ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

نورانی گشتن، هدف عالی حکومت

قرآن کریم در آغاز سوره ابراهیم علیه السلام هدف نزول قرآن را که همان هدف والای رسالت و غرض اصیل حکومت اسلامی می باشد، چنین ترسیم می نماید: الر کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید (184) قرآن کتابی است که ما آن را به سوی تو فرو فرستادیم تا مردم را از هر تیرگی و تاریکی برهانی و آنان را به نور برسانی، البته این رهانیدن از ظلمت ها و رساندن به نور، به دستور و اجازه پروردگار آنان می باشد و راه نورانی شدن مردم، همانا پیمودن راه راست خداوند عزیز و نفوذناپذیر و پیروز بر هر چیز است، که آن خداوند، عزیز حمید و شایسته هر گونه ثناست.
دوری از خداوند که هستی محض و کمال صرف است، تیرگی است و جدایی از او که نور تام است، جز تاریکی نیست و تنها مبدئی که توان بیرون آوردن انسان از تیرگی و رهاندن او از تاریکی را دارد، همانا نور بالذات و خداوندی است که نور آسمان ها و زمین می باشد و از اینرو، در آیه الکرسی، ولایت این امر را فقط به خود نسبت داده، چنین فرمود: الله ولی الذین امنوا بخرجهم من الظلمات الی النور (185) و اگر در آیه مورد بحث، نورانی ساختن مردم را به رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله اسناد داد، برای این است که انسان کامل، خلیفه خداست و خلیفه، کار مستخلف عنه را انجام می دهد و چون انجام این کار توسط آن حضرت از راه خلافت و نیابت است نه اصالت، لذا در آیه مزبور اخراج از ظلمت ها به سوی نور، به اذن خدا مقید شده است.
غرض آنکه، هدف والای رسالت و نزول وحی که همان حکومت الهی است، نورانی نمودن جامعه انسانی است و انسان نورانی، از گزند تیرگی هوا و آسیب تاریکی هوس مصون، و از وسوسه و دسیسه و مغالطه، محفوظ خواهد بود و چنین انسانی که از جهت اندیشه، از تباهی توهم و تخیل و هر گونه مغالطه آزاد است و از جهت عمل، از آلودگی هر گونه شهوت و غضب پاک می باشد، شایسته خلافت خداست.
بنابراین، هدف مهم تاسیس نظام اسلامی مبتنی بر وحی و نبوت، همانا خلیفه الله شدن انسان است و در چنین جامعه ای، خط مشی انسان نورانی بسیار روشن می باشد و او با نور الهی که بهره وی گشته حرکت می کند و زندگی می نماید، چنانکه خداوند فرمود: و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس (186) و یجعل لکم نوراً تمشون به (187)
سیره آموزنده انسان نورانی آن است که در عین رعایت ادب و پاسداری از حرمت انسانیت دیگران، هیچ انسانی را شایسته ستایش و پرستش نمی داند و نیز در عین زیبا دیدن نظام کیهانی و تحسین سراسر گیتی، هیچ موجودی سپهری یا زمینی را شایسته تکریم عبادی ندانسته، برای آن قداست پرستش قائل نیست و بلکه تمام عالم و آدم را نشانه خدای بی نشان دانسته، برای آنها ارزشی بیش از نشانه بودن معتقد نیست، چنانکه انسان کامل یعنی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در معرفی این گونه از انسان های نورانی چنین می فرماید: عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم (188) خاصیت نور آن است که هر چیز را آن گونه که هست ارائه می نماید و نور توحید انسان کامل را چنان بینا می نماید که خداوند عظیم را به عظمت می نگرد و قهراً همه اشیا که مخلوق خدایند، در ساحت جلال الهی کوچک خواهند بود. از اینرو، هر چیزی غیر از خدا، از دیدگاه عارف کوچک شمرده می شود.
حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام در این باره فرموده اند: عظم الخالق عندک یصغر المخلوق فی عینک (189) یعنی بزرگی خالق در نزد تو، کوچک می سازد مخلوق را در چشم تو. و این بینش صائب نیز به نور خداوند است که بهره پرهیزگاران می گردد: من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نوراً من الظلم (190) نکته دیگری که توجه به آن لازم می باشد این است که نه تنها قرآن کریم عامل نورانی شدن انسان هاست، بلکه تنها مبدا نوربخش، همانا حکومت اسلامی در پرتو قرآن است و کسی که از آن محروم باشد، هیچ نوری نخواهد داشت، چه اینکه خداوند فرمود: و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور (191) زیرا بر اهرمن نتابد اسرار اعظم

هدف متوسط حکومت اسلامی ژ

چون اسلام تنها دین الهی است: ان الدین عند الله الاسلام (192) و هیچ دینی غیر از آن مرضی و مقبول خداوند نیست و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین (193) بنابراین، تنها ره آورد همه پیامبران الهی همانا اسلام بوده و حکومت آنان نیز اسلامی بوده و می باشد و اهداف فراوان آن، در جای جای قرآن کریم آمده است.
در سوره حدید که هدف نبوت عامه را بازگو می کند، چنین می فرماید: لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید (194) یعنی ما پیامبران را با معجزه و ادله قاطع و گویا فرستادیم و با آنان کتاب آسمانی را که در بردارنده مجموعه عقاید، اخلاق، و قوانین عملی است، نازل نمودیم تا مردم به عدل و داد قیام نموده، به جور و ستم قصور نکنند و آهن را که در راس نیروی شدید و عامل هراس بیگانگان است، فرو فرستادیم که طاغیان و رهزنان به آن دفع شوند و از حریم قسط و عدل و قانون الهی دفاع گردد.
در این آیه، هدف عمومی همه پیام آوران و زمامداران حکومت اسلامی در طول تاریخ، همان قسط و عدل جامعه شمرده شد، لیکن همان گونه که قبلا اشاره شد، رعایت حقوق فرد و جامعه و تامین همه مظاهر تمدن، از فروعات نورانی شدن افراد آن جامعه می باشد، زیرا خلیفه الله که انسان نورانی است، به یقین حقوق دیگران را رعایت می کند و از آنان حمایت می نماید. پس آنچه در این آیه به عنوان هدف حکومت رهبران الهی یاد شده، یک هدف متوسط است نه هدف نهایی. هدف نهایی همان است که قبلا بیان شد و آن، خلیفه الله شدن انسان کامل است که نه تنها معلم انسان ها می باشد و آنان را از کتاب و حکمت خدا آگاه می نماید و نفوس آنان را تهذیب می کند، فرشتگان را نیز از اسرار اسماء الهی آگاه کرده، حقایق آنها را به ملائکه تعلیم می دهد و لذا قلمرو خلافت او، فقط موجودهای زمینی نیستند، بلکه موجودهای آسمانی نیز از فیض خلافت او بهره می برند، اگر چه جسم وی در زمین به سر می برد.

خلافت و حکومت داود علیه السلام

گرچه برهان عقلی و تحلیل قرآنی، دلیلی کافی بر آن است که هدف اصیل حکومت اسلامی، همان خلیفه الله شدن انسان و قیام به قسط و عدل در پرتو آن است، لیکن ارائه برخی از شواهد قرآنی، مایه طمانینه بیشتر خواهد شد.
قرآن کریم حضرت داود پیامبر علیه السلام را به عنوان مجاهد نستوه و رهبر انقلاب و زمامدار عصر خویش معرفی نمود: و قتل داود جالوت (195) و او را از کتابی به نام زبور برخوردار می داند: واتینا داود زبوراً (196) وی را پیشوای اهل تسبیح دانسته، کوهها و پرندگان را همنوا با او تسبیح گوی خدا می شمارد: و سخرنا مع داود الجبال یسبحن والطیر (197) و او را همچون پسرش، حضرت سلیمان علیه السلام از علم خاص الهی متنغم می داند: و لقد اتینا داود و سلیمان علما (198) و از منطق و زبان پرندگان آگاه می شمارد: و ورث سلیمان داود و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر (199) و او را صاحب قدرت معنوی، و اهل اوب و رجوع مکرر به درگاه خدا معرفی می نماید: و اذکر عبدنا داود ذالاید انه اواب (200) خدای سبحان آنگاه که وی را به اوصاف راستین خلیفه اللهی ستود و کمال های انسان نورانی را برای او اثبات نمود، فرمود: یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق (201) یعنی ای داود! ما تو را خلیفه خود در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم بر اساس حق حکومت کن.
از این کریمه روشن می شود که رهبر جامعه اسلامی که نمونه سالکان کوی کمال می باشد، خلیفه خداست و خود به مقام منیع خلافت الهی نائل می گردد و آنگاه حکومت اسلامی را تشکیل می دهد و حاکمیت قانون خدا را تحقق می بخشد و از فروع آن مقام، به عدل و داد حکم نمودن و حقوق متقابل انسانها را رعایت کردن و از آنان حمایت نمودن است. تا کنون بیان کوتاهی پیرامون هدف اول حکومت اسلامی ارائه شد و اما در بیان هدف دوم آن که تاسیس مدینه فاضله است، نکاتی ارائه می گردد.