فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

محمد لگنهاوزن: راست گویی و دروغ گویی در فلسفه اخلاق(848)

و لا تلبسوا الحق بالبطل و تکتموا الحق و أنتم تعلمون(849) حقیقت را با گمراهی در هم نیامیزید و حقایق را مخفی نکنید؛ در حالی که آن را می دانید.
طبق آیه شریفه فوق الذکر، دروغ گویی و فریب کاری با سخن نادرست تفاوت دارد.
گاهی انسان سخن نادرست را بدون قصد فریب و صرفا از روی اشتباه مطرح می کند و گاهی با مخفی کردن حقیقت و حتی بدون بیان جمله نادرست، دیگران را فریب می دهد. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که راستگویی نوعی هماهنگی بین زبان و قلب است؛(850) بنابراین اگر کسی حقیقتی را بیان کند که از نظر او نادرست است، راست گو نیست.
آیات و روایات بسیاری در مذمت دروغ گویی وجود دارد، به همین لحاظ دانشمندان مسلمان در آثار خود دروغ گویی را تقبیح و راست گویی را ستوده اند. فریب دادن، دروغ گفتن (عموما) و عدم درست کاری، علاوه بر این که موضوعاتی مذهبی هستند، از قدیمی ترین موضوعات در قلمرو اخلاق عملی به شمار می روند که فلاسفه بدان توجه کرده اند.
فلاسفه مسلمان، در بحث از راست گویی و دروغ گویی به متون مذهبی قرآن و احادیث متون فلسفی (مانند اخلاق نیکو ماخوس ارسطو) و کتب سنتی عرفان اسلامی (مانند قوت القلوب المکی) استناد کرده اند؛ گر چه محور بحث آنها براساس فضایل مثبتی مانند اخلاق و صدق است که مانع دروغ گویی می شوند، نه چگونگی منع دروغ گویی گاهی رذایل براساس قوایی که رذیله اخلاقی بدان مربوط است؛ یعنی عقل غضب و شهوت تقسیم می شوند، از این رو فریب از رذایل عقلی می باشد که در اثر تسلط قوای غضبیه و شهویه بر آن ناشی می شود و ارتباط نزدیکی با نیرنگ و شیطنت دارد.(851)
ابن سینا صدق را از اقسام حکمت می شمارد اما از نظر ابوحامد غزالی صدق فضیلتی عرفانی است که کسب فضایل عرفانی دیگری همچون صبر و عشق را برای افراد مستعد میسر می سازد. غزالی برای صدق شش جنبه قائل است:
1. صدق در گفتار، لذا نه تنها انسان باید از گفتن سخن نادرست بپرهیزد بلکه هم چنین باید به شیوه ای صحبت کند که مستمعین برداشت نادرست نکنند گرچه وی استثنائاتی را که در آن ها سخن راست موجب زیان می شود مجاز می داند؛ به ویژه از نظر غزالی فریب در تاکتیک های جنگی برای اصلاح ذات البین و حفظ روابط حسنه میان زن و شوهر مجاز است.
2. صدق در رابطه با خدا اقتضا دارد که انسان در مناجات با خدا کلمه ای مخالف حالت روحی خود بیان نکند. این نوع صدق به اخلاص مربوط است و باید انسان قصد قربت داشته باشد، زیرا عدم قصد قربت مستلزم نوعی دورویی است.
3. لازمه صدق در نیت، عدم تردید و قاطعیت در عمل بر طبق اصول انسانی است.
4. لازمه صدق در اجرای نیت عمل مطابق با نیت است؛ در حالی که شرایط آن مهیا باشد.
5. صدق در عمل، منوط به تطابق بین حالت درونی و عمل بیرونی است؛ به طوری که جایی برای نفاق باقی نماند.
6. بالاترین صدق، همراهی تام و تمامی با دیگر منازل متعدد عرفان، مانند خوف، رجا، زهد، رضا و توکل دارد؛ به عنوان مثال وقتی شخص به کمال توبه می رسد صدق در توبه را کسب می کند فردی که در تمام فضایل عرفانی به مرحله صدق پا نهد صدیق نامیده می شود و به بالاترین مرتبه ممکن در تقوی دست یافته است.(852)
متفکران مسلمان معمولا در مواردی استثنایی دروغ گفتن را مجاز می دانند در این خصوص غالبا به داستان عمار یاسر اشاره می کنند. والدین وی به دلیل تبری نجستن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیر شکنجه جان دادند، ولی عمار یاسر آن چه را کفار می خواستند بر زبان آورد و نجات یافت سپس جریان را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) وی را دل داری داد. علما در عدم تحریم کلی فریب به این واقعه استناد می کنند این نوع فریب و اعتقاد به جواز آن را تقیه گویند.
در دوران امام باقر (علیه السلام) برای حفظ شیعه، تقیه لازم بود و آن خود نمونه ای از تقوا تلقی می شد. تبیین این اصل بحث های بی شماری را بر سر موارد جواز و عدم جواز فریب به دنبال داشته است.(853)
برخی از علمای مسیحی، فلاسفه غرب و افراد برجسته ای همچون آگوستین و کانت نیز می گفتند که دروغ گفتن مطلقا خطاست. در همان زمان، جواز بیان جملات گمراه کننده در موارد اندکی پذیرفته شده بود. برای حل این تضاد، دروغ گویی به نحوی تعریف می شد که بعضی موارد را شامل نشود، لذا گروسیوس و به دنبال وی تعداد بی شماری از متفکران پروتستانی معتقد بودند که سخن نادرست گفتن به کسانی مانند دزدها و قاتلها - که حقیقت مدیون آن ها نیست - دروغ محسوب نمی گردد.
در علم اخلاق کاتولیک نظریه نگه داری ذهنی به وجود آمد. براساس این نظریه، فرد مجاز است سخن اشتباه بر زبان بیاورد، به شرط آن که آن چه مصحح اشتباه است به ذهن بیاورد؛ به عنوان مثال اگر دزدی از شما بپرسد پول دارید یا نه؟ شما می توانید جواب منفی بدهید، ولی در ذهن خود اضافه کنید: نه در دستم.
ابتدا نظریه نگه داری ذهنی موارد محدودی داشت. ولی راه سوء استفاده را هموار کرد، زیرا به جای بیان موارد جواز و عدم جواز دروغ گویی، راه گریز از آن را نشان داد و در همه جا به کار رفت. اگر در دادگاه کسی می خواست به دروغ به نام خدا سوگند بخورد از عذاب خداوند می ترسید، ولی با توجه به این نظریه، این باور به وجود آمد که نگه داری ذهنی که خداوند از آن آگاه است در دادگاه می تواند مجوز شهادت دروغ شود؛ بنابراین دزد می توانست ادعا کند که چیزی ندزیده است، ولی در ذهن خود اضافه کند: از وقتی که دست گیر شده ام و یا از امپراتور چنین چیزی ندزدیده ام. پاسکال در کتاب خود به نام ((provincial letters این نوع سوء استفاده را به استهزا می گیرد.(854)
کانت نظریه نگه داری ذهنی و نیز توصیف هایی از دروغ گویی مانند افراد محدودی هستند که حقیقت بدان ها مدیون است، را رد می کند. وی تاکید می کند که صدق از حقوق فرد بر خویشتن است. کانت دروغ را چنین تعریف می کند: گفتن تعمدی جمله ای نادرست به دیگری؛ همچنان که از نظر وی راست گویی وظیفه ای است که در هیچ شرایطی ملغی نمی شود، زیرا دروغ گویی لطمه زدن به آبروی خویشتن است. کانت دروغ گفتن را - حتی در مواقعی که تنها راه گریز قربانی از دست قاتل توسل به دروغ باشد - مردود اعلام کرده است. در این مورد انسان با گفتن حقیقت مسئول قتل نیست و مورد شماتت قرار نمی گیرد، اما اگر دروغ بگوید مسئول تمام پیامدهای آن برای قربانی و دیگران است؛ گرچه پیامدها عمدی نباشند.
از نظر کانت، حتی اگر انسان اجبارا دروغ بگوید مقصر است، زیرا علیه وظیفه عمومی مرتکب خطا شده است. وی استدلال می کند که دروغ گویی موجب بی اعتبار شدن سخن شده و تمام حقوق مبتنی بر قرارداد را باطل و ضعیف می کند و به بشریت زیان می رساند، زیرا دروغ همیشه به دیگری ضرر می زند؛ حتی اگر برای فرد خاطی مضر نباشد دست کم به حال بشریت مضر است، چون منبع قانون را تباه می کند.(855)
با وجود استثنا، به ندرت فیلسوف یا متکلمی مطلق گرایی کانت را امضا کرده است؛ حتی طرف داران کانت برای تضاد بین حقوق و وظایف، در مواردی دروغ گفتن را جایز شمرده اند. چنان که متذکر شدیم قانون کلی لازم الرعایه این نیست که همیشه راست بگوییم؛ چنان که کانت فکر می کرد، بلکه همیشه باید راست بگوییم تا با چنین کاری حقوق و وظایف دیگر نقض نشود؛ مانند وظیفه حفظ بیگناه از ضرر. دروغ گفتن برای نجات فرد از دست قاتل، تخلف از این وظیفه کلی نیست زیرا وظیفه در مواردی که در آن قتل محتمل است، کاربردی ندارد. آن دسته از طرف داران کانت که مخالف مطلق گرایی کانت هستند، اظهار می کنند که اطاعت برده وار از این قانون بیش از موارد استثنایی که کانت با آن مخالف است، حیثیت بشری را تهدید می کند.
در زمینه دروغ گویی نظریه افراطی مخالف با مطلق گرایی کانت، نگرش سودگرایان به این امر است. از نظر مکتب سودگرایی، دروغ گویی جدای از سود و یا ضرر آن، به خودی خود خنثی است. در هر موقعیتی بهترین کار آن است که حداکثر سود نصیب بیش تر مردم شود؛ اعم از این که فریبی در آن باشد یا صداقتی؛ به هر حال طرف داران سودگرایی با حساسیت بدین مطلب می پردازند که دروغ گویی نمی تواند فی حد نفسه مورد بررسی قرار گیرد، زیرا همیشه جزئی از نتایج است و به طور کلی، این نتایج برای دروغ گویی عموما منفی هستند، چون اگر چه دروغ نهاد نظام های قراردادی را کاملا از بین نمی برد ولی اعتماد اجتماعی را خدشه دار می کند؛ بنابراین وقتی انسان نتایج و مصادیق دروغ گویی و یا راست گویی را می سنجد سودگرایان اظهار می کنند که باید به یک پیش فرض ابتدایی بر ضد دروغ گویی قایل شد.(856) سودگرایان خبره ادعا می کنند که می توانند اعتراف طرف داران کانت را نسبت به دروغ گویی از طریق کشف و بیان نتایج مخفی و منفی دروغ توجیه کنند.
سودگرایان برای توجیه تئوری خود غالبا به دروغ های سفید (دروغ های بی اهمیتی که به کسی زیان نمی رساند) استناد می کنند. این دروغ ها آن قدر بی اهمیت هستند که هزینه بررسی و ارزیابی احتمالی آنها از ضررهای ناچیز احتمالی خود آنها بیش تر است. به علاوه دروغ های، سفید غالبا مفید و مورد تایید اصل سودمندی است؛ به عنوان مثال اگر میزبان زحمت زیادی برای تهیه غذا متقبل شده باشد و این غذا مورد پسند میهمان نباشد، بیان این که چقدر غذا لذیذ است برای میهمان بی ضرر است یا ضرر ناچیزی به دنبال دارد؛ در حالی که اجتناب از گفتن این دروغ احساسات میزبان را جریحه دار می کند، زیرا بی ضرر بودن دروغ سفید عرفا و عملا تایید شده و براساس سودگرایی، آسان تر از اصول کانت قابل توجیه است. سودگرایان ادعا می کنند که گفتن دروغ سفید و از نظر اخلاقی آن را بی اهمیت تلقی کردن، گواه صدق سودگرایی است.
می توان بر علیه سودگرایان که دروغ سفید را بی اهمیت تلقی می کنند دلایلی چند اقامه کرد:
اولا این استدلال ها لغزنده و شیب دار(857) هستند و در میان انواع فریب هایی که به عنوان دروغ سفید به حساب می آورند، مواردی پیش پا افتاده وجود دارد؛ مانند وقتی که کسی در جواب احوال پرسی می گوید: خوبم؛ در حالی که واقعا سردرد دارد و یا دادن دارو به کسانی که نگران سلامتی خویش هستند؛ در حالی که تجویز دارو توسط پزشکان - که غالبا به عنوان دروغ سفید تلقی می شود - شاید از نظر روانی موجب وابستگی بیمار به دارو نیز بشود و خطر پی بردن مریض به فریب را نیز به دنبال داشته باشد که در نتیجه موجب بی اعتمادی وی به پزشکان می شود.
سودگرایان، با توجیه دروغ های سفید زمینه پذیرش فریب های مضر را فراهم می کنند. سودگرا ممکن است ادعا کند که تئوری وی دقیق طراحی شده و ارزیابی صحیحی ارائه می دهد، اما معترض اصرار بورزد که مهم نیست که سودگرایان در ارزیابی تئوریکی چنین مواردی چقدر موفق هستند، در عمل از این تئوری سوء استفاده شده و مردم برای توجیه فریب های مضر، به اصل سودمندی تمسک می کنند به نظر می رسد که برای اشکال سودگرا باید نظریه خود را قانون مند کند،(858) اما متقابلا سودگرا اظهار می کند که منع کلی دروغ گویی منجر به منع دروغ های واقعا مفید نیز می شود.
اشکال دومی که به سودگرایان وارد است این که آنها به جای توجه به عمل بر موارد خاصی تکیه می کنند که این تکیه موجب غفلت از زیانهای فزاینده گردیده است و بالقوه موجب ازدیاد اعمال فریب کارانه می شود گرچه گاهی تجویز دارو براساس اصل سودمندی قابل توجیه است، اما با عمومیت یافتن آن، شرافت حرفه پزشکی از بین می رود. سودگرا برای مواجهه با این شکل نیز، به برخی از اشکال سودگرایی قانون مند تمسک می جوید اصل سودمندی ممکن است به جای موارد خاص، در عمل قابل اطلاق باشد.
سیسلاباک - که این مقاله عمدتا مرهون آثار وی می باشد یکی از مهم ترین نویسندگان معاصر درباره فریب چنین می گوید: همان گونه که دروغ گفتن در مورد در خطر بودن جای یک انسان نشان دهنده غیر قابل انعطاف بودن بیش از حد تحلیل کانت است، دروغ سفید نیز شاهد ناکافی بودن ارزیابی سطحی سودگرایان است. این انتقاد اساس سودگرایی را مورد حمله قرار نداده، زیرا اهمیت بررسی نتایج را رد نمی کند بلکه بیان گر این امر است که سودگرایان اغلب در برداشت عجولانه خود نسبت به بی ضرر بودن دروغ های سفید، همه عوامل لازم را مورد توجه قرار نمی دهند. آنها اغلب به موارد عملی فریب و روش های تکثیر و تقویت آن توسط موارد دیگر عنایتی ندارند و بیش تر به موردی خاص و از دیدگاه فرد دروغ گو توجه دارند.(859)
باک به بررسی ضررهای پنهان تجویز دارو و نوشتن توصیه نامه های مطنطن می پردازد. وی نتیجه گیری می کند که اکثر دروغ های به ظاهر سفید، دست کم غیر ضروری و اغلب آنها قطعا و یا به احتمال زیاد مضر می باشد. باک می پذیرد که اگر بخواهیم احساسات کسی را بدون دلیل جریحه دار نکنیم از تعارف و عذرخواهی های بالطبع فریبنده گریزی نیست. و افراد گرفتار تجویز دارو و تمجیدهای مطنطن، گزینه بهتری ندارند، اما وی بر اندک بودن این موارد اصرار می ورزد: بی شک اکثر ما، بیش از هر نوع فریب دیگر، با دروغ های سفید سر و کار داریم. هرچه توجه بیش تری به انواع دروغ های سفید مبذول داشته و در حذف آنها از کلام خود موفق شویم، به همان نسبت نیاز به توسل بدان ها تقلیل خواهد یافت. اگر بتوانیم به دیگران بفهمانیم که به دروغ های سفید آنها احتیاج نداریم، از مسائل بغرنج و بی مورد بی شماری اجتناب خواهد شد.(860)
قابلیت توجیه اخلاقی دروغ در حال اضطرار، نشانه شکست مطلق گرایی کانت است و نیاز به محدود ساختن دروغ های سفید، عدم کارایی سودگرایی را نشان می دهد. نوع دیگر دروغ که از تعهداتی ویژه ناشی می شود، به خصوص به بعضی از طرف دارن کانت که ضد مطلق گرایی هستند مربوط می گردد. پزشکان، کشیش ها، روزنامه نگاران و روان شناسان همه روابط ویژه ای دارند که ناگزیرند مطالب مراجعان خود را افشا نکنند. غالبا به نظر می رسد که برای حفظ راز در روابط شغلی، باید دروغ گفت. سودگرای سطحی نگر به تعهدات خاص توجه ندارند و معیار وی در حفظ و یا افشای راز، فقط اصل سودمندی است.
از سوی دیگر براساس نظر طرف داران کانت وظیفه مهم ترین نقش را دارد؛ به ویژه وظایف شغلی که بسیار مهم است وقتی ناچاریم برای حفظ راز مراجعه کننده دروغ بگوییم بین وظایف تزاحم پیش می آید. روش روشنی برای تقدم و تاخر راست گویی و رازداری وجود ندارد. ممکن است افشای راز مانند دروغ گویی مهم و یا کم اهمیت باشد. در هر دو مورد نقص در انجام وظیفه به نهادهای جامعه آسیب می رساند. هیچ تئوری اخلاقی نمی تواند راه حل ساده ای برای این تزاحم ارائه نماید. گفت وگو درباره تئوری های اخلاقی فقط تا آنجا مفید است که حساسیت فرد را نسبت به معنای اخلاق عملی افزایش دهد.
دروغ های مقامات دولتی، از مهم ترین انواع فریب ها هستند که با آن مواجه ایم، این دروغ ها چنین توجیح می شوند که برای رفاه و نفع عموم ضروری اند؛ بنابراین اصل سودمندی به سادگی قابل توجیه است؛ حتی از نظر افلاطون - که برای حقیقت ارزش والایی قایل بود - دروغی که برای کشور گفته می شود شریف است: اگر کسی بتواند دروغ بگوید، این حکام شهر هستند که می توانند بنا به مصلحت و برای تامین منافع کشور به شهروندان و دشمنان دروغ بگویند.(861)
به دلیل انگیزه نوع دوستی نهفته در این گونه دروغ، افلاطون آن را شریف (gennaion) نامیده است که هم چنین منعکس کننده باور برتری حکام نسبت به رعایا می باشد از نظر آنها بسیاری از اوقات فریب خوردگانشان قضاوت مناسب و عکس العمل درستی در قبال حقایق نشان نمی دهند.
دروغ شریف، غالبا با خود فریبی همراه است؛ به عنوان مثال وقتی حاکم برای حفظ قدرت خویش دروغ می گوید، با این توجیه که حذف وی از مقام قدرت برای کشور مضر است - در اثر اغوای قدرت - در واقع خود را فریب داده است. گاهی چنین استدلال می شود که برای اداره امور سیاسی دروغ گفتن ضروری است و هیچ دولتی، به طور کامل از آن اجتناب نمی کند؛ حتی در صورت پذیرفتن این مطلب اختلاف بسیاری بین جوامع گوناگون در نوع و کثرت فریب و نیز در بین افراد یک دولت واحد و بین دولت هایی که متعاقبا در یک کشور بر سر کار می آیند وجود دارد.
فراگیر بودن فریب در سیاست نیاز به یافتن ابزاری برای بالا بردن استاندارد صداقت را تقلیل نمی دهد. گفته می شود که استانداردهای اخلاقی، کارایی دولت را ضعیف می کند. بنابه دلایلی، عدم انتقاد مبنی بر روابط صادقانه بین دولت و ملت، به طور عمیق تری دولت را ضعیف خواهد کرد. به دنبال افشای فریب های اعمال شده توسط نیکسون، رئیس جمهوری آمریکا طبق نظرسنجی ها، 69 درصد مردم آمریکا معتقد بودند که رهبران سیاسی مداوما به آنها دروغ گفته اند. عمدتا بی علاقگی گسترده مردم آمریکا نسبت به مسائل سیاسی معلول عدم اعتماد آنها به مقامات دولتی است.
باک اظهار می دارد که حتی در موارد موجهی که دولت به منظور جلوگیری از احتکار و بورس بازی به طور آشکارا دروغ می گوید، بررسی دقیق عواقب سیاست توام با دروغ به یک ارزیابی مجدد خواهد انجامید. همین که موارد موجه شناسایی شد، موارد دیگر با موارد مجاز یکی دانسته شده و نیز انواع مواردی هم که در آن دروغ مجاز شمرده می شود. مانند قارچ زیاد می شود.
وقتی دروغی گفته شد، برای پوشاندن آن فرد مجبور است باز هم دروغ بگوید و همین طور دروغ دوم، دروغ سوم را می طلبد و ممکن است تعداد آنها از کنترل خارج شود. هرچه دولت بیش تر فریب بدهد؛ چه مستقیم و از طریق دادگاه ها و مطبوعات و چه غیر مستقیم و به وسیله حرف ها و تناقض بین اظهارات دولت و حوادث جاری، فریب ها بیش تر آشکار می شوند. هرچه فریب ها بیش تر آشکار شود، اعتماد به دولت کم تر می شود.
بحث های باک علیه دروغ های شریف، براساس نتیجه گرایی(862) است. وی اظهار می دارد که این گونه دروغ ها باید حتی المقدور محدود شود. دلایل توجیه آن به سبب نتایج مضر و اغلب درک نشده اش ناموفق بوده است. وی هم چنین استدلال هایی برای دروغ دارد که براساس نظریات طرف داران کانت می باشد، مثلا، می گوید: دروغ گفتن به مردم برخلاف حقوق آنهاست. زیرا در حکومت بر مردم رضایت آنها شرط است، هم چنین با این تصور که آنها نمی توانند براساس اطلاعات صحیح قضاوت درستی داشته باشند، حیثیت آنها لکه دار می شود و دروغ های دولت چون حالت اجباری دارد، آزادی مردم را محدود می کند.
باک در صفحات پایانی بررسی خود اظهار می دارد که چون از گذشته ساختار دروغ و توجیهات ممکن مورد توجه قرار گرفته، مطالعه نظریات سنتی در این باره ضروری است.
ما باید از نظریات سنتی استفاده کنیم؛ به عنوان مثال باید ببینیم چرا عملا این گونه تلقی شده که دروغ با برنامه قبلی بدتر از دروغ بدون طرح قبلی است، هم چنین تحریک دیگران به دروغ گویی (به وسیله تعلیم فریب کاری در خانواده، محیط کار یا مدرسه) از خود دروغ گفتن بدتر است. دروغ گفتن به کسانی که حق دارند اطلاعات صحیح داشته باشند در مقایسه با دیگران یا دروغ گفتن به کسانی که در امور مهم به ما اعتماد کرده اند، از دروغ گفتن به دشمن بدتر است. اکنون منابع جدیدی در اختیار ماست؛ اطلاعات و روش هایی که به وسیله آنها می توانیم نظر دقیق و سنجیده تری درباره مفید و مضر بودن نتایج دروغ ارائه نماییم. امروزه منابع بیش تری پیرامون چگونگی مکانیسم سودگیری و دلیل تراشی در دسترس ماست. بالاخره آن که، ما برخلاف اندیشمندان، که تنها به مسائل پیش پا افتاده دسترسی داشتند در استناد به اعمال فریب کارانه شواهد بسیاری در اختیار داریم.(863)
با وجود آن که باک اهمیت نظرات سنتی را می پذیرد به زمینه تئوریکی مسئله، که نظریات سنتی یونانی، یهودی، مسیحی و اسلامی براساس آن به بررسی پرداخته اند، عنایت اندکی مبذول داشته است. همان گونه که در آغاز این مقاله در بحث از آثار سنتی - اسلامی پیرامون دروغ اشاره گردید، از نظر مسلمانان دروغ گناهی است که با فضیلت صدق ناسازگار است. با در نظر گرفتن این نکته می توانیم به سوالات باک راحت تر پاسخ دهیم؛ به عنوان مثال وی سوال می کند که چرا دروغ با برنامه قبلی از دروغ بالبداهه بدتر است؟ از دیدگاه سنتی کسی که با برنامه قبلی دروغ می گوید از حیث صفات اخلاقی ضعیف تر می باشد تعلیم دروغ گویی از خود آن بدتر است، زیرا با تعلیم دروغ به صفات متعلم شکل می دهیم. دروغ گفتن به هم وطن، از دروغ گفتن به دشمن بدتر است، زیرا فضیلت در متن ارتباطات، آداب و رسوم و نهادهای یک جامعه وجود دارد. این ارتباطات در میان یک امت بسیار قوی و در میان دشمنان آنها - که ارزش های متضاد دارند - بسیار ضعیف است.
در دیدگاه ارسطویی، اخلاق بر پایه آداب و رسوم و نهادهای یک جامعه استوار است. رسوم و نهادها، خود بر حسب تکامل و سعادت فرد و جامعه ارزیابی می شوند بسیاری از استدلال های باک علیه دروغ گویی، متناسب با اخلاق ارسطویی است، زیرا وی نیز مانند ارسطو به رسوم اجتماعی و چگونگی تضعیف آن به وسیله دروغ تکیه می کند؛ به عنوان نمونه استدلال وی علیه دروغ های پدرانه بر این مسئله مبتنی است که دروغ روابط والدین و فرزند را با ترویج بی اعتمادی و بدگمانی و سایر اشکال نادرستی تضعیف می کند؛ بنابراین برای شکوفایی نهاد خانواده، باید به پرورش فضیلت صدق پرداخت. این استدلال، دروغ پدرانه را مطلقا ممنوع نمی کند؛ گرچه در منع آن از نتیجه گرایی سطحی نگر سخت گیرتر است، چون به جای اعمال و قواعد خاص، به عادات، رسوم و نهادها در بافت اجتماع نظر دارد.
از دیدگاه مذهبی صدق و کذب شدیدا به فضیلت و رذیلت مخصوص مذهبی مربوطاند.
اولین بار ابلیس به آدم (علیه السلام) دروغ گفت خداوند حقیقت را خلق و آن را به پیامبرانش (ع) وحی نمود. انسان های شرور صدق را تحریف و رسولان الهی را انکار می کنند؛ بنابراین انکار حقیقت، دروغ گویی و طرد رسولان الهی ارتباط نزدیکی با هم دارند.
دروغ گویی انعکاس عدم خضوع در برابر اوامر الهی است. دروغ گو چنین تصور می کند که تحریف وی از حقیقتی که خدا آفریده بهتر است؛ حتی گفتن دروغ شریف مستلزم آن است که به خطا تصور کند که می تواند گفته اش را پیش بینی نماید و این خود نوعی کبر است.
کسی که واقعا تقوای الهی داشته باشد، حتی در گفتن دروغ های سفید احتیاط می کند زیرا دروغ علامت بی حرمتی نسبت به حقیقت است. فرد با ایمان به ندرت و فقط در صورت اضطرار مانند دفاع از عقیده یا اصلاح ذات البین دروغ می گوید: مومن در پی خلوص است و فریب، نوعی آلودگی است و کسی که نسبت به دیگران صادقانه عمل نکند در صداقت با خود دچار مشکل خواهد شد.
وقتی انسان به دروغ گویی عادت کند، خودفریبی بر او غالب می شود. خود فریبی فی نفسه مورد توجه فلاسفه و موضوع بسیاری از کتاب های مهم بوده است.(864) مطالعات فلسفی خودفریبی بر فعالیت هایی تکیه دارد که از حقایق و موضوعات مهم روگردان بوده و نتایج آن بیان گر نادیده گرفتن و یا فقدان آگاهی کامل است که می تواند توصیف کننده نوعی از دروغ گویی (دروغ گفتن به خود) باشد.
سوال هایی نیز پیرامون لوازمات اخلاقی و روانی خودفریبی مطرح می شود. خودفریبی با از خود بیگانگی، در نوشته مارکس و هگل، با اعتماد به نفس، در مکتب اگزیستانسیالیسم و با مسئولیت و احساس رضایت از خود، در دیگر مکاتب ارتباط دارد. خود فریبی با نفاق نیز ارتباط تنگاتنگ دارد؛ موضوعی که حضرت علی (علیه السلام) درباره آن فرموده است: بدترین گناه آن است که گناه کار آن را درست بداند.(865)

سید رضا صدر: دروغ های روا(866)

پیغمبر عالی قدر فرمود: سه چیز است که دروغ در آنها زیباست: نیرنگ در جنگ، وعده شوهر به زن، اصلاح میان مردم.
مقصود از جنگ جهاد در راه خدا و نبرد با کفر و مبارزه با ظلم و تعدی می باشد در زبان رسول صلی الله علیه و آله لفظ حرب، هیچ گاه برای جهان گیری و انتقام استعمال نشده است و همیشه در نبرد حق با باطل به کار رفته. نیرنگ در این گونه نبردها، موجب نیرومندی حق و ضعف باطل می شود؛ پس نیرنگ، زیبا و دروغش مستحسن است، چون سودمند است، لذا یکی از استثناهای دروغ، دروغ در جنگ است دروغ در جنگ به هر جوری که ممکن باشد، هر چند برای تقویت روحیه سربازان باشد.
دومین مورد استثنا وعده شوهر به زن است. اسلام کاخ سعادت زناشویی را همیشه برپا می خواهد و برای حفظ این کاخ - که خوش بختی دو تن یا بیش تر در آن می باشد - وعده دادن دروغ را اجازه داده است. شوهر اگر بتواند تقاضای زن را انجام بدهد بهتر، و اگر نتواند یا صلاح نداند، باز هم تلخی زندگی زن و شوهر را نخواستند. زن عواطفش لطیف است، نبایستی نومید گردد و شکرآبی میان دو همسر پیدا شود؛ پس این دروغ برای بشر سودمند است.
سومین مورد استثنا، دروغ در اصلاح می باشد. هرگاه میان دو تن یا دو دسته اختلافی باشد، بایستی کوشید که آن را برطرف ساخت اسلام دوست می دارد که پیروانش در آسایش و یگانگی به سر برند و جنگ و ستیزی در میان آنها نباشد، رفع اختلاف میان دو تن یا دو دسته، به سود دو طرف و به سود جامعه می باشد؛ دروغ برای چنین مقصد مقدسی زیباست. چه قدر پسندیده است که کسی از دشمنی به سوی دشمنی خبر ببرد که دشمنی میان آن دو کاسته گردد، شاید کم کم دوست شوند و در آسایش و صمیمیت به سر برند.
از یکی از سخنان حضرت امام صادق (علیه السلام) استفاده می شود که دروغ در اصلاح اصلا دروغ نیست؛ نه آن که دروغ باشد و روا. شاید منظور حضرتش از این سخن افاده تاکید باشد.
آن حضرت می فرماید: سخن بر سه گونه است: راست، دروغ، اصلاح میان مردم. از وجود مقدسش توضیحی درباره اصلاح میان مردم خواسته شد، در جواب چنین فرمود: درباره کسی سخنی می شنوی که اگر به او برسد، سخت ناراحت می شود. به او می گویی که از فلانی درباره تو تعریفی شنیدم که چنین گفت و چنان گفت؛ سخنی می گویی که درست برخلاف آن چه شنیده ای باشد.
از این کلام زرین استفاده (ای) می شود و آن این است که اصلاح، اختصاص به صورت اختلاف ندارد، بلکه مقصود از اصلاح معنایی وسیع تر است و صورتی را می گیرد که میان دو تن هیچ گونه اختلافی نباشد، ولی یکی از آن دو چیزی درباره دیگری بگوید که اگر به گوش او برسد، ایجاد شکرآبی کند در این جا نیز اسلام اجازه می دهد که سخنی برخلاف واقع گفته شود تا از پیدایش اختلاف جلوگیری کند.
آری، دروغ هم در دفع اختلاف زیباست و هم در رفع آن، باز هم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: لا کذب علی مصلح(867) کسی که می خواهد اصلاح دهد، دروغ ندارد.
دفع شر ظالم: چهارمین موردی که دروغ زیبا و پسندیده است، دروغی است که بدان وسیله شر ظالمی دفع شود. امام ششم (علیه السلام) می فرماید: دروغ، زشت و نکوهیده می باشد؛ مگر در دو جا: دفع شر ستم گران و اصلاح میان دو تن.
ناتوان و بیچاره ای نزد شما مخفی شده و یا در گوشه ای پناهنده گردیده و شما می دانید در این وقت، قلدری ستم کار به سراغ او می آید و از شما نهان گاه او را می پرسد؛ اگر راست بگویید و او را معرفی کنید، قبیح ترین زشت کاری ها را انجام داده اید و در جنایت آن قلدر شرکت کرده اید؛ شایسته است دروغ بگویید تا شر آن ستم گر را از آن ناتوان دفع کنید. دور نیست که روایت شریف اطلاق داشته باشد و اطلاقش شامل حال خود شخص نیز بشود یعنی اگر کسی خود را در خطر ظالمی ببیند، جایز است که دروغی بگوید و خویشتن را از آن خطر برهاند. این هم چهارمین مورد از استثناهای دروغ.
قاعده کلی: به طور کلی هرجا که دروغی گفته شود که منظور از آن، دفع شر و زیانی از مسلمانی باشد، دروغ زیبا و پسندیده می شود. این دروغ کلید گناهان نخواهد بود، بلکه کلید نیکوکاری و خدمت به خلق می باشد، البته این گونه دروغ، وقتی زیباست که راست گویی ممکن نباشد. در این صورت است که گاهی دروغ حرام، واجب می شود و راست، حرام می گردد.
در مجله رسالة الاسلام قاهره، این سخن را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل کرده بود: الکذب کله اثم الا ما أنفعت به مسلما، أو دفعت به عن دین؛ هر گونه دروغی گناه است؛ مگر دو دروغ: دروغی که به مسلمانی سودی برساند، دروغی که از دین، خطری را دور کند. سخن پژوهش

...................) Anotates (.................
1) نگوییم که اصل این گونه داستان ها دروغ است. در این جا واقع نمایی سراینده به عنوان واقعیت داستانی مفروض گرفته شده است، از این رو در متن این داستان ها که واقعی فرض شده اند باید دید که دروغ چه کارکردی دارد.
2) فردوسی، شاه نامه ج 3، ص 151 - 152
3) آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 17، ص 287.
4) سید رضا صدر، دروغ، ص 270. مشخصات ویرایش دوم آن، در کتاب نامه مندرج است.
5) گفتنی است که واژه اخلاق در زبان فارسی، به معنای مفرد به کار می رود و معادل خلق و خوست.
6) راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص 159.
7) قلم (68) آیه 4.
8) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 1، ص 22
9) ر.ک. اخلاق اسلامی، احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص 22
10) خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق ناصری، ص 48.
11) سید محمد رضا مدرسی، فلسفه اخلاق: پژوهش در بنیان های زبانی، فطری، تجربی، نظری، و دینی اخلاقی، ص 17.
12) احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ر.ک: اخلاق اسلامی، ص 23.
13) Ethics, Peter, Singer, Oxford, Oxford University press, 8991, p. 3.
14) ر.ک. محمد مهدی نراقی جامع السعادات، ج 1، ص 26 و خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق ناصری، ص 48.
15) سعدی، گلستان، (تصحیح غلام حسین یوسفی) ص 63
16) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، ص 804.
17) ویلیام کی. فرانکنا، فلسفه اخلاق، ص 25
18) بحران اخلاق و معنویت، گفت و گو با مصطفی ملکیان ماه نامه آفتاب ش 6 تیر و مرداد 80 ص 40
19) برای آشنایی با حوزه های گوناگون اخلاق به گزارش گویا و مختصر استاد ملکیان تحت عنوان بحران اخلاق و معنویت چاپ شده در منبع پیش گفته مراجعه شود.
20) برای آشنایی با حوزه های گوناگون اخلاق به گزارش گویا و مختصر استاد ملکیان تحت عنوان بحران اخلاق و معنویت چاپ شده در منبع پیش گفته مراجعه شود. ص 41.
21) ethics. peter singer. p. 5.
22) ارسطو اخلاق نیکو ماخوس ص 53
23) در بیش تر کتاب های حوزه اخلاق، طی مقدماتی به این گونه تقسیمات اشاره شده است که می توان برای تفصیل بیش تر به آن ها رجوع کرد، از جمله: احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی اخلاق اسلامی فصل اول؛ ویلیام کی. فرانکنا، فلسفه اخلاق فصل اول؛ محمد تقی مصباح یزدی دروس فلسفه اخلاق، ص 9، 19؛ سید محمد رضا مدرسی فلسفه اخلاق ص 11، 22 و فصل اول کتاب.the elements of moral philosophy, james rachels.
24) شیخ صدوق الخصال، ج 2، ص 505
25) طه (20) آیه 20
26) اعراف (7) آیه 20 ترجمه عبد المحمد آیتی
27) اعراف آیه 21
28) محمد باقر مجلسی بحار الانوار، ج 71، ص 10
29) علاء الدین متقی هندی، کنزالاعمال فی سنن الاقوال و الافعال ج 3، ص 248
30) نهج البلاغه خطبه 86
31) شیرویه بن شهردار دیلمی همدانی الفردوس بماثور الخطاب، ج 3، ص 315
32) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 245
33) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9، ص 85، 86
34) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9، ص 88
35) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9،ص 87 و ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج 1 ص 114
36) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9 ص 89
37) شیرویه بن شهردار دیلمی همدانی، الفردوس بمأثور الخطاب، ج 5 ص 157
38) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 2،ص 338 و ورام بن ابی فراس، الفردوس بمأثور الخطاب، ج 2،ص 207.
39) شیخ صدوق، الخصال، ص 144
40) شیخ طوسی، امالی الطوسی، ص 537 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 251
41) نهج البلاغه خطبه 16
42) علاءالدین متقی هندی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال،ج 3 ص 257
43) میلان کوندرا، زندگی جای دیگری است، ص 40
44) انعام (6) آیه 22. ترجمه عبدالمحمد آیتی
45) انعام (6) آیه 23. ترجمه عبدالمحمد آیتی،
46) انعام (6) آیه 24. ترجمه عبدالمحمد آیتی.
47) ر.ک. علامه طباطبایی المیزان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 51
48) علی مشکینی اردبیلی مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیه، ص 437
49) سعدالدین تفتازانی، شرح المختصر، ج 1، ص 38
50) علی بن محمد جرجانی کتاب التعریفات، ص 138
51) احمد بن محمد بن علی الفیومی المصباح المنیر ص 201
52) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 19 ص 279
53) فخرالدین طریحی مجمع البحرین، ج 2 ص 157
54) راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن ماده صدق ص 284
55) احمد بن عبدالعزیز بن قاسم الحداد اخلاق النبی فی القرآن والسنه، ج 1، ص 403
56) ایوب بن موسی حسینی (ابوالبقا) الکلیات: معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویه، ج 3 ص 109
57) لویس معلوف، المنجد فی اللغه و الاعلام، واژه کذب.
58) محمد باقر مجلسی بحارالانوار، ج 69، ص 233
59) محمد علی تهانوی، موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ج 1،ص 1073.
60) عبد النبی بن عبد الرسول احمد نگری، موسوعه مصطلحات جامع العلوم الملقب بدستور العلماء،ص 525.
61) ابوالقاسم قشیری الرساله القشیریه، ج 2 ص 449، به نقل از: مذکر محمد عارف الصدق فی القرآن الکریم، ص 196
62) مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق (علیه السلام) ص 35 و محمد باقر مجلسی بحارالانوار، ج 68، ص 11
63) توشی هیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن مجید، ص/181.
64) نضره النعیم فی مکارم اخلاق الرسول الکریم، (جمعی از نویسندگان) ج 11، ص 5382
65) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2،ص 320 - 319.
66) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2،ص 335.
67) الموسوعه الفقهیه زیر نظر وزاره الاوقاف و الشئون الاسلامیه، ج 34 ص 270
68) راغب اصفهانی الذریعه الی مکارم الشریعه، ص 270
69) راغب اصفهانی، الذریعه الی مکارم الشریعه، ص 284
70) نساء (4) آیه 122
71) نساء (4)، آیه 87
72) non verbal.
73) body language.
74) فرانک برونو، فرهنگ توصیفی اصطلاحات روان شناسی،ص 38.
75) فرانک برونو، فرهنگ توصیفی اصطلاحات روان شناسی،ص 39-38.
76) ر.ک. اون هارجی و دیگران، مهارت های اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ص 50، 52
77) امام خمینی، المکاسب المحرمه ج 2، ص 54
78) امام خمینی، المکاسب المحرمه ص 55.
79) علی حیدر الموید نبی و وصی وصایا، ص 295
80) عبدالنبی احمد نگری، موسوعه مصطلحات جامع العلوم، ص 527 و سعد الدین تفتازانی، شرح المختصر، ص 41
81) یحیی بن شرف النووی، الاذکار النوویه، ص 582.
82) ارسطو، مابعد الطبیعه (متافیزیک) ص 155 (b1011)
83) ویتگنشتاین، رساله منطقی - فلسفی، به نقل از فصل نامه قبسات، ویژه نامه معرفت شناسی، ش 12 تابستان 78، مقاله مسئله صدق برایان کار، ترجمه همایون همتی، ص 162
84) ر.ک. برایان کار، مسئله صدق ترجمه همایون همتی، قبسات ش 12، ص 158، 179 این اثر تازه ترین مقاله در این باب است.
85) احمد بن محمد فیومی المصباح المنیر، ص 202
86) امام خمینی المکاسب المحرمه، ص 49
87) امام خمینی المکاسب المحرمه، ص 49.
88) امام خمینی المکاسب المحرمه، ص 51
89) بعد از آبادان دیگر روستایی نیست.
90) ایان باربور، علم و دین، ص 207
91) مایکل پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی درآمدی بر فلسفه دین، ص 359
92) ایان باربور، علم و دین،ص 40.
93) ایان باربور، علم و دین،ص 360.
94) ایان باربور، علم و دین، ص 398
95) توشی هیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن مجید، ص 183.
96) ابوالبقا، الکلیات، ج 4، ص 119
97) محمد علی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 1. ص 1072
98) محمد علی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 1. ص 1072 و سعد الدین تفتازانی، شرح المختصر، ص 40
99) سبأ 34 آیه، 8
100) سمیح عاطف الزین معرفه النفس الانسانیه فی الکتاب والسنه، ج 2، ص 213
101) مذکر محمد عارف الصدق فی القرآن، ص 22
102) مجله قبسات، ش 12 سال 4 تابستان 78 مقاله مسئله صدق، ص 168
103) مصطفی ملکیان، معنویت و انسان جدید: بخش دوم خودت را بشناس روزنامه ایران سال هفتم ش 1895، 11/6/1380، ص 993.
104) رومن رولان، جان شیفته، ج 3، ص 993
105) cognitive dissonance.
106) فرانک برونو، فرهنگ توصیفی اصطلاحات روان شناسی، ص 305
107) أ أترک ملک الری و الری منیی؟ - أم أرجع مأثوما بقتل حسین؟
108) جواد تبریزی، ارشاد الطالب الی التعلیق علی المکاسب، ج 1، ص 235
109) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 240
110) منافقون (63) آیه 1 (ترجمه عبدالمحمد آیتی)
111) سعد الدین تفتازانی، شرح المختصر، ص 39
112) عبدالنبی احمد نگری، موسوعه مصطلحات جامع العلوم، ص 527
113) سعد الدین تفتازانی، شرح المختصر ص 40
114) برای تفصیل بیش تر درباره مناقشات در این آیه ر.ک. جواد تبریزی، ارشاد الطالب الی التعلیق علی المکاسب ج 1، ص 235 ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهه، ج 2 ص 100، 105 عبدالنبی احمد نگری، موسوعه مصطلحات جامع العلوم، ص 526 و محمد علی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ص 107
115) سید محمد حسین فضل الله، من وحی القرآن، ص 10، 261
116) محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 69
117) وهبه الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، ج 27، 28، ص 215
118) محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب، ج 15، ص 13
119) مجدالدین محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز فی لطائب الکتاب العزیز، ج 4، ص 339
120) سبأ (34) آیه 8
121) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 359
122) سید محمد حسین فضل الله، من محی القرآن، ج 9، ص 6
123) نحل (16) آیه 105
124) محمد احمد جاد المولی، الخلق الاسلامی الکامل: تهذیب لکتاب الخلق الکامل،ص 457.
125) محمد احمد جاد المولی، الخلق الاسلامی الکامل: تهذیب لکتاب الخلق الکامل،ص 459
126) هود 11 آیه 27
127) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 10 ص 204
128) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 19، ص 279
129) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 19، ص 279.
130) عبدالرحمان حسن حبنکه المیدانی، الاخلاق الاسلامیه و اسسها، ج 1، ص 527
131) راغب اصفهانی الذریه الی مکارم الشریعه، ص 207
132) معجم اللاهوت الکتابی، زیر نظر آنتونیوس نجیب، ص 655.
133) ایمانوئل کانت، درس های فلسفه اخلاق،ص 305.
134) ایمانوئل کانت، درس های فلسفه اخلاق،ص 307.
135) نیما قربانی اعراف: کارکردها و پیامدها ماهنامه توسعه مدیریت، ش 31 آبان ماه 80، ص 36
136) در این باره قطعه طنزآمیزی به قلم آقای سعید افسر با عنوان دروغ سنجی منتشر شده که خواندنی است (روزنامه ایران، 23/10/1380).
137) ریتا ال. اتکینسون (و دیگران)، ر.ک. زمینه روان شناسی هیلگارد ج 1، ص 720، 723
138) روزنامه جمهوری اسلامی چهارشنبه 3/11/80 ص 5.
139) عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 179
140) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2 ص 324
141) White lies.
142) puclic and private life, By Sissela Bok, New York, Vintage Books, 8791, p.172.
lying: Moral Choice in
143) -
144) Beker )ed.( Garland Publishing, Inc. New York andLondon, 2291, Vol. 1. p.242.
Encyclopedia of Ethics, Lawrance C.
145) Sociery. Ed. by paul Barry clarke and Andrew Linzy, London, Routliedge, 6991, p.15.
Dictionary of Ethics, theology and
146) مسترهاکس، قاموس کتاب مقدس ص 378
147) ژان پیاژه، قضاوت های اخلاقی کودکان، ص 152
148) ر.ک. ایران فردا، سال دوم، ش 57 خرداد 1372، ص 72 روان شناسی دروغ ترجمه فقیهی؛ روزنامه همشهری ش 198، 10/6/1372 ص 12 و امیر هوشنگ آذردشتی، چرا کودکان دروغ می گویند؟
149) سعدی گلستان (تصحیح غلامحسین یوسفی) ص 58
150) شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 255.
151) ر.ک. احمد بهمنیار، داستان نامه بهمنیاری، ص 258 و ابراهیم شکورزاده ده هزار مثل فارسی ص 365
152) مقصود براون آن است که نظریه های اخلاقی در اروپای غربی مطلقا دروغ را نادرست می دانند.
153) ادوارد براون تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی ج 2 ص 216
154) احتمالا از نظر عقل معاش
155) احتمالا از نظر عقل معاش.
156) مرتضی مطهری فلسفه اخلاق، ص 84
157) هانری ماسه تحقیق درباره سعدی ص 195
158) هانری ماسه تحقیق درباره سعدی، ص 245، 246
159) آینده سال اول، ش سوم، مهر ماه 1340، ص 156، 159
160) علی دشتی قلمرو سعدی، ص 264، 265
161) علی دشتی قلمرو سعدی،، ص 255
162) علی دشتی قلمرو سعدی، 262
163) علی دشتی قلمرو سعدی، ص 248، 249
164) علی دشتی قلمرو سعدی، ص 230
165) نام ایشان در صدر مقاله نیامده است.
166) آینده، سال اول، ش 5، آذر 1304، ص 307 - 315
167) آینده سال اول، ش 5، آذر 1304، ص، ص 289 - 292
168) آینده سال اول، ش 5، آذر 1304، ص، ص 291 - 292
169) آینده سال اول، ش 6، دی ماه 1304 ص 374، 376
170) مجله یغما، سال 23، ش 8، آبان 1349، ص 466، 470
171) احمد بهمنیار، داستان نامه بهمنیاری، ص 258
172) غلام حسین یوسفی چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص 231
173) سعدی نامه، ص 656، به نقل از ادوارد براون تاریخ ادبی ایران، ج 2 ص 958 از توضیحات مترجم
174) کورش کمالی سروستانی، سعدی شناسی، دفتر دوم، ص 25
175) کورش کمالی سروستانی، سعدی شناسی، دفتر دوم،، ص 25، 26
176) عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حله: مجموعه نقد ادبی، ص 247.
177) فلسفه اخلاق، ص 82
178) فلسفه اخلاق، ص 83
179) فلسفه اخلاق، ص 84
180) فلسفه اخلاق، ص 86
181) ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، ص 277
182) ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، ص 276
183) محمد تقی جعفری، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد بلخی، ج 5 ص 270، 271
184) محمد خزائلی شرح گلستان، ص 223
185) محمد خزائلی شرح گلستان، ص 223.
186) محمد خزائلی شرح گلستان، ص 223.
187) خلیل خطیب رهبر، گلستان سعدی، ص 49.
188) داریوش شایگان آسیا در برابر غرب، ص 162، 163
189) خلیل خطیب رهبر، گلستان سعدی، ص 235
190) غلام حسین یوسفی، چشمه روشن، ص 230، 246
191) ابوبکر بن عبدالله بن محمد بن ابی الدنیا، کتاب الصمت و آداب اللسان، ص 503
192) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 148.
193) ابوبکر بن عبدالله بن محمد بن ابی الدنیا، کتاب الصمت و آداب اللسان، ص 519
194) ابوبکر بن عبدالله بن محمد بن ابی الدنیا، کتاب الصمت و آداب اللسان، ص 520
195) ابوبکر بن عبدالله بن محمد بن ابی الدنیا، کتاب الصمت و آداب اللسان، ص 519
196) محمد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج 8، ص 79
197) ابوشجاع شیرویه بن شهردار دیلمی همدانی، الفردوس بماثور الخطاب، ج 1، ص 383
198) محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج 5 ص 249
199) محمد بن علی بن بابویه قمی، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 249
200) سنن ابی داود، ص 1418 در مجموعه الکتب السته؛ صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود جامع ترمذی، سنن نسائی و سنن ابن ماجه.
201) جامع ترمذی در مجموعه الکتب السته ص 1847
202) بدرالدین محمود بن العینی، عمده القاری بشرح صحیح البخاری، ج 13، ص 270
203) ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، الاداب، ص 43.
204) صحیح مسلم بشرح یحیی بن شرف النووی، ج 10، ص 6633
205) احمد بن عمر بن ابراهیم القرطبی، المفهم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم، ج 6، ص 593
206) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 136
207) محمد بن جریر طبری تهذیب الاآثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 136.
208) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ص 138، 139
209) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ص 140
210) ما رأیته نبیا صادقا و لا کاذبا حازما.
211) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 143
212) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 145
213) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 146
214) محمد بن جریر طبری تهذیب الاثار مسند علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 148، 150
215) ابن حجر عسقلانی فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 184
216) محمد مهدی، نراقی جامع السعادات، ج 2، ص 327
217) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 265، 266
218) ابن عبدالبر، بهجه المجالس و انس المجالس و شحذ الذاهن والهاجس، ج 2، بخش اول، ص 580
219) فیض کاشانی، المحجه البیضاء ج 5، ص 244
220) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 148
221) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2،ص 326.
222) فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج 5، ص 246
223) راغب اصفهانی، الذریعه الی مکارم الشریعه، ص 272، 273
224) راغب اصفهانی، الذریعه مکارم الشریعه، ص 273
225) راغب اصفهانی، الذریعه مکارم الشریعه، ص 273
226) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 10
227) سید عبدالله میرغنی کتاب المعجم الوجیز من احادیث الرسول العزیز، ص 535
228) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9، ص 88
229) محمد غزالی احیاء علوم الدین، ج 3 ص 146
230) محمد غزالی احیاء علوم الدین، ج 3 ص 146.
231) یحی بن شرف نووی، الاذکار النوویه، ص 581
232) فضل الله الجیلانی فضل الله الصمد فی توضیح الادب المفرد، ج 1، ص 475
233) مذکر محمد عارف، الصدق فی القرآن، ص 192 (مولف این کتاب، خودش این تحلیل را از کتاب آفات اللسان،نوشته ابراهیم المشوفی نقل می کند).
234) علامه مجلسی مراه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 10، ص 352. 353
235) فیض کاشانی المحجه البیضاء، ج 5 ص 244
236) محمد رضا مهدوی کنی نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 263، 264
237) نهج البلاغه، خطبه 41، ترجمه سید جعفر شهیدی ص 39
238) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 186
239) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 187
240) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 187، 188
241) تاکید از نگارنده است.
242) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، 187-188.
243) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 188-189.
244) نهج البلاغه، حکمت 458
245) نهج البلاغه، خطبه 16
246) نهج البلاغه، خطبه 27
247) ر.ک. مقاله رابطه اخلاق و سیاست از دیدگاه امام خمینی سید حسن اسلامی چاپ شده در مجموعه آثار کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت اسلامی، ج 3، با عنوان فلسفه سیاسی 2، ص 511، 515
248) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 189
249) از قضا یکی از توجیهات ربا خواری همین است.
250) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 189.
251) Christine M. Korsgaurd, New york, Cambridge University Press, 7991, p. 733.
Creating the Kingdom of Ends,
252) ایمانوئل کانت، بنیاد ما بعدالطبیعه اخلاق، ص 12
253) good will.
254) ایمانوئل کانت، بنیاد ما بعدالطبیعه اخلاق، ص 25
255) ایمانوئل کانت، بنیاد ما بعدالطبیعه اخلاق، ص 27
256) ایمانوئل کانت، بنیاد ما بعدالطبیعه اخلاق، ص 29.
257) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 66.
258) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 82.
259) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 82.
260) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 84-85.
261) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 86.
262) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 88.

263) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 84.
264) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 89-90.
265) DANIEL kolak, RAYMOD martin, california, wadsworth publishing company, 0991,
p. 724 the conscience of huckleberry finn.The EXPERIENCE of phliosophy,
266) درباره این مکتب، به ویژه بنگرید به نوشته معروف میل به نام اصالت نفع که به صورتی منقح و خوش خوان با شرح و توضیح راجر کریسپ منتشر شده است. مشخصات کتاب شناختی این اثر به شرح زیر است: s. mill. edited by rojer crisp.Utilitarianism. j.

267) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعد الطبیعه اخلاق، ص 20.
268) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعد الطبیعه اخلاق، ص 58.
269) ر.ک:
Ethics, edited by peter singer, oxrotd,oxford university press, 4991, p. 182_492.
270) on a supposed right to lie because of philantropic concerns, immanuel kant,
publishinj company, 9991, p. 36.Grunding for the metaphisics of morals with
271) Ibid.
272) IBID, P, 46.
273) Ibid.
274) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 61.
275) Grunding, p. 46.
276) Ibid, p. 56.
277) Ibid.
278) Ibid.
279) سعدی، بوستان، ص 91.
280) سعدی، بوستان، ص 91.
281) سید محمد رضا مدرسی، فلسفه اخلاق، ص 82.
282) ایمانوئل کانت، مابعدالطبیعه اخلاق: مبانی مابعدالطبیعی تعلیم فضیلت (فلسفه فضیلت)، ص 52.
283) نقد این دو دلیل، از اثر زیر برگرفته و بسط داده شده است:
THE ELEMENTS OF MORAL PHILOSOPHY, james rachels, mcgrow_hill, 3991, p.021_321.
284) ایمانوئل کانت، مابعدالطبیعه اخلاق: مبانی مابعدالطبیعی تعلیم فضیلت (فلسفه فضیلت)، ص 306.
285) Categorical imperative.
286) اشتفان کورنر، فلسفه کانت، ص 284.
287) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 27.
288) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 60.
289) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 61.
290) univesal law.
291) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 74.
292) Formula of the End in itslf.
293) Ethics, Onora O صNeill, Collected in Contemporary Moral Problems, Ed. by James E.
York, west publishing company, 7991, p. 83_24.A simplified Acount of Kantصs
White, New
294) ایمانوئل کانت، فلسفه فضیلت، ص 52.
295) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 75.
296) ایمانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ص 77.
297) ایمانوئل کانت، درس های فلسفه اخلاق، ص 307-308.
298) Kingdom of Ends.
299) see: Creating Kingdom of Ends, p. 331_851.
300) علی بن حسام الدین متقی هندی، منتخب کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج 1، ص 387 و محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2672.
301) دارالکتب الاسلامیه، سخنرانی های راشد در رادیو تهران، ج 4، ص 157.
302) عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، شرح نامه امام علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام، دفتر دوم، ص 179.
303) Golden rule.
304) جان بی. ناس، تاریخ جامع ادیان، ص 377.
305) عباس آریان پور کاشانی، فرهنگ دانشگاهی انگلیسی - فارسی، ج 1، ص 922.
306) عهد جدید، انجیل متی، باب 7، بند 12.
307) عهد جدید، انجیل لوقا، باب 6، بند 31.
308) الموسوعة العربیة العالمیه، ج 18، ص 34.
309) نهج البلاغه، نامه 31، (ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 301).
310) نهج البلاغه، حکمت 412، ص 434.
311) ابراهیم شکورزاده، ده هزار مثل فارسی، ص 36.
312) The Elements of Moral Philosopny, p. 621.
313) عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، شرح نامه امام علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام، ص 180.
314) محمد الطالبی، مجله مقدمات، کشور مغرب، ش 7-8، تابستان - پاییز 1996، ص 82.
315) ر.ک World book Encyclopedia, Chicago, World book International, 5991, vol.8, p. 042.
-The
-A dictionary of phicosphy, Ed. Antony Flew, London, panbooks, 6791, p. 431.
316) حجرات (49) آیه 13.
317) نساء (4) آیه 49.
318) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 3394.
319) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 3394.
320) نیکی های خوبان، گناهان مقربان درگاه خدا شمرده می شود.
321) بقره (2) آیه 279.
322) هود (11) آیه 113.
323) منافقون (63) آیه 8.
324) نساء (4) آیه 148.
325) نهج البلاغه، حکمت 259.
326) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 147.
327) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
328) محمد تقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص 89-90.
329) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 9، ص 96.
330) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 9، ص 95.
331) در مستدرک الوسائل، أباک آمده است.
332) وسائل الشیعه، ج 16، ص 134.
333) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ص 53؛ نثر الدر، ج 1، ص 195.
334) ر.ک: سید حسن اسلامی، ص 173- 181.
335) علی بن محمد الماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، ص 378.
336) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 147؛ فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج 5، ص 245؛ محمد مهدی نراقی، جامع السعاداه، ج 2، ص 325 و احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
337) ابویعلی محمد بن حسن فراء، الاحکام السلطانیه، ص 295.
338) ابویعلی محمد بن حسن فراء، الاحکام السلطانیه، ص 295.
339) ر.ک: شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 10، ص 10 و 62.
340) حجرات (49) آیه 2.
341) ر.ک: سید حسن اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر، ص 176-177.
342) ابومنصور ثعالبی، تحسین القبیح و تقبیح الحسن، ص 37.
343) این حدیث در منابع فراوانی با همین الفاظ و با پاره ای اضافات آمده است. پاره ای از این منابع بدین شرح است:
سنن ابی داوددر الکتب السته)، ص 1418، جامع ترمذی، ص 1822 و سنن ابن ماجه، (در الکتب السته) ص 2648؛ ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، شعب الایمان، ج 7، ص 491؛ سید عبدالمحسن عبدالله السراوی، مسند الامام علی بن ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 312؛ احمد بن شعیب نسائی، السنن الکبری، ج 5، ص 192-193؛ ظفر احمد العثمانی، اعلاء السنن، ج 12، ص 69؛ ناصرالدین احمد بن محمد بن المنیر الاسکندرانی، المتواری علی تراجم ابواب البخاری، ص 172؛ علی بن سلطان محمد القاری، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج 7، ص 486 و محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، ص 566-567 (منبع اخیر خود احادیث بسیاری با این مضمون از منابع متعدد شیعی و سنی نقل می کند).
344) محمد بن جریر طبری، تهذیب الاثار، ص 118 - 125.
345) علی بن سلطان محمد القاری، تهذیب الاثار، ج 7، ص 486.
346) علی بن سلطان محمد القاری، تهذیب الاثار، ج 7، ص 487.
347) محمد بن جریر طبری، تهذیب الاثار، ص 124.
348) محمد محمدی ری شهری، ج 1، ص 566.
349) محمد محمدی ری شهری ج 1، ص 567.
350) ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ج 7 ص 491.
351) محمد بن علان الصدیقی الشافعی، دلیل الفاتحین لطرق ریاض الصالحین، ج 7، ص 389.
352) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 243 و مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 10، ص 341.
353) یحیی بن شرف النووی، روضة المتقین شرح ریاض الصالحین، ج 1، ص 296.
354) احمد بن مروان بن محمد الدینوری، المجالسة و جواهر العلم، ج 7، ص 204-206.
355) ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، الاداب، ص 42.
356) محمد بن علان الصدیقی الشافعی، الفتوحات الربانیه علی الاذکار النوویه، ج 4، ص 155 و نیز ر.ک: شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 519 - 520 و عزالدین ابن الاثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج 7، ص 423-424.
357) ر.ک: جامع احادیث الشیعه، زیر نظر آیت الله بروجردی، ج 16، ص 212-214 و 223-225؛ تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 15، ص 133-134؛ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 11، ص 103-104 و محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 129.
358) ظفر احمد العثمانی، ج 12، ص 37.
359) توبه (9) آیه 4.
360) انفال (8) آیه 58 (ترجمه عبدالمحمد آیتی).

361) ر.ک: فقه اهل البیت، ش 12، پاییز و زمستان 1376، ص 3-120؛ سید علی خامنه ای، مهادنه به ویژه مسئله چهارم با عنوان: در چه مواردی نقض هدنه جایز است؟
362) ظفر احمد العثمانی، ج 12، ص 69.
363) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 185.
364) ظفر احمد العثمانی، اعلاء السنن، ج 12، ص 69.
365) محمد بن الحسن الشیبانی، شرح کتاب السیر الکبیر، ج 1، ص 119-122.
366) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، 184-185.
367) الخداع فی الحروب الاسلامیه و فی حربی رمضان و الخلیج، ش 170، جمادی الاولی، 1417 ق.، ص 73؛ میدان المعرکه عام 2000، ش 174، رمضان 1417 ق.، ص 38؛ علی حلمی علوانی، تطور تقینات الاخفاء و التمویه، ش 194، جمادی الاولی 1419 ق.، ص 51-55 و سعود بن عبدالحسن الملافخ، فن الخداع العسکری، ش 195، جمادی الاخره 1419 ق.، ص 52-53.
368) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 184.
369) عبدالرحمان حسن حبنکه المیدانی، الاخلاق الاسلامیه واسها، ج 1، ص 554.
370) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 185.
371) در فصل دوم.
372) ر.ک: الموسوعة العربیه العالمیه، ج 19، ص 185 و The world Book Encyclopedia, vol. 7, p. 865_9.
373) The Wordصs Biggest Liar.
374) درباره این جشنواره و تاریخچه و برندگان آن، به سایت آن که در شبکه اینترنت با نام Festival of Lying موجود است می توان مراجعه کرد.
375) طبق این داستان، سلمان برای نجات جان رسول خدا صلی الله علیه و آله از چنگ مشرکان او را در پتویی پیچید و بر دوش خود انداخت و از میان مشرکان گذشت. چون او را دیدند و پرسیدند که چه با خود حمل می کند و چه چیز را در پتو پیچیده است، پاسخ داد که رسول خدا صلی الله علیه و آله را با خود دارد. اما آنان به پوزخندی اکتفا کردند و سخنش را باور نکردند.
376) نهج البلاغه، نامه 14.
377) نهج البلاغه، حکمت 259.
378) ابوبکر محمد بن جعفر بن سهل الثامری (الخرائطی)، مساوی الاخلاق و مذمومها، ص 87 و ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، شعب الایمان، ج 7، ص 491.
379) ابوبکر محمد جعفر بن سهل الثامری، (الخرائطی)، مساوی الاخلاق و مذمومها، ص 87 و محمد بن عبدالله خطیب تبریزی، مشکاة المصابیح، ج 3، ص 80.
380) جامع ترمذی (در مجموعه الکتب السته)، ص 1874.
381) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 73، ص 43.
382) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 2، ص 1623.
383) بدرالدین محمود بن احمد العینی، عمدة القاری بشرح صحیح البخاری، ج 13، ص 269.
384) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 267.
385) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
386) یحیی بن شرف نووی، الاذکار النوویه، ص 281.
387) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 184.
388) علی بن سلطان محمد القاری، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج 8، ص 766.
389) محمد بن عبدالله خطیب، ج 3، ص 80.
390) بدر الدین محمود بن احمد العینی، ج 13، ص 269.
391) محمد بن علان الصدیقی الشافعی، الفتوحات الربانیه علی الاذکار النوویه ج 4، ص 156-157.
392) ابن حجر عسقلانی فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 13، ص 269.
393) یحیی بن شرف نووی، روضة المتقین شرح ریاض الصالحین، ج 1، ص 297.
394) ابن حجر عسقلانی فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 13، ص 268.
395) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
396) سید رضا صدر، دروغ، ص 233.
397) ناصر مکارم شیرازی، زندگی در پرتو اخلاق، ص 124.
398) ناصر مکارم شیرازی، زندگی در پرتو اخلاق، ص 125.
399) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 268.
400) سید رضا صدر، دروغ، ص 233.
401) نهج البلاغه، نامه 31.
402) سعدی، گلستان، ص 175.
403) سید رضا صدر، دروغ، ص 233.
404) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
405) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2672.
406) بدرالدین محمود بن احمد العینی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 184.
407) قلم (68) آیه 10-11.
408) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 2، ص 1574.
409) ر.ک: محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 272-282؛ محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج 5، ص 275-280؛ ابو حامد محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج 2، ص 98-102 و غزالی احیاء علوم الدین، ج 3، ص 164-168.
410) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 2، ص 1573.
411) فقیهی، روان شناسی دروغ ایران فردا، سال دوم، ش 7، خرداد 1372، ص 69.
412) بهروز صفاجو، اندیشه و سلوک: برگزیده اندیشه ها از شخصیت های معروف جهان، ص 200.
413) The hole truth.
414) نهج البلاغه، نامه 69.
415) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2676.
416) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 2، ص 1623.
417) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 2، ص 1623.
418) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 214.
419) محمد باقر مجلسی، مراة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 9، ص 148.
420) محمد باقر مجلسی، مراة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 9، ص 148.
421) دارالکتب الاسلامیه، سخنرانی های راشد، ج 4، ص 159-161.
422) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
423) سید رضا صدر، دروغ، ص 232.
424) یحیی بن شرف النووی، شرح صحیح مسلم، ج 10، ص 6633 و علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 243.
425) شهاب الدین احمد بن محمد شافعی قسطلانی، ارشاد الساری لشرح صحیح البخاری، ج 6، ص 153.
426) محمد عبدالرحمان مبارک فوری، تحفة الا حوذی بشرح جامع الترمذی، ج 6، ص 58-59.
427) ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، شعب الایمان، ج 7، ص 491.
428) ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، شعب الایمان، ج 7، ص 491.
429) محمد بن عبدالرحمن مبارک فوری، تحفة الاحوذی بشرح جامع الترمذی، ج 6، ص 58.
430) احمد بن شعیب النسائی، السنن الکبری، ج 5، ص 351.
431) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، 270.
432) محمد مهدی نراقی، جامع السعاده، ج 2، ص 326.
433) سید ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهه، 1412 ق.، ج 2، ص 127.
434) احمد بن عمر بن ابراهیم القرطبی، المفهم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم، ج 6، ص 592.
435) ابن قیم جوزیه، اغاثة اللهفان فی مصائد الشیطان، ج 1، ص 566.
436) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، 1407 ق.، ج 5، ص 354.
437) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
438) وهبه الزحیلی، التفسیر المنیر، ج 11، ص 69.
439) سید نعمة الله جزایری، الانوار النعمانیه، ج 3، ص 63.
440) تأکیدها از نگارنده است.
441) تأکید از نگارنده می باشد.
442) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 270.
443) مصطفی سعید الخن (و دیگران)؛ ج 2، نزهة المتقین شرح ریاض الصالحین، ج 2، ص 287.
444) ابوالطیب محمد شمس الحق عظیم آبادی، عون المعبود شرح سنن ابی داود، ج 13، ص 263.
445) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، 1407 ق.، ج 5، ص 354.
446) سید ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهه، ج 2، ص 127.
447) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی ص 270.
448) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی ص 271.
449) ساخته امیر کاستاریکا (از بوسنی).
450) محمد غزالی، احیاء علوم الدین ج 3، ص 147 و ابوبکر محمد بن جعفر بن سهل القاری، مساوی الاخلاق، ص 89.
451) وهبه الزحیلی، التفسیر المنیر، ج 11، ص 69.
452) ابو الطیب محمد شمس الحق عظیم آبادی، عون المعبود شرح سنن ابی داود، ج 13، ص 263.
453) علی بن سلطان محمد القاری، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج 8، ص 766.
454) این گزارش را می توان در این سایت یافت: audible. com
455) 101 Lies men tell women and why women beleive them. dory Hollander. 5991.
456) فضل الله الجیلانی، فضل الله الصمد فی توضیح الادب المفرد، ج 1، ص 476.
457) ابن عبدالبر، الاستذکار الجامع لمذاهب فقهاء الامصار و علماء الاقطار فیما تضمنه الموطا من معانی الرأی والاثار و شرح ذلک کله بالایجاز و الاختصار، ج 27، ص 348.
458) مالک بن انس، الموطا، ج 2، ص 989.
459) محمد بن عبدالله ابن العربی الاندلسی، القبس فی شرح موطا ابن انس، ج 4، ص 390.
460) سید ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهه، ج 2، ص 127.
461) امام خمینی، المکاسب المحرمه، ج 2، ص 141.
462) امام خمینی، المکاسب المحرمه، ج 2، ص 141.
463) ابن ابی الدنیا، دم الکذب و اهله، ص 8.
464) تأکیدها از نگارنده است.
465) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 270.
466) احمد بهمنیار، داستان نامه بهمنیاری، ص 258.
467) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 270.
468) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 271 - 272.
469) محمد تقی فلسفی، اخلاق از نظر هم زیستی و ارزش های انسانی، ج 1، ص 254.
470) سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 103 - 104.
471) رضا دیب عواضه، سنابل الحکمه، ص 442.
472) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 78، ص 136.
473) علی ایروانی غروی، حاشیه المکاسب، ص 39.
474) دارالکتب الاسلامیه، سخنرانی های راشد، ج 4، ص 159-160.
475) ر.ک: اریک برن، بازی ها: روان شناسی روابط انسانی، 1374.
476) ملکه مصر که آنتونی، سردار رومی، را شیفته خود ساخت.
477) برادرزاده هرود که سر حضرت یحیی علیه السلام را به عنوان کابین خود خواست و خواسته اش برآورده شد و سر مبارک آن پیامبر بزرگ را در تشتی زرین برایش بردند.
478) Paternalistic Lies.
479) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2680.
480) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2680.
481) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 147؛ محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2، ص 325؛ وهبه الزحیلی، التفسیر المنیر، ج 11، ص 69؛ صحیح مسلم، ج 10، ص 6632؛ ابوالطیب محمد شمس الحق عظیم آبادی، عون المعبود شرح سنن ابن داود، ج 13، ص 263 و احمد بن عمر بن ابراهیم القرطبی، المفهم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم، ج 6، ص 592.
482) محمد مهدی نراقی، جامع السعاده، ج 2، ص 325.
483) محمد غزالی، علوم الدین، ج 3، ص 147.
484) محمد غزالی، علوم الدین، ج 3، ص 148.
485) محمد مهدی نراقی، جامع السعاده، ج 2، ص 326.
486) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
487) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 270.
488) سید ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهه، ج 2، ص 127.
489) احمد بن حسین بن علی بیهقی، السنن الکبری، ج 10، ص 198.
490) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 2675.
491) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
492) محمد غزالی، احیاء علوم دین، ج 3، ص 144.
493) محمد غزالی، احیاء علوم دین، ج 3، ص 148.
494) محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج 2، ص 326.
495) احمد نراقی، معراج السعاده، ص 575.
496) ر.ک: روان شناسی رشد (گروه نویسندگان)؛ مربیان بزرگ؛ ژان ژاتو، ایمانوئل کانت، تعلیم و تربیت، پروین کدیور، روان شناسی اخلاق؛ علی شریعت مداری، روان شناسی تربیتی، محمد پارسا، روان شناسی تربیتی؛ ابراهام اچ. مزلو، انگیزش و شخصیت؛ ریچارد اتکینسون و هم کاران، زمینه روان شناسی هیلگارد و طیبه ماهروزاده، فلسفه تربیتی کانت.
497) موقعیت فرضی کودکی که نمی تواند خود را با وضعیت جدید سازگار کند در داستان چارلز نوشته شرلی جکسون به زیبایی تصویر شده است. ر.ک: عشق در زمان ما، سه قصه روان شناختی، ص 37-47.
498) پیمان قاسم خانی و فریدون فرهودی، دختری با کفش های کتانی، ص 9.
499) غلام حسین ریاحی، روان شناسی در خدمت اولیاء و مربیان، ص 121.
500) غلام حسین ریاحی، روان شناسی در خدمت اولیاء و مربیان، ص 123.
501) غلام حسین ریاحی، روان شناسی در خدمت اولیاء و مربیان، ص 123.
502) مشکلات تعلیم و تربیت، (مجموعه نویسندگان)، ص 169.
503) پرویز خاکیه، روان شناسی کودک، ص 124.
504) احمد بن عمر بن ابراهیم القرطبی، المفهم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم، ج 6، ص 593.
505) محمد احمد جاد المولی، الخلق الاسلامی الکامل، ص 462.
506) فریدون توللی، شعله کبود، ص 199.
507) فقیهی، روان شناسی دروغ ایران فردا، سال دوم، ش 7، خرداد 1376، ص 69.
508) عباس فرهادی ثابت، چرا کودکم دروغ می گوید؟، ص 34.
509) Lying, p. 332_552.
510) الیزابت کوبلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)، ص 23.
511) الیزابت کوبلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)، ص 24.
512) Lying, p.242.
513) الیزابت کوبلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)،ص 41.
514) Lyivg, p.742.
515) lbid, p. 242.
516) G. Hoyle Marie W. Watts, Cincinnati, Ohio, South _ Western publishing Co,
2991, p. 23.Human Relations, Marie Dalton, Dawn
517) لئو تولستوی مرگ ایوان ایلیچ (در مجموعه و داستان و نقد داستان)، ص 135.
518) لئو تولستوی مرگ ایوان ایلیچ (در مجموعه و داستان و نقد داستان)، ص 176-177.
519) لئو تولستوی مرگ ایوان ایلیچ (در مجموعه و داستان و نقد داستان)، ص 199.
520) لئو تولستوی مرگ ایوان ایلیچ (در مجموعه و داستان و نقد داستان)، ص 213.
521) الیزابت کویلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)، ص 49.
522) الیزابت کویلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)، ص 48.
523) الیزابت کویلر راس، پایان راه (پیرامون مرگ و مردن)، ص 46.
524) لئو تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ، ص 185.
525) ر.ک: محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 1957-2956.
526) امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 19.
527) شریکم.
528) سعدی، گلستان، ص 117.
529) لئو تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ، ص 201-202.
530) لئو تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ، ص 202.
531) ژرژ سادول، فرهنگ فیلم های سینما، ج 1، ص 406.
532) ژرژ سادول، فرهنگ فیلم های سینما، ج 1، ص 406.
533) ژرژ سادول، فرهنگ فیلم های سینما، ج 1، ص 406.
534) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 39.
535) ام. رابین دیماتئو، روان شناسی سلامت، ج 2، ص 708.
536) نفس المرء، خطاه الی أجله (نهج البلاغه، حکمت 74).
537) الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم أحسن عملا (ملک (67) آیه 2).
538) لو لا ثلاث فی ابن آدم ما طأطأ رأسه شیی ء: المرض و الفقر و الموت (شیخ صدوق، خصال، باب الصلاثه).
539) ما لابن آدم و الفخر، أوله نطفة و آخره جیفة (نهج البلاغه، حکمت 454.)
540) جمعه (62) آیه 6.
541) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2956.
542) زمر (39) آیه 30.
543) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2973.
544) امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 359.
545) امام خمینی، صحیفه امام، ج 1، ص 293.
546) فمن أثقله ذکر الموت، وجد قبره روضة من ریاض الجنة صحیفه امام ص 2264.
547) فمن أثقله ذکر الموت، وجد قبره روضة من ریاض الجنة صحیفه امام ص 2264.
548) عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، ج 2، ص 290.
549) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2964.
550) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2964.
551) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2964.
552) جلال الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، ج 3، ص 160.
553) درباره آثار و فواید یاد مرگ و مرگ اندیشی، ر.ک: عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، ج 2، ص 290-299 و سید یحیی یثربی، مرگ و مرگ اندیشی، فصل نامه قبسات، ش 19، ص 111-125.
554) امام خمینی، صحیفه امام، ج 14، ص 16.
555) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2955.
556) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، 2960.
557) ر.ک: محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2954-2979.
558) ر.ک: محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 2960.
559) احمد سروش، کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری، ص 474.
560) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 4، ص 475.
561) جلال الدین محمد بلخی، گزیده غزلیات شمس، ص 401.
562) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 18.
563) عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، ج 2، ص 294.
564) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 37.
565) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 42.
566) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 42.
567) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 8-9.
568) ر.ک: عبدالکریم سروش، حکمت و معیشت، دفتر نخست، ص 223-240.
569) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 45.
570) عبدالرحمان بن جوزی، الاذکیاء، ص 140.
571) نحل (16) آیه 105.
572) این خواب نامه و امثال آن، سرشار از خطاهای نگارشی و حتی املایی است و در آن ها کم تر علایم نگارش رعایت می شود. تحلیل محتوای این گونه خواب نامه ها، کاری است ارزنده، اما خارج از اهداف این نوشته.
573) گفته اند که هارون الرشید، فرمان قتل زندیقی را صادر کرد. وی گفت: کجا بودی که ببینی هزار حدیث جعل کردم؟
هارون پاسخ داد: ای دشمن خدا! کجا خواهی بود که ببینی اسحاق فزاری و ابن مبارک این احادیث را یکایک می یابند و حرف به حرف آن ها را از میان احادیث دیگر بیرون می کشند؟ (ابوالحسن علی بن محمد کنانی، تنزیه الشریعة المرفوعة عن الاحادیث الشنیعة الموضوعه، ج 1، ص 16).
574) برای شناخت انگیزه های جعل حدیث و جاعلان، برای نمونه ر.ک: ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 19-29؛ شهید ثانی زین الدین العاملی، الدرایة، ص 56-58؛ ابوالحسن علی بن محمد کنانی، تنزیه الشریعة المرفوعة عن الاحادیث الشنیعة الموضوعه، ج 1، ص 11-16؛ عبدالحی بن محمد لکنوی، الاثار المرفوعة فی الاخبار الموضوعه، ص 8-18 و محمد ابوریه، اضواء علی السنة المحمدیة او دفاع عن الحدیث، ص 111-112.
575) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 22.
576) محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج 2، ص 83.
577) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 22.
578) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 22-23.
579) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 23.
580) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 23.
581) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 24.
582) شهید ثانی، الدرایه، ص 57.
583) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 392-395.
584) نهج البلاغه، خطبه 210.
585) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 58-60. هم چنین درباره این حدیث و الفاظ و سندهای متعدد آن، ر.ک: سلیمان بن احمد طبرانی طرق حدیث من کذب علی متعمدا.
586) ابوالحسن علی بن محمد کنانی، ج 1،ص 12.
587) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 133.
588) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 133.
589) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 134.
590) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 138.
591) ابوالحسن علی بن محمد کنانی، تنزیه الشریعة المرفوعه عن احادیث الشیعة الموضوعه، ص 13.
592) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 137.
593) ابوالفرج ابن جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 137.
594) محمد ابوریه، اضواء علی السنة المحمدیه او دفاع عن الحدیث، ص 111.
595) ابن حزم اندلسی، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج 2، ص 284، و ج 3، ص 142.
البته به سادگی نمی توان ادعای ابن حزم را پذیرفت، چرا که صاحب نظران بر آن هستند که او در انتساب های خود چندان پروای حقیقت را نداشته است، لذا نمی توان قاطعانه به گفته هایش استناد کرد. در این جا در پی اثبات درستی یا نادرستی ادعای ابن حزم نیستیم، بلکه بیش تر بررسی یک دیدگاه مقصود است، حال نام آن هرچه می خواهد باشد.
596) میرزا حسین نوری طبرسی، لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، ص 110.
597) نهج البلاغه، حکمت 105.
598) ابوالفرج جوزی، کتاب الموضوعات من الاحادیث المرفوعات، ج 1، ص 22.
599) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 148.
600) ر.ک: علامه مجلسی، مراة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 10، ص 349-350.
601) احمد ریسونی، اهداف دین از دیدگاه شاطبی، ص 154.
602) میرزا حسین نوری لولو و مرجان،ص 175.
603) میرزا حسین نوری لولو و مرجان،ص 175. مرحوم مطهری نیز همین نکته را از ایشان نقل می کند و تصریح می نماید که این نظرگاه خلاف اسلام و شریعت خراب کن است. ر.ک: حماسه حسینی، ج 1، ص 51.
604) مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ص 49.
605) احمد ریسونی، اهداف دین از دیدگاه شاطبی، ص 154.
606) عبدالحی بن محمد اللکنوی، الاثار المرفوعة فی الاخبار الموضوعه، ص 15-16. هم چنین در این کتاب احادیث ساختگی دیگری در زمینه های گوناگون نقل و نقد شده است.
607) میرزا حسین نوری، لؤلؤ و مرجان، ص 160-161.
608) میرزا حسین نوری، لؤلؤ و مرجان، ص 165.
609) اتل لیلیان وینیچ، خرمگس، ص 65.
610) الیزابت کوبلر راس، پایان راه، ص 17.
611) ابو حامد محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 148
612) علی مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ص 141
613) علی مشکینی اصلاحات الاصول، ص 189
614) آخوند محمد کاظم خراسانی کفایه الاصول ص 352
615) علی مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیه، ص 190
616) علی مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ص 141
617) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 1، ص 81
618) فرید الدین عطار نیشابوری تذکره الاولیاء ص 101.
619) شهید ثانی الدرایه ص 56
620) دارالکتب الاسلامیه، سخنرانی های راشد، ج 4، ص 163
621) حجرات (49) آیه 1 (ترجمه عبدالمحمد آیتی).
622) مرتضی مطهری مسئله حجاب، ص 255
623) عبد الکریم سروش اخلاق خدایان ص 37
624) ابن حزم اندلسی، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج 3 ص 142 گفتنی است که قرآن کریم به صراحت حضرت را از هر گونه دروغی دور دانسته قاطعانه می فرماید: ولو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین (حاقه (69) آیات 44 - 46)
625) ابن حزم اندلسی، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج 3 ص 142 گفتنی است که قرآن کریم به صراحت حضرت را از هر گونه دروغی دور دانسته قاطعانه می فرماید: ولو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین (حاقه (69) آیات 44 - 46)
626) لشک کولا کوفسکی، درس هایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ، ص 39
627) hands, C. A. J. Coady, In A Companion To Ethics Edited by peter singer usa, Basil
Blackwell, 1991, p.373 _ 283.Politics and the problem of dirty
628) امام خمینی، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 1، ص 65؛ ج 7، ص 128؛ ج 8، ص 82؛ ج 9، ص 202 و ج 13، ص 217.
629) ر.ک: جولیانو پونتارا، مقاله اخلاق، سیاست، انقلاب فصل نامه فرهنگ، سال دوم، ش اول و دوم، پاییز و زمستان 1370، ص 98 - 105
630) توکودیدس (توسیدید)، تاریخ جنگ پلوپونزی، ص 339.
631) توکودیدس (توسیدید)، تاریخ جنگ پلوپونزی،ص 175-174.
632) نیکولو ماکیاوللی (1469- 1527م) سیاست مدار و نظریه پرداز اهل فلورانس (در ایتالیا) بود که در زندگی خود چندان خیری ندید و پس از مرگ، نام نیکی از خود بر جای نگذاشت، زیرا توصیه هایش را سیاست مداران به کار بستند، اما بدنامی ها و دشنام ها متوجه او گشت. گفتنی است که تلفظ درست این نام ماکیاوللی (با تشدید) است. اما غالبا با یک لام و بدون تشدید نوشته و خوانده می شود آقای آشوری این نام را با تشدید و مرحوم لطفی بی تشدید به کار می برند. برای حفظ امانت ناچار بوده ام که این دوگانگی را در ارجاعات رعایت کنم.
633) The Concise Oxford Dictionary of Politics, p. 992.
634) ارنست کاسیرر، افسانه دولت، ص 155 - 156.
635) ارنست کاسیرر، افسانه دولت، ص 155 - 156.
636) مایکل پولانینی، فراسوی نیهیلیسم، (در مجموعه مقالات خرد در سیاست)، ص 215.
637) نیکولو ماکیاولی، شهریار، ص 117 - 118
638) نیکولو ماکیاولی، شهریار، ص 129
639) نیکولو ماکیاولی، شهریار، ص 66.
640) نیکولو ماکیاولی، شهریار، ص 130
641) ارنست کاسیرر، افسانه دولت، ص 156 - 157
642) امام خمینی، صحیفه نور، ج 1، ص 239.
643) امام خمینی، صحیفه نور، ج 1، ص 239.
644) سعدی، گلستان، ص 74.
645) نیکولو ماکیاولی، گفتارها، ص 20
646) نیکولو ماکیاولی، گفتارها، ص 92
647) مجتبی امیری، پایان تاریخ و بحران اعتماد: بازشناسی اندیشه های تازه فوکویاما ماه نامه اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال دهم، ش 97، 98 مهر و آبان 1374، ص 13
648) مجتبی امیری، پایان تاریخ و بحران اعتماد: بازشناسی اندیشه های تازه فوکویاما ماه نامه اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال دهم، ش 97، 98 مهر و آبان 1374، ص 13
649) مجتبی امیری، پایان تاریخ و بحران اعتماد: بازشناسی اندیشه های تازه فوکویاما ماه نامه اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال دهم، ش 97، 98 مهر و آبان 1374، ص 15
650) محمد لگنهاوزن، راست گویی و دروغ گویی در فلسفه اخلاق فصل نامه معرفت ش 15، زمستان 1374 ص 38.
651) سید علی اصغر کاظمی اخلاق و سیاست: اندیشه سیاسی در عرصه عمل، ص 241
652) مایکل پولانینی، فراسوی نیهیلیسم، ص 223- 224
653) جولیانو پونتارا، اخلاق، سیاست، انقلاب، در فصل نامه فرهنگ، سال دوم ش اول و دوم پاییز و زمستان 1370ص 100
654) مایکل پولانینی فراسوی نیهیلیسم، (در مجموعه مقالات خرد در سیاست)، ص 224
655) ژان پل سارتر، دست های آلوده، ص 153
656) ژان پل سارتر، دست های آلوده، ص 153-154
657) ژان پل سارتر، دست های آلوده، ص 153-154
658) ژان پل سارتر، دست های آلوده، ص 154-155
659) ژان پل سارتر، دست های آلوده، ص 229
660) دانیل شیرو در اروپای شرقی چه گذشت در مجموعه مقالات خرد و سیاست. ص 515
661) دانیل شیرو در اروپای شرقی چه گذشت در مجموعه مقالات خرد و سیاست. ص 518
662) فراسوی نیهیلیسم، ص 227
663) ر.ک: کتایون مصری، سوء ظن، بدبینی، بی اعتمادی: جامعه ما با این ویروس گلاویز شده است. (گفت و گو)، روزنامه انتخاب شنبه 1/10/80 ص 12
664) افلاطون، جمهور ص 152- 153
665) Lying. p. 571 723.
666) برتراند راسل اخلاق فردی و اجتماعی در مجموعه مقالات خرد و سیاست، ص 308
667) جولیانو پونتارا، اخلاق سیاست، انقلاب، ماه نامه فرهنگ سال دوم، ش اول و دوم پاییز و زمستان 1370، ص 100، 101
668) politid als beruf
669) ماکس وبر، دانشمند و سیاست مدار، ص 136
670) ماکس وبر، دانشمند و سیاست مدار، ص 140
671) ماکس وبر، دانشمند و سیاست مدار، ص 101
672) ماکس وبر، دانشمند و سیاست مدار، ص 104
673) شارل هانری دو فوشه کور، اخلاقیات: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سده سوم تا سده هفتم هجری، ص 613
674) نهج البلاغه، خطبه 5
675) محمد باقر محمودی، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1، ص 143
676) نهج البلاغه، خطبه 240 ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 269
677) حسن الزین، الامام علی بن ابی الطالب و تجربه الحکم، ص 66
678) حسن الزین، الامام علی بن ابی الطالب و تجربه الحکم، ص 66.
679) نهج البلاغه، خطبه 205
680) شیخ مفید، الجمل، ص 166
681) نهج البلاغه،خطبه 73
682) نهج البلاغه، حکمت 420.
683) نهج البلاغه، نامه 47.
684) نهج البلاغه، خطبه 27
685) نهج البلاغه، خطبه 200 ترجمه سید جعفر شهیدی.
686) نهج البلاغه، خطبه 41، ص 39
687) نهج البلاغه، خطبه 224، ص 260
688) ر.ک: سید حسن اسلامی امام علی و مسئله اخلاقی زیستن، فصل نامه دانشگاه انقلاب، ش 113 بهار، 1380 ص 185. 196. و سعید ایوب، از ژرفای فتنه ها،ج 2، ص 588، 593
689) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 28
690) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 13
691) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 22
692) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول. ص 22.
693) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 22.
694) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 23
695) واسلاوهاول، یادداشت هایی در باب اخلاق سیاست، تمدن در دوران تحول، ص 26
696) مهاتما گاندی همه مردم برادرند. ص 139
697) مهاتما گاندی، همه مردم برادرند، ص 139.
698) سید حسن اسلامی، امام اخلاق سیاست، ص 495. 524
699) امام خمینی صحیفه نور، ص 13. ص 35
700) سید علی اصغر کاظمی هفت ستون سیاست، ص 314
701) سید علی اصغر کاظمی هفت ستون سیاست، ص 315
702) سید علی اصغر کاظمی هفت ستون سیاست، ص 316
703) گفتنی است که این مثال و مثال های دیگری که در متن به آن ها اشاره شده است، فرضی محض و زاده تخیلات نگارنده نیست. این موارد همه واقعی است و کسانی که اخبار و گزارش های مطبوعات را دنبال می کنند، می دانند که این اشارات ناظر به چه مواردی است.
704) سوره بقره (2) آیه 44
705) صف (61) آیه 3
706) اذا کذب الولاه حبس المطر؛ هرگاه حاکمان دروغ بگویند، از (بارش) باران جلوگیری شود، (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 73، ص 373)
707) بحران اعتیاد پندار یا واقعیت، هفته نامه 19 دی ش 49 یک شنبه 5/4/ 1379 ص 6
708) هشدار دادستان کل کشور نسبت به گسترش اعتیاد بین دانش آموزان روزنامه انتخاب، ش 349 دوشنبه 6/4/1379،ص 3
709) شاید این تعبیرات برابر نهادی است برای تعبیر انگلیسی victim به معنای قربانی. در متون انگلیسی، این تعبیر غالبا با قید و اضافه ای است که نوع قربانی شدن را نیز معین می سازد؛ مانند قربانیان جنگ یا تجاوزهای جنسی حال این که در زبان فارسی این تعبیرات چنین گویایی ندارد.
710) سعید افسر بادام تلخ (چاپ شده در روزنانه ایران، سال هفتم ش 2025 سه شنبه 25/10/ 1380
711) لشک کولا کوفسکی، درس هایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ، ص 39
712) white lies.
713) لشک کولاکوفسکی، درس هایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ ص 39
714) ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی ص 277
715) محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، 270
716) راجر سالیوان، اخلاق در فلسفه کانت، ص 98
717) مرتضی مطهری مسئله حجاب، ص 254
718) ایمانوئل کانت، تعلیم اندیشه هایی درباره آموزش و پرورش، ص 51
719) ر.ک. مارک اچ. مک کورمک، هاروارد چه چیزهایی یاد نمی دهد، ص 135
720) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2 ص 34
721) محمد غزالی احیاء علوم الدین، ج 3، ص 149 طبق این روایت، پیرزنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست تا دعا کند که به بهشت برود. حضرت در پاسخ گفت که پیرزنان به بهشت راه نمی یابند. آن زن اندوهگین شد. حضرت نیز لبخندی زد و فرمود: که در بهشت همه زنان جوان هستند و پیرزنان نیز نخست جوان می شوند و آن گاه به بهشت راه می یابند.
722) محمد غزالی احیاء علوم الدین، ج 3، ص 149 طبق این روایت، پیرزنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست تا دعا کند که به بهشت برودحضرت در پاسخ گفت که پیرزنان به بهشت راه نمی یابند. آن زن اندوهگین شد. حضرت نیز لبخندی زد و فرمود: که در بهشت همه زنان جوان هستند و پیرزنان نیز نخست جوان می شوند و آن گاه به بهشت راه می یابند. ص 150؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 69 ص 258 و احمد نراقی، معراج السعاده ص 576
723) مسند ابن حنبل ج 6 ص 438؛ محمود بن عمر زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ج 2 ص 753 و محمد غزالی، احیاء علوم دین، ج 3 ص 150.
724) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 133.
725) نور (24) آیه 28 (ترجمه عبدالمحمد آیتی)
726) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 134
727) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 135
728) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 244
729) ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورام، ج 1،ص 114 (متن حدیث در آغاز کتاب آمده است.)
730) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 246.
731) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه،، ص 244 (متن حدیث پیش تر گذشت).
732) سید نعمت الله جزایری الانوار النعمانیه، ص 59
733) سید نعمة الله جزایری، الانوار النعمانیه، ص 59 - 60
734) ر.ک: فصل دوم از بخش اول.
735) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9 ص 85
736) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9 ص 85-84
737) ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ص 152
738) امام خمینی المکاسب المحرمه، ج 2، ص 114.
739) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 88
740) نهج البلاغه، نامه 50 (ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 323).
741) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9، ص 88
742) عبد الرحمن بدوی، الاخلاق النظریه، ص 192
743) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9 ص 88
744) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 244
745) محمد عزه در روزه، الدستور القرآنی و السنه النبویه فی شئون الحیاه ج 2، ص 365
746) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 12، ص 221.
747) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 65، ص 235.
748) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 2 ص 250
749) اشاره به داستانی است میان بو علی سینا و یکی از مخالفانش به نام نظام العلما. نظام العلما، بو علی را کافر خوانده بود. او نیز که این نسبت را تهمت و دروغ می دانست؛ با رباعی زیر به او چنین پاسخ داد:
نظام بی نظام گر کافرم خواند - چراغ کذب را نبود فروغی
مسلمان خوانمش زیرا که نبود - دروغی را جوابی جز دروغی
750) Experience of philosophy, edited by Daniel Kolak Raymond Martin, California,
Wadsworth Publishing Company, 0991, 9.774.Honesty, Adrienne Rich, in the
751) عبدالله جوادی آملی، مراحل اخلاق در قرآن، ص 248
752) اغاثه اللهفان فی مصائد الشیطان، ج 1، ص 566 (ظاهرا وی این ماجرا را از سیره ابن هشام نقل کرده است.)
753) محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6،ص 181.
754) میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج،9، ص 83
755) Liar, Liar.
756) نهج البلاغه، خطبه 41 (ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 39)
757) in age of self_interest, Peter singer, Oxford, Oxford University Press, 7991.
How are we to Live? Ethics
758) state of nature.
759) مولوی، جلال الدین محمد بلخی، مثنوی، ج 2، ص 133 - 134.
760) ر.ک. فردوسی، شاهنامه، ج 3، ص 158
761) در کتاب این گونه آمده است.
762) الیاس بن یوسف نظامی کلیات خمسه حکیم نظامی گنجه ای، ص 667
763) overload principle
764) غلامحسین یوسفی چشمه روشن، ص 231، 232
765) یکی از این دروغ های مصلحت آمیز را که بن مایه داستانی شده است، می توان در داستان آقای همه چیز دان یافت. این داستان در عناصر داستان، نوشته جمال میر صادقی ص 239، 250 چاپ شده است.
766) نهج البلاغه، حکمت 381 (ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 430 مترجم محترم این بیت سعدی را متناظر با آن آورده است:
سخن تا نگویی بر آن دست هست - چو گفته شود یابد او بر تو دست
767) یوسف (12) آیه 18.
768) سعدی، گلستان، ص 186
769) سعید افسر رازها و ناگفته ها روزنامه ایران 17/11/80، ص 5
770) هوشنگ ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ص 368
771) مصطفی ملکیان، سنت گرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی، ص 63
772) ابو حامد محمد غزالی کیمیای سعادت، ج 2، ص 80، 86
773) واو حالیه) حال آن که بیع حلال است.
774) ایمانوئل کانت، در باب حق پنداری دروغ گفتن به انگیزه های انسان دوستانه ترجمه سید حسن اسلامی نقد و نظر سال ششم، ش اول و دوم، ص 374. 381
از نوشته کانت دو ترجمه انگلیسی در اختیارم بود که ترجمه حاضر براساس آن ها فراهم آمده است. مشخصات کتاب شناختی این دو ترجمه از این قرار است:
Metaphysics of Morals With on a suppused Right To Lie Because of Philanthropic
Translated by james W. ellington, Cambridge,-Immanuel Kant, Grunding, For the
Concerns.
Hachett Publishing Company, 9991 pp. 36_76.
Practical Reason and other writings in Moral philosophy, ed. and translated by lewi
_Immanuel Kant, Critique of
press, 9491, pp. 643-053 on a supposed right to lie from altruistic motives.
s white beck, chicago, university of chicago
775) هانری بنژامن کنستان (Henry Benjamin Constant)سیاست مدار و نویسنده نام دار فرانسوی (1767-1830
776) ایمانوئل کانت، درس های فلسفه اخلاق، ص 305، 309
777) jesuiten.
778) ملا مهدی نراقی، علم اخلاق اسلامی ترجمه کتاب جامع السعادات ج 2 ص 425، 434.
779) این دو حدیث را با جامع الاخبار، باب 12 فصل 7 تصحیح کردیم.
780) مثل مضمون این روایت در وسائل، باب 138؛ مستدرک و سفینه البحار، ج 2، ص 473 آمده است.
781) بیش تر این احادیث را با وسائل، باب 138، 140؛ مستدرک، ج 2، ص 100، 102؛ اصول کافی؛ باب کذب و بحار، ج 15، ص 35 باب کذب تصحیح کردیم.
782) در این فصل (فصل 19 کتاب) به استناد بعضی از روایت سه مورد دروغ جایز انگاشته شده: جنگ و اصلاح و همسر. در مورد جنگ حرفی نیست، زیرا در جنگ چه بسا اگر راست گفته شود، موجب شکست وی می گردد (بنابر آنکه طرف جنگ، دشمن اسلام و مسلمین است و جهاد و کوشش برای پیروزی اسلام و مسلمین است، اگر گفتن دروغ باعث پیروزی و گفتن راست باعث شکست شود، در این مورد البته دروغ جایز است) اما در مورد اصلاح و همسر جای بحث و گفتگوست که در صورتی که چنین روایات و اخباری صحیح و معتبر باشد و صدور آن از طرف معصوم قطعی باشد (که معمولا درباره این گونه روایات نمی توان ادعای چنین قطعیتی کرد) باید روایات دیگر و اصول قطعی و مورد قبول را در نظر گرفت و به تفسیر و تبیین آن ها پرداخت هم چنان که مولف در چند جای مبحث دروغ و در آخر همین فصل ذکر کرده: دروغ در اصل حرام است و دروغ فی نفسه محذور است و روایتی که صریحا دروغ را در ردیف شرک به خدا شمرده روایت از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مذمت دروغ در همین بحث. و روایات بسیار دیگر که در این کتاب نیامده، و هم چنین مفسده های بزرگ و شدیدی که دروغ از لحاظ فردی و اجتماعی در بر دارد، از مجموع این ها می توان دریافت که دروغی که جایز است باید مصلحتی چنان بزرگ داشته باشد که جبران مفسده های مهم آن را بکند و به عبارت دیگر راست گویی مفسده ای بیش آورد که از مفسده دروغ بزرگ تر و سخت تر باشد (مثل این که ظالمی بخواهد خون مسلمانی را بریزد یا مال و ناموسش را ببرد و از کسی بخواهد که جای وی را به او بگوید و وی در حالی که می داند، از دروغ بگوید: نمی دانم) این دروغ نه تنها جایز است، بلکه واجب است. اما غیر از این موارد بسیار نادر، گفتن دروغ دلیل شرعی قابل قبولی می خواهد و آن وقتی است که مصلحت بسیار مهمی در میان باشد تا جبران مفسده های دروغ را بکند و به عبارت دیگر دروغ محذوری است شدید و چنین محذوری را نباید مرتکب شد، جز به ضرورت شدید.
اما دروغ گفتن برای اصلاح میان دو نفر و وعده دروغ دادن شوهر به زن برای دل خوشی او، این موارد را نباید از قاعده کلی یعنی اینکه مصلحت دروغ باید بزرگ تر از مفسده بزرگ آن باشد و باید ضرورت مهمی در کار باشد مستثنا کرد؛ مثلا بر این فرض که اگر میان دو نفر اصلاح برقرار نشود، نزاع واقع خواهد شد و جان یکی یا هر دو به خطر می افتد و رفع این فتنه جز به گفتن دروغ امکان پذیر نیست. چنین موردی نادر و استثنایی است، اما در شرایط عادی در مقام اصلاح میان دو نفر باید کوشید تا از راه نصیحت میان آن ها اصلاح کرد و اگر از یکی سخن بدی شنیده شد، نباید برای دیگری گفت و آتش دشمنی و کینه را شعله ور ساخت، نه این که به دروغ گویی دست یازید، یعنی هر راستی را که باعث فتنه می شود نباید گفت نه این که دروغی گفت؛ نگفتن راست غیر از گفتن دروغ است. و وعده دروغ نیز همین طور است. اولا دروغ گویی است و ثانیا اثر آن یکی دو بار بیش تر نیست زیرا وقتی به کسی وعده ای داده شود که به آن وفا نشود، دیگر باور نمی کند و اثری ندارد و ثالثا ممکن است خود وی را نیز به دروغ گویی و وعده دروغ دادن بکشاند و قبح آن از نظرش برود و به این ترتیب کمک به گناه او شود. دروغ آن اندازه مفسده دارد که حتی موارد جایز آن از مفاسد بر کنار نیست و بنابراین در گفتن آن باید بسیار احتیاط کرد و حد ضرورت شدید و مصلحت بسیار مهم را نگاه داشت.م.
783) این اخبار را با اصول کافی، باب کذب؛ وسائل کتاب حج؛ کنز العمال، ج 2، ص 128 و احیاء العلوم، ج 3، ص 119 تصحیح کردیم.
784) با این که ممکن است مصلحت یا ضرورتی برای این گونه دروغ گویی ها وجود داشته باشد که آن را توجیه کند یا روا بشمارد، مع هذا ممکن است مفسده ای در برداشته باشد که اهمیتش کم تر از آن مصلحت نباشد، مثل آن که دیگر به قول و وعده او اعتماد نکنند یا این روش، کودک را به دروغ گویی یا خلف وعده عادت دهد و بار آورد؛ پس باید دید که مفسده ای که از آن دروغ برمی خیزد بزرگ تر و مهم تر است یا مصلحتی که در آن است. م.
785) برای این موازنه، به طور عام دلیل شرعی ثابت نشده است و آن چه ثابت شده، همان مواضع سه گانه مذکور است که دروغ در آن ها جایز است؛ یعنی اصلاح و جنگ و همسر و محدود بودن این مواضع در روایات، دلیلی است بر جایز نبودن دروغ در غیر آن ها بلی، بعضی از مواضع استثنا ثابت شده؛ مانند دفع ظلم ولی از این موارد نباید فراتر رفت مصحح.
786) ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص 573، 578
787) نحل (16) آیه 105
788) جامع السعادات، ج 2، ص 322
789) بحار الانوار، ج 72، ص 262، ح 40
790) کنز العمال، ج 3 ص 623، خ 8220
791) بحار الانوار، ج 72، ص 235 در بیان ح 2 و کنز العمال، ج 3، ص 621، خ 8215.
792) محجه البیضاء، ج 5، ص 241، و احیاء العلوم، ج 3، ص 117.
793) محجه البیضاء ج 5، ص 241. و احیاء العلوم، ص 118
794) کافی، ج 2، ص 340، ح 11.
795) کافی، ج 2 ص 338، ح 3
796) کافی، ج 2، ص 339، ح 4
797) بحار الانوار، ج 72، ص 263 ذیل ح 46.
798) کافی، ج 2، ص 340، ح 9.
799) جمع مجاز است؛ به معنای کلمه ای که در غیر معنی حقیقی خود استعمال شود و آن معنی، از جهتی شباهت به معنی اصلی داشته باشد.
800) جمع استعاره است؛ یعنی استعمال کلمه ای در غیر معنی حقیقی خودش بر سبیل عاریت، یا آوردن یکی از دو طرف تشبیه (مشبه یا مشبه به) در کلام و در ضمیر نگاه داشتن طرف دیگر.
801) بحار الانوار، ج 72، ص 258 در بیان ح 20
802) وسائل الشیعه، ج 16 ص 150 ح 2 و بحار الانوار، ج 104، ص 207 ح 6
803) جامع السعادات. ج 2، ص 331
804) محجه البیضاء ج 5 ص 240. و احیاء العلوم، ج 3، ص 116 و 117
805) پادشاه دانای به همه پنهانی ها.
806) محجة البیضاء، ج 5، ص 240. و احیاء العلوم، ج 3، ص 117.
807) کافی، ج 2 ص 364، ح 2
808) بحار الانوار، ج 75 ص 94، ح 9
809) انعام (6) آیه 79
810) به ضم کاف و تشدید باء یعنی: بسیار بزرگ و به کسر کاف به معنی بزرگان و جمع کبیر است، و به ضم کاف به معنی بزرگ.
811) فاتحه الکتاب (1) آیه 4
812) آزرم یعنی شرم و حیاء
813) به قلم آقای علی دشتی، دروغ مصلحت آمیز آینده سال اول، ش دوم شهریور 1304، ص 156، 159.
814) ظاهرا عبارت فکر دومی با فکر اولی جا به جا شده است.
815) غلام رضا کیان پور، دروغ مصلحت آمیز، تحشیه ای بر عبارت افصح المتکلمین مجله یغما، سال 23، ش 8، آبان 1304، ص 466، 471،
816) روزنامه زبان آزاد و مجله آینده
817) تمام آیه: الذین ینفقون فی السراء و الضراء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین (آل عمران (3) آیه 128) (آیه 133یا 134 هم مذکور است.)
ترجمه آیه شریفه از این قرار است: کسانی که در غنا و تنگ دستی، توان گری و درویشی انفاق می کنند و در حالی که قدرت بر انتقام کشیدن دارند خشم خود را فرو می خورند از نیکوکارانند و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماید: هر که خشم خود را فرو خورد، خداوند سبحانه و تعالی دل او را به نور ایمان منور کند. و نیز از آن حضرت روایت است که صاحب قدرت کسی نیست که مردمان بر زمین زند. بلکه کسی است که مالک نفس خود باشد و غضب خود فرو برد. از محمد صلی الله علیه و آله مروی است هیچ جرعه ای گواراتر از فرو بردن خشم نیست. روایات زیر نیز از آن حضرت است... هیچ کس نباشد که عفو کند، مگر این که خدای تعالی او را عزیز گرداند.... در روز قیامت منادی ندا می دهد کجا هستند کسانی که اجر ایشان با خداوند است، پس برنمی خیزند جز آنان که گناه دیگران را بخشیده اند.
روایت است که فرمود در شب معراج در اعلی درجات بهشت کوشک ها دیدم. از جبرئیل پرسیدم این ها؛ کراست؟
گفت: الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس.
در خبر است که کنیزی به دست حضرت سجاد علیه السلام آب می ریخت ظرف به سر آن حضرت خورد و جراحت وارد شد. از کثرت درد، قیافه حضرت به هم فرو رفت. کنیز گفت: یا سیدی ان الله یقول و الکاظمین الغیظ امام لبخندی زد و فرمود: کظمت غیظی کنیز گفت: و العافین عن الناس حضرت فرمود: عفا الله عنک کنیز گفت: والله یحب المحسنین علی بن الحسین علیه السلام رو به آسمان کرد و فرمود: برو که در راه خدا آزادی
818) در صحیفه معاویه بن عمار آمده است: المصلح لیس بکذاب؛ اصلاح دهنده دروغ گو نیست.
از ابی عبدالله علیه السلام نقل است که فرمود کلام به سه قسم است: راست و دروغ و اصلاح. پرسیدند اصلاح چیست؟ فرمود از یک نفر ناهنجاری علیه کسی می شنوی و خلاف آن را به طرف مقابل می گویی که شنیدم فلانی از تو به نیکی یاد می کرد.
از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نقل است که فرمود به درستی که مردی به رفیق خود راست می گوید و از این حرف راست به او ناراحتی و مشقت می رسد، او نزد خدا دروغ گو است و به درستی که مردی به برادرش دروغ می گوید و با این دروغ اراده نفع او را می کند او نزد خداوند راست گو است.
819) روایات زیر موید این امر است:
الف) قال: احلف بالله کاذبا و نج أخاک من القتل.
ب) قال الصادق علیه السلام: الیمین علی وجهین الی أن قال - فاما الیمین الذی یوجر علیه الرجل اذا حلف کاذبا و لم تلزمه الکفاره فهو أن یحلف الرجل فی خلاص امرء(ی) مسلم أو خلاص ماله من متعد یتعدی علیه من خالص (لص) او غیره فرمود سوگند بر دو نوع است اما سوگندی که با اتیان آن شخص ماجور است و آن هنگامی است که کفاره لازم نباشد و آن در حالی است که برای رهایی جان و یا مال مسلمان از تجاوز، اتیان سوگند شود.
820) در سه مورد اخیر روایتی است از امام صادق علیه السلام: کل کذب مسئول عنه صاحبه یوما الا کذبا فی ثلاثه: رجل کاید فی حربه فهو موضوع عنه و رجل أصلح بین الثنین یلقی هذا بغیر ما یلقی به ذاک، یرید بذلک الاصلاح و رجل وعد أهله شیئا و هو لا یرید أن یتم له؛ هر دروغی روزی مسئول است، مگر در سه مورد: مردی که هنگام جنگ حیله کند و کسی که بین دو نفر آشتی دهد و به یکی سخنی را بگوید که طرف دیگر بیان نکرده باشد و نیت وی اصلاح آن دو باشد و نیز مردی که به خانواده خود وعده دهد و حال آن که قدرت انجام دادن آن را نداشته باشد.
821) به قلم آقای اعتصام زاده، دروغ از لحاظ علمی مجله آینده سال اول، ش 5 آذر 1304، ص 289،291.
822) به قلم آقای درگاهی خاندانی کرمانی دروغ مصلحت آمیز، مجله آینده سال اول، ش 5، آذر 1304، ص 307، 315
823) دو قبر در طوس است، یکی از بهترین ناس و دیگری از شریرترین مردم و سخت عبرت انگیز است.
824) پادشاهان بنی عباس که در کتاب ها مذکورند، هفت تن می باشند و از هشتمین آنها سندی نداریم درست؛ مثل اصحاب کهف که هفت نفر بوده هشتمین آنها سگشان بود. من سگ را برتری می نهم، زیرا که تو گناه کاری و سگ گناه ندارد.
825) به قلم آقای نثری (از همدان)، دروغ مصلحت آمیز، آینده، سال اول ش، 6 دی ماه 1304، ص 374، 376
826) دارالکتب الاسلامیه سخنرانی های راشد در رادیو تهران، ج 4، ص 156، 166 گفتار رادیویی شب جمعه، 8 اردی بهشت 1323 ش /4 جمادی الاولی 1363 ق

827) فلسفه اخلاق، مرتضی مطهری، تهران، صدرا، 1377، ص 82، 85
828) آل عمران (3) آیه 134؛ فروبرندگان خشم و عفو کنندگان مردم. (آیه در مقام توصیف متقین است)
829) گبر یعنی مجوس و ترسا یعنی مسیحی.
830) اخلاق از دیدگاه قرآن و سنت (مجموعه مقالات)، ص 321، 326
831) نقطه های آغاز در اخلاق عملی محمدرضا مهدوی کنی، ص 263، 272
832) شگفت انگیز آن که غزالی پس از آن که دروغ را موضوع احکام پنج گانه دانسته است می گوید: دروغ اولا و بالذات حرام نیست بلکه حرمت آن به خاطر ضرر و زیانی است که بر مخاطب یا دیگری وارد می شود، سپس می گوید: چون سخن گفتن وسیله رسیدن به مقاصد انسان است حال باید دید که مقصد انسان چیست چنانکه مقصود چیز خوب و پسندیده ای باشد، در صورتی که برای رسیدن به آن راهی جز دروغ وجود نداشته باشد، در این جا دروغ گفتن جایز است و در صورتی که هدف انسان امر واجب و مهمی باشد، دروغ گفتن واجب می شود؛ چنان که اگر راست گفتن در موردی ضرر داشته باشد (مثل آن که موجب ریختن خون مسلمان بی گناهی شود) گناه و حرام است و هم چنین اگر پیروزی در جنگ یا اصلاح میان دو نفر مسلمان بدون دروغ امکان نداشته باشد، دروغ گفتن مباح می شود (احیاء العلوم ج 3، ص 137)
مرحوم فیض کاشانی نیز عین این مطلب را بدون هیچ گونه نقد و اعتراض از احیاء العلوم بازگو کرده است (محجه البیضاء ج 5، ص 243،) ولی چگونه می توان باور کرد که دانشمندانی همانند غزالی و مرحوم فیض کاشانی دروغ گفتن را برای رسیدن به هدف های غیر ضروری جایز بدانند، با این که از رسول خدا، صلی الله علیه و آله نقل کرده اند: اجتنبوا الکذب و ان رأیتم فیه النجاه فان فیه الهلکه مستدرک الوسائل، ج 2، ص 100 یعنی از دروغ خودداری کنید؛ هر چند نجات خویش را در آن ببینید زیرا هلاکت و نابودی در آن نهفته است؛ مگر آن که بگویی مرحوم غزالی به این اصل معتقد بوده است که هدف وسیله را توجیه می کند و چنین اعتقادی از مانند او بسیار بعید به نظر می رسد و بر فرض که حسن و قبح ذاتی را نپذیریم و به اصل نسبیت در اخلاق قائل باشیم لکن با توجه به این همه آیات و روایاتی که به طور مطلق از دروغ نهی می کند، چگونه ممکن است برای رسیدن به یک مقصد مباح و غیر ضروری و بدون اهمیت، دروغ را تجویز کرد؟ و حال آن که در کارهای واجب و ضروری نیز، در صورتی دروغ جایز است که امر واجب از چنان اهمیتی برخوردار باشد که شارع مقدس راضی به ترک آن نباشد؛ چنان که در موارد دفع ضرر نیز در صورتی دروغ جایز است که ضرر مهم و غیر قابل گذشت باشد و در غیر آن نمی توان دروغ را تجویز کرد.
آیا به خاطر حفظ مقدار ناچیزی از مال دنیا می توان سوگند دروغ یاد کرد و آیا در موارد امر به معروف و نهی از منکر می توان مطلقا به دروغ متوسل شد و یا با وعده های دروغین مردم را به معروف دعوت کرد و از منکر باز داشت؟ این ها و مانند آن، از مسائلی است که به سادگی نمی توان از آن گذشت و بودن ضرورت، باب دروغ را به روی آنها گشود و شاید به همین دلیل است که غزالی در خاتمه بحث از باب احتیاط می گوید: سزاوار است که انسان حتی المقدور از دروغ خودداری کند، که اگر این راه به روی انسان باز شود بیم آن می رود که از حد مجاز تجاوز کرده و گرفتار گناه شود (سپس می گوید: بنابراین اصل در دروغ حرمت است؛ مگر در موارد ضرورت.)
به نظر نویسنده آن چه غزالی در خاتمه بحث آورده - که اصل در دروغ حرمت است - عین حقیقت است، ولی این اصل با معیاری که در صدر بحث آورده منافات دارد. والله اعلم بالصواب.
833) نحل (16) آیه 106
834) مکاسب محرمه، شیخ انصاری.
835) وسائل الشیعه، ج 16، ص 137، حدیث 18
836) مکاسب محرمه.
837) به نظر نگارنده تا آنجا که توریه امکان داشته باشد جداً از دروغ خودداری کرد. گرچه مرحوم شیخ انصاری فرموده که دلیلی بر لزوم توریه نیافته ام، ولی با تتبع و بررسی بیش تر در آیات و احادیث ذی ربط، به شواهد و اشاراتی برخورد می کنیم که موید قول مشهور بر لزوم رعایت توریه و ترجیح آن بر دروغ است؛ مثلا در ذیل آیاتی که موهم نسبت دروغ مصلحت آمیز به حضرت ابراهیم و حضرت یوسف علیهما السلام است، احادیثی در مقام تنزیه و تقدیس ساحت قدس این دو پیامبر بزرگوار وارد شده که ظاهر آیات شریفه را با توریه تفسیر و تاویل می کند؛ به عنوان مثال، در ذیل آیه شریفه (أیتها العیر انکم لسارقون) (یوسف 70) که جارچی یوسف برادرانش را به عنوان سارق مخاطب قرار می دهد، امام صادق علیه السلام می فرماید؛ مقصود از این سرقت، سرقت پیمانه پادشاه مصر نیست بلکه مقصود از این دزدی ربودن یوسف از نزد پدر و بردن او به صحرا و افکندن وی به چاه و سپس او را به غلامی فروختن است. در این حدیث جمله انکم لسارقون که به حسب ظاهر دلالت بر حال دارد، به زمان گذشته تاویل شده و به عنوان توریه توجیه گردیده است ر،ک. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 158).
و در ذیل آیه کریمه بل فعله کبیرهم هذا فاسئلوهم ان کانوا ینطقون (انبیاء، 63) شبیه همین توجیه دیده می شود، یعنی حضرت ابراهیم شکستن بت های کوچک را به بت پرستان که از شکننده بت ها سوال می کردند می گوید این کار بت بزرگ است، از آنها بپرسید اگر توان پاسخ دارند. ابراهیم با این شرط، دو کار را انجام داد: اول پرهیز از دروغ؛ دوم محکوم کردن بت پرستان از طریق جدل (ر.ک: بحارالانوار، ج 72، ص 240).
چنان که ملاحظه می شود و در هر دو حدیث ظاهر کلام ابراهیم و یوسف علیهما السلام به خاطر تنزیه آن ها از دروغ با نوعی توریه و توجیه تاویل شده است.
838) ممکن است کسی بگوید مواردی از قبیل اصلاح یا جنگ و یا وعده دروغ به خانواده، از مصادیق ضرورت و اضطرار است، منتها ضرورت انواع گوناگونی دارد: ضرورتهای فردی، ضرورتهای اجتماعی ضرورتهای، دینی و دنیوی، ضرورتهای سیاسی و اقتصادی و... در علم اصول تحقیق شده است که مقصود از ضرورت در این گونه موارد، ضرورت عقلی نیست، بلکه ضرورت عرفی است؛ یعنی در مواردی که موضوع از نظر عرف دارای اهمیت حیاتی باشد؛ بنابراین جلب منافع شخصی یا دفع ضررهای اندک و ناچیز، از موارد استثنا خارج بوده و برای آن ها نمی توان مرتکب دروغ و خدعه شد برخلاف مصالح عمومی و حفظ کیان خانواده که از ضرورت های قابل توجه در عرف و شرع به شمار می رود. والله اعلم.
839) وسائل الشیعه، ج 8، ص 578
840) وسائل الشیعه، ج 8، ص 578
841) وسائل الشیعه، ج 8، ص 579.
842) در پاره ای از احادیث منقوله از معصومان علیهم السلام در مفهوم اصلاح توسعه قائل شده و آن را به مطلق قصد خیر و نیک اندیشی در غیر مقاصد شخصی تعمیم داده است. مثلا در تفسیر آیه (ایتها العیر انکم لسارقون) (یوسف، 70) و آیه کریمه (بل فعله کبیرهم) (انبیاء 63) از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که چون کلام یوسف و ابراهیم علیهما السلام به قصد اصلاح بوده اشکالی ندارد.
843) اصول کافی، ج 2، ص 209 حدیث 4. (مشروح این حدیث در بحث اصلاح بین مردم آمده است.)
844) بحارالانوار، چاپ بیروت، ج 74، ص 51
845) اصول کافی، ج 2، ص 342، حدیث 18
846) بعضی از بزرگان از اساتید ما، مسئله دروغ را در این مورد به شرح زیر توجیه کرده و فرموده اند: چون وعده نوعی تعهد و التزام است و تعهد از مقوله انشاء است، نه اخبار؛ بنابراین وعده به همسر تخصصا از مصادیق دروغ بیرون است، زیرا صدق و کذب مربوط به خبر است و مقوله انشا از دایره صدق کذب خارج است و اگر گاهی به صفت صدق و کذب متصف می شود، از باب تشبیه و مجاز است؛ پس تعبیر به وعده دروغ، مسامحه در تعبیر است و تعبیر صحیح، وعده غیر جدی است، نه وعده دروغ، و چون وعده غیر جدی تعهدآور نمی باشد، تخلف از آن اشکال و گناهی ندارد و در حقیقت این گونه وعده، دروغ نیست و استثنای آن از کذب حرام از قبیل استثنای منقطع است. ولی حضرت استاد در خاتمه اضافه می فرماید: در هر حال احتیاط آن است که در غیر صورت اکراه و اضطرار به خانواده دروغ نگوید.
به نظر نگارنده انحصار دروغ در خبر از اصطلاحات اهل منطق و اصول است و در عرف و لغت چنین انحصاری دیده نمی شود، چنان که در آیات و اخبار و اشعار، لغت صدق و کذب در غیر از خبر فراوان استعمال شده است. در قرآن مجید در آیاتی مانند آیه شریفه: (انه کان صادق الوعد.) (مریم 54) و آیه رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق (اسراء 80) اطلاق صدق و کذب در غیر خبر فراوان است، چنان که می فرماید: (الدنیا دار صدق لمن صدقها:) (نهج البلاغه صبحی صالح حکمت 131.) خلاصه صفت صادق تنها به راست گویان اطلاق نمی شود، که به راست کرداران نیز گفته می شود: (و کونوا مع الصادقین) (توبه 119،) فجر صادق و کاذب از کلمات شایع الاستعمال است در این تعابیر به حسب ظاهر تاویل و تشبیه لحاظ نمی شود و به صورت حقیقت جریان دارد و در تمام این موارد، معیار صدق و کذب انطباق و عدم انطباق با واقعیت ملحوظ است، تا آن واقعیت چه باشد؛ گاهی یک امر خارجی و گاهی یک تعهد و احیانا یک اعتقاد قلبی است. خلاصه ملاک صدق و کذب انطباق و عدم انطباق با مطابق و واقعیت موردنظر است و تا این معیار امکان دارد، چرا دست توسل به سوی مجاز و تشبیه دراز کرده و از حقیقت فرار کنیم؟ روی این تحقیق، وعده دروغ از مصادیق واقعی دروغ است و کسی که بدون جد وعده می دهد، در اظهار این تعهد دروغ گو است، زیرا اظهارش با اسرار و آشکارش با نهان مطابقت ندارد؛ چه آن را به صورت خبر از آینده و چه به عنوان انشای تعهد بپذیریم. در صورت اول که دروغ بودن آن واضح است و در صورت دوم چون ظاهر کلام جدی بودن مفهوم آن است. بنابراین وقتی گوینده قصد جدی در این تعهد ندارد. کلامش که متضمن تعهد است با قصد جدی او تطبیق نمی کند و این عدم تطابق نشانه کذب اوست. والله اعلم.
847) دروس فلسفه اخلاق محمد تقی مصباح یزدی، تهران، اطلاعات، 1373، ص 90. 89
848) دکتر محمد لگنهاوزن راست گویی و دروغ گویی در فلسفه اخلاق فصل نامه معرفت، زمستان 1374، ص 35. 39.
849) بقره (2) آیه 42
850) al- sadiq, the lantern of the path )long mead: element books, 9891(, p: 42.
lmam ja far
851) ct. muhammad mahdi ibn dahrr al naraqi, jaml al saadat )tehran: wofis, 589(.
852) of virtue )albany: state university of new york press, 5791(, p: 711 _ 911.
mohamed ahmed sherif, ghazali s theory
853) shi ite lslam )houston: freelslamic literature, 9791(, pp: 322-522. for the
see s. h. m jafri the origingcf. allamah sayyid muhammd hussayn tabataba i
the doctrine or taqyyah during the lmamate oflmam al baqir and lmam al sadiq,
of shi a lslam )qom:ansarian publication, 9891(, pp: 892 ff.development or
and development
854) sissela bok, lying )new york: vintage books, 9791(, pps. 41_51, 73_83.
855) reason and othet writings in moral philosophy, ed. and tr. lewis white bock
643-053, reprinted in bok, pp: 582-092.from lmmanuel kant, critique of practical
chicago: university or chicago press, 9491, pp.
856) سیسلاباک، در ص 53، کتاب خویش دلیل سودگرایان مبنی بر اینکه آنها پیش فرض را علیه دروغ گویی می پذیرند ارائه می دهد وی ادعا می کند که دروغ گویان - مخصوصا در محاسبه نتایج دروغ هایشان - متعصب هستند و در نتیجه به نفع خود توجیهی پیدا می کنند. برای جبران این تعصب سودگرایان خبره اظهار می کنند که دروغ گویی به ظاهر ارزش منفی دارد. به هر حال به دور از مسئله اعتماد اجتماعی، یک سودگرای دقیق می تواند چنین استدلال کند که وقتی منافع خود شخص مطرح است، از گفتن حقیقت دچار وسوسه می شویم و در نتیجه طبق قائده سودگرایی ناگزیر به گفتن دروغ می شویم منافع خودخواهانه می تواند با پیشنهاد این که راست بگوییم و با دروغ با سودگرایی مخالفت کند؛ پس تعصب ناشی از خودخواهی خنثا می باشد و دلیل این امر نمی شود که سودگرایان خبره باید به دروغ ارزش منفی بدهند.
857) اصلاح منطقی برای نوعی برهان یا مغالطه.
858) سودگرایی قانون مند نوعی سودگرایی است که برای سنجیدن فعل جزئی روش مستقیم ندارد و برای ارزیابی خوبی یا بدی کار به قانون متوسل می شود.
859) bok, op. cit 36-46.
860) bok. op.cit 67
861) republic, 983b, cited in bok, p: 723.
862) نتیجه گرایی، دیدگاه متقابل طرف داران کانت )deontotogists( است که معیار ارزش گذاری کار را نتایج حاصل از آن کار می دانند طرف داران کانت، معیار ارزش و کار را - وظیفه طبق قانون کلی - می دانند.
863) bok, pp. 262_362.
864) London, humanities press, 7691( Mike W. Martin, self _ Deception and Morality
and self _ Under standing )lawrence,E.g.Herbert Fingarette, selt _ Deception
deception)Lawrence: university press of Kansas, 6891( mike W. Martin, ed, self _ Deception
kansas, 5891(, Brain p. Mclaughin and Amelie rorty eds, perspectives on self _
_ Deception and the common life )new york: ptrer lang,University( press of
6891(.)berkeley:university of california press, 8891(, lioya h. steffen, self
865) nahj al-balagha, saying number 843.
866) سید رضا صدر، دروغ، ص 232، 235
867) وافی، ج 5، ص 932