ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

سفرهای چهارگانه

باید عنایت داشت که در همه مکاتب الهی، برای انسان، سفرهای چهارگانه ای وجود دارد که عبارتند از:
اول: سیر من الخلق الی الحق که سالک در این سفر، از خلق به سوی حق سفر می کند، حق را می شناسد و او را باور می کند.
دوم: سیر فی الخلق بالحق که همان سفر وسیر سالک است در اسما حسنی و اوصاف حق تعالی.
سوم: سیر من الحق الی الخلق بالحق سالک در این سفر خود، از خدا به سوی خلق سیر می کند و خلق را با دیده الهی می شناسد.
چهارم: سیر فی الخلق بالحق که سالک با دید وحدت الهی، در کثرت خلق سیر می کند.
این سفرهای چهارگانه نشان می دهد که یک متفکر و عارف الهی، همواره حق محور است و بر خلاف مکتب های مادی خلق مدار، او در همه سفرهای درونی خود، بر محور حق سیر می کند و همه مکاتب الهی، بر این اساس پایه گذاری شده اند.

سیر نظری و سیر بصری امام (رض)

اسفار چهارگانه یاد شده را برخی با نظر و فکر طی می کنند و برخی با بصر و دل. صاحب نظران، با فهمیدن به آن سیر می روند و صاحب بصران، با دیدن آن را می نوردند، عده ای با عقل این راه را می پیمایند و گروهی با قلب. و چون قلب و بصر انسان برای دریافت معارف و حقایق الهی قوی تر است، آنچه را که عارف به ثمر می رساند، بیش از آن چیزی است که حکیم به بازار اندیشه عرضه می کند.
امام خمینی رض هم در بخش صاحب نظران حضور دارد و هم در صحنه صاحب دلان. او در میان صاحب نظران، یک اندیشمند فائق است و در میدان صاحب دلان، یک صاحب بصر صائب. گواه این سخن آن است که ایشان، هم در براهین فکری، نقدی قابل توجه بر بزرگان دارد
و هم در مسائل عرفانی، بر ره آورد صاحب بصران، نقدی عمیق و عارفانه دارد؛ مثلا بر تحلیل و توجیه اسفار اربعه، آن گونه که عارف نامدار، میرزا محمدرضا قمشه ای (قدس سره) بیان می کند، نقد داشته و آن را ناتمام می داند و اسفار مزبور را به سبک خاص خود تبیین کرده است و سر مطلب این است که هر چه بصر قوی تر باشد، ره آورد آن نیز بیشتر و بهتر خواهد بود.

امام خمینی (رض)، مهندس معمار اسلام

برخی، راه اسلام را مهندس گونه می روند و عده ای، مهندسی شان با معماری آمیخته است. تفاوت مهندس محض با مهندس معمار این است که یک مهندس، بر روی صفحه کاغذ نقشه می کشد و تنها با قلم و کاغذ و ترسیم خطوط ریاضی سر و کار دارد و اگر چه می فهمد که چه می کند و چه نقشه ای می کشد، ولی کار او منحصر به طرح نقشه در چهره کاغذ است، ولی مهندس معمار، علاوه بر آنکه با قلم خود نقشه می کشد، آنچه را که ترسیم نموده، در صحنه ساختمان نیز پیاده می کند و روشن است که چنین مهندسی، به مراتب قوی تر، و دقیق تر از کسی است که تنها بر روی کاغذ قلم می زند، زیرا که علم یکی در حد تئوری است، اما آن دیگری، با اجرای آن طرح و نقشه کمال و نقصان آن را در خارج می یابد و به زوایای نقشه خود آگاهی بیشتری خواهد داشت.
حضرت امام خمینی (قدس سره) نه تنها مهندس اسلام بود، معمار اسلام نیز بود، ایشان نه تنها فهمید که دین درباره مسائل متنوع فردی و اجتماعی و نیز درباره شوون گوناگون مطالب اجتماعی چه می گوید و آنها را به صفحه کتاب آورد، علاوع بر آن کوشید تا دین را از صفحه کتاب بیرون آورد و در صحنه جامعه پیاده کند. او معماری بود که بر اسلوب هندسه اسلام شناسی، ساختمان عظیمی را پی افکنی کرد و بالا آورد و آن را چون بنیان مرصوص ساخت.