ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

خلافت و حکومت داود علیه السلام

گرچه برهان عقلی و تحلیل قرآنی، دلیلی کافی بر آن است که هدف اصیل حکومت اسلامی، همان خلیفه الله شدن انسان و قیام به قسط و عدل در پرتو آن است، لیکن ارائه برخی از شواهد قرآنی، مایه طمانینه بیشتر خواهد شد.
قرآن کریم حضرت داود پیامبر علیه السلام را به عنوان مجاهد نستوه و رهبر انقلاب و زمامدار عصر خویش معرفی نمود: و قتل داود جالوت (195) و او را از کتابی به نام زبور برخوردار می داند: واتینا داود زبوراً (196) وی را پیشوای اهل تسبیح دانسته، کوهها و پرندگان را همنوا با او تسبیح گوی خدا می شمارد: و سخرنا مع داود الجبال یسبحن والطیر (197) و او را همچون پسرش، حضرت سلیمان علیه السلام از علم خاص الهی متنغم می داند: و لقد اتینا داود و سلیمان علما (198) و از منطق و زبان پرندگان آگاه می شمارد: و ورث سلیمان داود و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر (199) و او را صاحب قدرت معنوی، و اهل اوب و رجوع مکرر به درگاه خدا معرفی می نماید: و اذکر عبدنا داود ذالاید انه اواب (200) خدای سبحان آنگاه که وی را به اوصاف راستین خلیفه اللهی ستود و کمال های انسان نورانی را برای او اثبات نمود، فرمود: یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق (201) یعنی ای داود! ما تو را خلیفه خود در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم بر اساس حق حکومت کن.
از این کریمه روشن می شود که رهبر جامعه اسلامی که نمونه سالکان کوی کمال می باشد، خلیفه خداست و خود به مقام منیع خلافت الهی نائل می گردد و آنگاه حکومت اسلامی را تشکیل می دهد و حاکمیت قانون خدا را تحقق می بخشد و از فروع آن مقام، به عدل و داد حکم نمودن و حقوق متقابل انسانها را رعایت کردن و از آنان حمایت نمودن است. تا کنون بیان کوتاهی پیرامون هدف اول حکومت اسلامی ارائه شد و اما در بیان هدف دوم آن که تاسیس مدینه فاضله است، نکاتی ارائه می گردد.

اوصاف مدینه فاضله

مدینه فاضله دارای اوصاف و شرایطی است که بخشی از آن به محیط زیست بر می گردد و بخش دیگرش به ساکنان آن، اگر چه روشن است که همه اوصاف مدینه فاضله در سایه رشد علمی و ترقی عملی ساکنان هر مرز و بوم فراهم می گردد. اوصاف و شرایط مدینه فاضله بسیار است که به برخی از آنها به نحو اختصار اشاره می شود.

الف - رشد فرهنگی

زمامدار حکومت اسلامی، عهده دار تامین علم و دانش شهروندان قلمرو حکومت خود می باشد و آیاتی مانند هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ظلال مبین (202) بیانگر آن است.
مشکل اساسی جامعه در جاهلیت جدید یا کهن، همانا ندانستن اصول تمدن ناب و یا عمل نکردن به آن در فرض دانستن است، یعنی جهالت و ضلالت، دو عامل قطعی انحطاط جامعه جاهلی است و مهمترین هدف حکومت اسلامی در بخش فرهنگ به معنای جامع، جهالت زدایی و ضلالت روبی است تا با برطرف شدن جهل و نادانی، علم و کتاب و حکمت جایگزین آن گردد و با برطرف گشتن ضلالت و گمراهی اخلاقی و انحراف عملی، تزکیه و تهذیب روح، جانشین شود و لذا در آیه مزبور و مانند آن که اهداف و برنامه های زمامداران اسلامی مطرح می شود، جهل زدایی توسط تعلیم، و ضلالت روبی توسط تزکیه، از شاخصه های اصلی آن قرار گرفته است و آیه مذکور، جامعه امی و نادان و بی سواد را به فراگیری دانش تشویق می کند تا از امی بودن برهند و به عالم و آگاه شدن برسند و نیز جامعه گمراه و تبهکار را به طهارت روح فرا می خواند تا از بزهکاری برهد و به پرهیزکاری و وارستگی باریابد، البته مردم آگاه و وارسته، توان تاسیس مدینه فاضله و حفظ آن را خواهند داشت.