آشنایی با معارف الغدیر (2) معنای مولی

جواد محدثی‏‏‏‏‏

نگاهی به معانی مولی

علمای لغت از معانی مولی، یکی هم سرور و آقارا ذکر کرده اند، غیر از مالک و آزاد کننده. نیز از معانی ولی، امیر و سلطان را گفته اند. از طرفی هم اتفاق نظر دارند که معنای اولی و ولی یکی است و هر دو معنی نوعی اولویت به کار را در بر دارد. امیر، در اداره جامعه و اجرای برنامه هایی برای تربیت افراد و دفع تعدی آنان به یکدیگر از رعیت و مردم عادی سزاوارتر است. همچنین سرور و آقای بردگان هم برای تصرف درکارها از افراد تحت امرشان سزاوارترند. دایره این اولویت درتصرف، بستگی به میزان امارت و سیادت دارد. این ولایت و حق تصرف، در والی یک شهر، گسترده تر از رؤسای ادارات است، ولایت استانداران بیشتر ازفرمانداران است و بالاتر از همه اینها قلمرو ولایت حکام و پادشاهان است و وسیعترین قلمرو این اولویت، درپیامبری است که از سوی خداوند به سوی جهانیان مبعوث شده است و نیز جانشین او.
ما اگر از این هم چشم بپوشیم که مولی به معنای اولی است، از این نمی توان چشم پوشید که مولی به معنای سرور و به معنای امیر و سلطان آمده است. مفهوم مولی در حدیث غدیر خم جز بر والاترین و گسترده ترین معنای مولی منطبق نیست، چرا که هیچ یک از معانی دیگر مولی (که به بیست و هفت معنی می رسد) ممکن نیست در حدیث غدیر اراده شده باشد مگر آن که به این دو معنی باز گردد. معانی دیگر عبارتند از:
1 - پروردگار 2 - عمو 3 - پسرعمو 4 - فرزند 5 - خواهرزاده 6 - آزاد کننده 7 - آزاد شده 8 - برده 9- مالک 10 - پیرو 11 - نعمت داده شده 12 - شریک 13 - هم پیمان 14 - همراه 15 - همسایه 16 - همخانه و مهمان 17 - داماد 18 - خویشاوند 19 - نعمت دهنده 20 - هم عهد 21- ولی 22 - اولی به یک چیز 23 - سرور غیر مالک و آزاد کننده 24 - دوستدار 25 - یاور 26 - تصرف کننده در کار 27 - عهده دار امر.
معنای اول که کفرآمیز است، چون جز خداوند، برای جهانیان پروردگاری نیست.
معنای دوم و سوم تا چهاردهم نیز، هر کدام اراده شود، دروغ است. چرا که پیامبر، عموی برادرزادگانش است (اگر برادر داشته باشد) و علی (ع)، عموی پدر آنان می شود. در حالی که پیامبر، پسر عبدالله است و علی (ع)، پسر برادرش ابوطالب و روشن است که آن دو در نسب مختلفند. علی (ع) خواهرزاده کسی نیست که پیامبر (ص) خواهرزاده اش باشد. همچنین چنان نیست که هر کس را پیامبر آزاد کرده باشد، علی (ع) اورا دوباره آزاد کرده است. هر دو بزرگوار، سرور همه آزادگان اند، هرگز کسی آنها را آزاد نکرده است. هرگز بنده کسی هم نبوده اند. علی (ع) هرگز مالک برده های پیامبر هم نبوده است. پیامبر خدا، غیر از خداوند تابع کسی نبوده، تا در آن جمعیت فریاد برآورد که من تابع هرکس باشم، علی تابع اوست! کسی هم بر پیامبر نعمتی و منتی ندارد، بلکه این رسول خدا (ص) است که بر همگان نعمت و منت دارد، پس معنای نعمت یافته هم درست نیست. پیامبر خدا با کسی در تجارت یا چیز دیگر شریک نبوده است، تا وصی او هم شریک او باشد. تجارتی هم که حضرت رسول برای خدیجه انجام می داد، کار برای خدیجه بود، نه شریک او. تازه اگر هم شرکتش با خدیجه را در تجارت بپذیریم، علی (ع) که همراه پیامبر در آن سفر تجارتی نبود و دخالتی در تجارت نداشت، تا او هم شریک خدیجه شود. پیامبر خدا با کسی هم، هم پیمان نبود که به آن افتخار کند. افتخار دیگران به هم پیمانی با رسول بود. معنای همراه و همسایه و مهمان و هم خانه و داماد و خویشاوند هم نمی تواند مقصود آن حضرت باشد، به ویژه در آن جمع انبوه و در میان راه و گرمای نیمروز و نگهداشتن مردم در آن بیابان و فرمان خدا بر ابلاغ پیام، که رسول خدا بر منبر فراز رفت و خبر از نزدیکی وفاتش داد و خواست چیزی را به همگان بگوید که بیم داشت زمانش بگذرد، چیزی که اهمیت دنیوی و دینی فراوان داشت و... آن گاه بگوید: هرکس را که من همراه، همسایه یا مهمان یا خویشاوندش بودم، علی (ع) همسایه و همراه و داماد و خویشاوند اوست! نه به خدا! هیچ اندیشه ای این را نمی پذیرد که آن عقل کل و ختم رسل که پیامبر حکمت و خطیب بلاغت بود، مردم را در آن صحرای داغ، برای گفتن این نکته معمولی و پیش پا افتاده نگهدارد. تازه، اگر اینها هم مقصود باشد، چه امتیازی برای حضرت علی (ع) محسوب می شود که گروه گروه بیایند و به او شادباش و تبریک بگویند!
اما نعمت دهنده: ملازمه ای نیست بین اینکه پیامبر خدا به هرکس نعمت داده باشد، امیرالمؤمنین هم نعمت دهنده او باشد. مگر اینکه مقصود از نعمت، نعمت دین و هدایت و ارشاد عزت دنیا و نجات آخرت باشد، که در این صورت از معنای مورد نظر ما (امامت) چندان دور نیست.
اما هم پیمان: لابد باید به معنای هم پیمانی با برخی قبایل برای آتش بس یا همکاری باشد. معنی ندارد که علی (ع) هم چنان باشد، مگر به عنوان پیرو حضرت رسول، که دراین مساله هم تمام مسلمانان یکسانند و جایی برای تخصیص آن حضرت نیست. مگر آن که بگوییم حضرت علی (ع) در همه پیمانهایی که پیامبر برای سامان دادن به حکومت اسلامی و حمایت از دولت اسلام در برابر فتنه ها و توطئه ها می بست، دخالت داشت. و اگر منظور از هم پیمانی، دارا بودن اوصاف شایسته و فضیلتها باشد، مثل اینکه می گویند فلانی هم پیمان فضیلت و کرم است، یعنی کریم و فاضل است، معنایش این می شود که هرکس درباره من چنین عقیده ای دارد، درباره علی (ع) هم داشته باشد. گرچه ذوق عربی این را نمی پسندد، ولی باز هم به معنای مورد نظر ما نزدیک است.
اما دوستدار و یاور: یامقصود این است که مردم را به محبت و نصرت علی (ع) برانگیزد، یا اینکه او را به دوستی و یاری مردم فرمان دهد و در هر حال، یا جمله خبری است، یا انشائی. اگر خبری باشد و مقصود حضرت خبر دادن از وجوب محبت علی (ع) بر مردم باشد، اینکه چیز تازه ای نیست تا در آن شرایط حساس و با آن تاکید شدید آیه قرآن در تبلیغ پیام و در آن موقعیت دشوار به مردم ابلاغ کند، بعد هم مردم برای تهنیت گویی بیایند. این نکته قبلا هم مطرح بوده است و مردم شبانه روز آیاتی را که اخوت و ولایت و دوستی مومنان را با یکدیگر بیان می کند(31) تلاوت می کردند. اگر مقصود، فرمان به دوست داشتن و یاری کردن او باشد، این نیز اختصاص به آن حضرت ندارد. همه مسلمانان دوستدار و یاور همدیگرند. و اگر مقصود، دوستی و یاری ویژه ای است، بالاتر از آن چه مردم دارند که شامل پیروی، فرمانبرداری و تسلیم بودن است، این همان حجت بودن و امامت است که مورد نظر ماست. و اگر مقصود، خبر دادن به علی (ع) است که دوستدار و یاور مردم باشد، این را می توانست جداگانه و خصوصی به آن حضرت بگوید، نه در یک جمع عمومی و با آن شرایط ویژه.
به هر حال، اگر مقصود از مولی، دوستدار و یاور باشد، با آن معنای ویژه ای که رسول خدا (ص) نسبت به امت داشت و به عنوان پیشوای دین و دنیا و پشتیبان موجودیت و کیان مسلمین، سزاوارتر از خودشان به آنان بود و اگر چنان نمی کرد، گرگهای درنده و دشمنان نیرومند، مردم را نابود می کردند و به غارت و کشتار می پرداختند، کسی که در محبت و یاری نسبت به رسول خدا و مردم در این حد و مرتبه باشد. به حق سزاوار مقام خلیفة اللهی و جانشینی پیامبر اسلام است. این معنای همانست که ما می گوییم و می خواهیم.
تنها معنایی که باقی می ماند و قابل قبول است، همان ولی، اولی به تصرف و سرور و متولی امور است. آن گونه که گذشت، مولی به این معانی آمده است. همچنانکه حضرت رسول (ص)، سرپرست امت و سرور آنان بود و از خودشان شایسته تر برای دخالت در امورشان بود، این ولایت برای علی (ع) هم ثابت است. بعلاوه معنای اولویت که مورد نظر ماست، به نحوی در همه معانی گذشته برای مولی مندرج است و به نوعی مورد عنایت می باشد و بی تناسب نیست. مثلا:
عمو، شایسته تر از دیگران است که به برادرزادگانش رسیدگی کند و عاطفه نشان دهد، چون به جای پدر است.
پسرعمو، سزاوارتر به اتحاد و یاری و همبستگی با پسرعموست، چون هر دو شاخه یک درختند.
پسر، شایسته تر است که از پدر اطاعت کند و در برابر او خاضع باشد.
خواهرزاده، مناسبتر از دیگران است برای پیوند با دایی، چرا که او برادر مادرش می باشد.
آزاد کننده، سزاوارتر است که به آزاد شده، نیکی کند.
آزاد شده، سزاوارتر است که کار نیک آزاد کننده را ارج نهد و تواضع کند.
بنده، اولی است که از مولی تبعیت کند.
مالک، سزاوارتر از دیگران است که سرپرستی مملوکهای خود را عهده دار شود و به کارشان رسیدگی کند تا به آنان ظلم نشود.
پیرو، شایسته تر است برای یاری متبوع، تا دیگران که پیرو نیستند.
نعمت یافته، سزاوارتر است که از صاحب نعمت تشکر کند.
شریک، اولی است که حق شریک را رعایت کند و از ضرر کردن او جلوگیری نماید.
در هم پیمان هم که مساله روشن است.
همنشین نیز سزاوارتر به ادای حقوق همنشینی است.
همسایه هم شایسته تر از دیگران است که حق همسایه را مراعات کند.
مهمان نیزاولی از دیگران است که حریم میزبان را نگهدارد.
داماد، سزاوارتر به رعایت حقوق بستگان است تا دیگران، چرا که کسی که به انسان زن دهد، در حکم بدر است.
خویشاوند نیز ازدیگران سزاوارتر است به کار نزدیکان خود.
نعمت دهنده، اولی است که باز هم نعمت دهد و نیکی خود را ادامه دهد.
هم عهد نیز اولی به رعایت حقوق هم پیمانی است.
دوستدار و یاور هم که روشن است. مساله ولی، سرور، متصرف در امور، متولی امر نیز واضح است که اولویت دارند نسبت به دیگران.
پس مولی، یک معنی بیشتر در اینجا ندارد، آن هم اولی به تصرف است که بسیاری از علمای لغت و ادبای عرب هم این معنی را پذیرفته اند. وقتی هم کلمه مولی به کار می رود، آن چه در ابتدا به ذهن انسان می آید همین معناست.

قرائن کلام

تا اینجای بحث روشن شد که مولی به معنای اولی به چیزی است. اگر تنزل کنیم و بگوییم که این، یکی از معانی مولی است و مولی مشترک لفظی است، درحدیث قرائنی است (متصل یا منفصل) که اراده معنای دیگر را نفی می کند. اینک قرائن:

1 - مقدمه حدیث

رسول خدا (ص) پیش از این تعبیر، فرمود: الست اولی بکم من انفسکم؟ آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم؟(یا عبارات دیگری که همین مضمون را می رساند) پس از این مقدمه، فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. این نشان می دهد که مقصود از مولی، همان اولویتی است که رسول خدا (ص) در طلیعه حدیث، بر آن تاکید فرمود و از آنان اعتراف گرفت. متن فوق را درحدیث غدیر، عده بیشماری از دانشمندان و راویان شیعه و سنی نقل کرده اند. از اهل سنت، کسانی همچون: احمد بن حنبل، ابن ماجه، نسائی، شیبانی، طبری، طبرانی، ذهبی و...(32) حدیث را نقل کرده و آن را صحیح و ثابت دانسته اند و مفهوم آن را اثبات همان اولویت و ولایتی که پیامبر بر امت داشته، برای حضرت علی (ع) دانسته اند.(33)