فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 7

سید نعمت الله حسینی‏

آیت الله سید علی اکبر فال اسیری و هوشیاری او در فتوا

یکی از شیرازیان با ذوق پس از تحمل رنجها با آموزش کامل صنعت و حرفه عکاسی از بمبئی به شیراز آمد و اولین فردی بود که در فارس به وسیله دوربین عکاسی می نمود سپس عکس را ظاهر و چاپ می نمود و به تازگی لقب عکاسی باشی را به خود اختصاص داده بوده که ناگاه مواجه با تحریم گروهی از مردم شد، این افراد اسلام را نشناخته و تصور می کنند که اسلام با هر نوآوری مخالف است و با این تصور غلط خود مانع پیشرفت مسلمانان می شوند... در برابر شیوه تکاملی جعفری که امام صادق علیه السلام فرمود و من ساوا یوماه فهو مغبون کسی که هر روزش از روز قلبش ترقی و تکامل نیافته و درجا زده باشد زیان دیده.
به هر حال بیچاره عکاس باشی خود را مواجه با چنین سدی دید، او را راهنمائی کردند به بیت سید علی اکبر مجتهد فال اسیری و گفتند: در آنجا کارت یکسره می شود و از بلا تکلیفی نجات خواهی یافت، اگر مجتهد فال اسیری تجویز کند دیگران نمی توانند تحریم نمایند و اگر هم تحریم نماید تکلیف تو مشخص خواهد شد عکاس باشی خود را به محضر ایشان رسانید در حالی که آقا مشغول قرائت قرآن بودند فوراً به او دستور دادند عکسی از خودشان بردارد تا با رویت و تشخیص، حکم شرعی آن را بگوید، عکاس دوربین را آورد و عکسی از ایشان برداشت و در یک اطاق تاریک عکس را ظاهر کرد و به دست آقا داد. آقا فرمودند: صنعتی است مشروع و حلال و دلیلی بر حرمت آن نیست و آن عکاس را مورد تشویق و تقدیر قرار دادند او با کمال خوشحالی و انبساط خاطر اجازه تکثیر آن عکس آن عکس و الصاق آن در معابر عمومی را از آقا گرفته و بدین ترتیب تایید و اجازه و حکم ایشان را به مردم تفهیم نمود بالنتیجه عکس برداری با دوربین رایج شد و این اولین عکسی است که با دوربین در ایران و یا لااقل در شیراز برداشته شده و تکثیر گردید.
بر خورد ایشان با دیگر علوم و صنایع جدید نیز بدینگونه بوده است مقلدین و مسلمانان را به علم و صنعت و کار و کوشش ارشاد می نمود با حفظ شئون اسلامی و ارزشهای حقیقی.
صدر واثقی در صفحه 140 از روزنامه اعتماد السلطنه مورخ ج 1 سال 1309 نقل می کند که از صدر اسلام تاکنون در مملکت شیعه این طور ایستادگی از علما دیده نشده بود.(230)

علامه امینی در یک شب هزار رکعت نماز خواند تا مخالفین را محکوم نماید

گفته اند که عده ای از علمای اهل سنت به علامه امینی صاحب الغدیر گفتند در حالات علی علیه السلام آمده است که بعضی شبها هزار رکعت نماز می خوانده است در حالی که برای هیچ انسانی ممکن نیست که از اول شب تا صبح بتواند هزار رکعت نماز بخواند. بنابراین ما این دعا را قبول نداریم.
علامه به آنها گفت: من به شما ثابت می نمایم که این عمل نه تنها برای علی علیه السلام بلکه برای افراد عادی دیگر بشر هم ممکن است. و به آنها پیشنهاد کرد که شبی به منزل او بیایند تا ایشان از اول شب تا به صبح هزار رکعت نماز بخواند علمای اهل سنت قبول نموده به منزل علامه آمدند و علامه از اول شب تا اذان صبح هزار رکعت نماز خواند و ثابت کرد که این عمل ممکن است.(231)

علامه امینی شفای زن سنی را گرفت

باز نقل شده است که بعد از این قضیه علامه را به سیمناری در بغداد دعوت می کنند که همه حاضران در جلسه سنی بودند فقط علامه امینی شیعه بوده هنگامی که علامه وارد می شود کسی به او اعتنائی نمی کند و علامه در پائین مجلس می نشیند بعد از چند لحظه ای پسری نوجوان روبروی علامه آمده و به او خیره نگاه می کند و سپس جملاتی عربی به شخصی در آنجا گفته و آن نوجوان می رود علامه از آن شخص سوال می کند که این نوجوان چه کسی بود و چه می گفت؟
آن شخص جواب داد که مادر این جوان به مرض صرع دچار بوده و چون علاج پزشکان فایده ای نداشته پیش یکی از علمای شیعه رفته و ایشان دعائی نوشتند و دستور دادند که این خانم دعا را در روسری خود نگاه دارد و همراه خود داشته باشد و چون این کار را کردند مرض صرع او خوب شد حالا چند روزی است که آن دعا را گم کرده است و این خانم مرضش عود کرده و این پسر می گفت: آیا این شیخ همان عالم است و من گفتم: نه آن کسی دیگر بوده است.
علامه به آن شخص گفت: من هم دعا بلدم و می توانم مرض این خانم را علاج کنم و بلافاصله آیه ای از قرآن نوشته و به آن شخص داد تا به آن خانم برسانند، همین که آن شخص رفت دعا را بدهد علامه عبا را بر روی سر انداخته و به طرف مرقد حضرت علی علیه السلام توجهی نموده عرض کرد: یا امیرالمؤمنین من همان کسی هستم که جهت ثابت نمودن اینکه شما بعضی شبها هزار رکعت نماز می خواندید یک شب تا صبح در حضور علمای اهل سنت هزار رکعت نماز خواندم حالا از شما می خواهم این خانم را شفا بدهید پس از چند دقیقه آن پسر با آن شخص برگشته و با حالت خوشحالی گفتند: خانم خوب شد همین که این مطلب به گوش اهل جلسه رسید همه به احترام علامه بلند شده و او را با احترام در صدر مجلس قراردادند و تجلیل نمودند.(232)