مردان علم در میدان عمل جلد 7

نویسنده : سید نعمت الله حسینی

بخش اول: در فضیلت و شان علم و عالم

احادیث و روایاتی در فضیلت دانش در اسلام

درباره تشویق به علم در روایات و احادیث مطالب جالب و ارزنده ای از معصومین علیهم السلام به ما رسیده است که به قسمتی از آنها با رعایت اختصار در این بخش اشاره شده و می شود.
قال ابوعبدالله علیه السلام: یا مفضل لایفلخ من لا یعقل و لایعقل من لایعلم.(1)
کسی که عقل خود را بکار نبندد نجات پیدا نمی کند و کسی که به دنبال دانش نرود عاقل نیست.
رسول گرامی اسلام فرموده است: العلم نعم وزیر الایمان.
دانش چه نیکو یار و مدد کاری برای ایمان است.(2)
و نیز فرموده اند: من دخل فی الایمان بعلم ثبت فیه.
آن کس که از راه علم و دانش ایمان پیدا کند در آن ایمان ثابت خواهد ماند.
علی علیه السلام فرموده است: لا اغتفر فقد عقل ولادین لان مفارقة الدین مفارقة الامن فلا یتهنا یحیاة مع مخاقة و فقد العقل فقد الحیاة.(3)
از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که: از نظر من نبودن عقل و دین دو امر نابخشودنی است زیرا جدائی از دین جدائی از امنیت است و زندگی با ترس گوارا نیست و نداشتن عقل مساوی از دست دادن زندگی است.

آنچه برای خردمند از دانش از خیزد

پیامبر گرامی اسلام فرموده است: و اما العلم فیتشعب منه الغنی و ان کان فقیرا و الجود و ان کان بخیلا و المهابة و ان کان هینا و السلامة و ان کان سقیما و القرب و ان کان قصیا و الحیاء و ان کان صلفا و الرفعة و ان کان وضیعا و الشرف و ان کان رذلا و الحکمة و الحظوة فهذا ما یتشعب للعاقل بعلمه قطوبی لمن عقل و علم.(4)
و اما آنچه از دانش منشعب شود:
1 - بی نیازی گر چه ندار باشد.
2 - بخشش گر چه دریغکار است.
3 - هیبت و گر چه نرمش کند.
4 - سلامت و گر چه بیمار بود.
5 - نزدیکی و گر چه دور است.
6 - آزرم و گر چه پرروئی کند.
7 - سروری و گر چه زبون است.
8 - شرافتمندی و گر چه پست است.
9 - حکمت.
10 - بهره مندی.
اینها که برای خردمند از دانش او خیزد، خوشا بر آنکه خرد و دانش یافت.
و نیز فرمود: العلم خزائن و مفاتیحه السوال فاسئلو رحمکم الله، فانه توجر اربعة. السائل و المتکلم و المستمع و المحب لهم.
دانش گنجینه هاست و کلیدهایش پرسش است بپرسید خدایتان رحمت کناد زیرا چهار کس اجر و مزد دارند، پرسش کن و سخنگو و شنونده و دوستدارشان.(5)
امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است: ایها الناس انه لا کنز انفع من العلم و لا عز انفع من الحلم و لا حسب ابلغ من الادب و لا نصب اوجع من الغضب و لا جمال احسن من العقل و لا قرین شر من الجهل و لا سوءة اسوء من الکذب و لا حافظ احفظ من الصمت و لا غائب اقرب من الموت.
گنجی سودمندتر از دانش نیست، عزتی بالاتر از بردباری و نه حسبی رساتر از ادب و نه تعبی دردناکتر از خشم و نه جمالی آرایش کن تر از خود و هیچ رفیقی بدتر از نادانی و هیچ زشتی بدتر از دروغ نیست و هیچ پاسبانی نگهدارتر از خموشی و هیچ غائبی نزدیکتر از مرگ نیست.(6)
و نیز فرمود: ایها الناس اعلموا ان کمال الدین طلب العلم و العمل به و ان طلب العلم اوجب علیکم من طلب المال، ان المال مقسوم بینکم مضمون لکم قد قسمه عادل بینکم و ضمنه سیفی کلم به، و العلم مخزون علیکم عند اهله قد امرتم بطلبه فاطلبوه، و اعلموا کثرة المال مفسدة للدین مقساة للقوب و ان کثرة العلم و العمل به مصلحة للدین.
ای مردم بدانید که کمال دین در طلب علم و بکار بستن آن است دانش جستن از طلب مال لازمتر است زیرا مال دنیا میان شما تقسیم و برای شما ضمانت شده است و عادلی او را میان شما قسمت و بزودی وفا کند ولی دانش برای شما نزد اهلش ذخیره است و مأمورید به طلب علم از آنها به دنبالش بروید و بدانید که مال بسیار دین را فاسد و دلها را سخت گرداند و علم توام با عمل دین را اصلاح کند و وسیله رفتن به بهشت باشد و خرج کردن مال آنرا بکاهد و علم با خرج کردن بیفزاید و خرج کردن علم به آن است که آنرا در میان حافظان و راویان او منتشر کنی.(7)
و نیز فرموده است: العلم قائد و العمل سائق، و النفس حرون.
دانش جلودار و کردار راننده و نفس اماره سر کش و غیر منقاد است.(8)
و نیز فرمود: من کساء العلم ثوبه اختفی عن الناس عیبه.
هر کس را لباس علم بپوشاند عیبش از مردم نهان گردد.(9)
قال علی علیه السلام: کل شی ء یعز حیث یندر و العلم یعز حیث یغزر.
هر چیزی عزیز می شود هنگامی که نایاب باشد ولی علم عزیز می شود هنگامی که فراوان می گردد.(10)
در کتاب سفینة البحار از قاضی سعید قمی قدس سره نقل نموده که در شرح توحید فرموده است: بدان که غذا بر دو نوع است غذای جسم و غذای جان و در خبر است در تفسیر قول خدای تعالی که فرموده است: وفاکهة مما یتخیرون و لحم طیر مما یشتهون. مراد به فاکهه و میوه ای که اختیار کنند عالم و دانشمند و چیزی است که از او خارج می شود از علم و دانش پس همچنان که لطیفه غذاها جزء بدن می شود و به سبب آن بدن کامل و قوی می شود همچنین علم و دانش جزء انسان شده و به سبب آن معارف و دقائق علوم و لطائف دانش نفس کامل و قوی می گردد تا به حدی که اگر آسمانها و زمین را در زاویه ای از زوایای قلب او گذارند آنرا در نیابد و جوع و عطش او در معارف زیاد شود تا اینکه غذای روح خود را از خدا بگیرد پس در آن هنگام به نحوی سیر و سیراب می شود از علم و دانش که هیچگاه عطش و تشنگی در خود نیابد.
از ارسطو نقل شده است که گفت: لم ازل اشرب فازاد عطشا حتی عرفت الله جل شانه فلما عرفته رویت من غیر شرب یعنی پیوسته جرعه های علم و دانش را آشامیدم پس زیاد شد عطش و تشنگی من تا اینکه خدای و عزوجل را شناختم پس سیراب شدم بدون آشامیدن.
و از حضرت سید المرسلین منقول است که فرمود: انی ظل عند ربی فیطعمنی و یسقینی به درستی که من اقامت می نمایم نزد پروردگار خویش پس اطعام می نماید و سیراب کند مرا.(11)