ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

علل سقوط حکومت از دیدگاه امیرالمومنین (ع)

گفتار آن حضرت درباره علل سقوط سیاسی - اجتماعی دولت ها چنین است: یستدل علی ادبار الدول باربع، تضییع الاصول، و التمسک بالغرور و تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل (513) یعنی می توان برای سقوط یک حکومت چنین استدلال کرد که هرگاه چهار چیز در ساختار آن حکومت راه یافت، سقوط می کند:
1 - اصول اساسی را ضایع نمودن.
2 - به جاه زودگذر دنیا مغرور شدن
3 - فرومایگان را مقدم داشتن
4 - فرزانگان را موخر قرار دادن
که البته هر یک از این عوامل چهار گانه، ناشی از ضعف سیاسی و سو مدیریت مسوولین آن حکومت می باشد.
گفتار آن حضرت علیه السلام درباره علل سقوط اقتصادی - اجتماعی چنین است: یستدل علی الادبار باربع: سو التدبیر و قبح التبذیر و قله الاعتبار و کثره الاعتذار (514) یعنی می توان با چهار چیز بر زوال دولت استدلال نمود:
1 - سوء تدبیر و ضعف مدیریت
2 - تبذیر ناروا و هزینه های زیانبار اقتصادی
3 - از تجارب سودمند عبرت نگرفتن
4 - به چای جبران عملی گذشته، مکرراً عذر خواهی زبانی نمودن
البته امور یاد شده، همان گونه که سند سقوط یک حکومت است، نشانه زوال یک زندگی شخصی نیز می باشد، چه اینکه بخش مهم امور یاد شده، از مدیریت ضعیف و ناروا نشأت می گیرد، چه در مسائل سیاسی باشد و چه اقتصادی و اجتماعی.
امید آنکه جوامع اسلامی به اهداف اصیل حکومت الهی آگاه شده، در تحقق آن جهاد و اجتهاد کنند و با قیام و اقدام خود، هر گونه عامل تامین کننده را فراهم نمایند و با ایثار نفس و نثار نفیس، هر گونه مانع را بر طرف سازند تا عدل الهی در زمین مستقر گردد.

ضرورت حضور و بیداری مردم

انقلاب شکوهمند اسلامی، شهیدانی از روحانیت و مراجع علمی و دانشگاهی، دانشمندان مشهور و جوانان برومند، و زنان و مردان محروم و مستضعف ایثارگر، نثار اسلام کرد. حفظ خون این شهیدان گرانقدر، مسوولیت بزرگی است بر عهده ما که این مسوولیت سنگین را امیرالمومنین علیه السلام در آن نامه ای که جداگانه برای مردم مصر نوشت بیان فرمودند. این نامه، غیر از آن فرمان معروف است که حضرت به مالک اشتر (رض) دادند و در آن، آداب کشورداری و وظایف والی اسلامی را مقرر داشتند و مالک را به انتخاب وزیران و قضاوت شایسته و امور دیگری توصیه نمودند. این نامه دوم نیز که آن حضرت به مردم مصر نوشتند، در نهج البلاغه موجود است.
آن حضرت در این نامه خطاب به مردم مصر فرمودند: ای مردم مصر نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی علیه السلام داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می خورید، به این اکتفا نکنید که رهبری چون علی و نماینده ای علوی چون مالک دارید، ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستیم و جامعه ای که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی کند: من نام لم ینم عنه (515) اگر می خواهید انقلاب اسلامی در مصر مستقر شود و عمرو عاص ها در قلمرو دین طمع نکنند، بیدار باشید تا دشمن بیدا نتازد. این بیان نورانی، شعار انقلابی رهبر مسلمین، حضرت امیرالمومنین علیه السلام است: هر آن غافل زید، غافل خورد تیر شیطان، چه در جهاد اصغر و چه در جهاد اکبر، از راهی می آید که انسان از او غفلت دارد: انه یراکم هو و قبیله من حیث ترونهم (516) تیعنی شیطان و استادش از راهی بر شما می تازند که شما آنان را نمی بینید. بنابراین اگر حضرت علی علیه السلام آن نامه تاریخی را برای رهبر مصر، مالک اشتر (رض) مرقوم فرمود، نامه جداگانه ای نیز برای مردم مصر نوشت که در آن فرمود شما هرگز صحنه را ترک نکنید؛ زیرا و ان اخا الحرب الا رق، من نام لم ینم عنه (517) مرد جنگجو بیدار است و جنگ و جهاد، با خوابیدن نمی سازد، جامعه جنگ آور، همواره بیدار است و از همه ابعاد کشور خود باخبر است، چنین جامعه ای، هم می داند که در داخل چه می گذرد و چه باید بشود، و هم می داند که از خارج چه می آید که نباید بیاید.
آنگاه حضرت علی علیه السلام دستوری به سربازان و رزمندگان اسلام می دهد: لا تذقوا النوم الا غراراً او مضمضه (518) همان گونه که در هنگام وضو گرفتن آبی را در فضای کام خود می ریزید و آن را مضمضه می کنید و فرو نمی برید، در حال جنگ نیز خواب را در حد مضمضه به شبکه چشمتان برسانید و نه در حد فرو بردن، زیرا جامعه جنگی، اهل خواب نیست.
این دستور علوی هم اکنون نیز زنده است، یعنی اگر مسوولین کشور به وظایف خود وفادار نباشند، خوابیده اند، اگر امت اسلامی در همه مراسم اجتماعی و سیاسی در صحنه حضور پیدا نکند، خوابیده است، اگر تلاش اسلام شناسان بر این محور نباشد که معارف بلند و عمیق دین را از چنگال و حجاب و هم و خرافات رها کنند، خوابیده اند، اگر احکام دانان دین نکوشند تا احکام الهی در جامعه به درستی تبیین و اجرا شود، خوابیده اند، اگر حکم شناسان دین تلاش نکنند تا کلمات حکیمانه کسی که می گوید: اعطیت جوامع الکلم (519) به درستی شناخته و عرضه شود، خوابیده اند، و اگر جامعه بخوابد، قطعاً بیگانگان بیدار می تازند.
اگر انقلاب اسلامی ایران، تداوم راه انبیاست که هست و اگر وعده نصر و پیروزی خداوند سبحان برای رسولان خود که فرمود: کتب الله لا غلبن انا و رسلی (520) و نیز فرمود: و لینصرون الله من ینصره (521) قطعی است که هست، ما نیز در تداوم انقلاب اسلامی، همچون گذشته کوشا خواهیم بود و چشم امید به امدادهای غیبی خواهیم داشت و نصرت و یاری خداوند نصیب ما خواهد شد.

توطئه دشمن و لزوم هوشیاری

بیداری مردم، نگهبان خوبی برای صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی، است چه اینکه خفتگی آنان سبب تهاجم بیگانگان خواهد بود و میزان بیداری هر امت، مرهون مقدار هوشیاری آنان است و به قدر هوشیاری خود، در ستیز با مهاجمان ضد دین موفق خواهند بود. ضریب ستیز دشمنان دین را قرآن کریم چنین ترسیم می فرماید:
1 - صهیونیست ها و اسرائیلی صفتان، همواره نقشه شوم تازه طرح می کنند: لا تزال تطلع علی خائنه منهم (522)
2 - انگیزه خیانت آنان، تنها در مسایل سیاسی و نظامی و اقتصادی و.. خلاصه نمی شود، بلکه می کوشند که اسلام زدایی کنند و مسلمانان را از اسلام خارج سازند و لا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم استطاعوا.... (523)
-3 هدف صاحبان مکاتب گوناگون الحاد یا شرک یا کفر نسبی، فقط خارج ساختن مسلمانان از حوزه اسلام نیست، بلکه داخل ساختن مسلمانان در قلمرو مکتب ضلال خود و تابع ساختن و ذلیل کردن آنان را هدف نهائی خود قرار داده اند: و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم (524)
4 - برای نیل به این هدف شوم، از جاسوسان و نفودیان مدد می گیرند: و فیکم سماعون لهم (525)
اکنون سر توصیه حضرت امام خمینی (رض) که همگان را به بیداری و شناخت خطر دشمن و نفوذ آنان در متن جامعه و به ویژه در حوزه و دانشگاه، و به ضرورت دفاع گسترده در مقابل تهاجم تیغ تبلیغ اغیار دعوت می نمودند، روشن می شود، چنانکه راز وصیت ایشان به دولتمردان در تهذیب نظام از کارگزاران بزه کار و جذب خدمتگزاران شیفته خدمت و نه تشنه قدرت، و سپردن کار به دست مدیران پارسا و مدبران وارسته، مخصوصاً از خاندان معظم شهیدان، اسیران، مفقودان، ایثارگران، و توجه خاص به جانبازان آشکار می شود.
امید است امت اسلامی سراسر جهان، بالاخص ملت سرافراز و متعهد ایران اسلامی که اوصیای راستین این وصیت نامه الهی - سیاسی امام خمینی اند، همه مضامین بلند و آموزنده آن را به دقت عمل نمایند تا روح پر فتوح حضرت امام خمینی (قدس سره) در جوار انبیا علیهم السلام شاد و از همگان خوشنود باشد.