ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

امام خمینی (رض) و اوج تکامل ولایت فقیه

اوج این تطور فکری توسط سیدنا الاستاد، حضرت امام خمینی (قدس سره) صورت پذیرفت. ایشان کاری را که در محور فقه انجام دادند، این بود که دست ولایت فقیه را که تا آن زمان مظلوم واقع شده بود و در محدوده مسائل فرعی محبوس بود، گرفتند و از قلمرو فقه بیرون آوردند و در جایگاه اصلی خود یعنی علم کلام نشاندند و سپس این مساله را با براهین عقلی و کلامی شکوفا ساختند به نحوی که بر همه مسائل فقه سایه افکند و نتایج فراوانی به بار آورد که یکی پس از دیگری شاهد آن بودیم.
از نظر امام خمینی (رض)، فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت امام زمان (عج) همه سمت های اعتباری امام معصوم علیه السلام را داراست و آن هم نه در حد حق و سمت وضعی محض، بلکه همراه با تکلیف الزامی، یعنی بر فقیه واجب است که نظام اسلامی را تاسیس کند و در برابر طغیانگران به مقابله برخیزد و با جهاد و اجتهاد، و با ایثار و جانبازی و نثار همه امکانات، ستم سوزی کند و حکومت اسلامی را بر اساس کتاب و سنت معصومین علیهم السلام پی ریزی نماید و همان راه سیدالشهدا، حضرت حسین بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام را طی کند، بلغ ما بلغ

امام خمینی (رض) از دیدگاه کلام به فقه نگریست

هنگامی که ولایت فقیه به عنوان یک مساله کلامی و در قلمرو علم کلام مطرح شد و روشن گردید که تعیین ولی و سرپرست جامعه اسلامی مربوط به فعل خداوند است، این کلام، فقه را مشروب می کند و بر آن سایه می افکند و آنگاه است که انسان، سراسر فقه را با دیدگاه کلامی می نگرد و برای مطالب فرعی فقه، صاحب و مسوول می بیند و در نتیجه، مسائل فقهی، سازماندهی می شود و از آشفتگی بیرون می آید.
اینکه حضرت امام قدس سره به طور مکرر در گفتار و نوشتار خود فرموده اند اگر کسی سراسر دین را بررسی کند، خواهد دید که دین، سیاست را به همراه دارد وسائس و مجری را از نظر دور نداشته، سرش آن است که ایشان از دیدگاه کلام به فقه نگریسته و از افق برتری فقه را شناخته است. فقه شناسی مساله ای کلامی است نه فقهی. در صدر و ساقه علم فقه، مساله ای نداریم که بیان کند فقه برای چیست و از آنچه بر می آید. شناخت فقه، بررسی کار خدا و شناخت قانون الهی است و این کار، یک کار کلامی و خارج از قلمرو علم شریف فقه است.

امام خمینی (رض) و فقه جواهری

سر اینکه امام راحل (قدس سره) اصرار داشتند بر اینکه فقه با روش جواهر پویا شود (459) چشیدن طعم فقه، نتیجه نگاه برون فقهی و نگاه کلامی به فقه داشتن است. برهانه و استدلالی که مرحوم صاحب جواهر (رض) در کتاب شریف جواهر الکلام، درباره ولایت فقیه اقامه می کند، صبغه کلام دارد، اگر چه آن را در فقه مطرح کرده اند ایشان می فرماید چون در زندگی عصر غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود یک نظام ضروری است و نظام نیز یک نظام الهی است، یقیناً خداوند برای اداره این نظام، کسی را پیش بینی کرده است تا او حدد الهی را بشناسد و اجرا نماید. این سخن، صبغه کلام دارد که در کتاب فقه، از زبان یک فقیه بیان شده است.
گاهی انسان در درون فقه حرکت می کند و از بیرون و بالا، بر کل فقه نگاه می کند و لذا احاطه لازم را ندارد، ولی صاحب جواهر (رض)، این هجرت و برون نگری را داشت و سر از کتاب فقه برداشت و از خود سوال کرد: آیا این قوانین فقهی، مجری و متولی نمی خواهد؟ آیا این قطار فقه و این واگن ها و ابواب به هم پیوسته اش که در حال حرکت است، اداره کننده ای نمی خواهد؟ البته فقیهان نامور امامیه (رضوان الله علیهم) عموماً، و بزرگ فقیه نامدار، مرحوم صاحب جواهر (قدس سره) که مساله ولایت فقیه را مطرح کرده و آن را به عظمت یاد کرده خصوصاً تا محدوده چشیدن طعم فقه را رفته اند، اما چشیدن طعم فقه، غیر از آن است که انسان این شرت را از چشیدن به نوشیدن، و از ذوق به شرب و از شرب به شناگری، و از شناگری به غواصی برساند، غواصی در کوثر ولایت فقیه را فقط حضرت امام خمین (رض) انجام دادند.