گام به گام با اخلاق مدیریت و شیوه های پیشرفت آن

نویسنده : جواد حبیبی تبار

مقدمه مؤلف

با سپاس بی پایان نسبت به ذات اقدس خداوند متعال و با درود و سلام بر افضل سفرای الهی و اعلم انبیاء و اعظم فرستادگان حق حضرت محمد مصطفی صلی اللَّه علیه و آله و اهل بیت معصومین او علیهم السلام اجمعین.
آنچه پیش رو دارید مباحثی تحت عنوان اخلاق مدیریت است که در آن از موضوع اخلاق مدیریت بحث می شود. اهمیت مدیریت چیزی نیست که از دیده ها پنهان باشد و گستره آن به حدی است که همه افرادی که بنحوی با محیط کاری یا خانوادگی سر و کار دارند، لزوم وجود مدیریت صحیح در آنها صدق می کند، برای اهمیت مدیریت همین بس که در تمام موسسات سازمانها، وزارتخانه ها و نهادها چنانچه پیشرفتی حاصل شود و یا مشکلاتی پدید آید، ابتدا تمام سر انگشتان متوجه مدیران خواهد بود. مرحوم میرزای شیرازی، مجدد بزرگ و محرم تنباکو در این زمینه بنا به نقلی فرموده اند: اگر ریاست (منظورشان از کلمه ریاست مرجعیت عامه شیعه بوده است) یکصد جزء آن تقوی و 98 جزء آن مدیریت است. البته نباید تصور کرد همیشه و در همه جا مسئله در سطوح متنوعی متصور است و این تا آنجا می رسد که شامل مدیریت خانواده هم می شود. یعنی کسی مدیر خانه خودش باشد و یا مدیر قوم خود و یا مدیر روستای خود و یا شهر خود و یا یک استان و یا کشوری باشد و بالاخره تا آنجا که نوبت به پیامبران اولوالعزم خداوند می رسد که مدیریت جهان متوجه آنهاست. پس به این ترتیب، عمومی بودن مسئله مدیریت و اینکه این موضوع، مبتلی به عموم است خود بر اهمیت مدیریت می افزاید.
کلا افرادی که در مناصب گوناگون قرار می گیرند، یا این است که افراد ضعیف و بی قدرتی هستند که بدیهی است کاری از پیش نمی برند و کارها را با بی کفایتی خود خراب خواهند نمود تا افول کنند و یا افرادی قدرتمند: پرتوان هستند که بالاخره دیگران که قدرتمند هستند آنها را به کناری خواهند زد. چه آنکه وقتی میدان، میدان قدرت باشد دست بالای دست بسیار است. البته تذکر این نکته لازم است که در هر دو فرض یاد شده آن مدیران، افراد با صلاحیت و لایق و برخوردار از شیوه های صحیح مدیریت نبوده اند. زیرا قدرت و تدبیر در کنار هم لازم است.
بنابراین مهمترین عاملی که می تواند مدیران را استوار نگهدارد و آنها را در اصلاح امور و سر و سامان دادن به گرفتاریها و از هم گسستگیهایی امور کمک نماید، مدیریت صحیح است. تذکر این نکته لازم است که مدیریت از دیدگاههای تاریخی، روان شناسی و جامعه شناسی مورد بحث قرار گرفته است، لیکن هیچکدام ارائه طریق و نمایانگر اخلاق صحیح در مدیریت نیست. قبل از آنکه به مدیریت نیست. قبل از آنکه به مدیریت عملی بپردازند صرفا مدیریت را از دیدگاه نظری مورد بحث قرار داده اند. لیکن بهترین نام بر این مباحث، اخلاق مدیریت و شیوه های پیشرفت آن است. این مجموعه، مطالبی است که در سال 1363 در جمع مسئولان و مدیران محترم استان مرکزی در موضوع اخلاق تدریس شده است . کلاسهای مزبور به کوشش سازمان برنامه و بودجه استان مرکزی در محل آن سازمان تشکیل می یافت (1) و هم اینک بنا به در خواست برخی دوستان و علاقمندان به مباحث مزبور و به همت عزیزم، مجموعه سخنرانیهای ایراد شده در کلاسهای مزبور جمع آوری شده است و به زیور چاپ آراسته می گردد. امید است همگی در راه شناخت معارف اسلامی و عمل به وظیفه موفق باشیم.
جواد حبیبی تبار پائیز 1380.

تعریف مدیریت

بهتر می بینم قبل از ورود به اصل بحث، در مورد عوامل پیشرفت در مدیریت، 3 مطلب را مقدمتا بیان نمایم اول اینکه خود مدیریت چیست؟ در مورد مدیریت تعاریفی ارائه شده است که هیچیک از عیب خالی نیست و بالاخره برخی از تعاریف جامع افراد و بعضی از آنها مانع اغیار و بعضی مفید و رسا نیست. بعضی مدیریت را به تیلوریسم معنی کرده اند. این نوع تعریف از مدیریت به این معنی است که مدیریت عبارت از بکار بردن هوش و ذکاوت و دقت در برخورد با مسائل مختلف و باز کردن گره های معقوده در هر کار با استفاده از کیاست و ذکاوت است، در تعریفی دیگر مدیریت بعنوان هنر انجام کارها به وسیله دیگران عنوان گردیده و برخی گفته اند که مدیریت دانشی و هنری است که به سبب آن کوشش ها و فعالیت های اعضای یک گروه یا سازمان در راستای رسیدن به اهداف معین آن هماهنگ می شود. البته تعارفی که شده در جای خود هر کدام دارای نقاط قوت و ضعفی است. لیکن آنچه را می خواهم متذکر شوم اینست که مدیریت دارای مفهومی بس بلند است، زیرا مدیر انسانی است که با انسانها سر کار دارد. خود انسان موجودی است ناشناخته و دارای ابعاد روحی و جسمی مختلف، موجودی است که من عرف ربه فقد عرف ربه هر کس خودش را بشناسد معبود خود و پروردگار خویش را شناخته است. حال این نکته ای که اهمیت دارد اینست که مدیریت راه و روش برخورد با چنین موجودی و وارد شدن در مسائلی است که به وسیله آن به وجود می آید و مدیر انسانی است که باید با این چنین موجودی سر و کار داشته باشد.
مطلب دوم اینست که مدیریت ذاتی است یا اکتسابی ( همانطور که واضح است انسان در کل، دارای دو نوع عمل است یکی اعمال اکتسابی یعنی آن اعمالی که فرا می گیرد و دوم اعمال غیر اکتسابی و ذاتی. اعمال غیر اکتسابی نیز اقسامی دارد. که شامل اعمال رفلکسی و غریزی می شود و خود اعمال غریزی نیز به دو قسمت غریزی و فطری تقسیم می شود) پاسخ اینست که اگر به مدیریت از این دیدگاه که همچون زیرکی و کودنی می باشد بنگریم (وجه شباهت مدیریت با زیرکی و کودنی که هر دو با تولد انسان در وجود او متولد می شوند) بدیهی است که مدیریت امری ذاتی است. لیکن اگر کسی از این نظر که مدیریت همانند دیگر صفات روحی انسان قابلیت رشد را دارد بنگرد مدیریت هم همانند دیگر صفات روحی، اکتسابی خواهد بود پس خلاصه اینکه مدیریت از مراحل ابتدائی (که ذاتی است) تا مراحل امکانی رشد، اکتسابی است.
مطلب سوم اشاره به بخشهای این نوشتار است که به سه بخش مدیریت محدود (گروه)، مدیریت گسترده و مدیریت کلان تقسیم می شود.

مراحل مدیریت

در این مجموعه مدیریت به سه مرحله تقسیم شده است:
1 - مدیریت گروه (محدود) که این مرحله شامل مدیریتهایی چون مدیریت خانه، مدرسه، مغازه، کارخانه و امثال آنها می شود.
2 - مدیریت گسترده که شامل مدیریتهایی مانند بخش، شهر و استان و امثال اینهاست.
3 - مدیریت کلان که شامل مدیریت در یکی از رشته ها در سطح کشور است مانند سازمانهای کشوری و لشگری، وزارتخانه ها و ریاست قوای 3 گانه و امثال اینها.
ضمنا باید دانست که بعنوان اصول پیشرفت در مدیریت گروه (محدود) و یا مدیریت گسترده بحث خواهد شد به معنای عدم نیاز به این عوامل در حیطه مدیریت نوع گسترده نیست. زیرا یک مدیر در مدیریت کلان قطعا باید در مرحله قبلی یک مدیر موفق در مدیریت گسترده و قبل از آن یک مدیر موفق در مدیریت گروه (محدود) بوده باشد.
ذات نایافته از هستی بخش - کی تواند که شود هستی بخش
خشک ابری که بود ز آب تهی - ناید از وی صفت آبدهی