ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

محرک قیادی و محرک سیاقی

فرق امام راحل (قدس سره) با عالمان دیگر این بود که آنان می گفتند: مردم! قیام کنید، حرکت کنید، بشورید نه جامع دیروز سخن چنین عالمی را گوش داد و نه امروز گوش می دهد. مردم سخن کسی را که نشسته است و فرمان قیام می دهد گوش نمی دهند. امام خمینی (رض) نفرمودند: مردم! بروید بلکه فرمود: من رفتم، شما هم بیایید! فرق ایشان با دیگران در این بود که آنان می گفتند بر شما واجب است مبارزه کنید، یعنی آنان محرک سائق بودند و می خواستند مردم را از پشت سر سوق بدهند و لذا مردم نیز گوش نمی دادند، اما امام امت رض، خود جلو افتاد و سالیان متمادی اهانت و فحش شنید، تبعید و زندان و سختی را تحمل کرد، شهید داد، بخش زیادی از راه مبارزه را به تنهایی طی کرد و مردم را به تاسیس حکومت الهی دعوت نمود و مردم نیز لبیک یا امام! گفتند و به دنبال ایشان حرکت کردند. حضرت امام (قدس سره)، محرک قیادی بودند و آن دیگران، محرک سیاقی آنان می خواستند از پشت سر مردم را به حرکت سوق بدهند، ولی امام، خود قائد شد و در پیش مردم به راه افتاد و آنان را رهبری کرد. البته در تمام مراحل قیام قیادی امام راحل (رض)، یاران معدودی بودند که ایشان را در همه حال همراهی می نمودند، به ویژه مراجع بزرگوار تقلید که غفلت از مساعدت، معاضدت، معاونت، مشاورت، و هم آوائی آن آیات عظام در تمام مراحل و منازل و مقاصد و مآرب، یا تغافل از آن همه هماهنگی ها، اعتسافی است بدور از انتصاب و انصاف
بنابراین، در سایه تحولی که امام راحل (قدس سره) در فقاهت اسلامی و در فرهنگ مردم ایران ایجاد کرد، مردم بالا آمدند و نه تنها اهل فرهنگ، که اهل آهنگ و قصد شدند و لذا امتی شدند که در پی امام خود، با حرکت توفنده و سیل گونه جریان داشت.
بوعلی (رحمةالله) در کتاب منطق شفا، پس از نقل سخنانی از ارسطو، او را به عظمت یاد می کند و می گوید: تامل کنید در آنچه این مرد بزرگ گفته است و ببینید که پس از او تا زمان قریب به هزار و سیصد و سی سال گذشته، آیا کسی آمده است که تقصیر و کوتاهی او را تصدیق کند و آیا نابغه ای پس از او آمده است که در این فن چیزی را بر گفته های او اضافه کند؟ هرگز! بلکه او آنچه آورده، تام و کامل است. (469) سبب این تعظیم بوعلی (ره) از ارسطو، علاوه بر جامع بودن بیان ارسطو درباره سفسطه و گروه های سوفسطایی، به لحاظ آن است که ارسطو، درباره صعوبت اندیشوری و تفکر عقلی، تنها به نصیحت و دستور احتیاطی اکتفا نکرد چنانکه بسیاری از عالمان دیگر چنین کردند، بلکه علاوه بر آن، برای معیار اندیشه درست، طرح و راه عملی را نیز ارائه نمود، عالمان دیگر مانند کسانی بودند که ربه رهنوردان راهی توصیه می کردند که برای آسیب ندیدن پایشان، پوستی را به پای خود ببندند، ولی به آنان نمی گفتند که این پوست، چگونه پوستی باشد و چگونه بریده شود و چگونه دوخته شود و.. اما ارسطو، کفشی راهوار درست کرد تا راهیان کوی اندیشه آن را بپوشند و فرمود: ای سالک کوی اندیشه! در تمام مراحل فکری، موازین اندیشه را رعایت نما، یعنی توجه کن که این صغرای تو و آن هم کبرا، بگو: أ، ب است، ب، ج است، پس الف، ج است. اگر در هر استدلالی، با این قالب گیری و پای افزار حرکت کردی، به مقصد می رسی وگرنه درخواهی ماند
غرض آنکه، اگر امت ایران اسلامی، امام خود را با نظر تکریم و تعظیم یاد می کند، برای آن است که ایشان، نصیحت تنها نکردند و تنها احکام اسلامی را در کتاب های علمی ننوشتند، بلکه برای اجرای احکام و معارف دین، طرح عملی دادند. با این شرایط، سازماندهی فقه، به دست با کفایت آن رهبر عظیم الشان صورت گرفت، بخش قابل توجه و مهم آن، از 15 خرداد 1342 هش آغاز گشت و در 22 بهمن 1357 هش به ثمر نشست.

بخش سوم: امام خمینی (رض) و عزت مردم

امت ایران اسلامی، لولو گران بهای عزت و شرف، و گوهر گرانسنگ سعادت و سیادت و در گرانمایه مجد و کرامت را به رهبری امام راحل (قدس سره) بدست آورد و البته آن حضرت نیز همه این فضائل و برکات را از حضرت نبی اکرم صلی اللَّه علیه و آله و امیرالمومنین و سیدالشهدا و دیگر ائمه معصومین (علیهم السلام) به ارث برده است.

از زمین جاهلیت تا آسمان مدنیت

مرحوم شیخ مفید (قدس الله روحه الزکیه) می گوید: علی بن ابی طالب علیه السلام فرموده است: من در سفری دیدم که نبی اکرم صلی اللَّه علیه و آله برای آگاهی از وقت ظهر، به چهره آسمان می نگرد و در آن هنگام به من فرمود: ای علی! اگر کسی به وقت نماز اهتمام ورزد و نماز خود را اول وقت بخواند، من برای او راحتی در هنگام مرگ، و از بین رفتن هم و حزن، و نجات از آتش را ضمانت می کنم: ما من عبد اهتم بمواقیت الصلاه و مواضع الشمس الا ضمت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار (470) آنگاه فرمود: یا علی! عرب در جاهلیت شتربان بود و فقط در این فکر بود که شتر، چه وقت می خوابد، چه وقت بر می خیزد، و چه وقت شیر می دهد. این عرب که چشمش تنها به شتر بود، با آمدن وحی، چشمش به شمس و آفتاب شد: کنا مره رعاه الابل فصرنا الیوم رعاه الشمس (471) ما به برکت اسلام، از زمین جاهلیت به آسمان مدنیت رسیده ایم، تاکنون زمینی بودیم و اکنون آسمانی شده ایم. ما دیروز با شتر رابطه داشتیم، ولی امروز با شمس سخن می گوییم، به برکت نبوت و امامت و ولایت بود که عرب عصر جاهلیت، از شتربانی به شمس بینی عروج کرد، هم اهل شمس صورت شدیم و هم اهل شمس سیرت
مردم گرانقدر ایران زمین نیز که در جاهلیت ستمشاهی، یک استعمارگر غربی را همانند مردم سائر ممالک استعمار زده صاحب خطاب می کرد، اکنون به برکت ولی مسلمین، امام راحل (رض) موفق شد که عروج کند و توجهش از زمین استعمار به آسمان استقلال معطوف گردد و اکنون ما به جایی رسیده ایم که شمس می نازد و قمر می بالد که به چنین مردمی پرتو افکند.
صبح امید که بد معتکف پرده غیب - گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل - همه در سایه گیسوی نگار آخر شد