آشنایی با معارف الغدیر (4) تبرک و توسل

جواد محدثی‏‏‏‏‏

الف: انتقال جنازه قبل از دفن

1 - مقداد، صحابی بزرگوار پیامبر، در سال 33 در جرف، سه میلی مدینه درگذشت. او را بردوش گرفتند و به مدینه آورده در بقیع به خاک سپردند.(27)
2 - سعد بن زید قرشی، یکی از عشره مبشره در سال 51 در عتیق ده میلی مدینه درگذشت، او را به مدینه آورده، دفن کردند.(28)
3 - عبدالرحمن بن ابی بکر، در سال 52 در حبشه از دنیا رفت. او را به مکه آورده، به خاک سپردند. عایشه از مدینه به مکه آمد و قبر او را زیارت کرد و بر او نماز خواند و در سوگ او اشعاری خواند. (29)
4 - سعد بن ابی وقاص، از صحابه پیامبر، در سال 54 هجری در حمراء الاسد (جایی در هشت میلی مدینه) از دنیا رفت. او را به مدینه آورده و در این شهردفن کردند.(30)
5 - اسامة بن زید صحابی در سال 54 در جرف ازدنیا رفت، او را به مدینه آوردند.(31)
6 - ابوهریره در سال 57 در عتیق درگذشت، او را نیز به مدینه منتقل کردند.(32)
7 - یزید بن معاویه در سال 64 در حوارین (از روستاهای دمشق) درگذشت، جنازه اش را به دمشق آوردند و آن جا دفن شد.(33)
8 - ابراهیم بن ادهم در سال 162 در جزیره از دنیا رفت، او را به صور منتقل کرده، آن جا به خاک سپردند.(34)
9- جعفر بن یحیی در سال 189 در غمر کشته شد. جسدش را به بغداد بردند.(35)
10 - ذوالنون مصری در سال 246 درگذشت، او را با مرکبی به فسطاط بردند و در مقبره های اهل معافر (درویشان) دفن شد.(36)
11 - هارون بن عباس هاشمی در سال 267 در روثیه با عرج درگذشت و برای دفن به مدینه آوردند.(37)
12 - احمد بن محمد باهلی در سال 275 در بغداد درگذشت. جنازه اش را در تابوتی به بصره آورده دفن کردند و قبه ای بر قبرش ساختند.(38)
13 - محمد بن اسحاق صیمری در سال 275 در بغداد از دنیا رفت، به کوفه آوردند و در همانجا دفن شد.(39)
14 - معتمد، خلیفه عباسی در سال 279 در بغداد مرد، او رابه سامرا بردند و به خاک سپردند.(40)
15 - جعفر بن معتضد در سال 280 در شهر دینور از دنیا رفت و به بغداد منتقل شد.(41)
16 - علی بن محمد بن ابی الشوراب در سال 282 در بغداد درگذشت. بر او نماز خواندند، سپس به سامرا منتقل کردند. قبرش در این شهر است.(42)
17 - جعفر بن محمد بن عرفه در ذی حجه 287 در عمق (یکی از منازل راه حج از سمت بغداد) از دنیا رفت و به بغداد بردند و در محرم 288 آن جا مدفون شد.(43)
18 - حسین بن عمر بن ابی الاحوص در سال 300 درگذشت، جنازه اش را برای دفن، از بغداد به کوفه بردند.(44)
19 - ابواسحاق خطابی (از نوادگان عمربن خطاب) در سال 320 در بغداد از دنیا رفت، پیکرش را به کوفه منتقل کرده، آن جا به خاک سپردند.(45)
20 - ابوعلی وراق، در سال 323 هنگام بازگشت از سفر حج، درگذشت. به بغداد آوردند و همانجا دفن شد.(46)
21 - المطیع لله، خلیفه عباسی درسال 364 در پادگانی در دیر عاقول درگذشت، هنگامی که همراه پسرش به سوی واسط رفته بود. جنازه اش را به بغداد آوردند و در رصافه دفن کردند.(47)
22 - محمد بن عباس هراتی در سال 378 در یکی از روستاهای نیشابور درگذشت. چون وصیت کرده بود، تابوت او را به هرات منتقل کردند و آن جا دفن شد.(48)
23 - علی بن عبدالعزیز جرجانی در سال 392 در نیشابور درگذشت. تابوت وی را برای دفن، به جرجان بردند.(49)
24 - ناصحی نیشابوری، پیشوای حنفیان در عصر خود، در راه ری در سال 482 درگذشت. تابوتش رابه نیشابور (و به نقلی به اصفهان) برده، آن جا دفن کردند.(50)
25 - احمد بن علی علبی حنبلی درسال 503 در عرفات از دنیا رفت. بدنش را به مکه آوردند، پس از طواف پیرامون خانه خدا، او را در مکه کنار فضیل بن عیاض دفن کردند. چون خبر درگذشت او به بغداد رسید، مردم بر او نماز غایب خواندند و مسجد جامع پر از مردم شد.(51)
26 - ابوعبدالله مالکی غرناطی در سال 569 در اشبیلیه درگذشت. او را به غرناطه برده، آن جا دفن کردند.(52)
27 - شیخ محمد قونوی مصری، در سال 672 درمصر درگذشت، وصیت کرده بود که تابوتش را به دمشق برده، کنار محیی الدین عربی که استادش بود، دفن کنند.(53)
28 - رمضان بن حسین سرماری حنفی، در سال 675 در دریا از دنیا رفت. بدنش را به شهر انبار بردند و پس ازنه روز که از فوتش گذشته بود، آن جا به خاک سپردند.(54)
29 - یوسف بن ابی نصر دمشقی در سال 699 درزمان تاتاریان در دمشق از دنیا رفت. بدنش را در تابوتی نهادند. چون امنیت به مردم برگشت، آن را به یثرب منتقل کرده، آن جا دفن کردند.(55)
30 - محمد بن یوسف کرمانی (شارح صحیح بخاری) در سال 786 در راه حج از دنیا رفت. او را به بغداد منتقل کردند و در مقبره ای که برای خودش آماده ساخته بود، به خاک سپردند.(56)
31 - احمد بن احمد اسحاقی حلبی، پیشوای بزرگوار که در 803 در مرحلین، از نواحی حلب درگذشت. او را به حلب منتقل کردند و کنار بستگانش به خاک سپرده شد.(57)
32 - شهاب الدین احمد نجاری، از پیشوایان حنفیه در سال 938 در جده درگذشت. آن هنگام در این شهر به قضاوت مشغول بود. او را به مکه بردند و درقبرستان معلی دفن کردند.(58)
و... کسان دیگر(59) که یا بنا به وصیت خودشان، یا به جهت دفن شدن نزدیک بستگان و خویشاوندان و در مقابر خانوادگی، یا به جهت تبرک جستن به شهرهای مقدسی همچون مکه و مدینه و کوفه، و دلایل و صلاحدیدهای دیگر به شهرهای مختلف برده شدند. این سیره جاری نشان می دهد که انتقال جنازه به شهرهای دیگر جهت دفن در اماکن مقدس، جایز است.

ب: انتقال پس از دفن

نمونه هایی هم از انتقال جنازه مرده پس از دفن، در تاریخ اسلام وجود دارد که به چند مورد اشاره می کنیم:
1 - عبدالله بن عمرو بن حزام (پدر جابربن عبدالله انصاری) همراه دوستش عمرو بن جموح درجنگ احد به شهادت رسیدند و هر دو در یک قبر، دفن شدند. اما از آن جا که این مساله برای جابر، خوشایند نبود، پس از شش ماه از خاکسپاری، قبر را شکافت و بدن پدر را درآورد و در قبر جداگانه ای دفن کرد. جسد، مثل همان روز دفن بود، تنها گوش و تعدادی از موهای صورت که روی زمین بود، از بین رفته بود. بقیه بدن سالم بود.(60)
2 - عبدالله بن سلمه انصاری در احد به شهادت رسید. مادرش انیسه خدمت پیامبر اکرم (ص) رسید و پیشنهاد کرد که پیکر او را از احد به داخل شهر آوردتا با قبر او مانوس باشد. پیامبر هم اجازه داد و او جنازه را به مدینه منتقل کرد.(61)
3 - طلحه که در سال 36 هجری در جنگ صفین کشته و در بصره مدفون شد، پس از 30 سال دخترش عایشه پدر را در خواب دید. طلحه از نمناک بودن مدفنش ناراحت بود، از دخترش خواست که جای او را عوض کند. او هم چنان کرد و در خانه ای که خریدند، به خاک سپردند.(62)
4 - عده ای در کنار مسجد النبی مدفون بودند. عثمان هنگام توسعه مسجد دستور داد تا جسد آنان را به قبرستان بقیع منتقل کنند.(63)
5 - وقتی که معاویه می خواست چشمه ای را در احد جاری سازد، مسیر آب بر قبر تعدادی از شهدا می گذشت. اعلام کرد تا بستگان آن مدفونین، جنازه ها را از آن جا منتقل کنند. و این بعد از چهل سال از دفن آنها بود و اجساد شهدا همچنان تر و تازه بود.(64)
6 - در سال 647 تابوت تعدادی از خلفای عباسی را از رصافه به ترب منتقل کردند، چون بیم آن می رفت که قبر آنان را آب فراگرفته و این پس از سالیان دراز از دفن آنان بود.(65)
7 - ابن مقله بغدادی در سال 328 درگذشت و در خانه حاکم مدفون شد. سپس بستگانش از حاکم خواستند که جنازه را به آنان تسلیم کند. قبر را نبش کرد و تحویلشان داد. پسرش ابوالحسین آن را در خانه خود به خاک سپرد، سپس همسرش دیناریه قبر را کند و جنازه را درآورده، در خانه خودش دفن کرد.(66)
8 - جعفر بن فضل معروف به ابن حنزابه که وزیری محدث بود، در سال 371 درگذشت و درقرافه دفن شد. گفتند که او در مدینه خانه ای خریده بود که مقبره خودش باشد. چون جنازه را به مدینه آوردند، بزرگان شهر، چون از او نیکی بسیار دیده بودند، پیکر او را به مکه بردند و طواف دادند و در عرفات وقوفش دادند. سپس به مدینه برگردانده، در مقبره اش به خاک سپردند.(67)
9- محمد بن موسی خوارزمی، فقیه بزرگ حنفی در سال 403 درگذشت و در خانه اش دفن شد، سپس در سال 408 او را به مقبره اش دربازارچه غالب برده، آن جا دفن کردند.(68)
10 - ابوحامد اسفراینی، پیشوای شافعیه، در سال 406 درگذشت و در خانه اش به خاک سپرده شد. دو سال بعد جنازه اش را به مقبره باب حرب منتقل کردند.(69)
11 - القادر بالله، خلیفه عباسی را به یک سال پس از دفن در خانه اش در سال 422، تابوتش را به رصافه منتقل کردند.(70)
12 - احمد بن محمد سمنانی، قاضی حنفی در سال 466 از دنیا رفت و در خانه اش در بغداد دفن شد. یک ماه بعد جنازه اش را درآورده به مقبره ای در شارع المنصور بردند، از آن جا هم به خیزرانیه منتقل کردند.(71)
13 - ابوعبدالله دامغانی حنفی، قاضی القضات، در سال 478 درگذشت و در خانه اش مدفون شد. سپس او را به مقبره ابوحنیفه منتقل کردند.(72)
14 - امام الحرمین جوینی، فقیه شافعی در سال 478 در نیشابور از دنیا رفت و در خانه اش دفن شد. سالها بعد جنازه را به مقبره ای کنار قبر پدرش برده دفن کردند، در حالیکه حدود چهار صد نفر از شاگردش در شهر می چرخیدند و بر او نوحه سر می دادند.(73)
15 - ابوعبدالله اندلسی، متوفای 488 در مقبره ای کنار بارگاه شیخ ابواسحاق شیرازی دفن شد. سه سال بعد جنازه اش را به مقبره باب حرب برده، کنار قبر بشر حافی به خاک سپردند.(74)
16 - علی بن طراد زینبی بغدادی که در سال 538 از دنیا رفت و در خانه ساحلی اش در باب الراتب دفن شد. چند سال بعد، بدن او را به مقبره اش در حربیه منتقل کردند. هنگام بردن جنازه، واعظان گرد آمدند و تا سحر در خانه اش به موعظه پرداختند، سپس در حالی که جمعی از قاریان و عالمان و شمعهای فراوان پیکرش را همراهی می کردند، بیرون بردند.(75)
17 - محمدبن علی بن ابی منصور، در سال 599 از دنیا رفت و در موصل به خاک سپرده شد. سپس جنازه را به مکه بردند، دورکعبه طواف دادند، شب وقوف عرفات، او را بالای کوه عرفات بردند و تا مدتی که در مکه بودند، روزی چند بار طوافش می دادند، آن گاه به مدینه برده در کاروانسرایی در شرق مسجد النبی به خاک سپردند، آن هم پس از چندین بار طواف دادن بر گرد حرم پیامبر (ص).(76)
18 - ابوسعید کوکبوری در سال 630 درگذشت. او را به قلعه اربل بردند و دفن کردند. سپس طبق وصیت خودش جنازه را به مکه منتقل نمودند و در قبه ای در زیر یک کوه دفن کردند. سال بعد حجاج، او را به کوفه برگرداندند و آن جا به خاک سپردند.(77)
19 - سعدالدین تفتازانی در سال 791 درگذشت و در سمرقند به خاک سپرده شد، یک سال بعد جنازه را به سرخس منتقل کردند.(78)
20 - محمد بن سلیمان جزولی که در سال 870 وفات یافت، پس از 77 سال جنازه اش را، بدون آن که تغییری کرده باشد به جای دیگر بردند.(79)
21 - عبدالرحمان جامی، متوفای 898 در هرات، در آن شهر مدفون شد، اما چون گروه اردبیلیان به خراسان روی آوردند، پسرش جنازه پدر را به ولایت دیگری برد. چون آن گروه به قبر نخستین او آمده و آن را نبش کرده و جسد را نیافتند، چوبهای داخل آن را به آتش کشیدند.(80)
22 - وقتی می خواستند بر قبر ابوحنیفه قبه ای بسازند، در پی زمین سختی بودند که پایه های بنا را بر آن نهند. هفده ذراع که کندند به زمین سفتی رسیدند. در منطقه حفاری شده به استخوانهای مردگانی برخوردند که به خاطر همجواری با قبر ابوحنیفه، آن جا دفن شده بودند. همه استخوانها را جمع کرده و به بقعه دیگری که متعلق به قومی بود بردند و دفن کردند.(81)
و... کسان متعدد دیگری که جنازه هایشان پس از دفن، به جاهای دیگر منتقل شد.(82)

نذر و نیاز

از نکات دیگری که ابن تیمیه و پیروان فکری او دستاویز حمله به شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) قرار داده اند، مساله نذر و نیاز برای حرمها و اولیاء الهی است. قصیمی گفته است که اینگونه نذرها و قربانیها برای اهل قبور، از شعائر شیعه و سرچشمه گرفته از غلو شیعه درباره امامانشان و اعتقاد به الوهیت علی (ع) و فرزندان اوست.
این دروغی بیش نیست. در این مساله، شیعه راهی جدا از امت اسلامی درگذشته و حال ندارد. جواز نذر و نیاز برای مردگان و نیز اولیاء الهی، مورد قبول علمای اهل سنت است. از جمله، خالدی گفته است: مساله دائر مدار نیت نذر کنندگان است. اگر قصد نذر کننده، تقرب به خود مرده است، این به اتفاق، جایز نیست. ولی اگر قصد او تقرب به خداست و ثواب آن را هدیه به متوفی یا صاحب قبر می کند، مانعی ندارد، چه منافع خاصی از نذر را مورد نظر داشته باشد، یا به نحو مطلق باشد که در عرف مردم، منصرف به منافع صاحب قبر یا اهل شهر او یا همسایگان یا فقیران یا بستگان میت می شو. در این صورت نذر صحیح است و عمل به آن لازم است. این نکته از بسیاری از علما نقل شده است، همچون اذرعی، زرکشی، ابن حجر، رملی، رافعی و...(83)
رافعی نیز به نقل از صاحب تهذیب گفته است که اگر نذر کند فلان مقدار برای اهالی فلان شهر صدقه دهد، واجب است بر آنان صدقه دهد و نذر برای قبر معروف در جرجان نیز ازاین قبیل است.(84)
عزامی در کتاب خویش نوشته است: ابن تیمیه می گوید: هرکس برای پیامبر اسلام یا یکی از پیامبران و اولیاء اهل قبور نذر کند یا قرانی کند، مثل مشرکانی است که برای بتهایشان قربانی می کنند و این عبادت غیر خدا و کفر است. برخی از متاخرین نیز که با او یا شاگردانش مصاحبت و همنشینی داشته اند، فریب سخن او را خورده اند. این نوعی دروغ بافی در دین و تهمت به مسلمین است. هیچ مسلمانی با اینگونه نذر و قربانی برای پیامبران و اولیاء، قصدی جز این ندارد که از جانب آنان صدقه می دهد و ثوابش را به آنان هدیه می کند. اجماع همه اهل سنت بر این است که صدقه دادن زندگان برای مردگان سودمند است و ثوابش به آنان می رسد و احادیث صحیح فراوانی در این باره نقل شده است. نذر و نیاز و صدقه و قربانی را برای مرده انجام نمی دهند، بلکه برای خدا انجام می دهند و ثوابش را برای مردگان قرار می دهند. کجای این بت پرستی است؟اینگونه هدیه زنده ها برای مرده ها، هم مشروع است، هم ثواب دارد. مشروح آن در کتب فقهی و کتابهایی که در رد عقاید ابن تیمیه نوشته شده، آمده است.(85)
نذر قربانی برای انبیاء و اولیاء، امری شرعی و رایج در سیره مسلمانان است و اختصاص به فرقه خاصی ندارد و اگر نذر کننده به خاطر خدا و با نام خدا قربانی کند، پاداش می برد.
روایت است که مردی در زمان پیامبر اکرم (ص) نذر کرد شتری را در بوانه قربانی کند. نزد آن حضرت آمد و خبر داد. حضرت پرسید: آیا در آن مکان، قبلا بتی ازبتهای جاهلیت بوده که پرستیده می شده؟گفتند: نه. فرمود: آیا در آن جا عیدی از عیدهای بت پرستان بوده؟گفتند: نه. پیامبر فرمود: پس به نذر خود وفا کن. نذری که در نافرمانی خدا باشد، وفا کردنی نیست.(86)
شبیه آن نذر مردی است که به پیامبر گفت: نذرکرده ام 50 گوسفند دربوانه قربانی کنم. حضرت پس از سؤالاتی مانند آن چه گذشت، فرمود: به نذرت وفا کن.(87)
خالدی، پس از نقل حدیث قبلی، می گوید: اینکه خوارج برای اثبات ممنوعیت نذر در جایگاه انبیاء و صالحین به این حدیث استناد کرده و پنداشته اند که انبیاء و صالحان، همچون بتهای جاهلیت اند، نهایت تحقیر و توهین به انبیاست و هر که به پیامبران الهی هر چند با کنایه توهین کند، کافر است و توبه اش پذیرفته نیست. این واماندگان به سبب جهالتشان توسل به انبیا را عبادت می شمرند و آنان را بت می نامند. ارزشی برای جهالت و گمراهی اینان نیست. همچنانکه سخنان جاهلانه ابن تیمیه و هوادارانش نیز ارزشی ندارد.(88)
اینها پاسخی است که علمای اهل سنت به بافته ها و تهمتهای امثال ابن تیمیه و قصیمی داده اند و نذر و نیاز و قربانی در حرمها و برای اولیاء الهی را مغایر با دین و توحید و خداپرستی ندانسته اند.