ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

الف - رشد فرهنگی

زمامدار حکومت اسلامی، عهده دار تامین علم و دانش شهروندان قلمرو حکومت خود می باشد و آیاتی مانند هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ظلال مبین (202) بیانگر آن است.
مشکل اساسی جامعه در جاهلیت جدید یا کهن، همانا ندانستن اصول تمدن ناب و یا عمل نکردن به آن در فرض دانستن است، یعنی جهالت و ضلالت، دو عامل قطعی انحطاط جامعه جاهلی است و مهمترین هدف حکومت اسلامی در بخش فرهنگ به معنای جامع، جهالت زدایی و ضلالت روبی است تا با برطرف شدن جهل و نادانی، علم و کتاب و حکمت جایگزین آن گردد و با برطرف گشتن ضلالت و گمراهی اخلاقی و انحراف عملی، تزکیه و تهذیب روح، جانشین شود و لذا در آیه مزبور و مانند آن که اهداف و برنامه های زمامداران اسلامی مطرح می شود، جهل زدایی توسط تعلیم، و ضلالت روبی توسط تزکیه، از شاخصه های اصلی آن قرار گرفته است و آیه مذکور، جامعه امی و نادان و بی سواد را به فراگیری دانش تشویق می کند تا از امی بودن برهند و به عالم و آگاه شدن برسند و نیز جامعه گمراه و تبهکار را به طهارت روح فرا می خواند تا از بزهکاری برهد و به پرهیزکاری و وارستگی باریابد، البته مردم آگاه و وارسته، توان تاسیس مدینه فاضله و حفظ آن را خواهند داشت.

ب - رشد اقتصادی

رهبران اسلامی، تبیین خطوط کلی مال در نظام اسلامی را به عهده دارند و قوانین الهی، گذشته از آنکه مردم را به کاشت، داشت، و برداشت در همه شوون اقتصادی دعوت می نماید و حلال بودن آن را در همه مراحل تحصیل مال، نگهداری مال، توزیع مال، و صرف و هزینه آن، رکن لازم یک اقتصاد سالم می داند، به مسائل اساسی دیگر آن نیز می پردازد که به برخی از آنها اشاره می شود.
اسلام، اصل مالکیت خصوصی را پذیرفته و آن را امضا نموده است و معنای آن این است که هر فردی در قیاس با دیگر افراد، مالک دسترنج خود است و هیچ کس حق تصرف در آن را بدون اذن و رضای او ندارد، ولی این نکته را نیز تصریح می نماید که در قیاس با خداوند، هیچ کس مالک نیست، بلکه به منزله امین در نگهداری و نائب در تصرف می باشد و آیاتی نظیر واتوهم من مال الله اذی اتاکم (203) و وانفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه (204) گواه بر آن است و از اینرو، هیچ فردی حق ندارد بدون اذن و رضای خداوند، در مال به دست آورده خویش تصرف نماید. اسلام، مجموع مال ها را برای اداره شوون مجموع انسان ها می داند، یعنی اصل مالکیت خصوصی نباید مایه حرمان جامعه باشد و امت اسلامی را به دو گروه مالمند زراندوز و نیازمند تقسیم کند. اسلام، مال را به مثابه ستون فقرات جامعه انسانی و سبب قیام مردم می داند. فرد و یا گروهی که فاقد مالند، از آن جهت فقیرند که ستون فقرات اقتصادی آنان شکسته شده و توان قیام را از دست داده اند، زیرا فقیر یعنی کسی که مهره کمرش شکسته است و قدرت ایستادن و ایستادگی ندارد. از آنجا که مال به منزله خون در عروق جامعه و ستون فقرات ملت محسوب می گردد، نباید آن را در اختیار سفیه و بی خرد قرار داد که مبادا در آن مسرفانه یا مترفانه تصرف کند و عامل قیام امت را به هدر دهد.
بیان قرن درباره سه مطلب اخیر چنین است: و لا توتوا السفهااموالکم التی جعل الله لکم قیاما (205) در این کریمه، خداوند سبحان هم مال را به عموم جامعه نسبت می دهد: اموالکم و هم آن را سبب قیام می داند: التی جعل الله لکم قیاما و هم از قرار دادن آن در اختیار سفیه مانند کودک یا بالغ بی خرد، نهی می فرماید: و لا توتوا السفها.
اسلام، احتکار ثروت و اکتناز مال و ذخیره کردن آن را ممنوع می داند و این عمل را به منزله ضبط خون در رگ بدن که سبب فلج شدن سایر اعضا می گردد، تلقی می کند و لذا جریان و حرکت آن را لازم می شمرد. آیاتی از قبیل الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم (206)
دلیل بر منع رکود مال و گواه بر لزوم جریان آن در تمام اعضا جامعه است اسلام جریان ناتمام مال و منحنی ناقص مسیر آن را ممنوع، و جریان کامل و منحنی تام آن را لازم می داند، یعنی اجازه نمی دهد که ثروت مملکت در دست گروهی خاص جاری باشد و هرگز به دست دیگران نرسد و بلکه فتوا می دهد که لازم است دور آن کامل باشد تا به دست همگان برسد. آیاتی مانند کی لا یکون دوله بین الاغنیا منکم(207) ، گواه بر این سخن است.
گردش و تداول ثروت در دست گروهی خاص و حرمان توده جامعه از آن به دو صورت ترسیم می شود که هریک از آن دو نارواست، یکی بر اساس نظام کاپیتال و سرمایه داری غرب، و دیگری بر پایه نظام دولت سالاری و مکتب مارکسیسم فرو ریخته شرق.
به هر تقدیر، مال نباید در اختیار اشخاص حقیقی خاص یا شخصیت های حقوقی مخصوص محصور باشد، بلکه باید در تمام قشرهای جامعه جاری گردد و این ره آورد اسلام، پایه و اساس برینم اقتصاد سالم است که از بین فرث سرمایه داری و دم دولت سالاری و مارکسیسم لبن خالص و شیر شفاف اقتصاد دینی را استنباط می کند تا از فرط اول و تفریط دوم رهائی یابیم و به هسته مرکزی عدل اسلامی نائل شویم. اسلام، جریان تام و منحنی کامل مال در دست توده مردم را که از راه مشروع مانند تجارت با رضایت صورت گیرد می پسندد، یعنی راه اصلی انتقال مال و جریان عمومی آن، غیر از راه ارث و بخشش و... همانا راه تجارت با رضایت بدون تجارت (مانند قمار و...) راه مشروع تلقی نمی شود و آیاتی نظیر یا ایها الذین امنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم (208) دلیل بر آن است. آنچه از نظر اسلام درباره رشد اقتصادی بیان شد، در چند بند ذیل خلاصه می گردد.
1 - اصل مالکیت انسان ها نسبت به یکدیگر پذیرفته است، ولی تمام انسانها نسبت به خداوند، امین و نائبند نه مالک.
2 - مجموع اموال، متعلق به مجموع انسانهاست.
3 - مال، به منزله خون بدن و به مثابه ستون فقرات جامعه انسانی است.
4 - قرار دادن مال در اختیار سفیه ممنوع است و صرف آن به نحو اسراف یا اتراف نارواست
5 - احتکار ثروت و اکتناز مال، ممنوع است و جریان آن لازم می باشد.
6 - جریان ناقص مال، ممنوع می باشد و دور کامل آن لازم است.
7 - جریان عمومی مال، گذشته از راه های پیش بینی شده در شرع مانند ارث و بخشش همانا بر اساس تجارت با رضایت است.

ج - فرایند صحیح صنعتی

پیشوایان نظام اسلامی، عهده دار ترغیب به فراگیری کامل فرایند صحیح صنعتی و تعلیم کیفیت بهره برداری از آن می باشند. قوانین الهی، ضمن ارائه خطوط کلی فراگیری آن، با نقل سیره آموزنده اسوه های تمدن و عصاره های مدینه فاضله، نحوه استفاده از مدرن ترین صنعت های هر عصر را به انسان های صالح سالک کوی سعادت می آموزند که نموداری از آن بازگو می شود:
1 - سلیمان علیه السلام که حکومت اسلامی را در پهنه وسیعی از زمین گسترش داد و به برخی از زمامداران عصر خود نامه نوشت و آنان را به اسلام فراخواند و کامیاب شد، از امکانات فراوانی برخوردار بود و قرآن کریم نحوه استفاده او از وسائل صنعتی آن روزگار را چنین بازگو می کند: واسلنا عین القطر (209) ما برای او چشمه مس گداخته را سیل گونه روان ساختیم، یعلمون ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب و قدروا راسیاب اعملوا ال داود شکراً و قلیل من عبادی الشکور (210) کارگزاران نظام اسلامی حضرت سلیمان علیه السلام هم در صنعت معماری بناهای بلند و قصرهای منیع می ساختند و هم در صنعت نقاشی و هنر، تمثال فرشتگان و پیامبران و صالحان را با زیبایی ترسیم می کردند تا ضمن تشویق به هنر و ارضای غریزه هنر جویی، روش بهره برداری درست را ارائه نمایند و اسوه ها را به صورت نقاشی، فراسوی مردم نصب کنند تا با مشاهده نقش، هنر بیاموزند و با شهود منقوش، سعادت را تحصیل کنند و نیز در صنعت فلزکاری، ظروف مورد نیاز فردی و جمعی را می ساختند تا در کنار هنر آموزی، وسائل رفاهی را فراهم نمایند و آئین بهزیستی را در سایه تامین لوازم ضروری زندگی، بیاموزند و از اینرو به ساختن ظرف های بزرگ و کاسه های عظیم و دیگ های رفیع و استوار می پرداختند و در عین حال که نعمت صنعت را بجا صرف می کردند، به شکرگزاری خداوند منان مامور شدند، خداوندی که هم نعمت مواد خام و معدنی را آفرید و هم نعمت استخراج آنها را در اذهان بشر خلق کرد و هم نعمت صنعت و ساخت و ساز وسائل سودمند را یادشان داد.
جریان ورود ملکه سبا به ساحت قدس سلیمان علیه السلام و مشاهده قصر ظریف شیشه ای و پندار آب و بالا زدن پوشش پا، شاهد بر پیشرفت صنعت معماری، هنری، و صنعتی آن عصر است: قیل لها ادخلی الصرح فلما راته حسبته لجه و کشفت عن ساقیها قال انه صرح ممرد من قواریر (211)
2 - حضرت داود که پدر سلیمان علیه السلام بود و زمینه حکومت اسلامی را با رهبری انقلاب و ستم زدائی از عصر خود آغاز کرد و از امکانات مناسبی متنعم بود، مامور شد که از نعمت غیبی خداوند که آهن سرد و سخت را در دستش چون موم نرم کرده بود، صنعت زره بافی را ارائه کند و نظم هماهنگ بندها و حلقه های زره را رعایت نماید. بیان قرآن مجید در این باره چنین است: و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال اوبی معه و الطیر و النا له الحدید (212) ان اعمل سابغات و قدر فی السرد و اعملوا صالحا (213) و علمناه صنعه لبوس لکم لتحصنکم من باسکم فهل انتم شاکرون (214)
نکته قابل توجه آن است که صنعت زره بافی، جز علوم عملی و هنری است و قابل انتقال به غیر می باشد و لذا قرآن کریم در این باره به کلمه تعلیم تعبیر نمود، ولی نرم نمودن آهن همچون موم در دست، هرگز جز علوم نظری یا عملی نیست، زیرا به کرامت روح ولی خدا و نزاهت نفس رسول حق وابسته است و به همین دلیل قرآن در این باره تعبیر را به کار نبرد، بلکه به کلمه النا بسنده نمود تا روشن شود که ین و نرم شدن آهن در دست داود علیه السلام با قدرت غیبی میسور می شود، البته آهن را از دیر زمان با آتش نرم می کردند. لیکن آن جز علوم عملی می باشد و امری عادی است نه خارق عادت، به خلاف اعجاز خارق العاده داود علیه السلام.
3 - نوح، شیخ الانبیا علیه السلام که نه تنها در مساله وحی و نبوت، جز پیشگامان کوی رسالت است، بلکه در جریان استفاده صحیح از علم صنعت، از پیش کسوتان به شمار می آید و خداوند، هم تعلیم کشتی سازی او را به عهده گرفت و هم توفیق و تایید عملی آن را عهده دار شد که قرآن کریم در این باره چنین می فرماید: اصنع الفلک باعیننا و وحینا (215) فاوحینا الیه ان اصنع الفلک باعیننا و وحینا (216) خلاصه مطالب گذشته آنکه:
1) اصل فرایند صنعتی در حکومت اسلامی، ممدوح و مورد ترغیب است.
2) لزوم استفاده صحیح از آن، در سیره عملی زمامداران دینی بیان شده است.
3) مهم ترین بهره درست از صنایع پیشرفته هر عصر، عبارت است از تامین نیازهای علمی و عملی مردم آن عصر
4) آنچه در قرآن یاد شد، جنبه تمثیل دارد نه تعیین، یعنی در قرآن، مثال بهره وری صحیح از صنعت بازگو شده نه آنکه استفاده درست از صنعت منحصر در همین چند مورد باشد.
5) صنعت کشتی سازی نوح علیه السلام الگویی برای ساخت و پرداخت هر گونه وسائل نقلی دریایی و زیر دریایی، اعم از وسیله نقل مسافر، بار و مانند آن و نیز وسایل نقلی زمینی و هوائی به طور عام می باشد، و صنعت زره بافی داود علیه السلام الگویی برای ساختن هر گونه وسائل دفاعی است، خواه در برابر تیر و مانند آن باشد و خواه در برابر تیر و مانند آن باشد و خواه در قبال سموم شیمیایی و نظائر آن، و صنعت معماری و کارهای دستی و ظرائف هنری و ساختن ظروف فلزی سلیمان علیه السلام، نمونه ای برای ساختن هر گونه لوازم زندگی است که نیازمندی های فردی یا گروهی و همچنین نیازمندیهای هنری و ادبی، به وسیله آن برطرف می گردد.
اکنون که عصاره سیره رهبران حکومت اسلامی در نحوه بهره برداری از صنعت بازگو شد، مناسب است آنچه از ذوالقرنین در قرآن کریم نقل گردیده بیان شود. قرآن کریم اگر چه از نبوت او سخن نگفت، ولی روش پسندیده او را با برخورداری از همه وسائل مقدور آن عصر، به طور نسبی گزارش داد. او از تمام امکانات لازم بهره مند بوده و کارهای قابل توجهی انجام داده است.
یکی از آن کارهای شگفت انگیز، ساختن سد عظیم نفوذناپذیر است که بر اثر ارتفاع و صاف بودن، قابل فتح نبود و بر اثر استواری و استحکام، قابل نقب و سوراخ نمودن نبود، زیرا آن سد عظیم فلزی، از خاک، آجر، سنگ، سیمان، و مانند آنها ساخته نشد، بلکه از پاره های آهن و مس گداخته ساخته شد که بیان قرآن مجید در این باره چنین است: اتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله ناراً قال اتونی افرغ علیه قطراً (217) یعنی پس از چیدن تکه های آهن همانند قطعات سنگ، دستور داد که با استفاده از کوره آهنگری، در آن بدمند تا کاملا قطعه های آهن به صورت آتش گداخته درآید و آنگاه فرمان داد که مس گداخته را در آن تعبیه نمایند تا به صورت سد کامل و محکم فلزی درآید.
از مجموعه این نمودارها می توان خط مشی حکومت اسلای را درباره بهره برداری از صنایع استنباط نمود که استفاده از تکنولوژی در تمام امور سازنده و سودمند رواست، ولی بهره برداری از آن در امور تخریبی، و تهاجمی، و سوزنده، و کشنده، و تباه کننده زمین، دریا، هوا، گیاهان، جانوران، انسانها، مناطق معمور، و...، هرگز روا نیست و با این تحقیق، می توان فرق میان کادر صنعتی در مدینه فاضله که هدف حکومت اسلامی است را با کادر صنعتی کشورهای مهاجم و مخرب و مدعی تمدن، بررسی نمود.