ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

ج - فرایند صحیح صنعتی

پیشوایان نظام اسلامی، عهده دار ترغیب به فراگیری کامل فرایند صحیح صنعتی و تعلیم کیفیت بهره برداری از آن می باشند. قوانین الهی، ضمن ارائه خطوط کلی فراگیری آن، با نقل سیره آموزنده اسوه های تمدن و عصاره های مدینه فاضله، نحوه استفاده از مدرن ترین صنعت های هر عصر را به انسان های صالح سالک کوی سعادت می آموزند که نموداری از آن بازگو می شود:
1 - سلیمان علیه السلام که حکومت اسلامی را در پهنه وسیعی از زمین گسترش داد و به برخی از زمامداران عصر خود نامه نوشت و آنان را به اسلام فراخواند و کامیاب شد، از امکانات فراوانی برخوردار بود و قرآن کریم نحوه استفاده او از وسائل صنعتی آن روزگار را چنین بازگو می کند: واسلنا عین القطر (209) ما برای او چشمه مس گداخته را سیل گونه روان ساختیم، یعلمون ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب و قدروا راسیاب اعملوا ال داود شکراً و قلیل من عبادی الشکور (210) کارگزاران نظام اسلامی حضرت سلیمان علیه السلام هم در صنعت معماری بناهای بلند و قصرهای منیع می ساختند و هم در صنعت نقاشی و هنر، تمثال فرشتگان و پیامبران و صالحان را با زیبایی ترسیم می کردند تا ضمن تشویق به هنر و ارضای غریزه هنر جویی، روش بهره برداری درست را ارائه نمایند و اسوه ها را به صورت نقاشی، فراسوی مردم نصب کنند تا با مشاهده نقش، هنر بیاموزند و با شهود منقوش، سعادت را تحصیل کنند و نیز در صنعت فلزکاری، ظروف مورد نیاز فردی و جمعی را می ساختند تا در کنار هنر آموزی، وسائل رفاهی را فراهم نمایند و آئین بهزیستی را در سایه تامین لوازم ضروری زندگی، بیاموزند و از اینرو به ساختن ظرف های بزرگ و کاسه های عظیم و دیگ های رفیع و استوار می پرداختند و در عین حال که نعمت صنعت را بجا صرف می کردند، به شکرگزاری خداوند منان مامور شدند، خداوندی که هم نعمت مواد خام و معدنی را آفرید و هم نعمت استخراج آنها را در اذهان بشر خلق کرد و هم نعمت صنعت و ساخت و ساز وسائل سودمند را یادشان داد.
جریان ورود ملکه سبا به ساحت قدس سلیمان علیه السلام و مشاهده قصر ظریف شیشه ای و پندار آب و بالا زدن پوشش پا، شاهد بر پیشرفت صنعت معماری، هنری، و صنعتی آن عصر است: قیل لها ادخلی الصرح فلما راته حسبته لجه و کشفت عن ساقیها قال انه صرح ممرد من قواریر (211)
2 - حضرت داود که پدر سلیمان علیه السلام بود و زمینه حکومت اسلامی را با رهبری انقلاب و ستم زدائی از عصر خود آغاز کرد و از امکانات مناسبی متنعم بود، مامور شد که از نعمت غیبی خداوند که آهن سرد و سخت را در دستش چون موم نرم کرده بود، صنعت زره بافی را ارائه کند و نظم هماهنگ بندها و حلقه های زره را رعایت نماید. بیان قرآن مجید در این باره چنین است: و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال اوبی معه و الطیر و النا له الحدید (212) ان اعمل سابغات و قدر فی السرد و اعملوا صالحا (213) و علمناه صنعه لبوس لکم لتحصنکم من باسکم فهل انتم شاکرون (214)
نکته قابل توجه آن است که صنعت زره بافی، جز علوم عملی و هنری است و قابل انتقال به غیر می باشد و لذا قرآن کریم در این باره به کلمه تعلیم تعبیر نمود، ولی نرم نمودن آهن همچون موم در دست، هرگز جز علوم نظری یا عملی نیست، زیرا به کرامت روح ولی خدا و نزاهت نفس رسول حق وابسته است و به همین دلیل قرآن در این باره تعبیر را به کار نبرد، بلکه به کلمه النا بسنده نمود تا روشن شود که ین و نرم شدن آهن در دست داود علیه السلام با قدرت غیبی میسور می شود، البته آهن را از دیر زمان با آتش نرم می کردند. لیکن آن جز علوم عملی می باشد و امری عادی است نه خارق عادت، به خلاف اعجاز خارق العاده داود علیه السلام.
3 - نوح، شیخ الانبیا علیه السلام که نه تنها در مساله وحی و نبوت، جز پیشگامان کوی رسالت است، بلکه در جریان استفاده صحیح از علم صنعت، از پیش کسوتان به شمار می آید و خداوند، هم تعلیم کشتی سازی او را به عهده گرفت و هم توفیق و تایید عملی آن را عهده دار شد که قرآن کریم در این باره چنین می فرماید: اصنع الفلک باعیننا و وحینا (215) فاوحینا الیه ان اصنع الفلک باعیننا و وحینا (216) خلاصه مطالب گذشته آنکه:
1) اصل فرایند صنعتی در حکومت اسلامی، ممدوح و مورد ترغیب است.
2) لزوم استفاده صحیح از آن، در سیره عملی زمامداران دینی بیان شده است.
3) مهم ترین بهره درست از صنایع پیشرفته هر عصر، عبارت است از تامین نیازهای علمی و عملی مردم آن عصر
4) آنچه در قرآن یاد شد، جنبه تمثیل دارد نه تعیین، یعنی در قرآن، مثال بهره وری صحیح از صنعت بازگو شده نه آنکه استفاده درست از صنعت منحصر در همین چند مورد باشد.
5) صنعت کشتی سازی نوح علیه السلام الگویی برای ساخت و پرداخت هر گونه وسائل نقلی دریایی و زیر دریایی، اعم از وسیله نقل مسافر، بار و مانند آن و نیز وسایل نقلی زمینی و هوائی به طور عام می باشد، و صنعت زره بافی داود علیه السلام الگویی برای ساختن هر گونه وسائل دفاعی است، خواه در برابر تیر و مانند آن باشد و خواه در برابر تیر و مانند آن باشد و خواه در قبال سموم شیمیایی و نظائر آن، و صنعت معماری و کارهای دستی و ظرائف هنری و ساختن ظروف فلزی سلیمان علیه السلام، نمونه ای برای ساختن هر گونه لوازم زندگی است که نیازمندی های فردی یا گروهی و همچنین نیازمندیهای هنری و ادبی، به وسیله آن برطرف می گردد.
اکنون که عصاره سیره رهبران حکومت اسلامی در نحوه بهره برداری از صنعت بازگو شد، مناسب است آنچه از ذوالقرنین در قرآن کریم نقل گردیده بیان شود. قرآن کریم اگر چه از نبوت او سخن نگفت، ولی روش پسندیده او را با برخورداری از همه وسائل مقدور آن عصر، به طور نسبی گزارش داد. او از تمام امکانات لازم بهره مند بوده و کارهای قابل توجهی انجام داده است.
یکی از آن کارهای شگفت انگیز، ساختن سد عظیم نفوذناپذیر است که بر اثر ارتفاع و صاف بودن، قابل فتح نبود و بر اثر استواری و استحکام، قابل نقب و سوراخ نمودن نبود، زیرا آن سد عظیم فلزی، از خاک، آجر، سنگ، سیمان، و مانند آنها ساخته نشد، بلکه از پاره های آهن و مس گداخته ساخته شد که بیان قرآن مجید در این باره چنین است: اتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله ناراً قال اتونی افرغ علیه قطراً (217) یعنی پس از چیدن تکه های آهن همانند قطعات سنگ، دستور داد که با استفاده از کوره آهنگری، در آن بدمند تا کاملا قطعه های آهن به صورت آتش گداخته درآید و آنگاه فرمان داد که مس گداخته را در آن تعبیه نمایند تا به صورت سد کامل و محکم فلزی درآید.
از مجموعه این نمودارها می توان خط مشی حکومت اسلای را درباره بهره برداری از صنایع استنباط نمود که استفاده از تکنولوژی در تمام امور سازنده و سودمند رواست، ولی بهره برداری از آن در امور تخریبی، و تهاجمی، و سوزنده، و کشنده، و تباه کننده زمین، دریا، هوا، گیاهان، جانوران، انسانها، مناطق معمور، و...، هرگز روا نیست و با این تحقیق، می توان فرق میان کادر صنعتی در مدینه فاضله که هدف حکومت اسلامی است را با کادر صنعتی کشورهای مهاجم و مخرب و مدعی تمدن، بررسی نمود.

د- رشد حقوقی داخلی و بین المللی

قوانین اسلامی و مسوولان نظام دینی، عهده دار تبیین، تدوین، و تحقق رشد حقوقی داخلی و بین المللی می باشند، زیرا جامعه انسانی هر چند در شوون گوناگون اقتصاد مترقی باشد و هر چند در امور تشویقی صنعت کار آمد باشد، مادامی که از قوانین حقوقی کامل و متقابل آگاه نباشد و به آن معتقد نشود و رد عمل به آنها متعهد نگردد، هرگز کامیاب نخواهد شد، چرا که همان سلاح های اقتصادی و صنعتی، بدون صلاح حقوقی و اخلاقی، زمینه تباهی را فراهم می کند. جنگ جهانی اول و دوم و نیز تهاجم های موضعی پس از آن دو که سبب شد همواره زورمداران در موضع تخریب قرار گیرند و محرومان را در موضع انزوا و قتل و غارت قرار داد، گواهی صادق بر این سخن است.
حکومت اسلامی، برای پیشگیری از این فجایع و تباهی ها، اصولی را ارائه می نماید که نموداری از آن نقل می شود:
1 - نفی هر گونه سلطه گری یا سلطه پذیری: لا تظلمون و لا تظلمون
(218)
2 - رعایت عهدها و مواثیق بین الملل: واوفوا بالعهد ان العهد کان مسولا (219) باید دانست که لزوم عمل به عهد، اختصاصی به عهد با خدا ندارد بلکه اطلاق آیه و سایر ادله، دلیل است بر لزوم وفای به عهد مطلقا حتی در عهد با خلق خدا. قرآن کریم مومنان والا مقام را که به مرحله ابرار نائل آمده اند، چنین معرفی می کند: والموفون بعد هم اذا عاهدوا (220) یعنی سیره و روش ابرار آن است که وقتی عهدی می بندند، به عهد خود وفا می کنند و در سوی دیگر، خدای سبحان، مشرکان و کافران را به دلیل بی تعهدی و نقض عهد، چنین نکوهش می نماید: الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره (221) اهتمام حکومت اسلامی برای برقراری نظام تعهد و قانون، و عمل به پیمان و احترام به میثاق، برای آن است که جامعه متعهد، از امنیت و آزادی که از لوازم تمدن و اصول مدینه فاضله به شمار می آید، برخوردار گردد. اگر رعایت میثاق از جامعه ای رخت بربندد، امنیت، آزادی، و سایر شوون مدنیت آن نیز از میان خواهد رفت.
قرآن کریم، تبیین رسایی در این باره دارد که با تحلیل آفرینش انسان و تساوی همه انسان ها در اصول کلی خلقت و عدم تاثیر زمان، زبان، نژاد، رنگ، رسوم، و آداب و عادات محلی و بومی و مانند آن: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر او انثی و جعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم (222) اجازه هیچ گونه اعتلا و برتری طلبی را به هیچ فرد یا گروهی نمی دهد و استکبار را عامل مهم بر هم زدن تعادل اجتماعی می داند و نبرد با آن را از این جهت لازم می داند که خونی استکبار، خوی پیمان شکنی و نقض میثاق است و از اینرو چنین می فرماید: و ان نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم وطعنوا فی دینکم فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون (223) یعنی مهم ترین دلیل نبرد با مستکبران، همان پیمان شکنی آنان است.
قرآن کریم مبارزه با چینین اشخاصی را نه به جهت بی ایمانی آنان، بلکه به دلیل بی تعهدی شان لازم می داند و لذا فرمود: لا ایمان لهم (به فتح همزه) یعنی اینها افراد بی تعهدی هستند و لذا غیر قابل اعتمادند. با کافر بی ایمان می توان زندگی مسالمت آمیز نمود، ولی با مستکبر بی ایمان هرگز ممکن نیست، زیرا زندگی بدون تعهد متقابل، میسور نیست، وقتی طرف مقابل به عهد و سوگند و میثاق خود احترام نمی نهد و هر لحظه که زورمند شد، آن را نقض می کند، هرگز نمی توان با او زندگی مشترک داشت.
آنچه در جاهلیت جدید - همانند جاهلیت کهن - دامنگیر جامعه بشری گشته، پیمان شکنی زورمداران عصر حاضر است که شرح نارسایی سازمان بین الملل و سایر مجامع بین المللی و مدعیان حقوق بشر، در مقابله با تهاجم ددمنشانه گروه های مهاجم در نقاط مختلف جهان، خارج از حوصله این مقالت است.
3 - رعایت امانت و پرهیز از خیانت در اموال و حقوق، سومین اصل پیشگیرانه اسلام است که فرمود: ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها (224) دستور خداوند، لزوم رعایت امانت و تادیه آن به صاحبش می باشد. بیان قرآن در ستایش مردم با ایمان ایت است والذین هم لامانا تهم و عهدهم راعون (225) یعنی آنان، امانتدار و مراعات کننده عهد و پمیان خویش هستند. قرآن کریم بسیاری از انبیا الهی به وصف امین بودن به جهانیان معرفی کرده است که آیات سوره شعرا نمونه ای از آن می باشد.
تاثیر احترام متقابل به امانت های یکدیگر، در برقراری امنیت و آزادی و تاسیس مدینه فاضله، کاملا مشهود است. قرآن مجید با تحلیل ساختار انسانی، ثابت نمود که هیچ فرد یا گروهی حق ندارد در امانت، خیانت نماید و نژاد پرستی صهیونیست ها و کسانی که خود را برتر می پندارند و رعایت امانت دیگران را بر خویش لازم نمی دانند را محکوم کرده، چنین می فرماید: و منهم من ان تامنه بدینار لا یوده الیک الا مادمت علیه قائما ذلک بانهم قالوا لیس علینا فی الامین سبیل (226) یعنی برخی از یهودیان، اگر به عنوان امانت، دیناری را به او بسپاری، آن را پس نمی دهد، مگر آنکه مراقب او باشی و با زور از او بستانی. این خیانت ورزی، به سبب آن است که آنان خود را نسبت به غیر اهل تورات برتر می پندارند و می گویند: بر ما حرج و قدح و ذمی نیست اگر امانت غیر یهودیان را برنگردانیم. روشن است که چنین افراد بی تعهد و نژاد پرست و مستکبری که به خیانت در یک دینار تن در می دهند، خیانت در ثروت کلان و منابع ملی را قطعاً مباح می شمارند و از هر غارت ابتدایی نیز پرهیز نخواهند کرد.

اهداف حکومت اسلامی در دعای ابراهیم علیه السلام

سلسله انبیا ابراهیمی علیه السلام که سالیان متمادی، حکومت اسلامی را عهده دار بوده اند و قرآن کریم درباره آنان می فرماید: اذکروا نعمه الله علیکم اذ جعل فیکم انبیا و جعلکم ملوکا (227) خطوط کلی امامت و رهبری و اصول مهم سیاست و حکومت را از بنیانگذار کعبه و معمار مطاف، و مهندس قبله جهانی، به ارث برده اند. حضرت ابراهیم سلام الله علیه، نه تنها در سیره خویش آن اصول و خطوط کلی را رعایت می نمود، بلکه در نیایش های خاص خد نیز مطرح می کرد و اجابت آنها را از خداوند درخواست می نمود.
عصاره دعاهای آن حضرت در این زمینه، همان دو هدف مهم حکومت اسلامی یعنی خلیفه الله شدن انسان صالح سالک کوی کمال و تاسیس مدینه فاضله است. با توجه به این نکته، روشن می شود که سامان یافتن مدینه فاضله، در پرتو تعالی انسان هایی است که مقام منیع خلافت الهی بهره آنان شده باشد. آنچه به آبادی، آزادی، امنیت، اقتصاد سالم، و مانند آن بر می گردد، از اوصاف و شرایط مدینه فاضله است که در آیاتی از قبیل رب اجعل هذا بلند امنا و ارزق اهله من الثمرات (228) آمده است و آنچه به کمال های انسانی بر می گردد و زمینه ساز خلیفه اللهی است، در آیاتی مانند واجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام (229) و ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم (230) ذکر شده است و ریشه های اصلی دعاهای سیاسی که در جوامع روائی ثبت شده، همین نیایش های زمامداران الهی است که صحائف آسمانی و به خصوص قرآن کریم آنها را بازگو نموده است.