احکام دانان دین نکوشند تا احکام الهی در جامعه به درستی تبیین و اجرا شود، خوابیده اند، اگر حکم شناسان دین تلاش نکنند تا کلمات حکیمانه کسی که می گوید: اعطیت جوامع الکلم (519) به درستی شناخته و عرضه شود، خوابیده اند، و اگر جامعه بخوابد، قطعاً بیگانگان بیدار می تازند.
اگر انقلاب اسلامی ایران، تداوم راه انبیاست که هست و اگر وعده نصر و پیروزی خداوند سبحان برای رسولان خود که فرمود: کتب الله لا غلبن انا و رسلی (520) و نیز فرمود: و لینصرون الله من ینصره (521) قطعی است که هست، ما نیز در تداوم انقلاب اسلامی، همچون گذشته کوشا خواهیم بود و چشم امید به امدادهای غیبی خواهیم داشت و نصرت و یاری خداوند نصیب ما خواهد شد.

توطئه دشمن و لزوم هوشیاری

بیداری مردم، نگهبان خوبی برای صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی، است چه اینکه خفتگی آنان سبب تهاجم بیگانگان خواهد بود و میزان بیداری هر امت، مرهون مقدار هوشیاری آنان است و به قدر هوشیاری خود، در ستیز با مهاجمان ضد دین موفق خواهند بود. ضریب ستیز دشمنان دین را قرآن کریم چنین ترسیم می فرماید:
1 - صهیونیست ها و اسرائیلی صفتان، همواره نقشه شوم تازه طرح می کنند: لا تزال تطلع علی خائنه منهم (522)
2 - انگیزه خیانت آنان، تنها در مسایل سیاسی و نظامی و اقتصادی و.. خلاصه نمی شود، بلکه می کوشند که اسلام زدایی کنند و مسلمانان را از اسلام خارج سازند و لا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم استطاعوا.... (523)
-3 هدف صاحبان مکاتب گوناگون الحاد یا شرک یا کفر نسبی، فقط خارج ساختن مسلمانان از حوزه اسلام نیست، بلکه داخل ساختن مسلمانان در قلمرو مکتب ضلال خود و تابع ساختن و ذلیل کردن آنان را هدف نهائی خود قرار داده اند: و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم (524)
4 - برای نیل به این هدف شوم، از جاسوسان و نفودیان مدد می گیرند: و فیکم سماعون لهم (525)
اکنون سر توصیه حضرت امام خمینی (رض) که همگان را به بیداری و شناخت خطر دشمن و نفوذ آنان در متن جامعه و به ویژه در حوزه و دانشگاه، و به ضرورت دفاع گسترده در مقابل تهاجم تیغ تبلیغ اغیار دعوت می نمودند، روشن می شود، چنانکه راز وصیت ایشان به دولتمردان در تهذیب نظام از کارگزاران بزه کار و جذب خدمتگزاران شیفته خدمت و نه تشنه قدرت، و سپردن کار به دست مدیران پارسا و مدبران وارسته، مخصوصاً از خاندان معظم شهیدان، اسیران، مفقودان، ایثارگران، و توجه خاص به جانبازان آشکار می شود.
امید است امت اسلامی سراسر جهان، بالاخص ملت سرافراز و متعهد ایران اسلامی که اوصیای راستین این وصیت نامه الهی - سیاسی امام خمینی اند، همه مضامین بلند و آموزنده آن را به دقت عمل نمایند تا روح پر فتوح حضرت امام خمینی (قدس سره) در جوار انبیا علیهم السلام شاد و از همگان خوشنود باشد.

ضرورت اتحاد ملت

رمز پیروزی انقلاب اسلامی، راز بقای آن نیز هست و مهم ترین عوامل ظفرمندی، عبارتند از:
1 - انگیزه الهی داشتن: کلمه الله هی العلیا (526)
2 - متحد بودن: و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا (527) ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه (528)
تاثیر رکن اول برای آن است که حق، هماره پایدار است و باطل، همیشه چونان کفی که روی سیل خروشان خودنمایی می کند، زائل خواهد شد و اثر رکن دوم آن است که تمام نیروها به یک هدف متوجه شوند و هر گون مانعی را برطرف سازند.
خدای سبحان اختلاف را نشانه خامی و بی خردی می داند: تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتی ذلک بانهم قوم لا یعقلون (529) و حضرت امیرالمومنین علیه السلام آن را همانند تیغ تیزی می داند که ریشه دین را می زند و هر گونه اثر دین را محو می نماید: و لا تباغضوا فانها الحالقه (530) و نیز می فرماید: خدای هیچ گروهی را، چه از اقوام گذشته و چه از ملل آینده، با اختلاف، به خیر نمی رساند: و ان الله سبحانه لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی و لا ممن بقی (531) مهم ترین عامل اختلاف از نظر آن حضرت خبث سریره و پلیدی دل می باشد: و انما انتم اخوان علی دین الله ما فرق بینکم الا خبث السرائر و سو الضمائر (532) باید دانست که اگر چه اختلاف میان هر گروهی، مایه تباهی آنان است، لیکن تفرقه عالمان و جدایی دانشمندان از یکدیگر و نیز اختلاف عالمان حوزه و دانشمندان دانشگاه با یکدیگر، سبب سیه رویی و سعادت سوزی سهمگین تری خواهد بود.
گرایش به جهان کثرت، پایه هر اختلاف است، چنانکه جذب به جهان وحدت، مایه هر گونه اتحاد می باشد. چون دنیا در صف نعال کثرت (533) است میل به آن، سبب پیدایش هر گونه پراکندگی است و از اینرو، محبت آن، ریشه همه گناهان شمرده شده است: راس کل خطیئه حب الدنیا (534) و در ترسیم حقیقت دنیا از هیچ تعبیر مشمئزکننده ای در روایات اسلامی کوتاهی نشده خصوصاً آنچه در گفتار و نوشتار سید اوصیا، مولای موحدان، امیر مومنان، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام وارد شده است.
اتحاد دلها و هماهنگی جان ها، در گرو مسائل اقتصادی و دیگر شوون مادی نیست، زیرا دل که یک امر غیر مادی است، مرهون مادیات نمی باشد و با ابزارهای مادی جذب نمی گردد. از این رهگذر، قرآن کریم پیوند و انسجام دل ها را در اختیار خداوند دل آفرین می داند و راهی را برای انسجام آنها جز از طریق عنایت خداوندی ممکن می داند و به همین جهت، خطاب به پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: و الف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعاً ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم انه عزیز حکیم (535) یعنی پرودگار متعال، میان دل های آنان الفت برقرار کرد، تو ای پیامبر! اگر تمام ذخائر زمین را هزینه می کردی تا نعمت هماهنگی دل های آنان را فراهم کنی، نمی توانستی، ولی خداوند بین آنان الفت برقرار نمود، تحقیقاً خدای متعال، عزیز و حکیم است. باید توجه داشت که مسائل مادی، نه تنها مایه آرامش و انسجام دل ها نمی شود، بلکه پایه تشتت و پراکندگی و نابرابری خواهد بود و از اینرو، تا افراد یک جامعه، معتقد به مکتب و تابع آن نباشند، اتحاد آنان میسر نمی شود.