ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

بخش اول: امام خمینی رضوان الله تعالی وارث خلافت انبیاء

عالمان ربانی، وارثان انبیا الهی اند و انبیا (علیهم السلام)، خلفای خداوند می باشند و خلفای الهی، مظهر اسم عظم اند. پس برخی از عالمان ربانی می توانند خلیفه حق و جامع جمال و جلال الهی باشند که این افراد، بسیار اندک و جز نوادرند
امام خمینی قدس سره در مرحله سوم یعنی پس از انبیا الهی و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین خلیفه حق و مظهر این نام الهی بود. او در زمینه های علمی، به حسب حصه وجودی و تعین هستی خاص خویش، مظهر اسم علیم بود و در زمینه های عملی، مظهر اسم قدیر، و چون در راه دین گام برداشت و تمام هجرت و جهاد و اجتهاد او برای برافراشتن کلمه الله بود: لتکون کلمه الله هی العلیا (445) پس او به قدر سعه وجودی خود، مظهر حی قیوم گشت.
همان گونه که بهشتیان زنده اند و هرگز نمی میرند، مردان الهی نیز که برای حفظ شریعت و احیای دین الهی تلاش می کنند و در این باره هر رنجی را برای دین خدا تحمل می کنند، کله علیای خداوند گشته، هماره باقی خواهند بود. چنین عالمانی، مشمول بیان نورانی امیر بیان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام هستند که فرمود: العلما باقون ما بقی الدهر (446) سر این سخن آن است که کامل ترین ولی خدا در عصر ما، وجود مبارک امام زمان ارواحنا فداه است که از آن حضرت، به عنوان بقیه الله یاد می شود، یعنی امام عصر (عج) به ابقای الهی و بلکه به بقای الهی، باقی است در درجه نخست و بالذات، فقط ذات اقدس اله ماندنی است: هو الباقی و پس از او، خلفا و مظاهر اویند که باقی اند و پس از آنان، عالمان عادل که وارثان انبیا و امامان علیهم السلام می باشند، باقی به بقای الهی اند.
امام راحل قدس سره در میان عالمان ربانی، همچون ستاره فروزان و قدر اول ستارگان درخشان گنبد میناست. او در سلسله عارفان محقق جای داشت و در عین حال، از همه آنان فاصله گرفت. آنان در سیر به سوی خدا و تقرب به او و بریدن از خلق. من الخلق الی الحق متوقف گشته بودند ولی ایشان برای اصلاح زندگی انسان و حاکمیت قانون خدا، به سیر بالحق فی الخلق رسید. گفته اند که مرد باطنی (عارف)، پس از آرامش و اطمینانی که در سیر معنوی برایش حاصل می شود، نمی خواهد به زندگی این جهان باز گردد و در آن هنگام که به ضرورت باز می گردد، بازگشت او برای همه بشریت سود چندانی ندارد، اما امام راحل (رض) که وارث انبیا الهی بود، همانند آنان، بازگشت و در جریان زمان وارد گردید تا زمام تاریخ را به دست گیرد و جهان تازه ای از کمالات مطلوب را خلق کند و برای همگان مفید باشد

سفرهای چهارگانه

باید عنایت داشت که در همه مکاتب الهی، برای انسان، سفرهای چهارگانه ای وجود دارد که عبارتند از:
اول: سیر من الخلق الی الحق که سالک در این سفر، از خلق به سوی حق سفر می کند، حق را می شناسد و او را باور می کند.
دوم: سیر فی الخلق بالحق که همان سفر وسیر سالک است در اسما حسنی و اوصاف حق تعالی.
سوم: سیر من الحق الی الخلق بالحق سالک در این سفر خود، از خدا به سوی خلق سیر می کند و خلق را با دیده الهی می شناسد.
چهارم: سیر فی الخلق بالحق که سالک با دید وحدت الهی، در کثرت خلق سیر می کند.
این سفرهای چهارگانه نشان می دهد که یک متفکر و عارف الهی، همواره حق محور است و بر خلاف مکتب های مادی خلق مدار، او در همه سفرهای درونی خود، بر محور حق سیر می کند و همه مکاتب الهی، بر این اساس پایه گذاری شده اند.

سیر نظری و سیر بصری امام (رض)

اسفار چهارگانه یاد شده را برخی با نظر و فکر طی می کنند و برخی با بصر و دل. صاحب نظران، با فهمیدن به آن سیر می روند و صاحب بصران، با دیدن آن را می نوردند، عده ای با عقل این راه را می پیمایند و گروهی با قلب. و چون قلب و بصر انسان برای دریافت معارف و حقایق الهی قوی تر است، آنچه را که عارف به ثمر می رساند، بیش از آن چیزی است که حکیم به بازار اندیشه عرضه می کند.
امام خمینی رض هم در بخش صاحب نظران حضور دارد و هم در صحنه صاحب دلان. او در میان صاحب نظران، یک اندیشمند فائق است و در میدان صاحب دلان، یک صاحب بصر صائب. گواه این سخن آن است که ایشان، هم در براهین فکری، نقدی قابل توجه بر بزرگان دارد
و هم در مسائل عرفانی، بر ره آورد صاحب بصران، نقدی عمیق و عارفانه دارد؛ مثلا بر تحلیل و توجیه اسفار اربعه، آن گونه که عارف نامدار، میرزا محمدرضا قمشه ای (قدس سره) بیان می کند، نقد داشته و آن را ناتمام می داند و اسفار مزبور را به سبک خاص خود تبیین کرده است و سر مطلب این است که هر چه بصر قوی تر باشد، ره آورد آن نیز بیشتر و بهتر خواهد بود.