ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

ویژگی های فقیه جامع الشرایط

1 - اجتهاد مطلق

اسلام یک مجموعه منسجم است به گونه ای که دیانت آن، عین سیاست است و سیاست آن، عین دیانتش می باشد و فهم درست و کامل ره آورد وحی، زمانی صورت می گیرد که فقیه، به همه ابعاد آن آگاه باشد و از اینرو، اسلام شناس واقعی کسی است که در همه اصول و فروع، در عبادات و عقود و احکام و ایقاعات و سیاست اسلامی مجتهد باشد. بنابراین، کسی که در تحلیل همه معارف دین، اجتهاد مطلق ندارد و به اصطلاح، مجتهد مطلق نیست، بلکه مجتهد متجزی است، صلاحیت ولایت بر جامعه اسلامی و اداره آن را ندارد و همچنین فقیهی که ابعاد سیاسی اسلام را خوب نفهمیده است، توان چنین مسوولیت عظیمی را نمی تواند داشته باشد.
فقیه حاکم بر نظام اسلامی که در عصر غیبت، مجری و حافظ و مبین قرآن است، باید به تمام جوانب آن آگاه باشد. او باید علاوه بر شناخت احکام و معارف قرآن کریم، درباره انسان و جامعه اسلامی، روایات رسیده از عترت (علیهم السلام) را نیز به خوبی بررسی نماید و به شناختی کامل و جامع از احکام اسلام برسد. اگر شخصی برخی از مسائل اسلامی برایش حل نشده و خود نمی تواند آنها را عمیقاً بررسی نماید، او ولی مسلمین نیست، یعنی نه مرجع فتواست و نه مصدر ولایت نه می تواند فتوا بدهد و نه می تواند اسلام را به اجرا در آورد.
فقیهی که شعاع عملش همدوش شعاع فقه باشد و بتواند مسائل جدید و مستحدثه مسلمین را حل کند و آنها را بر اصول و فروع دین تطبیق دهد، او مجتهد مطلقی است که در صورت واجد بودن شرایط دیگر، می تواند مسوولیت ولایت و مدیریت جامعه اسلامی را بپذیرد و از عهده آن برآید.

2 - عدالت مطلق

فقیه جامع الشرایط، کسی است که علاوه بر جناح عقل نظری، در جناح عقل عملی نیز به مقدار ممکن کامل باشد، یعنی علاوه بر اینکه لازم است علم دین را درست بفهمد، باید آن علم را در خودش و محدوده حیاتش و در جامعه اسلامی به درستی اجرا نماید، لازم است همه وظایف دینی خود را انجام دهد و آنچه از دین باید به مردم ابلاغ کند، ابلاغ نماید و چیزی را کتمان نکند. فقیه عادل، باید به میل و هوس کاری نکند، مطیع هواهای نفسانی نگردد و گناهی از او سر نزند نه واجبی را ترک کند و نه حرامی را مرتکب شود.
شخصی که مطیع هوس است، در درون جانش بتکده ای دارد و در نهادش، بت پرستی رسوخ یافته است و در واقع، هوایش را معبود و اله خود قرار داده و همان را می پرستد: افرایت من اتخذ اله هواه (283) چنین شخصی هیچ گاه صلاحیت ولایت و هدایت مسلمین را ندارد و مشمول خطاب ابراهیم خلیل سلام الله علیه است که فرمود: اف لکم و لما تعبدون من دون الله (284) اف بر شما و بر هر آنچه غیر خدا می پرستید. این بیان عتاب آمیز، تنها شامل بت پرستان بتکده های صوری نیست، بلکه بتکده های درونی هواپرستان را نیز شامل می شود.
بنابراین، ویژگی دوم فقیه جامع الشرایط، ترک هوا و هوس و تابعیت عملی محض نسبت به احکام و دستورهای دین است. فقیه حاکم، اگر فتوا می دهد، باید خود نیز به آن عمل کند و اگر حکم قضایی صادر می کند، خود نیز آن را بپذیرد و اگر حکم ولایی و حکومتی صادر و انشا می نماید، خود نیز به آن گردن نهد و آن را نقض نکند.