چهره درخشان حسین بن علی علیه السلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب، و صلی الله علی محمد و آله طاهرین، و لعنة اللله علی اعدائهم اجمعین.
واقعه خونین شهادت حضرت سید الشهدا امام حسین علیه السلام یکی از مهم ترین حوادث تاریخ است، علاوه بر مقامات عالی آن شخصیت بزرگ جهانی در پیشگاه مقدس ربونی و سخنان و اولیا درباره مقام شامخ آن سالار شهیدان و روایات متواتری که از خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام درباره عظمت رهبر نجات بخش اسلام وارد شده است و نیز دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی حادثه پر افتخار کربلا را بررسی کرده و آن انسان ملکوتی چهره شناخته شده تاریخ است.
قیام مقدس رهبر آزادگان ، ویران کننده کاخ ظلم بیدادگران امام عظیم حسین بن علی علیهما السلام دنیا را متوجه قرآن و برنامه های آن نموده و عموم مسلمانان را هم متوجه ظلم بنی امیه نمود جگر گوشه حضرت علی ولی الله قیام کرد تا حاکمان نتوانند به میل و رای خود خود با مقررات قرآن بازی کنند، تا به دنیا اعلام کند آنها که پای بند قوانین قرآنی نیستند در محیط اسلام حق حکومت ندارند.
نمونه عالی جهاد مقدس الهی، نبرد خونین کربلاست که حسین بزرگ و جاوید برای گسترش عدل و آزادی و ایمان در بستر تفتیده فرات بر پا کرد، و به مبارزه باطل و ستم برخاست و آیین نیای ارجمندش با نثار خون پاکش استوار کرد و به جهانیان درس ایمان و فداکاری و ایثار و جهاد آموخت و فریاد پر طنینش ندای حق پرستی بود و دادگری و حریت و نهضت ایمان آفرینش مکتب شرف بود و آزادی و کرامت، کربلایش مکتب حق بود و عاشورایش هنگامه پاک بازی و مردی و رادمردی و کمال انسانی.
قیامی که به ابدیت پر کشید و به جاودانگی پیوست و خونی که نکشید و همیشه جوشید و سازندگی و آفریندگی آورد. امام حسین علیه السلام علت مبقیه اسلام بود، البته بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، که علت مبنیه آن بود، به حمایت از انسانیت و آزادگی به ایجاد پر شورترین و حماسی ترین و مقدس ترین و جاودانه ترین انقلاب عالی آسمانی و انسانی پرداخت و هر خیزش از رستاخیز او مایه و سرمایه گرفت که هنوز فریاد هیهات منا الذله او در گوش انسان ها طنین می افکند و حیات می بخشد و روح می پرورد و آزادی می آفریند و ایمان می آورد و عزت می
سازد گاندی می گوید: من در آزادی در هند از امام حسین علیه السلام الهام گرفتم.
در نوای زندگی سوز از حسین - اهل حق حریت آموز از حسن (1)
حضرت قیام کرد و به غیرتمندان عالم درس دینداری آموخت و ملت خفته را از خواب غفلت بیدار کرد و حکومت ضد اسلامی را برای همیشه از پای در آورد او قیام کرد تا ملت نگویند شراب خواری و قماری بازی در اسلام جایز است.
امام حسین بن علی علیهماالسلام قیام کرد تا نگویند انحراف از مسیر قانون اسلام در روابط خانوادگی و اجتماعی اشکالی ندارد به دلیل این که حکومت وقت این فجایع را انجام می داد.
یزید با قمار و شراب و زنا و لواط و رقاصی خود را سرگرم و کرده است او که خود را خلیفه و زمامدار مملکت اسلامی می داند علناً با دین و قرآن و با هدف های پاک حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله بازی می کند آیا جز امام حسین بن علی علیهماالسلام کسی هست که با این سرطان مخوف پنجه نرم کند و او را از پای در آورد.
زمامداری مانند یزید همیشه با نوازندگان، مرغان شکاری، سگ ها، بوزینه ها، پیاله می و شراب و... به سر می برد.

اخلاق و روش یزید

عقاد می گوید: یزید جوان بد خوبی بود که شب و روزش را در میکساری، و تار زدن می گذارد، و از مجلس زنان و ندیمانش بر نمی خاست مگر برای شکار و هفته ای را در شکار بی اطلاع از جریان امور کشور می گذارند. (2)
هم او می گوید: علاقه شدید یزید به شعر او را به میگساری و معاشرت با شاعران و ندیمان راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور ملک و سیاست باز می داشت توجه او به تربیت یوزها و بوزینگان او را هم ردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد.
یزید یوزینه ای داشت که آن را ابوقیس می خواند، لباس حریر به او می پوشاند و آن را با طلا و نقره زینت می کرد، و در مجالس شراب حاضر می ساخت و در مسابقات اسب دوانی بر الاغی سوارش می کرد،و تحریص می نمود تا مسابقه را از اسب ها ببرد. (3) یزید حتی در مدینه رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از میگساری و گناه خودداری نمی کرد. (4)
لازم است یکی از جنایات یزید کافر را به عنوان نمونه در این جا بیاوریم، غارتگران یزید در مدینه جنایات بزرگی انجام دادند شمار زنانی که از زنا حمل برداشتند، به روایت مدائنی هزار و به روایت دیگر به ده هزار رسید یکی از سربازان یزید وارد خانه ای شد که در آن زنی از نصاری نوزادی در بغل داشت سرباز اثاث خانه را خواست.
زن گفت: به خدا چیزی باقی نگذارده اند و هر چه بوده به غارت برده اند.
سرباز گفت: باید به من چیزی بدهی و گرنه خودت و این کودک را می کشم. زن گفت: وای بر تو، این پسر ابن ابی کبشه انصاری از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است من از زنانی هستم که در بیعت شجره شرکت داشتم بیعت کردم که زنا نکنم، دزدی نکنم، فرزند نکشم، بهتان نسازم و به بیعتی که نمودم وفا کردم، پس از خدا بترس.
سپس رو به کودکش کرد و گفت: پسر جان به خدا اگر چیزی داشتم که به جای تو به این مرد بدهم، می دادم.
سرباز بی رحم پای طفل را همچنان که پستان مادر را به دهان داشت گرفت و کشید و چنان او را به سختی به دیوار زد که مغز سرش روی زمین ریخت.
تاریخ نگاران نقل کرده اند هنوز از خانه بیرون نرفته بود که نصف رویش سیاه شد بالجمله تجاوز و کفرشان به حدی رسید که اسبانشان را در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردند و به منبر شریف و قبر مطهر جسارت کردند.
تمام این جرایم را به فرمان یزید و به اتکار قدرت او مرتکب شدند و یزید از مروان که برای اجرای فرمان او با مسرف همکاری کرد، قدردانی نمود و به او جایزه داد.
یکی دیگر از مظالم یزید این بود که از اهل مدینه بیعت گرفت بر این که همه غلام و مملوک یزیدند، و گردن های آنها مانند غلامان مهر زدند.
نخستین کسی که برای بیعت خوانده شد عبدالله بن ربیعه فرزند زاده ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود وقتی به او پیشنهاد بیعت داد گفت: بر کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت می کنم.
مسرف گفت: باید بیعت کنید بر این که مملوک یزید هستید که در اموال و فرزندان شما هر چه خواست بکند. عبدالله خودداری کرد مسرف فرمان داد گردنش را زدند. (5) این است آیین یزید و یزیدیان.
این است که پدرش او را به عنوان زمامدار مسلمین برای مردم تعیین و به آنها تحمیل می کند که با او بیعت کنند آیا امام حسین بن علی علیهماالسلام جز قیام راه دیگری دارد ؟
بنی امیه دین سازی کردند، خون مسلمانان را مکیدند ، ثروت اندوختند، بنی امیه بت پرست بودند، معاویه دستور می دهد در بلاد اسلامی تفحص کنند و اگر کسی از علی علیه السلام طرفداری می کند او را بکشند.
معاویه بخشنامه ای به این مضمون به استاندارش اعلام می کند: اگر کسی در عظمت و منقبت اهل بیت رسول خدا حدیثی بگوید جان و مال و ناموس در امان نخواهد بود زیاد بن سمیه را به استانداری عراق اعزام می دارد و می گوید: هر کس از دوستان علی علیه السلام را دیدی بکش و دست و پایش را قطع کن، ولی از دوستان ما و طرفداران عثمان همه گونه نوازش را به عمل آور. (6)
معاویه می گوید: من در راه دین با شما نجنگیدم، بلکه تنها برای این که بر شما حکومت کنم. (7)
ابوسفیان گفت: سوگند به خدا اگر زنده بمانم حکومت را از دست هاشمیان بیرون خواهم گرفت. (8)
ابوسفیان بر شتری سوار بود معاویه مهارش را می کشید و یزید می راند رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار و جلو دار و راننده را لعن فرستاد (9) (مقصود از یزید، برادر بزرگ معاویه پسر دیگر ابوسفیان است ).
پدر یزید بدعت های بی شماری در دین گذاشت برای نمونه به چند مورد از بدعت های اشاره می شود:
1- معاویه ظروف طلا و نقره را استعمال می کرد و چون به او می گفتند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حرام کرده می گفت: به نظر من عیبی ندارد.
2- معاویه در جواب ابودرداء که گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بیع ربوی نهی می کرد گفت: به نظر من عیبی ندارد معاویه خبیث ربا می خورد (10) و خود را خلیفه مسلمین هم می خواند.
3- به مغیرة بن شعبه گفت: ابوبکر و عمر و عثمان هر یک مدتی خلافت کردند و مردند و اگر هم کسی نام آنها را ببرد بیش از آن نیست که ابوبکر و عمر و عثمان می گویند امام نام رسول هاشمی صلی الله علیه و آله روزی پنج نوبت نام او به عظمت برده می شود مردم با صدای بلند می گویند: اشهد ان محمد رسول الله و در این صورت مرگ از این زندگی بهتر است. (11)
4- معاویه در سفر نماز را عوض این که قصر بخواند تمام خواند. (12)
معاویه از کسانی است که در فتح مکه اسلام آورد و از جمله طلقا و آزاد شدگانی است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به آنها فرمود:
انتم الطقاء، شما آزاد شدگانید و آنچه درباره معاویه بعد از مسلمان شدنش از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است این است که عبدالله بن عمر می گوید: شنیدم روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: اکنون مردی بر شما درآید که بر غیر سنت من می میرد که دیدند معاویه وارد شد. (13)
معاویه زیاد بن ابیه را به شهادت ابو مریم سلولی خمار به پدرش ابوسفیان ملحق کرد با این که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: الولد للفراش و للعاهر الحجر. (14)
یکی از خطرات و جنایات حکومت اموی آن بود که اینان پلی شده بودند برای ورود افکار و عقاید و سنن نظام بیگانه از اسلام در محیط اسلام.(15)
سخن به درازا نکشد، به سراغ قرآن در مسجد برویم، در آیه 63 سوره بنی اسرائیل بنی امیه را چنین معرفی می کند:
(و الشجرة الملعونة فی القران و نخوفهم فما یزیدهم الا طغیاناً کثیراً )
مراد از شجره ملعونه در قرآن بنی امیه هستند (16) با در نظر گرفتن وضع تا به سامان مسلمان پس از وفات پیغمبر اسلام تا دوران یزید که فساد به حد لبریزی و طغیان رسیده بود.
آیا بر امام حسین علیه السلام در چنین وضع و زمانی سکوت جایز بود ؟ آیا امام حسین علیه السلام در برابر این خطر بزرگ که چون سرطانی مخوف بر پیکر اسلام قرار داشت و اسلام را به نابودی می کشاند، نباید با یک فداکاری فوق العاده و از خودگذشتگی سکوت مرگباری را که بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود بشکند و چهره شوم این نهضت جاهلی را از پشت پردهای تبلیغاتی (بنی امیه ) آشکار سازد، و با خون پاک خود سطور درخشانی بر پیشانی تاریخ اسلام بنگارد که برای آینده حماسه ای جاوید و پر شور باشد ؟
آری، امام حسین علیه السلام این کار را کرد و رسالت بزرگ و تاریخی خود را در برابر اسلام انجام داد، و مسیر تاریخ اسلام را عوض نمود، توطئه های ضد اسلامی حزب اموی را درهم کوبید، و آخرین تلاش های ظالمانه آنها را خنثی کرد و این است چهره حقیقی قیام امام حسین علیه السلام و از این جا می فهمیم که چرا نام و یاد امام حسین علیه السلام هرگز فراموش نمی شود.
او متعلق به یک عصر و یک قرن و یک زمان نبود، او و هدف جاودانی بود او در راه حق و عدالت و آزادگی، در راه خدا و اسلام در راه نجات انسان ها واحیای ارزش های اخلاقی شربت شهادت نوشید آیا این مفاهیم هیچ گاه کهنه و فراموش می شود ؟نه...هرگز (17)
چرا مراسم بزرگداشت این خاطره ها هر سال پر شکوه و پرهیجان تر از سال گذشته برگزار می شود، چرا امروز از حزب اموی و از یاران و آنها خبری و اثری نمانده است ؟ ولی حادثه کربلا رنگ ابدیت به خود گرفته است ؟
هنگامی که صفحات تاریخ را ورق بزنیم، می بینیم شخصیت های بزرگ و قهرمانان تاریخ فراوان آمده اند و رفته اند و اثری از آنها نمانده آنان چون هدفشان حکومت بود، و پایمال کردن حقوق دیگران بود، زور بود، و سرنیزه بود جز خود برای دیگران ارزشی قائل نبودند، ولی چرا قیام قهرمانان کربلا فراموش نمی شود قیامی که منجر به شهادت امام حسین علیه السلام و عزیزان و یارانش و اسارت اهل بیتش گردید پر واضح است که این پیکار بر محور منافع شخصی و اغراض فردی استوار نبود بلکه جنگ دین با بی دینی، جنگ شخصیت با بی شخصیتی و جنگ معنا با ماده بود.
خصایص فراوانی که حضرت وارد و همچنین آن بزرگوار برای یک عصر نبوده بلکه خود و هدفش جاودانی است.
امام عظیم حسین بن علی علیهماالسلام برای حق قیام کرد، در راه حق کشته شد و حقیقت باقی است. او از قرآن حمایت کرد و فراموش نشد.
آیا جز امام حسین علیه السلام کسی می توانست در مقابل حکومت ظالمانه بایستد تا برای همیشه حق و باطل را از هم تفکیک کند ؟باید متوجه به این امر شد، باید متوجه به این امر شد، باطل جولانی می دهد، ولی پایدار نیست، حق است که پیروز می باشد.
مگر امام عظمی حسین بن علی علیهماالسلام چه کرده بود ؟چه گناهی را - العیاذبالله - مرتکب شده بود. سرش را بالای نیزه زده و برای زنازداه تحفه و ارمغان بردند! جز آن بود در مقابل یک قلدر، آن هم جوانی عیاش، خونخوار، بی دین، بی حیا، بی غیرت، خائن دین و قرآن و مملکت یعنی به یزید سر فرود نیاورد، تا برای انسان های آزادگی الگویی شد و خود را او و هدف مقدسش همیشه پایدار ماند.
این است یکی از درس های امام علیه السلام و فلسفه و منطق آن حضرت که می فرماید:
الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المون فی لقاء الله محقاً، فانی لای اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا بر ما (18)
آیا نمی بیند حق را که بدان عمل نمی شود، و باطل را که کسی از آن باز نمی ایستد، باید مون دیدار خدا را برگزیند، من اکنون مرگ را جز سعادت و کامیابی و زندگی با ستمگران را جز سختی و رنج نامتناهی نمی دانم .
امام علیه السلام با این بیان آتشین، کشته شدن،در راه خدا را به منظور ریشه کن ساختن حکومت خود مختار به همه اعلام فرمود.
کتابی که از نظر خوانندگان محترم می گذرد قطره ای است از دریای بی کران و گوشه ای از عظمت و نهضت مقدس چهره عالمتاب و سرور آزادگان، امام سوم شیعیان جهان و نجات دهند بشر از چنگال اهریمنان فرزند برومند امیر مومنان و فاطمه زهرا علیهماالسلام ابا عبدالله الحسین و ارواح العالمین فداه که نمایان گر حقایق و بحث های جالب درباره چگونگی فداکاری و قیام خونین آن سرور عزیز از نظر قرآن و روایات اهل بیت علیهماالسلام است.
مطالب این کتاب دارای یک مقدمه و دوازده بخش است:
بخش اول ولادت و شخصیت امام حسین علیه السلام در قرآن و سنت.
بخش دوم ارزیابی شهادت امام حسین علیه السلام.
بخش سوم علم امام علیه السلام.
بخش چهارم حادثه کربلا و پیامبران و امامان علیهماالسلام.
بخش پنجم نمونه از شجاعت و معجزات امام حسین علیه السلام .
بخش ششم شجره ملعونه در قرآن و روایات.
بخش هفتم امام حسین علیه السلام و عاشورا.
بخش هشتم شهادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام.
بخش نهم دشمنان اهل بیت علیهماالسلام.
بخش دهم اهل بیت علیهماالسلام.
بخش یازدهم اهل بیت علیهماالسلام در شام.
بخش دوازدهم بازگشت کاروان اسرا به مدینه منوره.

سبب تالیف کتاب

نویسنده در رمضان المبارک سال 1387 قمری به مطابق آذر ماه 1346 شمسی از سوی آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی قدس سره برای تبلیغ و ترویج قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در دهه اول ماه مبارک رمضان به قریه جیلارد (دماوند )عازم شد.
معمولاً دهه اول اصول و فروع دین و دهه دوم و سوم شرح حال چهارده معصوم علیهم السلام و خاندان آن بزرگواران را برای مستمعین شرح می دادم و ضمناً وقایع هر شب یا روز را به تناسب تذکر می دادم.
شب 16 ماه رمضان بیمار شدم که روزش شدت یافت.
شب 17 رمضان بنا بود قضایای جنگ بدر (19) را برای مردم شرح دهم طوری آن شب مریض شدم که نتوانستم در مسجد حضور پیدا کنم به طوری که پزشک معالج از بهبودی من ناامید شد.
شب 17 رمضان عده ای از اهالی برای عیادت و همه ناراحت بودند که چرا باید طلبه ای جوان در غربت این اتفاق برایش بیفتد ؟ همان شب وصیت نامه خودم را نوشتم که اگر مردم کسی مسوول نیست و بازماندگانم با کسی کار نداشته باشند خودم به اجل خدایی از دنیا رفته ام و نذر کردم که اگر شفا یافتم در حد توان کتابی در زندگانی اباعبدالله الحسین علیه السلام بنویسم آن شب حالم خوب نبود و گریه کردم و با حال گریه خوابیدم قبل از سحری بود که می بایستی برای خوردن سحری بلند می شدیم.
بنده در خوابد دیدم که روضه حضرت علی اکبر علیه السلام می خواندم گویا این روضه از خواب به بیداری تبدیل شده بود، صاحب منزل که پیرمردی بود، با همسرش بیدار شده بودند و کنار بسترم نشسته روضه را گوش می دادند و گریه می کردند یکدفعه پیر مرد بنده را آرام برای خوردن سحری بیدار کرد من در آن حال بیدار شدم و مختصر سحری میل کردم و برای نماز به مسجد رفتم ظهر حالم بهبود یافت و پس از نماز ظهر منبر هم رفتم و قضایای جنگ بدر را برای مردم توضیح دادم.
پس از پایان ماه رمضان به قم آمدم و در سال 1347 شمسی ازدواج کردم و خمیر مایه کتاب شریفه (چهره درخشان حسین بن علی علیهماالسلام )از سال به طول انجامید، در سال 1355 شمسی مطابق 17 ربیع الاول 1397 قمری به قطع رقعی در دو هزار نسخه چاپ شد.
بعد از آن 15 هزار نسخه در سه نوبت به قطع چاپ کردیم، و اخیراً هم در تاریخ 1410 قمری مطابق با 1369 شمسی (کانون نشر اندیشه های اسلامی ) سه هزار نسخه از آن چاپ کرد. چون کتاب متقاضیان بسیار داشت، با کسب اجازه از مسول موسسه کانون نشر اندیشه های اسلامی اقدام به چاپ جدید و ویرایش با تجدید نظر و اضافات تقدیم به دوستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می نماییم.
اینک با لطف خداوند و نظر اهل بیت علیهم السلام موفق شدیم تا چاپ ششم این کتاب با اصلاحات و اضافات جدید به چاپ برسانیم.
امید است این اثر ناچیز مورد قبول و عنایت فرزند نهم امام حسین علیه السلام یعنی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گیرد.
(ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب )(20)
قم - حرم اهل بیت علیهم السلام
بیستم جمادی الثانی 1421 ه - ق
سالروز تولد سیدة نساء العالمین
صدیقه شهیده، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
مطابق 29 شهریور 1379 شمسی
علی ربانی خلخالی
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوابهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون.
یستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا یضیع اجر المومنین.
سوره آل عمران آیه 165 - 167.
عن ابیعدالله علیه سلم فی قوله تعالی: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً قال: ذلک قائم ال محمد صلی الله علیه و آله یخرج بدو الحسین علیه سلام.
کامل الزیارة ص 62.