آشنایی با معارف الغدیر (4) تبرک و توسل

جواد محدثی‏‏‏‏‏

انتقال جنازه به حرمها

درباره منتقل کردن جنازه به حرمهای مطهر و اماکن متبرکه، عده ای که نسبت به مسائل فقهی ناآگاهند، یاوه هایی بافته اند و بی خبر از ریشه های فقهی و فتوایی موضوع، آن را تنها از ویژگیهای شیعه دانسته اند ؛ ازاین رو شیعه را آماج حملات و تهمتهای خویش ساخته اند.
برخی دیگر، با پیروی کورکورانه از آن جاهلان، تهمت را چنان حتمی و عمل را چنان خرافی پنداشته اند و از اعمال عوام الناس دانسته اند که گفته اند هرگز نمی توان به اینگونه کارها، بر مذهب یا علما احتجاج کرد.
گروهی نیز برای اثبات ادعاهای خود، دست به تحریف زده اند، غافل از این که آگاهان و هوشیارانی هستند که نیتهای شوم و غرض ورزیهای آنان را برملا می کنند.
این بیچارگان ندانسته اند که از میان پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز، کسانی با شیعه هم عقیده و موافقند که می توان به خاطر اهداف صحیح و غرضهای عقلایی، مردگان را - چه پیش از دفن و چه بعد از خاکسپاری - به جاهای دیگر منتقل کرد، چه خود میت وصیت کرده باشد، یا نه.
دراینجا به نمونه هایی ازفتاوای اهل سنت دقت کنید.
مالکیان گفته اند:
با سه شرط، می توان مرده را چه پیش از دفن و چه بعد از آن، از جایی به جای دیگر منتقل کرد:
1 - اینکه هنگام انتقال، جسد از هم نپاشد.
2 - این که به آن بی احترامی و هتک حرمت نشود.
3 - انتقال، مصلحتی داشته باشد، مثل این که بترسند در اثر طغیان دریا، آب، قبر او را فرابگیرد، یا به مکانی منتقل کنند که امید برکت در آن است، یا به جایی ببرند که به خانواده اش نزدیکتر باشد و بتوانند به زیارت قبرش بیایند. اگر یکی از این شرایط سه گانه منتفی شود، نقل جنازه به جای دیگر حرام است.(17)
حنبلیان گفته اند:
در انتقال جنازه میت از جایی که مرده به جایی که دورتر است، اشکالی نیست، به شرط اینکه به خاطر غرض صحیحی باشد، مثل اینکه به بقعه و حرم شریفی ببرند، تا آن جا دفن شود، یا در کنار یک انسان صالح دفن گردد، درصورتی که از تغییر بود و متعفن شدن جسد، خاطر جمع باشیم. در جواز این مساله فرقی نیست که قبل از دفن باشد، یا پس از دفن.(18)
شافعیان گفته اند:
نقل جنازه از شهری به شهر دیگر حرام است، بعضی هم گفته اند که مکروه است، مگر این که به نزدیکی مکه، مدینه، بیت المقدس یا قبر یک انسان صالح ببرند. و اگر میت، وصیت کرده باشد که جنازه اش را به یکی از جاهای یاد شده ببرند، در صورت ایمنی از تغییر بوی جسد، لازم است به وصیتش عمل شود. مقصود از مکه نیز همه محدوده حرم است، نه فقط خود شهر مکه.(19)
و حنفیان گفته اند:
مستحب است میت را در همانجا که از دنیا رفته است دفن کنند و مانعی ندارد که پیش ازدفن، جنازه را از شهری به شهر دیگر ببرند، به شرط اینکه جنازه بو نگیرد. اما پس از دفن، بیرون آوردن جنازه حرام است، مگر این که زمینی که در آن دفن شده است غصبی باشد، یایکی از دو شریک، زمین را با حق شفعه خویش، زمین را بگیرد.(20)
کسی که به تاریخ مراجعه کند، خواهد دید که دانشمندان همه مذاهب، عملا در هر دو صورت اتفاق نظر داشته اند که می توان جنازه را به جای دیگر منتقل کرد و در اذهان همه چنین جا گرفته است که انتقال جسد به حرمهای مطهر و زمین بیت الله الحرام یا جوار حضرت رسول (ص) یا پیشوای مذهب یا مرقد یکی از اولیاء صالح یا بقعه ای که خداوند به آن کرامتی را مخصوص ساخته است، یا به جایی که بستگان مرده آن جا جمعند یا به نزدیکی قبور بستگان دیگر، مانعی ندارد و عملا نیز چنین می کرده اند. روزی هم که استخوانهای پوسیده بزرگانی از این مذاهب را به جای دیگر منتقل می کرده اند، همواره روزی شکوهمند بوده که با حضور جمعی انبوه از علما، قاریان، سخنوران و طبقات دیگر مردم، مراسمی برگزار می شده است.
اینها همه نشان دهنده جواز آن و اتفاق نظر و عمل همه امت اسلامی بر آن است. این کار، از زمان پیامبر اکرم (ص) و صحابه پیشین و تابعین هم رواج داشته است، چه طبق وصیت مرده، چه به صلاحدید بستگان و نزدیکان آن متوفی. گویا نزد همه فرقه های مسلمانان در تمام دورانها، مورد اتفاق بوده است. اگر چنین نبود، هرگز صحابه پیامبر (ص)، بر سر این که رسول خدا را در مدینه، مکه یا نزدیک جدش حضرت ابراهیم دفن کنند، با هم اختلاف نمی کردند.(21)
حتی در ادیان و شرایع گذشته نیز این کار، مشروع بوده است.
حضرت آدم (ع) در مکه از دنیا رفت و در غاری در کوه ابوقبیس دفن شد، سپس حضرت نوح، تابوت او را به کشتی منتقل کرد و چون از کشتی به خشکی بیرون آمد، جسد آدم را در بیت المقدس به خاک سپرد.(22) البته در احادیث شیعه آمده است که آن را در نجف به خاک سپرد.
حضرت یعقوب (ع) در مصر از دنیا رفت، ولی جنازه اش به شام منتقل شد.(23)
حضرت موسی (ع) پیکر حضرت یوسف را پس از آن که در مصر دفن شده بود، به فلسطین برد، که مدفن نیاکان آن حضرت بود.(24)
یوسف، جسد پدرش حضرت یعقوب را از مصر منتقل کرد و در حبرون، در بقعه و غاری که مخصوص دفن آن خاندان شریف بود به خاک سپرد.(25)
دو سبط گرامی پیامبر، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پیکر مطهر پدرشان امیرالمؤمنین (ع) را از کوفه بیرون بردند و در جایی دفن کردند که اینک مدفن آن حضرت در نجف اشرف است، و این انتقال، قبل از دفن آن حضرت بود.
البته در برخی منابع نیز (همچون دلائل النبوه) نقل شده که اولین کسی که از قبری به قبر دیگر منتقل شد، علی بن ابی طالب (ع) بود. وی که روز جمعه 19 رمضان به شهادت رسید و فرزندش حسن بن علی (ع) بر او نماز خواند و در دارالاماره کوفه به خاک سپرد و قبرش پنهان بود، سپس به محلی به نام نجف منتقل شد و همچنان مخفی بود، تا آن که هارون الرشید آن را آشکار کرد. وقتی که دید که برخی حیوانات به آن محل انس می گیرند و برای نجات از شکار شدن به آن جا پناه می برند، از اهالی آبادی نزدیک آن جا سبب آن را پرسید، پیرمردی اهل آن جا گفت که در این مکان، قبر علی (ع) است، همراه قبر حضرت نوح. از این رو هارون بر روی آن قبر قبه ای ساخت.(26)

سابقه تاریخی نقل جنازه

با توجه به سابقه انتقال جنازه مردگان از جایی به جای دیگر از زمان پیامبر اکرم (ص) به بعد، برای رد این اتهام که این کار، از مختصات شیعه است و آن را بدعت و ناروا می شمرند، به نمونه هایی تاریخی اشاره می کنیم، تا بی پایه بودن این ادعا روشن گردد. این نمونه ها دو دسته است: انتقال پیش از دفن، انتقال پس از خاکسپاری.

الف: انتقال جنازه قبل از دفن

1 - مقداد، صحابی بزرگوار پیامبر، در سال 33 در جرف، سه میلی مدینه درگذشت. او را بردوش گرفتند و به مدینه آورده در بقیع به خاک سپردند.(27)
2 - سعد بن زید قرشی، یکی از عشره مبشره در سال 51 در عتیق ده میلی مدینه درگذشت، او را به مدینه آورده، دفن کردند.(28)
3 - عبدالرحمن بن ابی بکر، در سال 52 در حبشه از دنیا رفت. او را به مکه آورده، به خاک سپردند. عایشه از مدینه به مکه آمد و قبر او را زیارت کرد و بر او نماز خواند و در سوگ او اشعاری خواند. (29)
4 - سعد بن ابی وقاص، از صحابه پیامبر، در سال 54 هجری در حمراء الاسد (جایی در هشت میلی مدینه) از دنیا رفت. او را به مدینه آورده و در این شهردفن کردند.(30)
5 - اسامة بن زید صحابی در سال 54 در جرف ازدنیا رفت، او را به مدینه آوردند.(31)
6 - ابوهریره در سال 57 در عتیق درگذشت، او را نیز به مدینه منتقل کردند.(32)
7 - یزید بن معاویه در سال 64 در حوارین (از روستاهای دمشق) درگذشت، جنازه اش را به دمشق آوردند و آن جا دفن شد.(33)
8 - ابراهیم بن ادهم در سال 162 در جزیره از دنیا رفت، او را به صور منتقل کرده، آن جا به خاک سپردند.(34)
9- جعفر بن یحیی در سال 189 در غمر کشته شد. جسدش را به بغداد بردند.(35)
10 - ذوالنون مصری در سال 246 درگذشت، او را با مرکبی به فسطاط بردند و در مقبره های اهل معافر (درویشان) دفن شد.(36)
11 - هارون بن عباس هاشمی در سال 267 در روثیه با عرج درگذشت و برای دفن به مدینه آوردند.(37)
12 - احمد بن محمد باهلی در سال 275 در بغداد درگذشت. جنازه اش را در تابوتی به بصره آورده دفن کردند و قبه ای بر قبرش ساختند.(38)
13 - محمد بن اسحاق صیمری در سال 275 در بغداد از دنیا رفت، به کوفه آوردند و در همانجا دفن شد.(39)
14 - معتمد، خلیفه عباسی در سال 279 در بغداد مرد، او رابه سامرا بردند و به خاک سپردند.(40)
15 - جعفر بن معتضد در سال 280 در شهر دینور از دنیا رفت و به بغداد منتقل شد.(41)
16 - علی بن محمد بن ابی الشوراب در سال 282 در بغداد درگذشت. بر او نماز خواندند، سپس به سامرا منتقل کردند. قبرش در این شهر است.(42)
17 - جعفر بن محمد بن عرفه در ذی حجه 287 در عمق (یکی از منازل راه حج از سمت بغداد) از دنیا رفت و به بغداد بردند و در محرم 288 آن جا مدفون شد.(43)
18 - حسین بن عمر بن ابی الاحوص در سال 300 درگذشت، جنازه اش را برای دفن، از بغداد به کوفه بردند.(44)
19 - ابواسحاق خطابی (از نوادگان عمربن خطاب) در سال 320 در بغداد از دنیا رفت، پیکرش را به کوفه منتقل کرده، آن جا به خاک سپردند.(45)
20 - ابوعلی وراق، در سال 323 هنگام بازگشت از سفر حج، درگذشت. به بغداد آوردند و همانجا دفن شد.(46)
21 - المطیع لله، خلیفه عباسی درسال 364 در پادگانی در دیر عاقول درگذشت، هنگامی که همراه پسرش به سوی واسط رفته بود. جنازه اش را به بغداد آوردند و در رصافه دفن کردند.(47)
22 - محمد بن عباس هراتی در سال 378 در یکی از روستاهای نیشابور درگذشت. چون وصیت کرده بود، تابوت او را به هرات منتقل کردند و آن جا دفن شد.(48)
23 - علی بن عبدالعزیز جرجانی در سال 392 در نیشابور درگذشت. تابوت وی را برای دفن، به جرجان بردند.(49)
24 - ناصحی نیشابوری، پیشوای حنفیان در عصر خود، در راه ری در سال 482 درگذشت. تابوتش رابه نیشابور (و به نقلی به اصفهان) برده، آن جا دفن کردند.(50)
25 - احمد بن علی علبی حنبلی درسال 503 در عرفات از دنیا رفت. بدنش را به مکه آوردند، پس از طواف پیرامون خانه خدا، او را در مکه کنار فضیل بن عیاض دفن کردند. چون خبر درگذشت او به بغداد رسید، مردم بر او نماز غایب خواندند و مسجد جامع پر از مردم شد.(51)
26 - ابوعبدالله مالکی غرناطی در سال 569 در اشبیلیه درگذشت. او را به غرناطه برده، آن جا دفن کردند.(52)
27 - شیخ محمد قونوی مصری، در سال 672 درمصر درگذشت، وصیت کرده بود که تابوتش را به دمشق برده، کنار محیی الدین عربی که استادش بود، دفن کنند.(53)
28 - رمضان بن حسین سرماری حنفی، در سال 675 در دریا از دنیا رفت. بدنش را به شهر انبار بردند و پس ازنه روز که از فوتش گذشته بود، آن جا به خاک سپردند.(54)
29 - یوسف بن ابی نصر دمشقی در سال 699 درزمان تاتاریان در دمشق از دنیا رفت. بدنش را در تابوتی نهادند. چون امنیت به مردم برگشت، آن را به یثرب منتقل کرده، آن جا دفن کردند.(55)
30 - محمد بن یوسف کرمانی (شارح صحیح بخاری) در سال 786 در راه حج از دنیا رفت. او را به بغداد منتقل کردند و در مقبره ای که برای خودش آماده ساخته بود، به خاک سپردند.(56)
31 - احمد بن احمد اسحاقی حلبی، پیشوای بزرگوار که در 803 در مرحلین، از نواحی حلب درگذشت. او را به حلب منتقل کردند و کنار بستگانش به خاک سپرده شد.(57)
32 - شهاب الدین احمد نجاری، از پیشوایان حنفیه در سال 938 در جده درگذشت. آن هنگام در این شهر به قضاوت مشغول بود. او را به مکه بردند و درقبرستان معلی دفن کردند.(58)
و... کسان دیگر(59) که یا بنا به وصیت خودشان، یا به جهت دفن شدن نزدیک بستگان و خویشاوندان و در مقابر خانوادگی، یا به جهت تبرک جستن به شهرهای مقدسی همچون مکه و مدینه و کوفه، و دلایل و صلاحدیدهای دیگر به شهرهای مختلف برده شدند. این سیره جاری نشان می دهد که انتقال جنازه به شهرهای دیگر جهت دفن در اماکن مقدس، جایز است.