آشنایی با معارف الغدیر (2) معنای مولی

نویسنده : جواد محدثی

سخن ناشر

کتاب ارزشمند و عظیم الغدیر، اثر محقق بزرگوار و عاشق اهل بیت و مدافع بزرگ حریم ولایت و امامت، علامه عبدالحسین امینی (1320 - 1390 ق) از ذخائر گرانقدر شیعه است که بر اساس قرآن و حدیث و منابع تاریخی به دفاع از حق و رفع و دفع شبهات مخالفان پرداخته و از چنان تتبع و کاوشی عمیق برخوردار است که برای بعضی باور این نکته که این کار بزرگ و سترک از عهده یک نفر برآید، دشوار است. مباحث سودمند و ابتکاری که در الغدیر آمده، سزاوار آگاهی عموم است. اصل کتاب به زبان عربی است و به فارسی هم ترجمه شده است. اما شاید بسیاری از علاقه مندان ولایت، حوصله یا مجال مطالعه مجموعه عظیم و چند جلدی الغدیر را نداشته باشند.
از این رو این موسسه بر آن شد که برخی از موضوعات بحث شده در الغدیر را، بصورت گزینشی و خلاصه، تدوین و در اختیار عموم قرار دهد، تا ازاین چشمه فیض، بهره مند شوند. در این کار، علاوه بر ترجمه، نوعی تلخیص و چکیده نویسی به کار رفته است، تا مباحث مبسوط و فنی و نقلهای فراوان یک مساله از منابع بیشمار، برای خواننده فارسی زبان خسته کننده نباشد.
امید است که این سلسله جزوات، پیروان اهل بیت (ع) را با معارف شیعی و دیدگاه ها و تحقیقات علامه امینی در اثر ماندگارش الغدیر آشناتر سازد و گامی در تقدیر از خدمات و زحمات این بزرگ مدافع ولایت علوی محسوب گردد و عنایات خاصه مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) را فراهم آورد. ان شاء الله.
معاونت پژوهشهای فارسی

پیشگفتار مترجم

خوب نگاه کنید...
هنوز هم بر بام بلند غدیر، دست پیامبر را می بینید که دست علی (ع) را - که دست خداست - فرا برده و آن خورشید را در برابر دیدگان منتظر تاریخ قرار میدهد، و نام علی را چونان حجتی روشن و مشعلی فروزان، به عنوان مولی بر می افرازد، تا راه امت پس از رسول، تیره نباشد،
تا اسلام به جاهلیت باز نگردد،
تا جاهلیت مرده، در گرمای خودخواهیهای قریش، جان نگیرد.
هنوز طنین این صدا به گوش می رسد که:
من کنت مولاه، فعلی مولاه،
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه،
وانصر من نصره، واخذل من خذ له...
این صدا، از نای پر نوای رسول و زبان پاک پیامبر است که مرزها را بر محور ولایت و برائت مشخص می سازد.
کلام محمد (ص)، خندقی است که صفها را از هم جدا می سازد.
غدیر، تجسم همان خندق است.
غدیر علی (ع)، هنوز هم سرچشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی مواج از فضایل است. دلها، تنها از این دریاست که سیراب می شود. و گرنه دنیای بی ولایت، سراسر کویر است و عطش و تنهایی و سرگردانی. و چشمها از این چشمه نور، فروغ می گیرد، وگرنه جهان، تمام تاریکی و تعصب و حیرت است و گمراهی.
غدیر خم، یک کتاب مبین است و برای راه گم کردگان، صراطی است که بهسنت پیامبر منتهی می شود.
ولایت، منشور برتری لیاقت بر عصبیت و حاکمیت ملاک بر ملوک است.
غدیر، نه برکه آبی در بیابان حجاز، بلکه دریایی از باور و بصیرت در کویر حیرت و هامون ضلالت است. قامت دین نیز، تنها در زلال ولایت، به کمال و تمام می رسد.
غدیر علی، همان حرای محمد است، در جلوه ای دیگر، پس از بیست و سه سال.

جدال دراز مدت بر سر مساله امامت و خلافت، هم پایه های اعتقادی و کلامی دارد، هم مبناهای تاریخی و حدیثی، هم جلوه ها و جنبه های ادبی و لغوی.
مرحوم علامه امینی در کتاب شریف الغدیر، با دلایل بسیار متقن و با تکیه به کهن ترین و موثق ترین منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت، به اثبات رسانده است که در هیجدهم ذی حجه سال دهم هجری، در غدیر خم، در بازگشت از حجة الوداع رسول خدا ضمن خطبه ای بلند، علی (ع) را به عنوان مولی معرفی و نصب کرده است.
آنان که منکر چنین پدیده و حادثه ای هستند، با وجود این همه دلایل روشن، چشم برآفتاب می بندند و منکر روز می شوند.
اما... هنوز مساله تمام نیست. آن که در موضع انکار و تعصب باشد، در پی تاویل می گردد، تا مفهوم سخن را به گونه ای دیگر بنمایاند. از این رو در معنای مولی تشکیک می کند و این کلمه را که مفهوم سرپرستی، ولایت، اولویت، سروری و پیشوایی از آن لبریز است، به معانی دورترش می برد و حد اکثر، معنای دوست و یاور را از آن برداشت می کند، تا مبادا حدیث مسلم و روشن غدیر و جمله صریح پیامبر اکرم که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه دلیل امامت و خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) گردد و... چه تاویلها که می کند و کجرویها در فهم حدیث، که نشان می دهد.
آن چه پیش رو دارید، ترجمه و تلخیص بحثی از الغدیر است،(1) که زنده یاد علامه امینی به تبیین معنای لغوی مولی پرداخته است و از بعد لغت، ادبیات عربی، کاربرد متداول، فهم و برداشت عامه مردم و زبانشناسان، استعمال این کلمه در احادیث، و نیز قرائنی فراوان که در متن کلام وحال و هوای صدور این سخن نهفته، به اثبات این نکته پرداخته است که مولی در کلام رسول، به معنای صاحب اختیار، اولی به تصرف، سرپرست و همان مفهومی است که پیامبر اسلام نسبت به امت داشته است و دلالت این حدیث بر خلافت امیرالمؤمنین (ع) خدشه بردار نیست. در ضمن، پاسخی به شبهه آفرینی های امثال فخر رازی است که بیهوده کوشیده اند جهت سخن را به سمت و سوی دیگر برند.
در این جزوه نیز، همچون جزوه پیشین (عید غدیر در اسلام) تلاش شده است برگردانی روشن و قابل فهم و استفاده عموم اهل مطالعه، از این بحث فنی ارائه شود. طبیعی است که اینجا هم، برخی از تکرارهای خسته کننده یا بحثهای خیلی تخصصی یا طول و تفصیلهایی که در ترجمه نیازی به آنها نیست، نیامده است. منابع همه این گفته ها در متن الغدیر، از کتابهای اهل سنت نقل شده است که علاقه مندان میتوانند مراجعه کنند.
امید است این گام کوچک، مورد عنایت مولی قرار گیرد و ادای دینی ناچیز، در قبال نعمت بزرگ ولایت به شمار آید.
قم - جواد محدثی
بهمن 75

معنای مولی

شاید با توجه به بحثهای انجام گرفته درباره سند حدیث غدیر، شکی باقی نمانده باشد که حدیث، از زبان مبارک حضرت رسول (ص) صادر شده است.
اما دلالت آن بر امامت امیرالمؤمنین (ع) قطعی است. ما در هر چیز هم شک کنیم، تردیدی نداریم که لفظ مولی ازنظر وضع لغت، چه در معنای مورد نظر ما (امامت) نص و صریح باشد، یا به خاطر مشترک بودنش با معانی متعدد، مجمل باشد، و چه از قرائنی که اثبات کننده معنای امامت و رهبری است خالی باشد، یا همراه این قرائن، در این مورد خاص، قطعا جز معنای رهبری و پیشوایی را نمی رساند، چرا که همه آن جمعیت انبوه که در آن جا حضور داشتند و چه کسانی که خبر را بعدا دریافت کردند و اشخاصی اند که در لغت به نظر آنان ارزش می نهند، همه از مولی، همان امامت را فهمیدند و کسی هم آن را رد نکرد.
از آن پس نیز، این فهم و برداشت، از سوی شاعران و ادیبان تا زمان حاضر تداوم یافته است. این دلیل روشنی است که مقصود از مولی، امام و رهبر است.
در طلیعه اینان، خود امیرالمؤمنین (ع) است که در پاسخ نامه معاویه، ابیاتی نوشت که این مضمون در آنهاست: پیامبر خدا در روز غدیر خم، ولایت خویش را بر شما، درباره من حتمی ساخت.(2)
حسان بن ثابت نیز که در صحنه غدیر حضور داشت، از پیامبر خدا اجازه گرفت که حدیث غدیر را به نظم بسراید و ابیاتی گفت، از جمله این که: پیامبر خدا به علی فرمود: یا علی! برخیز، که من تو را پس از خودم امام و راهنما قرار دادم.(3)
قیس بن سعد بن عباده هم، از جمله صحابیانی است که در سرورده خویش، به استناد حدیث پیامبر در روز غدیر، علی (ع) را امام خود و امام همگان بر شمرده که امامتش را قرآن کریم بیان کرده است.
کسانی دیگر همچون محمد بن عبدالله حمیری، عمرو بن عاص صحابی، کمیت بن زید اسدی، سید اسماعیل حمیری، عیدی کوفی، ابوتمام، همه در سروده های خویش، بر اساس واقعه غدیر خم و حدیث حضرت رسول (ص)، امیرالمؤمنین را پیشوایی منصوب از سوی پیامبر، صاحب ولایت و امارت، راهنمای خلایق پس از رسول الله و... دانسته اند و به بیعت مردم با آن حضرت اشاره کرده اند.(4)
هوشمندان و فرزانگانی در قلمرو دانش و ادب و لغت شناسانی بی غرض نیز، که جز کاربرد درست واژه ها را در اشعار و ترکیبهای ادبی خود در نظر ندارند، همین فهم و برداشت را داشته و در آثار خویش، همین معنا را بیان کرده اند.(5) اینان هر کدام در جای خود، از استوانه های لغت و ادبیات بوده اند و پیوسته تا امروز، دیدگاهشان در ادبیات مورد توجه بوده است و یک پژوهشگر نمیتواند همه اینان را به خطا و کجروی متهم سازد، در حالی که همه ازچهره های برجسته و مورد اعتماد در وادی ادبند.
گروههایی از مردم نیزاز لفظ مولی همین معنی را فمیده اند و با صراحت به آن اشاره کرده اند، یا از لابه لای گفته هایشان چنین بر می آید.
از جمله آنان، ابوبکر و عمر است، که همان روز خدمت علی (ع) آمده و به او تبریک گفتند و با وی بیعت کردند و بر اینکه او مولای هر زن و مردم مؤمن شده است، تهنیت گفتند.
راستی!کدام یک از معانی مولی بود که قابل تطبیق بر حضرت بود، تا آن روز مطرح نگشته بود، تا آن که دوباره مطرح شود و آن دو به خاطر آن، به حضرت تبریک بگویند و تصریح کنند که آن روز، برخوردار از آن سمت گشت؟ آیا معنای یاری و محبت بود؟ حضرت علی (ع) از روزی که از پستان ایمان شیر خورد، یار و دوستدار محمد (ص) بود. یا معنای دیگری داشت که در این مورد، نمی توانست مقصود باشد؟ نه به خدا، نه آن بود و نه این. آن دو، معنایی را اراده کردند که همه حاضران فهمیده بودند، یعنی اولی و سزاوارتر نسبت به آن دو و همه مسلمانان از خودشان، و بر همین معنا نیز تبریک گفتند و بیعت کردند.
از جمله آنان حادث بن نعمان بود که گرفتار کیفر سریع خدا شد. وقتی رسول خدا (ص) آن سخنان را در غدیرخم فرمود، وی به پیامبر گفت: ای محمد! ما را به شهادتین و نماز و زکات و حج فرمان دادی و به اینها اکتفا نکردی تا آن که بازوهای پسرعمویت را گرفته بلند کردی و او را بر ما برتری دادی و گفتی من کنت مولاه فعلی مولاه...(6). معنای این تفضیل و برتری دادن، که آن کافر حسود، نمی توانست تحملش کند و به شک افتاده بود که آیا از سوی خداوند است، یا به نظر پیامبر، چه می توانست باشد، جزولایت و پیشوایی!این قضاوت وجدان آزاد شماست که آن ولایت، همان ولایت مطلقه ای است که قریش، هرگز زیر بار آن نرفت، مگر پس از غلبه آیات روشن الهی و دلائل دندان شکن و جنگهای خونین، تا آن که نصرت الهی رسید و مردم گروه گروه به دین خدا گرویدند. این ولایت مطلقه در مورد علی (ع) برای آنان سنگین تر بود، آن چه در دل دیگران بود، حارث بن نعمان آشکارا گفت و خدای توانا او را به کیفر رساند.
از جمله آنان، گروهی بودند که در کوفه با امیرالمؤمنین (ع) ملاقات کردند و هنگام دیدار، گفتند: السلام علیک یا مولانا. حضرت، برای آگاهی شنوندگان ازمعنای صحیح آن، از آنان توضیح خواست که من چگونه مولای شمایم، که گروهی از عرب هستید؟ پاسخ دادند: ما از رسول خدا (ص) در روز غدیر خم شنیده ایم که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه.
خواننده گرامی توجه دارد که آن مولی بودنی که نزد عرب بسیار مهم بود و به مولویت هرکسی براحتی سر فرود نمی آوردند،نصرت و محبت یا معانی دیگر مولی نبود، بلکه آن ریاست بزرگی بود که جز با دلیلی روشن و محکم، به آن گردن نمی نهادند. این بود که امیرالمؤمنین هم در حضور دیگران از آنان توضیح خواست و پاسخشان این بود که آن را از سخن پیامبر فهمیده اند. این معنی حتی بر زنان پرده نشین نیز پنهان نبود. معاویه از زنی به نام دارمیه حجونیه پرسید: چرا علی (ع) را دوست می داری و مرا دشمن؟آن زن دلایلی آورد، از جمله اینکه پیامبر در صحنه غدیر خم، برای او ولایت را قرار داد. برای دشمنی اش با معاویه نیز استدلال به این کرد که او با کسی جنگیده که برای حکومت، شایسته تر از معاویه بود و در پی چیزی رفت که حقش نبود، معاویه هم سخن او را رد نکرد!
پیش از همه اینها، خود علی (ع) در میدانگاه کوفه با مردم که سخن می گفت، پس ازآن که در مورد خلافتش برخی نزاع داشتند و آن چه را وی از پیامبر اکرم در مورد برتری خویش روایت می کرد، نمی پذیرفتند، حضرت به این حدیث استشهاد فرمود، تا پاسخی بر منازعان باشد.
با این حال آیا برای مولی معنایی جز ولایت و رهبری قابل قبول است؟ خود حضرت و شاهدان غدیر خم نیز همان رافهمیدند. کسانی هم که دانسته پنهان کردند، به بلای رسواگر گرفتار شدند. اگر مقصود از مولی، یاور و دوستدار بود، چگونه حضرت علی (ع)در آن جمع، برای پاسخگویی به منازعه مخالفان به حدیث غدیر استناد می کرد؟ با اینکه مسلمانان دیگر نیز باور و دوستدار پیامبر بودند. روشن می شود که معنای مقصود، همان ولایت مطلقه و اولویت به تصرف بوده است. هر کس که ازموارد بحث و مجادله افراد امت در اجتماعات و در لابه لای کتابها از دیر زمان تاکنون آگاه باشد، خوب می داند که مردم، جز معنای پیشوایی و امامت مطلقه از آن نفهمیده اند، ولایتی که برای پیامبر خدا (ص) بود. اگر پژوهنده، اهل تحقیق و اطلاع باشد، نیازی به بر شمردن موارد نیست.