ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

عناصر محوری نهضت امام خمینی (رض)

اکنون، تحلیل برخی از عناصر محوری نهضت امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)، در ضمن چند نکته ارائه می گردد.

یکم: هدف و اهتمام امام خمینی (رض)

امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) در هدم جاهلیت طاغوت و کشف نقاب از چهره ملکوتی اسلام ناب محمدی صلی اللَّه علیه و آله، به چهار امر ذیل اهتمام داشتند:
1 - هدف امام راحل (رضوان الله تعکالی علیه) جز رضای خدا و احیا کلمه علیای الهی چیز دیگری نبود، زیرا رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله چنین فرمود: من اصبح من امتی و همته غیر الله فلیس من الله (477) هر فردی از امت اسلامی، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چیزی غیر از خداوند باشد، از خدا بیگانه است و چنین شخصی الهی نمی اندیشد و برای خدا کار نمی کند و در نتیجه، حشر او نیز با انگیزه موهوم غیر خدایی خواهد بود.
2 - اهتمام به امور مسلمین، اعم از ساکنان ایران و غیر ایران، مهم ترین شاغل فکری آن حضرت بود، زیرا رسول گرامی اسلام صلی اللَّه علیه و آله چنین فرمود: من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم (478) یعنی هر کسی برای حل دشواری های جامعه اسلامی یا آحاد آنان همت نورزد، از قلمرو مسلمین خارج است و اسلام او کامل نیست.
3 - اهتمام به امور جامعه انسانی، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، برای امام راحل (رض) جاذبه فراوانی داشت، پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله در این باره می فرماید: من یسمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم (479) هر کسی ندای مظلومیت فردی را بشنو که از جامعه اسلامی کمک طلب می نماید - چه آن استعاثه کننده مسلمان باشد و چه غیر مسلمان و جواب مثبت و سودمندی به او ندهد، از حوزه اسلام کامل بیرون است.
4 - حفظ استقلال و عزت در برابر دولت طغیانگر و حاکم جبار، چه داخلی و چه خارجی، از ویژگی های نهضت امام خمینی (قدس سره) بود، چرا که رسول گرامی اسلام صلی اللَّه علیه و آله در این باره چنین می فرماید: من اقر بالذل طائعاً فلیس منا اهل البیت (480) یعنی هر کس در برابر ظالم، اظهار مذلت کند و با طوع و رغبت در برابر ستم تسلیم گردد، با خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام بیگانه است، زیرا آن ذوات نورانی، مثل اعلای عزت خواهی و ستم ستیزی اند، و فرموده اند: ضیم و خواری را جز فرومایه کسی تحمل نمی کند: لا یمنع الضیم الذلیل (481) همان گونه که در نظام تکوین، توحید الهی، آغاز و انجام و زیر و روی هر چیزی است: هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن (482) محور اصلی نظام تشریع احکام و همچنین تعلیم و تربیت و جهاد و اجتهاد و صلاح خود و اصلاح دیگران نیز اعتقاد به توحید خداوند است و بنابراین، عنصر اصلی در ارکان چهارگانه گذشته، همان اهتمام برای خدا و جلب رضای اوست که در سایه آن عناصر، سه گانه دیگر یعنی حل دشواری های امت اسلامی، رفع نیازهای جامعه انسانی، اعم از مسلمین و غیر مسلمین، و حفظ عزت در برابر حاکم طاغی تامین می شود و لذا تاثیر عناصر چهارگانه مزبور، طولی است نه عرضی، زیرا در منطقه تشریع، چیزی همتای جلب رضای خدا نیست چه اینکه در نظام تکوین، چیزی شریک خدا نخواهد بود: لیس کمثله شی (483) و در نتیجه لیس کثل الاهتمام لرضائه شی
اول کسانی که برای اقامت مکتب و تمامیت دین حنیف الهی قیام نمودند و دیگران را اقامه کردند، خود اهل بیت علیهم السلام و به ویژه سالار شهیدان، حضرت حسین بن علی علیهماالسلام بودند. آن حضرت که نه همتی غیر از خدا داشت و نه از اهتمام به امور مسلمین تعلل می ورزید و نه از همت گماردن به حل دشواری های جامعه انسانی، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، سهل انگاری را روا می داشت و نه در برابر حاکم طاغی تسلیم می شد.
شعار دلپذیر حضرت ابا عبدالله علیه السلام: هیهات منا الذله، یابی الله لنا ذلک و رسوله و المومنون و حجور طابت وطهرت (484) و ندای دل انگیز ایشان که فرمود: لا والله لا اعطیکم بیدی اعطا الذلیل و لا افر فرار العبید (485) درباره عزت و حفظ استقلال است. در انحصار اهتمام آن حضرت به توحید الهی نیز همین بس که در مساله شناخت خداوند چنین فرموده است: به توصف الصفات و به تعرف المعارف لا بها یعرف (486) یعنی خداوند به وسیله اوصاف، وصف نمی شود و به وسیله معروفی شناخته نمی شود، بلکه هر معروفی، توسط ذات اقدس خداوند شناخته می گردد. اگر انسان صالح سالکی به بارگاه رفیع معرفت توحیدی بار یافت، به گونه ای که همت او در اصل شناخت، فقط معطوف خداوند شد و در پرتو عرفان الهی، غیر او را شناخت، هرگز غیر او را وجهه همت خویش قرار نمی دهد.
امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) در این امر مهم توحیدی، به سرور آزادگان جهان حضرت سیدالشهدا علیه السلام اقتدا نمود و چهره هستی خویش را متوجه جلب رضای الهی کرد و خشنودی غیر او را معیار قیام خود قرار نداد و این بینش توحیدی، در تمام مراحل اقدام خالصانه ایشان، چه در غربت و چه در قربت، چه در سرا و چه در ضرا چه در کربت و چه در عزت، چه در اسارت و چه در امارت و بلکه در اوج واقعی و هم در حضیض ظاهری، خلوص عمل برای خدا مشهود بود.

دوم: دوری امام خمینی (رض) از دنیاگرایی

انگیزه نهضت امام راحل (قدس سره) که مطیع و تابع امام معصوم علیه السلام بود، همان است که در سخنان گهربار امیرالمومنین علیه السلام و بیانات سودمند سیدالشهدا علیه السلام در تبیین قیام آن ذوات نورانی بیان شده است: اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافساً فی سلطان و لا التماساً من فضول الحطام ولکن لنری المعالم من دینک و نظهر الا صلاح فی بلادک و یامن المظلمون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک (487) پروردگارا! تو می دانی که قیام و اقدام مجاهدانه ما، برای رغبت در سلطنت مادی و بهره برداری از متاع زائد و پوسیده و پژمرده دنیا نبود، بلکه برای دیدن و نشان دادن و برگرداندن علامت های دین تو و برای اصلاح در شهرهای تو بود، و برای آنکه بندگان ستمدیده ات در امان باشند و به فرائض و سنن و احکام تو عمل شود. آنگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام چنین فرمود: فان تنصرونا قوی الظلمه علیکم و عملوا فی اطفا نور نبیکم و حسبنا الله و علیه توکنا و الیه انبنا و الیه المصیر (488)، پس اگر شما ما را یاری نکردید و با ما به عدل و انصاف رفتار ننمودید، ظالمان بر شما چیره می شوند و اولین خطر آنان این است که در خاموش کردن نور وحی و چراغ نبوت می کوشند. البته حسین بن علی علیه السلام خود بدون مساعدت مردمی قیام نمود، چرا که خداوند را حسیب و کافی دانست و بر او توکل کرد و به او رجوع نمود که صیرورت و تحول همه اشیا به سوی خداست.
برای آشنایان به برنامه های مبارزاتی امام خمینی (رض) از صدر نهضت تا ساقه آن، از آغاز مهاجرت تا پایان مراجعت، از بد قیام تا ختم ظفر، در خلوت و جلوت، در خوف و رجا، و در خصب و قحط و رخص و غلا، در کرب و فرج، و در هزم و فتح هر گونه تناقس در جاه و مقام را مطرود می دانست و هر گونه اسراف و اتراف و رفاه طلبی را محکوم می کرد و از عطله احکام و حدود الهی رنج می برد و در اجرای آنها از هیچ مساعدتی دریغ نمی کرد و از محرومان و مستضعفان حمایت کامل می نمود و رنج دیدگان عصر جاهلیت پهلوی و مجاهدان نستوه زمان انقلاب و دفاع مقدس را ولی نعمتان انقلاب اسلامی می دانست و هماره، از خطر استکبار جهانی و صهیونیست بین الملل که در اطفا نور وحی و چراغ رسالت سعی بلیغ داشته و دارند، سخن به میان می آورد و راه ستم ستیزی را چونان اجداد کرام خود می پیمود و آن را با تحریک قیادی خویش، به دیگران می آموخت.